وقتی سمنها تسهیلگر دیپلماسی عمومی میشوند
موزه صلح تهران به بهانه حضور اثرگذار خود در ۸۱ اُمین سالروز گرامیداشت قربانیان بمباران هیروشیما نشان داد تشکلهای مردمی تا چه میزان میتوانند مروج دوستی ملتها و تسهیلگر دیپلماسی عمومی باشند.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در ادبیات آکادمیک روابط بینالملل، مدتهاست که مرز میان «دیپلماسی رسمی» و «ارتباط مردم با مردم» کمرنگ شده است. یان ملیسن، از نظریهپردازان برجستهی این حوزه، در تحلیل خود از آنچه «دیپلماسی عمومی نوین» مینامد، نشان میدهد که دیپلماسی امروز دیگر محدود به کنشگران دولتی نیست؛ بلکه شبکهای از بازیگران غیررسمی — از جمله سازمانهای مردمنهاد — در شکلدادن به روابط میان ملتها نقش میآفرینند.
نهادهای مردمنهاد، برخلاف نهادهای رسمی، با لایههای گوناگون جامعهی میزبان در تماساند و شناختی عمیق از کشور میزبان بهدست میآورند؛ شناختی که دسترسی آنها را از سطح مردمی تا سطح دولتی گسترش میدهد. این ویژگی دقیقاً همان سرمایهای است که موزه صلح تهران، در طول یک دهه و نیم همکاری صبورانه با نهادهای صلحطلب ژاپنی، گامبهگام برای دیپلماسی فرهنگی ایران فراهم آورده است.
نکتهی مهمتر آنکه ادبیات این حوزه، فرضیهی رایج در برخی محافل آکادمیک را به چالش میکشد — فرضیهای که میگوید نهادهای مردمنهاد تنها زمانی میتوانند در دیپلماسی عمومی مؤثر باشند که پشتیبانی مستقیم و آشکار دولتی داشته باشند.
واقعیتهای میدانی نشان میدهند این فرض همیشه درست نیست؛ گاه استقلال ظاهری یک نهاد مردمنهاد، دقیقاً همان چیزی است که اعتبار و نفوذ آن را در کشور میزبان تضمین میکند. در بسیاری از شرایط، مخاطب بیرونی، نمایندگان یک موزه یا یک خانوادهی داغدار را با پذیرشی صمیمانهتر از یک هیات رسمی میپذیرد.
سفر هیات موزه صلح تهران به ژاپن، در نیمهی مردادماه امسال، نمونهای دقیق و ملموس از این نظریه در عمل است. آنچه هیات موزه صلح تهران در توکیو بهدست آورد راهبرد هیات موزه صلح تهران از مسیر تعامل در بستر فرهنگ و هنر و با زبان سینما، همان مزیت نسبیای است که هر سال، محصولی ملموس برای دیپلماسی عمومی ایران در ژاپن به همراه دارد.
امسال نیز حضور این هیات همزمان با برگزاری جشنواره فیلم ایران در توکیو رقم خورد؛ رویدادی که در آن چند فیلم ایرانی همراه این هیات، و بهویژه مستند اثرگذار «میناب» با زیرنویس ژاپنی، به نمایش درآمد.
انتخاب این آثار، هرچند در نگاه نخست ساده مینماید اما از منظر راهبردی هوشمندانه است: نمایش این آثار، صرفاً یک اثر هنری نیست بلکه دعوتی مستقیم به تماشاگر ژاپنی است برای ورود بیواسطه به دنیای فرهنگی و انسانی ایران.
آنچه امسال اثرگذاری هیات موزه صلح تهران را در تعاملات دوسویهی مردم با مردم چندین برابر افزایش داد، همراهی خانوادهی شهید ماکان نصیری از میناب با این هیات بود. بازتاب این حضور در رسانههای ژاپنی، تصویری از صدای حقانیت و رنج در کنار مقاومت و امید به آینده ترسیم کرد — پیامی از ندای صلح که از سرزمین ایران، برای مخاطب ژاپنی روایت میشد.
