• 1405/06/25 - 16:56
  • 40
  • : 8 دقیقه

وقتی استودیوهای محتوایی زبان جنگ را تغییر دادند/ تقدیر عوامل جایزه دیپلماسی عمومی از «پی‌اُوی»

استودیو POV از مجموعه‌هایی که در جریان جنگ رمضان به سراغ قالب‌هایی متفاوت از روایت‌های کلاسیک رسانه‌ای رفت در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی شایسته تقدیر انتخاب شدند.

_E2A7073

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات، جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در کنار میدان نظامی، میدان دیگری را نیز در فضای مجازی شکل داد؛ میدانی که در آن تصویر، انیمیشن، میم، هوش مصنوعی و شخصیت‌های فرهنگ عامه به ابزارهایی برای روایت جنگ تبدیل شدند. 

در این میان نام POV در روزهای پس از جنگ در مجموعه گزارش‌ها و نشست‌های مرتبط با روایتگری جنگ مطرح شد که اهمیت آن صرفاً در انتخاب یک قالب تصویری متفاوت خلاصه نمی‌شود؛ بلکه مسئله مهم‌تر، تغییر زبان روایت جنگ برای مخاطبی بود که بخش قابل توجهی از مصرف رسانه‌ای خود را در اینستاگرام، تلگرام، یوتیوب و دیگر شبکه‌های اجتماعی انجام می‌دهد.

از «خبر جنگ» به «محصول رسانه‌ای»

رسانه سنتی جنگ را عمدتاً با تصاویر واقعی، گزارش خبرنگار، گفت‌وگوی کارشناسی، نقشه، اینفوگرافیک و تصاویر میدان نبرد روایت می‌کند اما تولیدکنندگان محتوای جدید، مخاطب را در فضای دیگری پیدا می‌کنند؛ فضایی که در آن یک ویدئوی کوتاه، یک شخصیت کارتونی یا حتی یک میم می‌تواند بیش از یک گزارش چندصفحه‌ای دیده شود و POV در همین نقطه وارد عمل شد.

ساختار این استودیو اساساً بر تولید محتوای بصری و دیجیتال استوار است. فعالیت حرفه‌ای POV نشان می‌دهد که این مجموعه در حوزه‌هایی همچون موشن‌گرافیک، تدوین، طراحی کاراکتر، تولید محتوای شبکه‌های اجتماعی و اجرای ایده‌های گرافیکی با کمک هوش مصنوعی توانست جذب مخاطب کند؛ موضوعی که نشان می‌دهد استفاده از ابزارهای جدید تولید تصویر و ویدئو بخشی از ظرفیت کاری این مجموعه بوده است. در چنین مدلی، فاصله میان ایده و محصول نهایی کوتاه می‌شود. یک ایده می‌تواند به سرعت به یک ویدئو، انیمیشن یا تصویر قابل انتشار تبدیل شود و سپس در چندین پلتفرم بازنشر شود.

چرا لگو؟

یکی از شاخص‌ترین قالب‌هایی که در روایت جنگ مورد توجه قرار گرفت، سبک لگویی بود. لگو در ظاهر یک زبان کودکانه و سرگرم‌کننده است، اما استفاده از آن برای روایت یک موضوع جدی، یک تضاد بصری ایجاد می‌کند که می‌تواند به جذابیت و قابلیت بازنشر اثر کمک کند.

