دیپلماسی ترجمه و میراث ماندگار «التوحید»
مجله انگلیسیزبان التوحید که به همت خانواده فرهیخته قرایی در زمان خود نمونه اعلای ترجمه از فارسی بود هنوز سرمشقی ماندگار برای مترجمانی است که تازه دست به کار ترجمه متون اسلامی زدهاند.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، «محمدصادق امینی» کارشناس مرکز گفتگوی ادیان و فرهنگهای سازمان فرهنگ و ارتباطات در پاسداشت مترجمانی علوم انسانی و معارف اسلامی که برخی از آنها نیستند اما آثار و برکاتشان همچنان پارجاست با محوریت معارفه خانواده قرائی دست به قلم بده است که در ادامه مشروح این نوشته از نظر میگذرد:
درباره ترجمه آثار مکتوب اسلامی به زبان انگلیسی در ایران پس از انقلاب اسلامی چه به طور کلی و چه آسیبشناسانه نوشتههایی را پراکندهام، اما آنچه موجب این سیاهه شد نامهایی است که چندی پس از پیروزی انقلاب اسلامی با ترجمه کتابهای اسلامی به زبان انگلیسی در ایران پیوند خورده است؛ علیقلی قرایی و خواهر ایشان مهلقا قرایی (همسر دکتر وحید اختر شاعر، استاد فلسفه و رئیس وقت دپارتمان فلسفه دانشگاه علیگر هند).
مهلقاء قرایی اهل حیدرآباد هند تا سطح دکترا در رشته زبان انگلیسی درس خواند و برای ترجمه متون اسلامی به ایران آمد و ساکن شد. او در دوازدهم شهریور ۱۳۶۷ در خلیج فارس بر اثر اصابت موشک ناو آمریکایی به هواپیمای ایرباس ایران شهید و بدن او مفقود شد.
مرحوم دکتر وحید اختر هم در ترجمه دستی داشت. به یاد دارم که ترجمه گزیده رساله عملیه امام خمینی (ره) از جمله کارهای او بود. علیقلی قرایی که در قید حیات است و در ایران ساکن است چندین سال است که ترجمه قرآن کریم را به زبان انگلیسی به پایان برده و به وسیله مرکز ترجمان وحی در قم چاپ و منتشر شده است.
محصول کار این خواهر و برادر در سالهای پس از انقلاب اسلامی کار سترگ انتشار مجله التوحید انگلیسی در ایران و لندن بود که با اشراف آیت الله محمدعلی تسخیری و حجتالاسلام محمدباقر انصاری محلاتی انجام میگرفت. مجله التوحید انگلیسی در زمان خود به گواهی اهل فن، نمونه اعلای ترجمه از فارسی به انگیسی بود و سرمشقی بود برای مترجمانی که دست به کار ترجمه متون اسلامی میزدند.
باید گفت در کنار کتاب های ترجمه و منتشر شده به طور مسلسل در این مجله، ناشران بینالمللی دیگری هم بودند که شتابان دست به کار بودند و نگارنده به خاطر دارد که آقای قرایی از همان ابتدا از کیفیت ترجمه کتابهای دینی ناشران دیگر گلایه داشتند و علیرغم وجود تنگناها در جلب و جذب مترجمان توانا و شایسته، بار همه ترجمه ها را با خواهرشان و تعدادی بسیار محدود دیگر به دوش میکشیدند.
حال اگر به موضوع ترجمه نه از حیث فنی بلکه از منظر دیپلماسی فرهنگی بنگریم میبایست به تاثیر نمونههای شاخص پرداخت که به نمونه ای از آن اشاره شد. تاثیری که مجله التوحید انگلیسی در نشر معارف اسلامی میان مخاطبان در کشورهای مختلف داشت شاید کمتر اثری داشته است، از آن نظر که توجه محافل آکادمیک پیگیر مطالعات اسلامی را هم به سبب زبان فاخر آن جلب کرده بود. این مجله در چارچوب مطالعات اسلامی خود ماند و تلاش میکرد اغلب دیدگاه دانشمندان شیعی را ترجمه و نشر دهد.
نگارنده با اطلاع از سابقه مجله یاد شده و شرایط فعلی ترجمه و نشر بینالملل در ایران، توقف کار مجله را پس از ادغام بخش بینالملل سازمان تبلیغات اسلامی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی از خسارتهایی می داند که هرگز جبران نشد و نشریات اسلامی منتشر شده به زبان انگلیسی در داخل کشور بعد از آن هیچ یک نتوانستند جای آن را پر کنند و علیرغم توسعه فضاهای کار، کم بیش شاهد کارهای نسلی از مترجمان هستیم که گرچه جهاندیدهاند و با دانشگاه های خارج از کشور در ارتباط علمی بوده و هستند اما هنوز به کم و کیف کار چنان که باید و شاید آشنا نیستند.