هیروشیما؛ نقطهی اوج سفر گام دوم سفر هیات، حضور در شهر هیروشیما بود؛ درست در آستانهی سالگرد بمباران اتمی ۶ اگوست، روزهایی که این شهر به کانون توجه رسانهای و دیپلماتیک جهان بدل میشود.
مشارکت هیات در جشنوارهی سالیانه فیلم صلح ایران–هیروشیما، که با همکاری همتای ژاپنی — مؤسسهی MOCT — برگزار شد، نقطهی اوج برونداد این سفر بود. اما اوج واقعی این حضور، در مراسم رسمی سالروز بمباران اتمی هیروشیما، در محل پارک یادمان صلح این شهر، رقم خورد.
اعضای هیات، با پوشیدن پیراهنهای متحدالشکل و در همراهی پرچم جمهوری اسلامی ایران، در این مراسم شرکت کردند. اشتیاق خبرنگاران محلی برای تهیهی گزارش و خبر از حضور خانوادهی شهید ماکان نصیری، خود شاخصی روشن از موفقیت این حضور بود — نشانهای از اینکه صدای میناب، بدون درخواست رسمی، جایگاهی طبیعی در روایت جهانی صلح یافته است.
با هماهنگی رایزنی فرهنگی کشورمان، سیزدهمین دوره «جشنواره فیلم صلح و دوستی ایران و هیروشیما ۲۰۲۶ به عنوان یکی از رویدادهای فرهنگی مشترک سالیانه به میزبانی مؤسسه ژاپنی موست و با حضور هیات موزه صلح تهران (10 الی 16 مرداد در سینما یوکوگاوا شهر هیروشیما میزبان اهالی سینما و علاقهمندان بود.
در این رویداد سالیانه فرهنگی که همه ساله در مناسبت بزرگداشت سالگرد بمباران اتمی هیروشیما انجام می شود، برگزارکننده آن که کمیته اجرایی جشنواره فیلم صلح و دوستی ایران و هیروشیما است.
این جشنواره تلاش داشت تا در طول برگزاری این رویداد با نمایش آثار فیلمسازان مطرح ایران و ژاپن در حوزه موضوعات جنگ و صلح و کودکان، بر تعمیق پیوندهای صلحجویانه از طریق هنر هفتم تأکید کند.
دهها تصویر از کودکان و معلمان شهید و نیز نقاشیهای کودکان میناب به مدت دو روز از ۱۴ تا ۱۵ مرداد در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفت.
این نمایشگاه که با هدف رساندن صدای مظلومیت و معصومیت این کودکان طراحی شده بود فضایی تأملبرانگیز را پیش از ورود تماشاگران به سالن سینما رقم زد.
زیرساخت نهادی؛ چیزی فراتر از یک سفر عادی آنچه این سفر را از یک بازدید معمولی متمایز میکند، وجود زیرساخت نهادی چندلایهای است که پیشتر شکل گرفته و این سفر تنها بخشی از تداوم آن است.
نخست، همکاری موزه صلح تهران با مؤسسهی MOCT — گروه پزشکان بشردوستانهی ژاپنی، مستقر در هیروشیما — به بیش از یک دهه و نیم میرسد.
پزشکان این گروه از سالها پیش با سفر به سردشت با موضوع قربانیان حملات شیمیایی جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آشنا هستند و از همان ابتدا با جامعهی قربانیان شیمیایی ایران در تماس بودند؛ میزبانی و رابط رسانهای MOCT برای هیات در هیروشیما، محصول این سابقهی طولانی است، نه صرفاً یک هماهنگی موقت.
دوم، خود موزه صلح تهران و موزهی یادبود صلح هیروشیما (Hiroshima Peace Memorial Museum) برنامهی رسمی همکاری دارند — از تبادل آثار و نمایشگاه گرفته تا برنامههای آموزشی مشترک. این یعنی سفر امسال نه یک استثنا، بلکه تجلی یک رابطهی نهادی پایدار است.
سوم، دیدار سالانهی هیات با شهردار هیروشیما، که امسال نیز صورت گرفت، این سفر را به سطح دیپلماسی شهری (city diplomacy) ارتقا میدهد — سطحی که در آن، ارتباطات نه از طریق نهادهای دولتی رسمی، بلکه از طریق شهرداریها و نهادهای محلی شکل میگیرد.
