English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|آشنایی با سازمان
چهارشنبه ٠٥ آبان ١٤٠٠
تحلیلی بر قضایای پنجشیر
تحلیلی بر قضایای پنجشیر تاریخ ثبت : 1400/06/21
طبقه بندي : ,,
عنوان : تحلیلی بر قضایای پنجشیر
نويسنده : اسماعیل باقری، کارشناس پژوهشی، دانشگاهی و آموزشی رایزنی فرهنگی ایران در افغانستان
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : رایزنی فرهنگی ایران در افغانستان
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

رویداد

مناقشه پنجشیر یا جنگ پنجشیراز زمانی شروع شد که گروه طالبان توانسته بود در عرض 11 روز(از 13 مرداد تا 24 مرداد 1400) 33 استان از 34 استان افغانستان را تصرف کند و استان پنجشیر تنها جایی بود که مقابل طالبان مقاومت کرده است.هر چند طالبان مدعی است مرکز پنجشیر و شهرستان‌های آن را تصرف کرده است؛ اما نیروهای مقاومت پنجشیر در ارتفاعات این منطقه بطور پراکنده حضور دارند و اخبار ضدونقیض در این خصوص نیز زیاد منتشر می‌شود.

 روز سه‌شنبه در ۱۷ اوت ۲۰۲۱(26 مرداد 1400) امرالله صالح معاون اول اشرف‌غنی، خود را رئیس جمهور افغانستان خواند و عملا مقاومت پنجشیر را اعلام کرد. در 26 اوت 2021 (4 شهریور سال‌جاری) آتش‌بس کوتاهی اعلام شد. این مذاکرات در ۱ سپتامبر(10 شهریور) شکست خورده و با حمله طالبان به پنجشیر، جنگ ادامه یافت. در 15 شهریور، طالبان با حمله گسترده هوایی، شبانه کنترل کامل ولایت را به دست گرفتند و جنگجویان احمد مسعود که به نوعی رهبری جبهه پنجشیر را بر عهده داشت برای ادامه جنگ، به ارتفاعات عقب‌نشینی کردند. گفته می‌شود غیر از پنجشیر، برخی شهرستان‌ها در ولایت پروان نیز مخالف حکومت طالبان بوده و حملات ایذایی به مقرهای طالبان را با حمایت اقلیت‌های قومی و مذهبی صورت می‌دهند. در 15 شهریور سال‌جاری، طالبان با اعلام پیروزی بر استان پنجشیر و نصب پرچم امارت اسلامی در فرمانداری‌ها، قضیه پنجشیر را پایان یافته اعلام کرد و پس از آن بود که کابینه دولت خود را به ریاست ملا حسن آخوند به عنوان رئیس‌الوزرا با معاونت ملاعبدالغنی برادر اعلام کرد.

 

البته احمدمسعود رهبر جبهه پنجشیر، پیروزی طالبان را رد و اعلام کرد که ما در سراسر دره حضور داریم.

 طالبان از ساکنان منطقه درخواست کرد تا در خانه‌های خود بمانند و فرار نکنند تا آسیبی به آنها نرسد.

 

تحلیل رویداد

فروپاشی دولت اشرف‌غنی و فرار وی از این کشور، خروج نیروهای آمریکایی و شکست مفتضحانه غربی‌ها، تسلط طالبان و مقاومت پنجشیر، نقش بازیگران خارجی و مواردی از این قبیل به خوبی نشان از سیال بودن و سرعت تحولات افغانستان دارد. فارغ از این که روند تحولات افغانستان با حاکمیت طالبان به چه سمت‌وسویی در حرکت است، این سوال و ابهام اساسی وجود دارد که ماهیتِ جبهه پنجشیر چیست؟ و چرا همه مناطق به هر نحوی «جنگ» یا «معامله» به طالبان سپرده شد؛ اما منطقه محصور در شمال کابل بنام پنجشیر پرچم مقاومت را به دست گرفت؟ در مورد طالبان و جریان پنجشیر، دیدگاه‌ها و تحلیل‌های متفاوت و گاه متضادی مطرح می‌شود. برخی حمایت از مقاومت پنجشیر را سیاست فوری سیاست خارجه ایران دانسته و حتی مداخله نظامی در پنجشیر را مطرح می‌کنند و بعضی دیگر از تعامل کامل با طالبان و به رسمیت شناختن حکومت آنان سخن گفته‌اند.

 متاسفانه، قضیه پنجشیر و تحولات امروز افغانستان دارای پیچیدگی‌های خاصی است که باید به چند نکته اساسی اشاره نمود.