استفاده از این فرم چند مزیت رسانه‌ای دارد: اول؛ ساده‌سازی روایت. مخاطب بدون نیاز به شناخت اصطلاحات تخصصی نظامی می‌تواند خط اصلی داستان را دنبال کند. دوم؛ فاصله گرفتن از تصاویر خشن جنگ.بازنمایی حمله، موشک، هواپیما یا شخصیت‌های سیاسی در قالب عروسکی و لگویی، محتوایی تولید می‌کند که قابلیت انتشار عمومی بیشتری دارد. سوم؛ قابلیت جهانی شدن.تصویر یک شخصیت لگویی برای فهمیده‌شدن به ترجمه طولانی نیاز ندارد. چهارم؛ قابلیت ترکیب با طنز و میم.این قالب به تولیدکننده اجازه می‌دهد پیام جدی را با زبان طنز، اغراق و فرهنگ اینترنتی ترکیب کند. تجربه POV را باید در چارچوب بزرگ‌تری از تغییر زبان رسانه‌ای در جنگ دید؛ زبانی که مرز میان انیمیشن، میم، ویدئوی کوتاه و محتوای سیاسی را کم‌رنگ کرده است.

در این مدل، شخصیت سیاسی دیگر الزاماً در قالب عکس خبری یا کاریکاتور سنتی نمایش داده نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند تبدیل به یک کاراکتر سه‌بعدی، عروسکی یا انیمه‌ای شود. این تغییر، به‌خصوص برای مخاطبان جوان شبکه‌های اجتماعی اهمیت دارد. مخاطبی که روزانه با ویدئوهای کوتاه، بازی‌های ویدئویی، انیمه و میم مواجه است، الزاماً با زبان رسمی خبر ارتباط برقرار نمی‌کند؛ اما ممکن است همان موضوع را در قالبی آشنا دنبال کند. از این منظر، POV تلاش کرده است زبان تولید محتوای دیجیتال را به زبان روایت یک رخداد سیاسی ـ نظامی نزدیک کند.

هوش مصنوعی و کوتاه شدن مسیر تولید

یکی از مهم‌ترین تغییرات صنعت محتوا در سال‌های اخیر، ورود هوش مصنوعی به فرآیند تولید تصویر و ویدئو است. نشانه‌های استفاده از این ظرفیت در فعالیت حرفه‌ای POV نیز دیده می‌شود. در فراخوان‌های همکاری مرتبط با این مجموعه، توانایی «پیاده‌سازی ایده با کمک هوش مصنوعی» در کنار مهارت‌های گرافیک، موشن و طراحی برای شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان یکی از مهارت‌های مورد نیاز مطرح شده است.

این فناوری برای تولیدکننده محتوا یک مزیت مهم دارد: کاهش زمان و هزینه تولید. در گذشته، ساخت یک انیمیشن کوتاه نیازمند طراحی، مدل‌سازی، انیمیت، نورپردازی، رندر و تدوین بود. اکنون بخشی از این مراحل می‌تواند با ابزارهای هوش مصنوعی تسریع شود. در شرایط جنگی که سرعت انتشار اهمیت بالایی دارد، این مسئله می‌تواند تفاوت مهمی ایجاد کند؛ چراکه یک تیم کوچک می‌تواند ایده‌های بیشتری را در مدت زمان کوتاه‌تری آزمایش کند.

روایت جنگ بدون دوربین جنگ

یکی از نکات قابل توجه در تجربه POV این است که برای روایت یک جنگ الزاماً به تصاویر واقعی جنگ نیاز نیست. یک موشک می‌تواند با گرافیک سه‌بعدی بازسازی شود؛ یک هواپیما می‌تواند تبدیل به کاراکتر شود؛ یک شخصیت سیاسی می‌تواند در قالب فیگور لگویی نمایش داده شود و یک رویداد واقعی می‌تواند در قالب داستانی چندده‌ثانیه‌ای بازسازی شود.

