پیروزی در میدان بدون فتح افکار عمومی ناتمام است
مدیرعامل مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشارات بینالمللی الهدی نوشت: پیروزی در میدان بدون فتح افکار عمومی ناتمام است.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، مهدی فیاضی، مدیرعامل مؤسسه فرهنگی، هنری و انتشارات بینالمللی الهدی در یادداشتی، نوشت: در جهان امروز، جنگها تنها در میدانهای نظامی تعیین تکلیف نمیشوند؛ گاهی آنچه پس از پایان درگیریها در ذهن ملتها، رسانههای بینالمللی و محافل سیاسی جهان شکل میگیرد، بهاندازه نتایج میدانی و حتی بیش از آن در سرنوشت دستاوردهای یک کشور اثرگذار است.
از همین رو، غفلت از میدان روایتها میتواند دستاوردهایی را که با ایستادگی، فداکاری و هزینههای فراوان به دست آمدهاند، در معرض تهدید قرار دهد. این واقعیت، درباره ضرورت توجه همزمان به میدان نظامی، انسجام داخلی، سیاست و دیپلماسی و افکار عمومی جهان را دوچندان میکند.
تأکید بر نقشآفرینی فعالان فرهنگی و رسانهای در خط مقدم جنگ روایتها، یادآور این نکته اساسی است که دفاع از منافع ملی، ابعاد متنوعی دارد و نمیتوان آن را صرفاً در چارچوب ابزارهای سخت و نظامی تعریف کرد.
امروز رسانهها و شبکههای اجتماعی صرفاً ابزار انتقال خبر نیستند؛ آنها در شکلدهی به برداشت ملتها از رویدادها، برجستهسازی واقعیتها یا به حاشیه راندن آنها و حتی تأثیرگذاری بر تصمیمهای سیاسی نقش دارند.
در چنین فضایی، هر رویداد میتواند همزمان با چند روایت متفاوت در سطح جهانی بازنمایی شود؛ روایتهایی که گاه از واقعیتهای میدانی فاصله میگیرند و با تکرار، تصویر خاصی از کشورها و ملتها میسازند.
در این میان، سکوت یا انفعال رسانهای لزوماً به معنای بیطرف ماندن فضا نیست؛ بلکه ممکن است میدان را برای روایتهای رقیب بازتر کند. بنابراین، حضور مؤثر در عرصه رسانه بینالمللی، شناخت مخاطب، تسلط بر زبانهای خارجی، تولید محتوای مستند و بهرهگیری هوشمندانه از ظرفیتهای ارتباطی، بخشی از الزامات دفاع از منافع و اعتبار ملی است.
البته اثرگذاری پایدار در این عرصه، صرفاً با افزایش حجم انتشار محتوا حاصل نمیشود. اعتبار پیام، اتکای آن به واقعیت، شناخت مخاطب و توانایی برقراری ارتباط اقناعی، عواملی هستند که میتوانند یک پیام را از سطح انتشار فراتر برده و به عاملی مؤثر در شکلدهی به افکار عمومی تبدیل کنند.
یکی از نکات مهم، تأکید بر این واقعیت است که دیپلماسی عمومی و فرهنگی نباید به دوران پس از جنگ موکول شود. دیپلماسی فرهنگی، برخلاف برداشتی که آن را صرفاً به برگزاری رویدادهای هنری یا معرفی میراث تمدنی محدود میکند، ظرفیت ایجاد ارتباط، اعتمادسازی و انتقال واقعبینانه دیدگاهها و مواضع یک ملت به افکار عمومی دیگر کشورها را نیز در اختیار دارد.
در این چارچوب، دستاوردهای میدان نظامی زمانی میتوانند به منافع سیاسی و راهبردی پایدارتر تبدیل شوند که در عرصه دیپلماسی نیز برای تبیین آنها، ایجاد تفاهم و مدیریت برداشتهای بینالمللی تلاش شود.
قدرت نظامی میتواند در بازدارندگی نقش داشته باشد، اما حفظ و تقویت دستاوردهای ملی به مجموعهای از ظرفیتهای سیاسی، فرهنگی، رسانهای و اجتماعی نیازمند است.
از این منظر، دیپلماسی فرهنگی نه جایگزین توان دفاعی کشور، بلکه مکمل آن است؛ مکملی که میتواند امکان شنیدهشدن روایت ایران را افزایش دهد و زمینه شناخت دقیقتر جامعه جهانی از واقعیتهای کشور را فراهم کند.