نکته اول این که در فروپاشی نظام «جمهوری» و احیای «امارت»، نقش آمریکا و پاکستان بعنوان بازیگران اصلی، بسیار موثر بوده است و ایران برخلاف ظرفیت‌های بالا و پیوندهای فرهنگی نتوانست، از حداقل مطلوبیت‌های خود در افغانستان دفاع کند. در واقع انفعال ایران در نحوه سیاست‌گذاری‌ها در افغانستان و تاکید دولت روحانی بر روابط دو دولت(ایران و افغانستان) و بی‌توجهی به سایر جریان‌های سیاسی و مهمتر از همه جامعه مدنی، نخبگان دانشگاهی، رسانه‌ها و... موجب شد تا به تدریج ظرفیت‌ها و نفوذ جبهه مقابل نسبت به ایران افزایش یافته و در صحنه میدانی، عملا روند تحولات به نفع آنان شکل بگیرد. با توجه به این مساله احیای امارت اسلامی طالبان، به نفع پاکستان بوده و نوعی باخت برای ایران محسوب می‌شود. در این صحنه آمریکایی‌ها نیز به نوعی باوجود شکست در افغانستان، برای بی‌ثبات‌سازی و مدیریت ناامنی‌ها از طریق بازیگران نیابتی برنامه‌ریزی کرده‌اند که بخشی از جبهه پنجشیر توسط احمدمسعود در همین راستا قابل تحلیل و ارزیابی است.

 

نکته دوم این که نباید موضوع جنگ در پنجشیر را تنها به تضاد قومی و سیاسی طالبانِ پشتون و جبهه تاجیک مرتبط دانست. موضوع پنجشیر دارای ابعاد منطقه‌ای و حتی فراتر از آن دارد. بنابراین سرکوب و مهار پنجشیر توسط طالبان، تنها برای ایجاد حکومت یکدست نیست. متاسفانه کابنه تماما پشتونی طالبان و عدم توجه به دولت فراگیر به معنی واقعی، موجب شده تا بخشی از مطالب جبهه احمد مسعود نیز مورد توجه قرار گیرد. حذف سایر قومیت‌ها و حتی تضاد تمدنی با فارسی زبانان؛ آغاز استبداد طالبان در افغانستان خواهد بود. در چنین وضعیتی باز بیشترین ضرر و زیان را ایران خواهد دید تا پاکستان و یا سایر بازیگران. طالبان نیروهای بشدت واپس‌گرای قومی و علیه اقوام و مذاهب دیگر و مردم فارس‌زبان هستند و همه اینها را بپذیریم و با توجه به درک این واقعیت باید با طالبان تعامل و گفتگو کرد نه اینکه بخواهیم ابتدا آنها را تطهیر و یا حتی با مخالفان آنها دشمنی کنیم. مثلا احمد مسعود را متهم به ابزار بودن و عامل صهیونیسم و... کنیم و سپس از حمله طالبان به پنجشیر و تمام شدن قضایای آن، احساس خشنودی کنیم که الان طالبان خواهند توانست در کل افغانستان امنیت و ثبات را برقرار کنند و... .

 

نکته سوم این که، ایران پس از سقوط طالبان از قدرت در کنار دولتِ جدید افغانستان، ایستاد و در بازسازی آن کمک کرد؛ آمریکایی بود یا موافق طالبان؟ در همان زمان نیز، همه تلاش ایران، امنیت مردم افغانستان(فارغ از هر قوم و مذهب)، بازسازی اقتصادی، صلح و ثبات در این کشور همسایه بود. اتفاقا طی سال‌های ۱۳۸۵ تا ۱3۹4 بیشترین حملات و توهین آمریکا در مناطق پشتون نشین بود و در این مناطق، بازرسی خانه به خانه شبانه صورت می‌گرفت و ایران همواره جنایات آمریکا را محکوم می‌کرد؛ اما اینطور نبود که از هر حمله تروریستی طالبان نیز حمایت کرده باشد. همه کشورها و حتی ایران مخالف طالبان بودند، اما روند تحولات در دو سه سال اخیر به سمتی رفت که مذاکرات صلح در اولویت آمریکایی‌ها قرار گرفت؛( البته این ایده که طالبان توسط آمریکا هدایت و تجهیز می‌شود همواره وجود داشته و رهبران جبهه شمال در گذشته بر نابودی طالبان تاکید می‌کردند. منتهی سیاست‌های دولت ‌اشرف غنی و آمریکا، عملا موجب قدرت‌یابی مجدد طالبان شد که این مساله با اهداف خاصی صورت گرفته است). چون همه بازیگران در داخل و خارج افغانستان به هر دلیلی، از روند صلح حمایت کردند. امپراتوری رسانه‌ای غرب، سخن از تغییر طالبان داد و عنوان کرد که القاعده دیگر در افغانستان نابود شده و حضور چندانی ندارد و ما در توافق دوحه از طالبان تعهد گرفته‌ایم که ارتباط خود با القاعده را قطع خواهد کرد و عملا طالبان را از گروه «تروریستی» به گروه «شورشی» تغییر داد و سپس شد« اپوزیسیون مسلح» و اینکه طالبان بخشی از واقعیت جامعه سیاسی و بدنه اجتماعی افغانستان است، غافل از این که نسبت دادن همه پشتون‌ها به طالبان و این دو را مترادف هم دانستن نیز اشتباه بود. بنابراین نباید همه غیرپشتون‌ها را همسو و همراه با طالبان تلقی کرد.

