پیشکسوت رسانهای در چین: میراث فرهنگی ایران به بشریت تعلق دارد
دو یوانجیانگ، مدرس و از پیشکسوتان عرصه مطبوعات در چین با انتقاد از تخریب ۱۲۰ بنای تاریخی در تهاجم آمریکایی صهیونی به خاک کشورمان، گفت: آثار فرهنگی ایران به دلیل اهمیت به تمام بشریت تعلق داشته و تخریب این میراث جهانی هرگز پذیرفتی نیست.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دو یوانجیانگ، مدرس دانشگاه و خبرنگار پیشین خبرگزاری شینهوا در ایران که تجربه زیست چند ساله در خاک کشورمان را دارد در گفتوگو با روزنامه «خبر مرجع» داشته است که در ادامه مشرح این گپوگفت صمیمی را پیرامون جنگ تحمیلی سوم ایران با هم میخوانیم.
ژانگ تیاننینگ (مجری برنامه): اخیراً درگیریهای آمریکا، اسرائیل و ایران توجه کل جهان را به خود جلب کرده است. به عنوان کسی که سالها در این کشور زندگی کرده و بدون واسطه با اقشار مختلف مردمی مصاحبت داشتهاید لطفا دربارۀ واقعیتهای جامعۀ ایران که در اخبار مربوط به درگیری و آتش جنگ پوشانده شده است، صحبت کنید.
دو یوانجیانگ: ایران کشوری با یک تمدن شگفتانگیز همواره در هر برهه تاریخی یا قدرت غالب بوده یا به عنوان یکی از قدرتهای بزرگ در سراسر جهان در برابر رقبا حضور درخشان و موثر داشته است. قدرتی که در شرایط فعلی به نوع دیگر بر همین واقعیت صحه گذاشته و جمهوری اسلامی ایران را در هیئت یک قدرت منطقهای به تمام مردم جهان معرفی کرده است. کشوری بزرگ در حوزه انرژی و در عین حال، کشوری با یک عقبه درخشان فرهنگی که توانسته سنت و مدرنیته را بر خلاف رویه مرسوم با هم به خوبی تلفیق نماید.
مجری: با توجه به خصومت آشکار مردم ایران با ایالات متحده ریشه این اختلاف را از کجا میدانید؟
دو یوانجیانگ: وقتی صحبت از این میشود که چرا آمریکا و ایران دشمن شدند، ریشه را به دلیل سبقه نوظهور ایالات متحده نمیتوان در تاریخ باستان جست. برای پیدا کردن نقطه عطف این افتراق باید نیمنگاهی به ایام سلطنت پهلوی داشته باشیم. در زمان شاه، ایران یکی از متحدان نزدیک آمریکا در خاورمیانه به شمار میآمد و روابط بسیار خوبی بین دو کشور برقرار بود. در آن زمان آمریکا به ایران در توسعۀ برنامۀ هستهای کمک میکرد و به دلیل روابط خوب آمریکا و ایران، روابط ایران و اسرائیل نیز دوستانه بود. اما در دهۀ ۶۰ میلادی، سال ۱۹۶۳، شاه در داخل کشور، آنچه را که «انقلاب سفید» مینامید اجرا کرد. همان انقلابی که بر اساس یک نقشه طراحی شده توسط آمریکا در ایران طراحی و اجرا شد و شامل اصلاحات در بخش کشاورزی و صنعت و برخی اصلاحات سیاسی بود. هدف آن، ساختن ایران به عنوان یک کشور سرمایهداری سلطنتی بود که در این روند اصلاحات، فاصلۀ طبقاتی افزایش یافت و شاه حمایت مردم عادی را از دست داد، این نکتۀ اول است. دوم اینکه برخی سیاستهای اصلاحی او، با مخالفت روحانیت مواجه شد. مثلاً به نیروهای نظامی آمریکایی مستقر در ایران، مصونیت قضایی داده شده بود. بنابراین در سال ۱۹۷۸ انقلاب اسلامی در ایران رخ داد و در فوریۀ ۱۹۷۹ پیروز شد و در آوریل همان سال، جمهوری اسلامی ایران تأسیس شد.
