• 1405/03/22 - 17:30
  • 228
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

«نمادسازی»؛ ابزار پنهان قدرت در جهان معاصر

یکی از مهم‌ترین پرسش‌های علوم اجتماعی این است که چرا برخی اندیشه‌ها طی قرن‌ها باقی می‌مانند و برخی با وجود بهره‌مندی از کتاب‌ها، سخنرانی‌ها و منابع فراوان به فراموشی سپرده می‌شوند. پاسخ کوتاه این پرسش عمیق را به راستی باید در «جهان نمادها» جستجو کرد.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، یحیی جهانگیری، رایزن فرهنگی ایران در اندونزی، به‌دنبال برخی اقدامات تبیینی صورت پذیرفته در حوزه دیپلماسی عمومی طی یک یادداشت بر اهمیت نمادسازی تاکید کرد و نوشت: «تاریخ گواه است که هیچ تمدن، دین، مکتب فکری یا جنبش سیاسی بدون خلق المان‌های مصداقی قدرتمند نتوانسته است نفوذی پایدار در حافظه جمعی انسان‌ها ایجاد کند».

در ادامه مشروح این نوشته را که در اختیار رسانه‌ها قرار گرفته است با هم می‌خوانیم؛

ارنست کاسیرر، فیلسوف آلمانی در اثر مشهور خود «فلسفه صورت‌های نمادین» انسان را نه «حیوان عاقل» بلکه «حیوان نمادساز» معرفی می‌کند.

از نگاه او انسان جهان را مستقیماً درک نمی‌کند، بلکه از طریق شبکه‌ای از نمادها، نشانه‌ها، زبان، اسطوره‌ها، هنر و دین با جهان ارتباط برقرار می‌کند.

به تعبیر کاسیرر، فرهنگ انسانی اساساً یک جهان نمادین است و بدون نمادها نه هویت شکل می‌گیرد و نه تمدن. (Yale University Press) مطالعات نشانه‌شناسی نیز همین نکته را تأیید می‌کنند.

نشانه‌شناسی علمی است که به بررسی نقش نشانه‌ها و نمادها در انتقال معنا می‌پردازد. این حوزه نشان می‌دهد که انسان‌ها بیش از آنکه با واقعیت‌های عینی زندگی کنند، با معانی و تصاویری زندگی می‌کنند که به آن واقعیت‌ها نسبت داده‌اند.

 (Encyclopedia Britannica) پیر بوردیو، جامعه‌شناس فرانسوی گام را از این هم فراتر گذاشته و مفهوم «قدرت نمادین» را مطرح می‌کند. از نگاه چنین صاحب‌نظر برجسته قدرت تنها در ارتش، اقتصاد یا سیاست خلاصه نمی‌شود؛ بلکه مهم‌ترین قدرت، توانایی تعریف معنا و مشروعیت‌بخشی به واقعیت است.

بوردیو معتقد بود نمادها، زبان، تصاویر و نشانه‌ها می‌توانند بدون استفاده از زور، رفتار انسان‌ها را هدایت کنند. هنگامی که یک نماد در ذهن جامعه به عنوان یک حقیقت پذیرفته شود، به ابزاری برای شکل‌دهی به هویت، ارزش‌ها و رفتارها تبدیل می‌شود. (Wikipedia) در همین چارچوب، متفکر فرانسوی رولان بارت در کتاب «اسطوره‌شناسی‌ها» توضیح می‌دهد که جوامع مدرن چگونه از اشیای روزمره، تصاویر و نمادها برای ساختن «اسطوره‌های جدید» استفاده می‌کنند.

از نگاه بارت، بسیاری از تصاویر، برندها، تبلیغات و محصولات فرهنگی صرفاً کالا نیستند؛ بلکه حامل ارزش‌ها و جهان‌بینی‌های خاصی هستند که به تدریج به عنوان امری طبیعی و بدیهی پذیرفته می‌شوند. (Critical Legal Thinking) بر همین اساس، غرب در یک قرن گذشته بیش از آنکه صرفاً صادرکننده کالا یا نظریه باشد، صادرکننده نماد بوده است.

هالیوود فقط فیلم تولید نمی‌کند؛ بلکه قهرمان، اسطوره و الگوی زندگی می‌سازد. شرکت‌های بزرگ تنها محصول نمی‌فروشند؛ بلکه هویت و احساس تعلق تولید می‌کنند. دانشگاه‌ها فقط علم آموزش نمی‌دهند؛ بلکه نماد اعتبار علمی خلق می‌کنند.

نمونه بارز این مسئله را می‌توان در برندهای جهانی مشاهده کرد. ارزش اقتصادی بسیاری از برندهای مشهور جهان نه در کارخانه‌ها و ساختمان‌های آنها، بلکه در ارزش نمادین لوگوهایشان نهفته است.

هنگامی که فردی یک نشان تجاری خاص را می‌بیند، مجموعه‌ای از مفاهیم همچون کیفیت، اعتماد، موفقیت یا سبک زندگی در ذهن او فعال می‌شود. این همان چیزی است که بوردیو آن را «سرمایه نمادین» می‌نامد؛ سرمایه‌ای که گاه از سرمایه اقتصادی نیز اثرگذارتر است. (Wikipedia) در حوزه سیاست نیز وضع به همین شکل است. بسیاری از دولت‌ها بخش مهمی از بودجه خود را صرف نمادسازی می‌کنند.

