حقوق بینالملل؛ خطکشِ سنجش جنایت / واکاوی روانشناختی و حقوقی تجاوز به ایران
در ادامه سلسله نشستهای تمدن نوین اسلامی، حسین شریفی طرازکوهی، استاد برجسته حقوق بینالملل، به بررسی ابعاد حقوقی مخاصمات مسلحانه با تمرکز بر جنگهای تجاوزکارانه اخیر علیه جمهوری اسلامی ایران پرداخت. وی در این نشست با تبیین پیوند میان علوم انسانی و قواعد حقوقی، بر حقانیت دفاع ملت ایران تأکید کرد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی حسین شریفی طراز کوهی، سخنان خود را با گرامیداشت یاد شهدای مظلوم حوادث اخیر آغاز کرد و گفت: «پیش از هر کلامی، باید یاد کودکان معصوم مدرسه میناب و شهدای مظلوم دنا را گرامی بداریم؛ خونهای پاکی که لزوم بازخوانی قواعد حقوق بینالملل را بیش از پیش نمایان کرده است.
حقوق بینالملل نمرده است؛ معیار سنجش است : این استاد حقوق بینالملل در پاسخ به شبهاتی که درباره کارآمدی سازمانهای بینالمللی مطرح میشود، تصریح کرد: «شاید در ظاهر به نظر برسد که در جریان جنگهای اخیر، حقوق بینالملل زیر سوال رفته است، اما من تأکید میکنم که حقوق بینالملل همچنان به عنوان یک "معیار سنجش" وجود دارد. اگر ما امروز از واژه تجاوز برای اقدامات آمریکا و رژیم صهیونیستی در جنگهای ۱۰ روزه و ۴۰ روزه استفاده میکنیم، بر اساس همین قواعد حقوقی است. این قواعد ثابت میکنند که آنچه رخ داده، یک نقض آشکار و جنایت سازمانیافته است.»
از «چرایی جنگِ» اینشتین تا «آناتومی ویرانگری» دکتر شریفی طراز کوهی با نگاهی بینرشتهای به مقوله جنگ افزود: «جنگ همواره ذهن بزرگترین اندیشمندان تاریخ را به خود مشغول کرده است؛ از مکاتبه معروف اینشتین و فروید درباره ریشههای پرخاشگری انسان تا تحلیلهای اریک فروم در کتاب "آناتومی ویرانگری". واقعیت این است که تجاوزگریهای امروز علیه ملت ایران، ریشه در یک خوی ویرانگری دارد که تحت تأثیر عوامل محیطی و ژئوپلیتیک، قواعد حقوقی را ابزار منافع خود کرده است.»
ضرورت تفکیک حقوق مخاصمات از متغیرهای غیرحقوقی؛ وی با اشاره به تفاوتهای ساختاری حقوق بینالملل و حقوق داخلی خاطرنشان کرد: «حقوق مخاصمات مسلحانه به شدت از پدیدههای سیاسی و اجتماعی تأثیر میپذیرد. ما نباید از متغیرهای غیرحقوقی در تکوین قواعد جنگ غافل شویم. در نظام بینالملل "دولتمحور" پس از معاهده وستفالیا، جنگ به عنوان یک ابزار قدرت مطرح بوده، اما امروز رسالت ما این است که با تکیه بر اسناد حقوقی، مانع از عادیسازی این تجاوزات شویم.»
تقابل «جنگ آزادِ هیتلری» با «حقوق مقید بینالملل» / دکتر زایانی: دشمنان ایران به نظریه منسوخِ "جنگ بدون مرز" بازگشتهاند. دکتر حسین شریفی طراز کوهی در ادامه سخنان خود در نشست «تمدن نوین اسلامی»، با کالبدشکافی تئوریک رفتار نظامی آمریکا و رژیم صهیونیستی، از بازگشت خطرناک قدرتهای استکباری به دوران «جنگهای آزاد و بی قید و شرط» پرده برداشت.
جنگ آزاد؛ میراثِ شوم ناسیونالیسم افراطی و خودشیفتگی این استاد حقوق بینالملل با تبیین تئوری «جنگ آزاد» (Free War) اظهار داشت: «در گذشته، دولتها گفتگو را نشانه ضعف میدانستند و تحت تأثیر ناسیونالیسم افراطی، جنگ را تنها راه حلوفصل مسائل میدیدند. در این تئوری، شروع جنگ و نحوه پیشبرد آن هیچ محدودیتی ندارد و هدف، پیروزی به هر قیمتی است؛ حتی با نابودی کامل طرف مقابل.»
نفاق مدرن؛ شعارِ قانونگرایی و عملِ هیتلری ؛ وی با مقایسه رفتار سران رژیم صهیونیستی و آمریکا با دیکتاتورهای تاریخ، تصریح کرد: «امروز ما با یک نفاق بزرگ روبرو هستیم. دشمنان ما در مجامع بینالمللی خود را پیشتاز حقوق بشر معرفی میکنند، اما در میدان عمل، دقیقاً طبق همان الگوهای "خودشیفتگی" و "ویرانگری" هیتلری عمل میکنند. ادبیات امروز متجاوزان به خاک ایران، همان ادبیات نازیهاست؛ آنها از هر ابزاری برای کشتار استفاده میکنند و عملاً به دوران پیش از تمدن حقوقی بازگشتهاند.»