مجری: شاه ایران مورد حمایت غرب بود. پس چرا در روزهای تضعیف پایههای حکومت چنین شخصی پشتیبانی نشد؟
دو یوانجیانگ: در آستانۀ پیروزی انقلاب اسلامی، در ژانویۀ ۱۹۷۹، شاه به خارج از کشور تبعید شد. پس از تبعید، به چند کشور رفت، اما هیچ کشوری جرأت نداشت او را بپذیرد؛ چون از خشم حکومت نوپای ایران میترسیدند. در آن زمان، شاه بسیار بدحال و به سرطان لنفاوی مبتلا بود. در این شرایط، جیمی کارتر، رئیسجمهور وقت آمریکا، اعلام کرد که آمریکا مایل است شاه را برای درمان، به آمریکا بپذیرد. وی به آمریکا رفت و این موضوع، ایرانیان را خشمگین کرد. آنها خواستار استرداد شاه شدند، اما آمریکا این درخواست را رد کرد. همانطور که استاد مو اشاره کردند، در نوامبر ۱۹۷۹ دانشجویان ایرانی به سفارت آمریکا در تهران حمله کردند و بیش از پنجاه دیپلمات را به مدت ۴۴۴ روز گروگان گرفتند. این حادثه در تاریخ به بحران گروگانگیری ایران معروف است. پس از این بحران، در آوریل ۱۹۸۰ روابط دیپلماتیک آمریکا و ایران قطع شد و از آن زمان به بعد، آمریکا و ایران، دشمنی طولانیمدتی داشتند و ایران و اسرائیل نیز به طور طبیعی در مقابل هم قرار گرفتند.
مجری: مسئلۀ هستهای ایران، یکی از موضوعات جدانشدنی در مطالعۀ این کشور است. چرا آمریکا و اسرائیل، مسئلۀ هستهای ایران را به عنوان خار در چشم و استخوان در گلو میبینند؟
دو یوانجیانگ: همانطور که گفتیم در آوریل ۱۹۸۰ روابط آمریکا و ایران قطع شد و قبل از انقلاب اسلامی، روابط آنان بسیار خوب بود و حتی آمریکا به ایران در استفادۀ صلحآمیز از انرژی هستهای و توسعۀ برنامۀ هستهای کمک میکرد، اما پس از قطع روابط در آوریل ۱۹۸۰، اوضاع تغییر کرد. در واقع پس از تأسیس جمهوری اسلامی ایران در آوریل ۱۹۷۹، رهبر ایران معتقد بود فناوری هستهای، نماد نفوذ غرب است و نسبت به آن، دیدگاه خصمانه داشتند. بنابراین بسیاری از برنامهها و پروژههای هستهای ایران در آن زمان، لغو یا متوقف شد. یک نقطۀ عطف در سال ۲۰۰۲ بود، که یک گروه مخالف تبعیدی ایرانی در خارج از کشور افشا کرد که ایران مخفیانه در حال ساخت تأسیسات هستهای نطنز و رآکتور آب سنگین اراک است. آمریکا نسبت به نیت ایران شک کرد و گفت آیا شما مخفیانه در حال ساخت سلاح هستهای هستید؟ ایران پاسخ داد که ما در حال ساخت تأسیسات نطنز هستیم اما این کار تنها برای استفادۀ صلحآمیز از انرژی هستهای و غنیسازی اورانیوم برای نیروگاه هستهای خودمان است. آمریکا به این پاسخ اعتماد نکرد و خواستار توقف فوری غنیسازی اورانیوم شد. ایران مخالفت کرد و آن را حق مسلم خود دانست. سپس آمریکا تهدید کرد که مسئلۀ هستهای ایران را به شورای امنیت سازمان ملل میبرد.