پرچم‌ها، بناهای یادبود، مراسم ملی، تصاویر رهبران، روزهای ملی، سرودها و حتی رنگ‌های خاص، همگی بخشی از نظام نمادین دولت‌ها هستند. هدف از این اقدامات تنها زیبایی‌شناسی نیست؛ بلکه ایجاد حافظه جمعی و تثبیت هویت مشترک است.

قدرت نمادها از یک ویژگی روان‌شناختی مهم ناشی می‌شود: ذهن انسان تصاویر را سریع‌تر از مفاهیم انتزاعی پردازش می‌کند. یک تصویر ممکن است در چند ثانیه پیامی را منتقل کند که انتقال آن از طریق متن به ده‌ها صفحه نیاز داشته باشد.

به همین دلیل بسیاری از جنبش‌های موفق تاریخی توانسته‌اند با یک تصویر، یک رنگ یا یک نشان، میلیون‌ها نفر را تحت تأثیر قرار دهند. نکته مهم‌تر آن است که نمادها مرز میان نخبگان و توده مردم را از بین می‌برند. کتاب‌ها معمولاً توسط گروه محدودی مطالعه می‌شوند، اما نمادها برای همگان قابل فهم هستند.

یک فرد ممکن است هرگز کتابی درباره یک اندیشه نخوانده باشد، اما از طریق تصاویر، لباس‌ها، دیوارنگاره‌ها، فیلم‌ها و فضای عمومی با آن اندیشه ارتباط برقرار کند.

به همین دلیل تمدن‌ها و جریان‌های فکری بزرگ همواره به تولید نماد اهتمام داشته‌اند. ادیان با نمادهای دینی، ملت‌ها با پرچم‌ها و یادمان‌ها، شرکت‌ها با لوگوها و برندها و جنبش‌های سیاسی با تصاویر و شعارهای ماندگار، حافظه اجتماعی را شکل داده‌اند.

ماندگاری یک تفکر تنها با کتاب و مقاله و برگزاری رویدادها رقم نمی‌خورد؛ آنچه یک اندیشه را در حافظه جمعی ملت‌ها تثبیت می‌کند، «نمادسازی» و «نشانه‌آفرینی» است.

غرب سال‌هاست که از همین شیوه بهره می‌گیرد؛ اندیشه‌ها را به نماد تبدیل می‌کند و نمادها را به موتور محرک گفتمان‌ها و جریان‌های فکری بدل می‌سازد. این بار در اندونزی نیز همین مسیر در حال شکل‌گیری است. گاهی تصویر رهبر شهید بر تی‌شرت‌ها نقش می‌بندد و بر تن نوجوانان و جوانان دیده می‌شود؛ گاهی بر بطری‌های آب و محصولات فرهنگی می‌نشیند؛ زمانی بر صفحه تلویزیون‌های شهری ظاهر می‌شود و نگاه هزاران رهگذر را به خود جلب می‌کند و اینک بر پشت خودروها و موتورسیکلت‌ها به تصویر کشیده می‌شود و در خیابان‌های شهر به حرکت درمی‌آید.

تفکر زمانی ماندگار می‌شود که از صفحات کتاب فراتر رود و به بخشی از زندگی روزمره مردم تبدیل گردد. نمادها، اندیشه‌ها را از فضای ذهنی به عرصه اجتماعی می‌آورند و به آنها حیات مستمر می‌بخشند. از همین رو، هر نشانه‌ای که در جامعه تکثیر می‌شود، صرفاً یک تصویر نیست؛ بلکه حامل یک روایت، یک هویت و یک پیام است.

نمادها هستند که تفکر را در حافظه تاریخی نگه می‌دارند. نمادسازی؛ راز ماندگاری اندیشه‌ها تاریخ نشان می‌دهد که هیچ تمدن، دین، مکتب فکری یا جنبش سیاسی بدون خلق نمادهای قدرتمند نتوانسته است نفوذی پایدار در حافظه جمعی انسان‌ها ایجاد کند.

به همین دلیل تمدن‌ها و جریان‌های فکری بزرگ همواره به تولید نماد اهتمام داشته‌اند. ادیان با نمادهای دینی، ملت‌ها با پرچم‌ها و یادمان‌ها، شرکت‌ها با لوگوها و برندها و جنبش‌های سیاسی با تصاویر و شعارهای ماندگار، حافظه اجتماعی را شکل داده‌اند.

امروزه در عصر رسانه‌های اجتماعی، اهمیت نمادها چند برابر شده است. در گذشته یک نماد برای انتشار نیازمند سال‌ها زمان بود، اما اکنون یک تصویر می‌تواند ظرف چند ساعت میلیون‌ها بار بازنشر شود. از این رو، نبردهای فرهنگی و تمدنی بیش از هر زمان دیگری به نبرد نمادها تبدیل شده‌اند.

بنابراین، ماندگاری یک تفکر تنها با تولید کتاب و برگزاری همایش تضمین نمی‌شود. کتاب‌ها بنیان معرفتی را می‌سازند، اما نمادها آن معرفت را وارد زندگی روزمره مردم می‌کنند. هرگاه یک اندیشه بتواند به تصویر، نشان، هنر، پوشش، رسانه و فضای عمومی راه پیدا کند، از سطح یک نظریه فراتر رفته و در قلب مخاطبان به عنوان یک امر نهادینه قبول می‌شود.

انتهای پیام/

. .

. .

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.