تأکید بر ضرورت حمایت از فعالان فرهنگی و رسانهای و دعوت از افراد دارای ظرفیت برای ورود به این عرصه، نکتهای قابل تأمل در طراحی سیاستهای فرهنگی و رسانهای کشور است.
حضور موفق در عرصه بینالمللی به مجموعهای از توانمندیها نیاز دارد که بخشی از آنها در میان نیروهای متخصص، دانشگاهیان، فعالان رسانهای، ایرانیان خارج از کشور و افراد برخوردار از دانش زبانهای خارجی و تجربه ارتباطات بینالمللی وجود دارد.
مسئله اصلی، صرفاً برخورداری از این ظرفیتها نیست؛ بلکه شناسایی، سازماندهی و پیوند دادن آنها در چارچوب برنامهای روشن و هدفمند است.
نیروهای توانمند فرهنگی و رسانهای زمانی میتوانند اثرگذاری بیشتری داشته باشند که از آموزش تخصصی، دسترسی به اطلاعات معتبر، هماهنگی حرفهای و حمایت نهادی برخوردار شوند.
در این مسیر، باید از نگاه مقطعی به فعالیت رسانهای عبور کرد و به سمت شکلدهی شبکهای از کنشگران فرهنگی و رسانهای حرکت کرد؛ شبکهای که بتواند تحولات را بهموقع رصد کند، مخاطبان بینالمللی را بشناسد، روایتهای نادرست را با استدلال و مستندات پاسخ دهد و تصویری دقیق و قابل اتکا از جامعه ایران ارائه کند.
جهادتبیین هنگامی میتواند در عرصه بینالمللی به نتیجه مطلوب نزدیک شود که از سطح توصیههای کلی فراتر رود و به برنامهای عملیاتی، مستمر و مبتنی بر شناخت مخاطب تبدیل شود.
تولید محتوای چندزبانه، تربیت نیروهای متخصص، استفاده از قالبهای نوین ارتباطی، تعامل با رسانهها و نخبگان خارجی و تقویت سواد رسانهای، از جمله اقداماتی است که میتواند به افزایش کیفیت حضور فرهنگی و رسانهای کشور کمک کند.
در این میان، صداقت، دقت و پرهیز از اغراق باید از اصول بنیادین روایتگری باشد؛ زیرا اعتماد مخاطب سرمایهای است که بهآسانی به دست نمیآید و با انتشار اطلاعات نادرست یا ادعاهای اثباتنشده بهسرعت آسیب میبیند.
روایت مؤثر، روایتی است که علاوه بر برخورداری از پیام روشن، بتواند برای مخاطب پرسشگر نیز مستند، قابل فهم و اقناعکننده باشد. همچنین، حمایت از فعالان این عرصه نباید صرفاً به تقدیر از تلاشهای آنان محدود شود.
فراهمکردن فرصت آموزش، ایجاد زمینه همکاریهای تخصصی، بهرهگیری از تجربههای موفق و بهرسمیتشناختن نقش کنشگران فرهنگی و رسانهای، میتواند انگیزه و توان عملیاتی این نیروها را افزایش دهد.
این مطالب را میتوان یادآور یک ضرورت راهبردی دانست: در جهان پیچیده امروز، دفاع از منافع ملی به حضور همزمان و هماهنگ در میدانهای مختلف نیاز دارد. اگر میدان نظامی با ایستادگی و اقتدار شناخته میشود، میدان فرهنگی و رسانهای نیز به دانش، تخصص، روایتگری هوشمندانه و حضور مستمر نیازمند است.
اکنون پرسش مهم این است که چگونه میتوان ظرفیتهای پراکنده فرهنگی، زبانی، رسانهای و اجتماعی را به نیرویی منسجم و اثرگذار در عرصه بینالمللی تبدیل کرد؟ پاسخ به این پرسش، در گرو عبور از فعالیتهای پراکنده و حرکت به سمت برنامهریزی بلندمدت، تربیت نیروی متخصص و تقویت دیپلماسی عمومی و فرهنگی است.
پیروزی در میدان، نقطه پایان مسئولیتها نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای مهم برای تثبیت دستاوردها و تبدیل آنها به سرمایهای پایدار برای کشور است.
در این مسیر، میدانداران فرهنگ و رسانه نیز مسئولیتی خطیر بر عهده دارند؛ مسئولیتی که تحقق آن، مستلزم حضور آگاهانه، حرفهای و مستمر در عرصه جنگ روایتهاست.