مجری: تلاش اعضاء شورای امنیت سازمان ملل برای حل و فصل این ماجرا چه بود؟
دو یوانجیانگ: در سال ۲۰۰۶، جامعۀ بینالمللی برای حل مسئلۀ هستهای ایران، مکانیسمی به نام مذاکرات شش کشور ایجاد کرد. این شش کشور، شامل پنج عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل، بهعلاوۀ آلمان و اتحادیۀ اروپا بودند که با ایران مذاکره میکردند. پس از حدود ده سال مذاکرات سخت و طولانی، در ژوئیۀ ۲۰۱۵ شش کشور و ایران، به توافق جامعی دربارۀ مسئلۀ هستهای ایران رسیدند. این مسئله، فرصتی برای حل مسالمتآمیز پیدا کرد. البته در این مدت، وضعیت مسئلۀ هستهای ایران، گاه آرام و گاه پرتنش بود، اما نهایتاً این توافق حاصل شد. پس از اعلام این خبر، بسیاری از مردم ایران در خیابانها شادی کردند؛ اما متأسفانه این وضعیت خوب دوام نداشت. در سال ۲۰۱۷ که ترامپ به قدرت رسید، در دورۀ اول ریاستجمهوریاش، یعنی ۲۰۱۸، ترامپ معتقد بود که توافق جامع مسئلۀ هستهای ایران، ناعادلانه و یکطرفه است و ایران بیش از آمریکا از آن سود میبرد. او فکر میکرد این توافق ناقص است، بهویژه اینکه بندی دارد که محدودیت فعالیت غنیسازی اورانیوم ایران را مشخص میکند؛ اما مدتزمان دارد و به طور نظری، پس از پایان این مدت، ایران ممکن است دوباره فعالیت غنیسازی اورانیوم را از سر بگیرد. بنابراین آمریکا آن را ناعادلانه میدانست. همچنین معتقد بود که آن توافق، مسئلۀ موشکهای بالستیک ایران و حمایت ایران از نیروهای نیابتی منطقهای را حل نکرده است. بنابراین آمریکا گفت میخواهد دوباره دربارۀ یک توافق عادلانهتر مذاکره کند. به همین دلیل، در همان سال یعنی ۲۰۱۸، آمریکا فشار حداکثری خود را بر ایران از سر گرفت و تحریمها علیه آن را بازگرداند. در این زمان، وضعیت مسئلۀ هستهای ایران، دوباره تنشزا و داغ شد. بنابراین مسئلۀ هستهای ایران، در نهایت یک مشکل ناشی از تقابل روابط آمریکا و ایران است.
مجری: در این درگیریها، ما همچنین متوجه شدیم که بسیاری از میراث تاریخی و فرهنگی ایران، آسیب جدی دیدهاند، مثلاً کاخ گلستان. نمیدانم آیا شما دو استاد در سفر به ایران از این کاخ بازدید کردهاید و وقتی خبر تخریب آن را شنیدید، چه احساسی داشتید؟
دو یوانجیانگ: این میراث فرهنگی فقط متعلق به ایران نیست، بلکه متعلق به تمام بشریت و بسیار ارزشمند است، و برخی از آنها بسیار سخت قابل بازسازی هستند و ممکن است حتی دیگر قابل بازسازی نباشند. من هم به این کاخ رفتهام. داخل آن بسیار باشکوه بود. فقط از نامش هم میتوان فهمید که بسیار شاعرانه است، حتی اگر نرفته باشی، از نامش میتوان حدس زد که جای زیبایی است. یکی از قدیمیترین کاخهای تهران است و در فهرست میراث جهانی ثبت شده است. وقتی خبر آسیب دیدن کاخ گلستان را شنیدم، مثل استاد مو، احساس تأسف و اندوه عمیقی کردم. همچنین این کاخ، تنها بنای تاریخی نیست که در این درگیریهای نظامی آسیب دیده است، مثلاً کاخ چهلستون در اصفهان نیز چنین است. تا تاریخ ۲۷ مارس، حداقل ۱۲۰ بنای تاریخی و اثر فرهنگی در سراسر ایران در این درگیریها، آسیب دیدهاند که این رقم بسیار تکاندهنده است.
مجری: من متأسفم که اولین بار شکوه و جلال کاخ گلستان را در خبر تخریب آن دیدم. نمیتوانم تصور کنم مردم ایران چه احساسی دارند!
دو یوانجیانگ: من در خبری خواندم که یک کاربر ایرانی در اینترنت گفته بود: «آنها چیزهایی را نابود کردند که از تاریخ کشورشان هم قدیمیتر است». این جمله بهخوبی نشاندهندۀ احساس درد عمیق مردم ایران نسبت به تخریب میراث فرهنگیشان است.
