حکیم عمر خیام نیشابوری، دانشمند ایرانی که به اشعارش شهرت یافت
مهدی طاهری، مسئول خانه فرهنگ ایران در راولپندی با انتشار یادداشتی، بر اهمیت معرفی چهرهی جامعالاطراف حکیم عمر خیام نیشباوری به عنوان میراثی جهانی برای نسلهای آینده تأکید کرد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این یادداشت آمده است: در میان مفاخر علمی و ادبی ایران زمین، کمتر شخصیتی را میتوان یافت که همچون حکیم عمر خیام نیشابوری، جامع اضداد باشد؛ دانشمندی که در ریاضیات و نجوم سرآمد دوران خویش بود، اما جهان او را با رباعیاتی شناخت که از دل پژوهشهای فلسفی و تأملات وجودیاش برخاسته بود.
امروز که به بزرگداشت این حکیم فرزانه نشستهایم، بر آنیم تا هر دو سوی شخصیت او را ــ هم دانشمند و هم شاعر ــ مرور کنیم و از تأثیر ماندگارش بر فرهنگ و ادب شبه قاره، از جمله سرزمین دوست و برادر پاکستان، سخن بگوییم.
دانشمندی در طراز جهانی
غیاثالدین ابوالفتح عمر بن ابراهیم خیام نیشابوری در سال ۴۳۹ هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود و در ۵۲۶ هجری قمری در همان شهر روی در نقاب خاک کشید. او در روزگار خویش بیش از هر چیز به دانشمندی بلندآوازه شهرت داشت و لقب «حجةالحق» گواه جایگاه رفیع علمی اوست.
خیام در ریاضیات از پیشگامان زمان خود بود. رساله مشهور او در جبر و مقابله، از مهمترین آثار علمی قرون میانه به شمار میرود. او نخستین کسی بود که به تحقیق نظاممند در معادلات درجه اول، دوم و سوم پرداخت و برای معادلات درجه سوم با استفاده از تقاطع مقاطع مخروطی راهحل کلی ارائه داد ــ روشی که قرنها بعد به دکارت نسبت داده شد.
اما شاید ماندگارترین دستاورد علمی خیام، مشارکت در تدوین تقویم جلالی باشد. او به دعوت ملکشاه سلجوقی در رصدخانه اصفهان به محاسبات نجومی پرداخت و تقویمی ارائه کرد که بر پایه دورهای ۳۳ ساله، دقت آن از تقویم گریگور نیز فراتر است. اندازهگیری طول سال شمسی توسط خیام با دقت ۳۶۵.۲۴۲۱۹۸۵۸۱۵۶ روز، از شگفتیهای نجوم قرون میانه است و این تقویم افتخارآمیز، هنوز هم اساس گاهشماری رسمی ایران را تشکیل میدهد.
شاعری که جهان او را شناخت
با این همه، شهرت جهانی خیام نه از رساله جبر و مقابله که از رباعیات منسوب به او سرچشمه میگیرد. رباعیات خیام، این چکامههای کوتاه چهارمصراعی، آمیزهای از فلسفه، شک، شادخواری و تأمل در راز هستی و ناپایداری زندگی است. خیام در این اشعار، با زبانی ساده اما پرمغز، از گذر عمر و غنیمت شمردن دم میگوید؛ از راز آفرینش میپرسد و انسان را به تأمل در تقدیر و سرنوشت فرا میخواند.
راز جاودانگی خیام در ادبیات جهان، بیگمان با ترجمه ادوارد فیتزجرالد، شاعر و مترجم انگلیسی، گره خورده است. فیتزجرالد در سال ۱۸۵۹ میلادی برگردانی آزاد اما درخشان از رباعیات خیام به انگلیسی ارائه کرد و با این کار، خیام را به چهرهای جهانی بدل ساخت. گفتنی است که نسخه خطی مورد استفاده فیتزجرالد برای این ترجمه، از طریق کلکته در هند به دست او رسیده بود ــ نکتهای که خود پیوند دیرینه خیام با شبه قاره را نشان میدهد.