چهارم، و شاید مهمترین لایهی زیرساختی، عضویت گستردهی شهرهای ایرانی در مجمع جهانی شهرداران برای صلح (Mayors for Peace) است — شبکهای که هیروشیما بنیانگذار آن بود.
بر اساس اسناد رسمی این مجمع، ایران اکنون دومین کشور جهان از نظر تعداد شهرهای عضو است، تنها پس از ژاپن، با نزدیک به هزار شهر عضو. شهر تهران نیز بهعنوان یکی از «شهرهای پیشرو» (Lead City) این شبکه در سطح منطقهای شناخته میشود.
این عضویت گسترده به این معناست که ایران، مستقل از فراز و فرودهای سیاسی دوجانبه، از پیش در بستر نهادی این شبکهی جهانی صلح جای گرفته است — بستری که سفر هیات موزه صلح تهران دقیقاً بر روی آن سوار میشود. چرا اینها «ظرفیت» محسوب میشوند اهمیت این چهار لایه در آن است که هیچکدام محصول یک تصمیم رسمی لحظهای نیستند.
آنها سرمایه انباشتهشده نهادی هستند — چیزی که در ادبیات دیپلماسی عمومی از آن با عنوان «ظرفیت رابطهای (relational capacity) یاد میشود ؛ رابطهای پانزدهساله با یک گروه پزشکی و عضویت هزار شهر در یک شبکهی جهانی برای ساخت صلح و صدای آن. در اینجا موزه صلح تهران، بهعنوان یک نهاد مردمنهاد، نقشی ایفا میکند مبنی بر حفظ و تعمیق یک رابطهی چندلایه، چندنسلی و مستقل از تحولات سیاسی روز.
صدای میناب در بستر روایت جهانی نقطهی تلاقی همهی این ظرفیتها، در حضور خانوادهی شهید ماکان نصیری رقم خورد. صدای میناب — شهری در سواحل خلیج فارس— از طریق این شبکهی نهادی توانست خود را در قلب هیروشیما، در کنار روایت جهانیِ صلح، بازتعریف کند.
این دقیقاً همان کارکردی است که نظریهپردازان دیپلماسی عمومی از نهادهای مردمنهاد انتظار دارند: ایجاد معنای مشترک انسانی که فراتر از مرزهای سیاسی حرکت میکند. رنج یک شهر در جنوب ایران، در کنار رنج یک شهر در غرب ژاپن قرار میگیرد — ماحصل تلاشی که یک نهاد مردمنهاد، در طول پانزده سال، بستر این همنشینی را ساخته است.
سفر امسال هیات موزه صلح تهران، فراتر از یک برنامهی فرهنگی معمول، نمونهای زنده از آن چیزی است که ادبیات دیپلماسی عمومی «سرمایهی رابطهای انباشته» مینامد: پانزده سال همکاری با MOCT، پیوند نهادی با موزهی صلح هیروشیما، دیدار سالانه با شهرداری این شهر و عضویت گستردهی شهرهای ایرانی در مجمع جهانی شهرداران برای صلح.
در دل این زیرساخت، حضور خانوادهی شهید ماکان نصیری از میناب، لحظهای بود که این ظرفیت نهادی را به یک روایت انسانی زنده تبدیل کرد — روایتی که رسانههای ژاپن از سر میل درونی آن را بازتاب دادند.
این تجربه نشان میدهد که بخش قابلتوجهی از آیندهی دیپلماسی عمومی ایران در کشورهای مختلف، از مسیر نهادهایی میتواند باشد که سالها در تعاملات دوسویهی بینمردمی، پلهای اعتماد را بنا کردهاند — نهادهایی مانند موزه صلح تهران. البته این ظرفیت مردمنهاد به پشتوانه تسهیلگری و حمایت هوشمندانهی مسیرهای رسمی در پشت صحنه، قطعاً بر سرعت و کیفیت برونداد ایشان میافزاید و اثرگذاری آنها را دوچندان میکند.