مجری: بله! این بار در حملۀ آمریکا و اسرائیل به ایران چیزی که واقعاً تعجبآور است، موضع مردم ایران به این تهاجم است. واکنش ایرانیها در این جنگ غیرمنتظره بود. بر اساس مشاهدات شما، در مواجهه با این درگیریها، ژن فرهنگی ایران دقیقاً چه نقشی در انسجام جامعۀ این کشور و مقاومت ملی ایفا کرده است؟
دو یوانجیانگ: مقاومت ملی و احساس غرور ایران، از عمق تاریخ آن سرچشمه میگیرد. نکتهای که به ذهنم خطور میکند، این واقعیت بزرگ است که مقاومت ملی ایران بسیار قوی است، چه در رویارویی با تحریمها و انزوای طولانیمدت غرب، چه در این درگیری نظامی اخیر. ایران همواره این مقاومت شگفت را نشان داده است. این مقاومت شدید، چیزی نیست که در کوتاهمدت شکل گرفته باشد، بلکه باید آن را در درازنای تاریخ جستجو کنیم. کشوری که تاریخ چند هزار ساله دارد. کشوری که در قرن ششم پیش از میلاد تحت سیطره امپراتوری پارس بسیار شکوفا بود و تا به امروز، پس از گذشت ۲۰۰۰ سال فراز و نشیب، بقایای کاخهای حکومتی آن هنوز در نزدیکی شهر تاریخی و فرهنگی شیراز در جنوب ایران پابرجا است. همین تاریخ طولانی و فرهنگ درخشان است که باعث شده ایرانیان، احساس غرور ملی بسیار قوی داشته باشند و بر پایۀ این غرور ملی، ایرانیان دارای عزتنفس قوی داشته و با عرق و علاقه از زادگاه مادری خود سخن بگویند.
مجری: آیا در طول اقامت یا فرصت مطالعاتی که در ایران داشتید، نمودهای محبت و انرژی جامعۀ ایران را دیدهاید که بتوانید چند نمونۀ کوتاه آن را با ما در میان بگذارید؟
دو یوانجیانگ: در دوران اقامتم در ایران واقعاً تجربههای زیادی از مهر و شفقت ایرانیها دیدم. هرچند کوچک، اما فکر میکنم گویای خیلی از حقایق باشد. مثلاً در ایران اغلب از کمک ایرانیان برخوردار میشدم، آنها بسیار دلسوز هستند. در یاد دارم وقتی در تلاش بودم تا آدرسی را بپرسم، ایرانیها اغلب یا با ماشین جلوی من میآمدند و راهنمایی میکردند تا مستقیم به مقصد برسم، یا اگر ماشین نداشتند، ممکن بود سوار ماشین من شوند و مرا تا مقصد همراهی کنند. بسیار مهربان بودند.
مجری: خیلی کنجکاوم بدانم مردم ایران چگونه به ما چینیها نگاه میکنند و چه تصوری از ما دارند؟
دو یوانجیانگ: به طور کلی ایرانیها نسبت به مردم چین خیلی مهربان هستند. زمانی که من در ایران بودم، وقتی در خیابان راه میرفتم، اغلب آنها فریاد میزدند «چین» یا «چینی». از یک طرف اینها برای سلام و احوالپرسی است، یک احوالپرسی دوستانه و شروع گفتگو، و همچنین اغلب ما را به خانههایشان برای نوشیدن چای دعوت میکردند. این موضوع بهویژه در خارج از تهران، بیشتر دیده میشد. وقتی ما برای مصاحبه یا کارهای دیگر بیرون میرفتیم، آنها اغلب به زبان فارسی میپرسیدند «چای میخوری؟». این سؤال به معنای دعوت به خانهشان برای نوشیدن چای بود. بنابراین، آنها خیلی مهماننواز بودند. ما در ایران دوستی داشتیم به نام جعفری که نام چینیاش یون شیائولونگ بود. «یون» به معنای ابر سفید است که خودش این نام چینی را انتخاب کرده بود. یون شیائولونگ به هنرهای رزمی چینی بسیار علاقهمند بود. نه تنها خودش مدتها تمرین میکرد، بلکه گروهی تشکیل داده بود و به عنوان مربی هنرهای خاص ورزش بومی ما را به آنها آموزش میداد. او حتی به معبد شائولین در کوه سونگشان رفته و آموزش دیده بود. زمانی که من در ایران بودم، او فیلمی به نام «اژدهای سرخ» ساخت و من را برای بازی در چند صحنه دعوت کرد. این فیلم صحنههای مبارزۀ بسیار هیجانانگیزی داشت و در سال ۲۰۱۴ در اولین جشنوارۀ بینالمللی فیلم جادۀ ابریشم در شیآن، جایزۀ بهترین فیلم داستانی را دریافت کرد. من دربارۀ این شیائولونگ هم گزارش تهیه کردهام. یادم است یک بار گفت هر کاری که باشد، فقط اجازه بده هنرهای رزمیام را تمرین کنم. از این حرفش میشد علاقۀ عمیق او به فرهنگ هنرهای رزمی چین را فهمید.
انتهای پیام/