خیام در شبه قاره: پیوندی فرهنگی و تاریخی
شبه قاره هند، از دیرباز یکی از حوزههای اصلی نفوذ فرهنگ، ادبیات و زبان فارسی بوده است. در این میان، رباعیات خیام جایگاهی ویژه دارد و به بسیاری از زبانهای شبه قاره از جمله اردو، هندی، بنگالی، سانسکریت و پنجابی ترجمه شده است. رباعیات خیام نه تنها در محافل ادبی، بلکه در میان عموم مردم شبه قاره نیز خوانده میشود و بسیاری از ابیات او در گفتگوهای روزمره به صورت ضربالمثل درآمده است.
به گواهی پژوهشها، بهترین دوره ترجمه رباعیات خیام در شبه قاره، سالهای ۱۹۲۲ تا ۱۹۳۳ میلادی بوده است. جالب توجه است که ترجمه رباعیات خیام به زبان اردو توسط شاعری هندو به نام راجا مکهن لال صورت گرفت ــ که خود نشاندهنده جذابیت فرامذهبی و جهانشمول اندیشههای خیام است.
همچنین در کتابخانهها و موزههای هند و پاکستان، نسخههای خطی ارزشمندی از رباعیات خیام نگهداری میشود که از جمله آنها میتوان به نسخه خطی کشفشده در لکهنو اشاره کرد که تاریخ کتابت آن به سال ۱۴۲۳ میلادی بازمیگردد.
خیام و اقبال: پرسشهای مشترک، پاسخهای متفاوت
از منظر پاکستان، نمیتوان از خیام سخن گفت و یادی از علامه محمد اقبال لاهوری نکرد. اقبال، شاعر و فیلسوف بزرگ شبه قاره و پدر معنوی پاکستان، عمیقاً با سنت شعر و حکمت فارسی پیوند داشت و خیام را بهخوبی میشناخت.
اقبال در آثار خود گاه به تلویح و گاه به تصریح با خیام به گفتگو نشسته است. هر دو درباره تقدیر، اراده انسانی و راز هستی اندیشیدهاند، اما پاسخهای متفاوتی ارائه کردهاند: آنجا که خیام با نگاهی تقدیرگرایانه از «انگشت تقدیر» سخن میگوید، اقبال با خوشبینی و ایمان به اراده انسانی، انسان را «همسفر خدا» میخواند و او را به تغییر سرنوشت خویش فرا میخواند. این گفتگوی فکری میان دو قطب بزرگ شعر و حکمت فارسی، خود از زیباترین جلوههای پیوند فرهنگی ایران و شبه قاره است.
پیام ماندگار خیام برای جهان امروز
امروز، نزدیک به هزار سال پس از درگذشت خیام، پیام او همچنان زنده و تأملبرانگیز است. او به ما میآموزد که دانش و هنر، دو روی یک سکهاند که پرسشگری و تردید فلسفی، نه تنها با ایمان و معنویت در تضاد نیست، بلکه میتواند دروازهای به سوی فهم عمیقتر هستی باشد. خیام به ما یادآور میشود که زندگی کوتاه است و باید دم را غنیمت شمرد؛ نه به معنای لذتطلبی سطحی، بلکه به معنای آگاهی از ارزش لحظهها و مسئولیتی که در برابر خود و دیگران داریم.
به عنوان وابسته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در پاکستان، مایه افتخار است که ببینیم مردم این سرزمین، همچون نیاکان خود، عشق و ارادتی عمیق به زبان فارسی و مفاخر آن از جمله حکیم عمر خیام دارند. ما بر این باوریم که این میراث مشترک فرهنگی، قویترین پل دوستی میان ملتهای ایران و پاکستان است و بزرگداشت شخصیتهایی چون خیام نیشابوری، فرصتی برای تحکیم این پیوندهای فرهنگی است.
باشد که با الهام از اندیشههای این حکیم بزرگ، همواره در مسیر دانایی، مدارا و دوستی گام برداریم.
انتهای پیام/