 

نکته چهارم که ابهام مقاومت پنجشیر را زیاد می‌کند، ارتباط احمد مسعود به عنوان رهبر مقاومت با «هانری لوی» یهودی فرانسوی است. بدون شک این ارتباطات دارای ابهام و سوال فراوانی است؛ اما نباید فراموش کرد که شخص احمد شاه مسعود نیز بطور سنتی با فرانسوی‌ها رابطه خوبی داشت و اینطور نبود که در دوران مجاهدین، ایران تماما بر احمدشاه مسعود مسلط بوده و یا فرمانبر ایران بوده است. در آن زمان نیز ایران به دلیل مشکلات مالی و جنگ تحمیلی عراق بر ایران؛ دارای محدودیت‌هایی در حمایت مالی و نظامی گسترده بود. نکته دیگر این که در افغانستان همواره احزاب و جریان‌های سیاسی، برای جذب حمایت سیاسی و کمک‌های نظامی و اقتصادی، بدنبال ارتباط با یک جریان قدرتمند خارجی بوده‌اند و این مساله اختصاص به همه اقوام و مذاهب دارد. هم پشتون غلجایی و هم پشتون درانی، هم تاجیک و ازبک و هم هزاره و سادات، دنبال حامیانی برای خود بودند تا به نوعی منافع خودشان را حفظ کنند. دکتر عبدالله عبدالله، استاد عطا، مارشال دوستم، محمد محقق، استاد سیاف، گلبدین حکمتیار، اشرف غنی، حامد کرزی و... با هر خارجی و هر سفارتی که بگویید ارتباط داشته و دارند. بنابراین صرف ارتباط احمدمسعود با هانری لوی (که اتفاقا ارتباط دیرینه‌ای هم با هم دارند) و دیگران را نباید محکوم کرد. مگر خود طالبان، و رهبرانشان مثل ملا برادر، سراج الدین حقانی، ملامحمد یعقوب، ملاعبدالحق واثق، ملافاضل مظلوم، ملاخیرخواه و...، با سرویس‌های متعدد مرتبط نیستند؟ مگر چهار نفر از افراد کابینه اعلام شده طالبان، در زندان گوانتانامو نبودند؟ آیا طالبان به واقع دنبال ایجاد نظام اسلامی است و ارتباطی با گروه‌های تروریستی ندارد؟ آیا طالبان دارای استقلال فکری و سیاسی است؟ و سوالات دیگر... .

 

نکته آخر این که با توجه به برخی ابهامات نسبت به دولت آینده افغانستان و جبهه پنجشیر، ایران باید با احتیاط، صبر و شناخت بیشتری مواضع و سیاست‌های خود را اتخاذ کند. متاسفانه تفکر جناحی اصول‌گرا و اصلاحاتی‌ها در قضایای افغانستان و پنجشیر نیز رسوخ پیدا کرده که موجب نوعی دوگانگی در تحلیل و احتمالا تصمیم خواهد شد. کسانی که مدعی مداخله نظامی ایران در افغانستان هستند به شدت اشتباه می‌کنند و در این میان بی‌توجهی مطلق به پنجشیر نیز، سیاست درستی نیست. اینکه به طور رسمی جنبش طالبان را یک جنبش اصیل معرفی کنیم و حتی اشتباهات و رفتارهای جنایت‌کارانه در گذشته را پاک‌سازی یا توجیه کنیم و مدعی شویم که اینها تغییر کرده و جزو محور مقاومت هستند؛ سیاست غلطی است. ایران باید به طالبان، هشدار دهد که با زور نظامی و اشغال پنجشیر نمی‌تواند در افغانستان حکومت کند و تاکید بر جنگ و راه‌حل نظامی، نتیجه مشخصی نخواهد داشت. ایران باید ضمن مراقبت برای گسترش جنگ داخلی و کشتار فارس‌زبانان تاجیک، نسبت به تشکیل حکومت فراگیر تاکید کند.

