عرفان ایرانی کلید فتح قلبهای انسانی
ادبیات فارسی، نه تنها زبان شعر و سخنوری، بلکه یک کلید طلایی است که فکرهای بسته و قلبهای مردمان بسیاری در شبهقاره هند را گشوده است.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در ادامه سلسله نشستهای تخصصی مرکز گفتوگوی ادیان و فرهنگهای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نشست «سهم ایرانیان در تکوین و تطور تصوف هند»، با همکاری انجمن علمی عرفان اسلامی ایران در ساختمان شماره 14 سازمان فرهنگ برگزار شد.
مجتبی زروانی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران در این نشست، به بررسی نقش و تاثیر متصوفه و عارفان ایرانی در شکلگیری و تحول عرفان در شبهقاره هند پرداخت.
وی به راز بزرگ صوفیه و نقش زبان فارسی در گسترش عرفان در شبهقاره هند اشاره کرد و با طرح این پرسش که «چرا عارفان بزرگ ایرانی در هند، با وجود تسلط بر زبان عربی، زبان فارسی را برای ارتباط با مردم برگزیدند؟»، پاسخ را در یک استراتژی هوشمندانه دایر بر «دیپلماسی فرهنگی» جستجو کرد.
زروانی با بیان اینکه انتخاب زبان فارسی تنها یک گرایش ادبی نبوده ، بلکه یک انتخاب استراتژیک برای فتح «قلعههای سخت هند» بوده است، توضیح داد: عارفان ایرانی با بهرهگیری از غنای ادبی و هنری زبان فارسی، توانستند مفاهیم پیچیده عرفانی را به زبانی دلنشین و قابل فهم برای مردم هند منتقل کنند. این امر باعث شد تا عرفان ایرانی به سرعت در میان اقشار مختلف جامعه هند نفوذ کرده و جایگاهی ویژه بیابد.
عضو هیات علمی دانشگاه تهران تأکید کرد: استفاده از فارسی به عنوان زبان اصلی شعر، عرفان و مکاتبات، درهای فرهنگی و اجتماعی هند را به روی عرفان ایرانی گشود و زمینهساز تبادل فرهنگی عمیقی میان ایران و هند شد. این زبان، بستری برای گسترش مفاهیم عرفانی و تبدیل شدن آن به بخشی از هویت فرهنگی هند شد.

وی ادامه داد: سالها پیش، بزرگان صوفیه متوجه یک نکته ظریف شدند که زبان عربی برای مردم هند غریبه بود، اما زبان فارسی به دلیل ریشههای مشترک با سنسکریت، مثل یک موسیقی آشنا به گوش میرسید. آنها تصمیم گرفتند به جای استفاده از زبان رسمی دین (عربی)، از زبان «قلب و احساس» (فارسی) استفاده کنند.
زروانی افزود: از علی حوجویری و کتاب معروف «کشفالمحجوب» گرفته تا پیران طریقتهای مختلف، همه روی یک چیز تأکید داشتند: «فارسی بخوانید، فارسی بنویسید و فارسی بشنوید». آنها میخواستند تجربههای درونی و معنوی را به گونهای منتقل کنند که هندیها آن را با روح خودشان لمس کنند. این کار باعث شد حتی کسانی که در نظام طبقاتی هند (کاستها) طرد شده بودند و هیچ جایگاهی نداشتند، جذب این محافل شوند. فارسی تبدیل شد به پلی که میلیونها انسان را به دنیای عشق و عرفان پیوند زد.
فارسی؛ پل ارتباطی میان ایران و هند
عضو هیات علمی دانشگاه تهران بیان کرد: در تحلیل نقش زبان فارسی در گسترش عرفان و اسلام در شبهقاره هند، نکتهای کلیدی از جمله تصمیم آگاهانه بزرگان صوفیه برای جایگزینی زبان فارسی با عربی در محافل معنوی وجود دارد. در حالی که شخصیتهای برجستهای همچون سهروردی و پیران طریقتهای قادریه و نقشبندیه تسلط کامل بر زبان عربی داشتند، اما در مجالس خود برای انتقال تجربیات درونی و شهودی، تنها از زبان فارسی بهره جستند. این انتخاب، یک تصمیم تصادفی نبود، بلکه ریشه در یک «هوشمندی زبانی و فرهنگی» داشت.
زروانی یادآور شد: به باور تحلیلگران، صوفیه متوجه شدند که زبان فارسی به دلیل ریشههای مشترک با زبانهای سنسکریت و زبانهای بومی هند، برای مخاطب هندی بسیار پذیرفتنیتر است. این اشتراک زبانی باعث شد تا معنویت صوفیانه نه به عنوان یک آموزه بیگانه، بلکه به عنوان تجربهای آشنا به گوش مردم برسد.

وی خاطرنشان کرد: صوفیه ثابت کردند که برای تغییر جهان و انتقال حقیقت، باید به زبانِ مخاطب صحبت کرد. زبان فارسی در آن دوران، نه فقط یک ابزار ارتباطی، بلکه یک «کلید طلایی» بود که درهای بسته قلبهای هندی را باز کرد.
این استاد دانشگاه یادآور شد: عارفان بزرگ ایران با درایت، زبان مشترک دلها را یافتند و از این گوهر زبانی برای گسترش آموزههای عرفانی و فتح قلههای فرهنگی هند بهره بردند. این انتخاب هوشمندانه، مسیری نوین در دیپلماسی فرهنگی گشود و پیوندی ناگسستنی میان تمدن ایران و هند تا به امروز رقم زد.
انتهای پیام/