این شیوه، به نوعی بازسازی رسانه‌ای واقعیت تبدیل می‌شود. تولیدکننده به جای آنکه منتظر تصاویر میدان جنگ بماند، خودش جهان بصری روایت را طراحی می‌کند. این ویژگی در شرایطی که تصاویر واقعی جنگ یا به دلایل امنیتی در دسترس نیستند یا قابلیت انتشار گسترده ندارند، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

یک محصول برای چند پلتفرم

تولیدات این سبک از ابتدا برای مصرف در شبکه‌های اجتماعی طراحی می‌شوند. ویدئو می‌تواند در یک پلتفرم منتشر شود، سپس به صورت کوتاه‌شده در اینستاگرام قرار گیرد، نسخه دیگری از آن در تلگرام بازنشر شود و بخش‌هایی از آن به شکل تصویر ثابت یا میم در سایر شبکه‌ها مورد استفاده قرار گیرد. در این مدل، محصول رسانه‌ای دیگر الزاماً یک ویدئوی واحد نیست؛ بلکه می‌تواند یک بسته محتوایی چندرسانه‌ای باشد. این همان نقطه‌ای است که استودیوهایی مانند POV با رسانه‌های سنتی تفاوت پیدا می‌کنند.

نقطه قوت؛ زبان تصویری مشترک

یکی از ویژگی‌های مهم این نوع تولیدات، استفاده از زبان تصویری است که مرزهای جغرافیایی را تا حدی پشت سر می‌گذارد. مخاطب خارجی ممکن است زبان فارسی نداند، اما می‌تواند شخصیت، درگیری، حرکت موشک، انفجار یا رویارویی دو کاراکتر را از طریق تصویر بفهمد. این همان ویژگی‌ای است که تولید محتوای تصویری را به ابزاری برای ارتباطات بین‌المللی تبدیل می‌کند. به همین دلیل، استفاده از انیمیشن و لگو را نباید صرفاً یک انتخاب زیبایی‌شناختی دانست؛ این قالب‌ها امکان انتقال پیام به مخاطبی را فراهم می‌کنند که الزاماً با زبان فارسی و ساختار رسانه‌ای ایران آشنا نیست.

پی‌اُوی و نسل تازه تولیدکنندگان محتوا

تجربه POV را می‌توان بخشی از یک تغییر بزرگ‌تر در اکوسیستم رسانه‌ای ایران دانست؛ تغییر از رسانه‌ای که تولید محتوا را عمدتاً در اختیار سازمان‌های بزرگ می‌دانست، به محیطی که یک تیم کوچک متخصص در گرافیک، تدوین، انیمیشن و هوش مصنوعی نیز می‌تواند در مدت کوتاهی محصولی با قابلیت انتشار گسترده تولید کند.

در جنگ اخیر، این «زاویه دید» از یک مفهوم تبلیغاتی فراتر رفت و به انتخاب زبان روایت تبدیل شد: به جای گزارش مستقیم جنگ، ساختن یک جهان تصویری؛ به جای قاب تلویزیونی، ویدئوی کوتاه؛ و به جای تصاویر واقعی، ترکیبی از انیمیشن، طراحی، گرافیک و فناوری‌های نوین. محصولی که مخاطب را به تماشا وادار می‌کند.

در نهایت، اهمیت تجربه POV را می‌توان در یک تغییر ساده خلاصه کرد: تبدیل پیام به محصول سرگرم‌کننده. در فضای شبکه‌های اجتماعی، مخاطب الزاماً به دنبال «دریافت پیام» نیست؛ او به دنبال چیزی است که ارزش دیدن و فرستادن برای دیگران داشته باشد.

اگر پیام سیاسی در قالب یک محصول جذاب قرار بگیرد، کاربر می‌تواند بدون آنکه خود را مخاطب یک پیام رسمی بداند، آن را ببیند، ذخیره کند و برای دیگران بفرستد. اینجاست که انیمیشن، لگو، میم و هوش مصنوعی از ابزارهای صرفاً فنی به ابزارهای ارتباطی تبدیل می‌شوند.

همین نکته از چشم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی دور نماند و در نخستین دوره جایزه بین المللی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران، یکی از برندگان بخش تولیدات رسانه ای در ایام جنگ، محمدرضا صفری بود مدیر استودیوی POV بود.

 

. .

. .

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.