مجله «التوحید» به طور مشخص چه نوع آثاری را ترجمه میکرد؟
آثار ترجمهشده را میتوان تقریباً در چند محور اصلی قرار داد. آثار عالمان اسلامی ایران و عراق و لبنان و احیانا متفکرانی دیگر از جهان اسلام از جمله آثار شخصیتهایی مانند امام خمینی، شهید مرتضی مطهری، علامه طباطبایی، شهید محمدباقر صدر، علامه محمدجواد مغنیه و دیگر متفکران شیعه در حوزههایی مانند قرآن، نهج البلاغه، فلسفه اسلامی، کلام اسلامی، اخلاق اسلامی، تفسیر، فقه، تاریخ اسلام و سایر شاخههای علوم اسلامی.
نیازها و ضرورتها در عصر حاضر
با گسترش گفتوگوی بین ادیان، فرهنگها و مذاهب و توسعه حضور فرهنگی ایران در جهان، لازم و ضروری مینماید، نهاد سیاستگذار(مرکز ساماندهی ترجمه و نشر معارف اسلامی و علوم انسانی) در بازخوانی فعالیتها و ارزیابی کیفی کتابها و مجلات اسلامی که علوم اسلامی رایج در ایران را ترویج و منتشر میکنند اقدام نماید تا بتواند از این رهگذر بخشی از تلاشهای گذشته را برای تقویت حضور اسلام در میان متفکران و علاقمندان در جهان پیش رو داشته و بازنشر نماید. این اقدام از آن روی اهمیت دارد که سالهاست که ناشران بینالمللی به طور جدی از بودجه حمایتی در ترجمه به زبانهای خارجی برخوردار نیستند و لذا کتابهای مبنایی و پرحجم ترجمه نمیشود و یا ترجمه کتابهایی مانند تفسیر قرآن که به چندین جلد میرسد یا ناتمام مانده و یا آغاز نمیشود. وانگهی اقتصاد نشر بینالملل که تابعی از شرایط اقتصادی و فرهنگی داخل کشور است نه کارکردی داشته و نه چشماند ازی ... برای آن متصور است.
گفتنیست ترجمه فقط یک فعالیت زبانی نبوده و نیست، بلکه کاریست که در حیطه پژوهش تعریف میشود؛ عملی است پژوهشی که به دست غیر متخصصان و مترجمان تاجرمسلک و سودجو به انحراف رفته است.
ترجمه انتقال ساده یک متن از فارسی به انگلیسی نیست. انتخاب آثار به اقتضای زمان، انتخاب مترجم به اقتضای اثر، مقدمههای مناسب نظیر آنچه ویلیام چیتیک بر ترجمه صحیفه سجادیه نوشته است، توضیحات و پاورقی های لازم در فهم متن برای مخاطب غیرمسلمان و حتی انتخاب ناشر به اقتضای توان توزیع میتواند بر تصویری که مخاطب خارجی از اسلام دریافت میکند تأثیر بگذارد.
به همین دلیل، برخی پژوهشگران ترجمههای نهادی جمهوری اسلامی را از نظر محتوایی در چارچوب سیاست یک ناشر و یا یک دستگاه فرهنگی دیدهاند و ترجمه بخشی از فرایند تولید و انتقال یک گفتمان است که مخاطب محدودی را در بر میگیرد و یا برای رفع یک نیاز فصلی و مناسبتی انجام میگیرد.
البته این بدان معنا نیست که همه ترجمههای اسلامی در ایران، دولتیاند و نیاز یک دستگاه را رفع میکنند بلکه باید به مترجمان و ناشران خصوصی و مراکز علمی نیز در ترجمه آثار اسلامی توجه داشت که اهداف علمی و دانشگاهیشان بر هدفهای مناسبتی چیره دارد.
لذاست که ترجمه آثار اسلامی از فارسی به انگلیسی از یک فعالیت نسبتاً محدود به یک شبکه گسترده علمی، فرهنگی و نهادی تبدیل میشود و حوزههای گسترده علمی را شامل میشود و دامنه کار از مرزهای ترویج علوم اسلامی عبور کرده و به گفتگوهای دینی انجامیده و به آن دوام و قوام میبخشد.
نتیجه میتوان گفت ترجمه انگلیسی آثار اسلامی در جمهوری اسلامی سه کارکرد همزمان پیدا کرد: کارکرد دینی برای معرفی اسلام و تشیع، کارکرد علمی برای انتقال میراث فکری اسلامی به دانشگاهها و پژوهشگران و کارکرد فرهنگی ـ سیاسی برای معرفی دیدگاههای جمهوری اسلامی و انقلاب اسلامی در خارج از ایران. در رشته دانشگاهی «مطالعات ترجمه» نیز به همین پیوند میان ترجمه، سیاست فرهنگی و ایدئولوژی در ایران توجه شده است.