جنگ مقید؛ آرمانِ بشری برای حفظ انسانیت در میدان نبرد ؛ حسین شریفی طراز کوهی در مقابل تئوری جنگ آزاد، به تئوری «جنگ مقید» اشاره کرد و افزود: «از نیمه دوم قرن نوزدهم، جهان به این نتیجه رسید که حتی در میدان جنگ هم باید انسان باقی ماند. هدف در جنگ مقید، "غلبه بر دشمن" است، نه "کشتن و نابودی مطلق". برخلاف ادعای برخی، حقوق مخاصمات مسلحانه با سابقهای ۱۵۰ ساله، برای مهار وحشیگری وضع شده است.»
نقد تاریخی استفاده از بمب اتم؛ ابزار ارعاب، نه پیروزی
وی با اشاره به جنایات جنگ جهانی دوم، به کارگیری بمب اتم را نمونه بارز خروج از جنگ مقید دانست و گفت: «بسیاری از استراتژیستها معتقدند آمریکا زمانی از بمب اتم استفاده کرد که دشمن شکست خورده بود؛ آنها نه برای پیروزی، بلکه برای اثبات قدرتِ ویرانگری خود و ارعاب جهان دست به این جنایت زدند؛ رفتاری
که امروز هم در ابعاد دیگر علیه ملتهای مقاوم تکرار میشود.»
ریشههای کهن حقوق مخاصمات ؛ دکتر زایانی در پایان تأکید کرد: «اگرچه حقوق مدرن مخاصمات سابقه ۱۵۰ ساله دارد، اما ریشههای جنگ مقید و رعایت انصاف در نبرد، در تمدنها و بهویژه ادیان الهی، سابقه هزار ساله دارد که متأسفانه باورمندان به "جنگ آزاد" درصدد نابودی این دستاوردهای بشری هستند.»
از کنفرانس لاهه تا فاجعه «دنا»؛ فریاد شرافت در برابر توحش / دکتر زایانی: دیپلماسی فرهنگی، پیامرسان «حقوق بشرِ اصیل ایرانی» باشد.
دکتر زایانی در بخش پایانی سخنان خود در نشست یازدهم تمدن نوین اسلامی، به بازخوانی تبارشناسی حقوق مخاصمات مسلحانه و نقش تاریخی ایران در شکلگیری قواعد جهانی پرداخت و رفتار سبکسرانه دشمن در قبال فجایع انسانی اخیر را محکوم کرد.
تراژدی «دنا» و پوزخندِ متجاوز؛ سقوط اخلاق در قرن ۲۱ ؛ این استاد حقوق بینالملل با اشاره به فاجعه انسانی ناو دنا و رفتار وقیحانه سران استکبار گفت: «وقتی رئیسجمهور پریشانخاطر دشمن، فاجعه دنا را یک اقدام "فان" و خندهدار توصیف میکند، در واقع به ۱۵۰ سال دستاورد بشری دهنکژی میکند. از نظر حقوقی، قواعد عرفی و کنوانسیونهای حمایت از غریقان و کشتیشکستگان (مصوب ۱۸۶۸)، این رفتار را یک جنایت نابخشودنی میدانند، نه موضوعی برای تفریح و خنده!»
«شرافت نظامی»؛ گمشده نبردهای امروز ؛ دکتر حسین شریفی طراز کوهی با بازخوانی «اعلامیه بروکسل» (۱۸۷۴) بر مفهوم والای شرافت تأکید کرد و افزود: «در این اعلامیه به صراحت از "شرافت نظامی" سخن گفته شده است؛ یعنی رزمندهای که لباس رزم میپوشد، آنقدر شرافت دارد که سلاحش را علیه غیرنظامی یا سربازِ بیدفاع به کار نگیرد. حتی در این حقوق کهن، بر احترام به پیکر مردهی دشمن و تدفین او طبق آیین مذهبیاش تأکید شده؛ گمشدهای که امروز در رفتار مدعیان تمدن دیده نمیشود.»
حضور مقتدرانه ایران در لاهه؛ میراثی برای رایزنان فرهنگی؛ وی با اشاره به افتخارات دیپلماسی ایران تصریح کرد: «رایزنان فرهنگی ما باید با افتخار در جهان روایت کنند که ایران از پیشگامان صلح جهانی بوده است. در کنفرانسهای تاریخی صلح لاهه (۱۸۹۹ و ۱۹۰۷)، دولت ایران جزو معدود کشورهای حاضر بود و شخصیتهای بزرگی چون صمدخان ممتازالسلطنه از حقانیت و صلحطلبی ایران دفاع کردند. ما ریشه در چنین فرهنگ حقوقی عمیقی داریم.»
نژادپرستی؛ ریشه اصلی جنگهای جهانی ؛ دکتر شریفی طراز کوهی در پایان با هشدار نسبت به تکرار تاریخ گفت: «جنگ جهانی اول با نژادپرستی افراطی و توهم برتری نژادی (مانند آنچه بیسمارک ترویج میکرد) آغاز شد و به قیمت جان ۱۵.۵ میلیون نفر تمام شد. امروز هم اگر در برابر ادبیات نژادپرستانه و "جنگ آزاد" دشمن نایستیم، جهان بار دیگر در کام ویرانگری فرو خواهد رفت. وظیفه رایزنان فرهنگی، تبیین این پیشینه تاریخی و افشای ماهیت نژادپرستانه تجاوزات فعلی است.»