طالبان به لحاظ فکری و سیاسی، یک نیروی واپسگرا است و به دلایل متعدد نخواهد توانست دولت باثبات و امروزی در افغانستان ایجاد کند؛ بویژه که تفکر تمامیت‌خواهی و مشی استبداد بر آن غلبه دارد. اما بدون شک نمی‌توان طالبان را که فعلا قدرت حداکثری در افغانستان دارد را نادیده گرفت. بالاخره فارغ از این که از طالبان خوشمان بیاید یا نیاید، طالبان یک واقعیت مهمی در افغانستان است و دلیل آن، همین پیروزی است که بر ایالت متحده به دست آوردند و بخشی از بدنه اجتماعی افغانستان به هر دلیلی خواهان طالبان شده است. در واقع وجود فساد گسترده سیاسی و اخلاقی در دولت اشرف غنی و حملا شبانه آمریکایی‌ها به مناطق طالبان که همراه با کشتار غیرنظامیان نیز همراه بوده است، موجب شده تا نوعی پذیرش نسبت به طالبان وجود داشته باشد؛ اما تا زمانی که طالبان نتواند گفته‌های خود را عملی کند و بویژه امنیت در کشور را ایجاد کند، نخواهد توانست حکومت دوام‌داری داشته باشد. البته آمریکایی‌ها برخی از کشورهای معاند نیز خواهان دولت قوی و باثبات در افغانستان نبوده و منافع خود را در بی‌ثباتی و جنگ در افغانستان جستجو می‌کنند.

 سخن آخر اینکه برای ما مردم افغانستان و سرنوشت آن بسیار مهم است. افغانستان، دست ما و فراتر از آن بخشی از حوزه تمدنی ماست فرقی نمی‌کند پشتون باشد یا تاجیک، شیعه باشد یا سنی؛ باید مراقبت کرد تا از هر جناح و توسط هر بازیگری، بیش از این به مردم افغانستان آسیب نرسد. افغانستان بخشی از موجودیت فرهنگی، تمدنی و هویتی ایران بزرگ و تمدن خراسان بزرگ است. هنر دیپلماسی ما باید این باشد که بتوانیم در وضعیت بحرانی افغانستان، سیاست درست و متوازن اتخاذ کنیم نه اینکه با افراط و تفریط، همه تخم مرغ‌ها را در یک سبد پوسیده بزاریم. ایران قبل از اینکه ضمانت‌های کافی از رفتار طالبان در افغانستان را به دست نیاورده، نباید آنها را به رسمیت بشناسد، نباید ایران قبل از جامعه جهانی دولت طالبان در افغانستان را رسمیت دهد؛ چراکه این سیاست اشتباه است. طالبان را باید به تعهدات انسانی و بین‌المللی متعهد کرد؛ در عین حال باید علیه اقدامات غلط طالبان موضع‌گیری، اما از اقدامات خوب آنان حمایت نماید.

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 26 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • برگزاري ششمین دور گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و چین
    به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و آکادمی علوم چین، ششمین دور گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و چین با حضور اندیشمندان، استادان و محققان دو کشور به صورت مجازی و به شکل وبینار برگزار شد.

  • برگزاری «محفل شعر امام رضا(ع)» در راولپندی پاکستان
    رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اسلام‌آباد به مناسبت دهه کرامت، همایشی با عنوان «محفل شعر امام رضا(ع)» در خانه فرهنگ کشورمان در شهر راولپندی پاکستان برگزار کرد.

  • بازدید رایزن فرهنگی کشورمان از بیست‌و‌دومین دوره نمایشگاه کتاب بغداد
    حجت‌الاسلام والمسلمین غلامرضا اباذری، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عراق از بیست‌و‌دومین دوره نمایشگاه کتاب بغداد بازدید کرد.

  • تکاپوی مسلمانان جهان در روزهای پایانی رمضان + عکس
    تصاویر منتشر شده از روزهای ماه رمضان و تکاپوی مردم روزه‌دار نشان می‌دهد که شور و حال روزه‌داران سراسر جهان با روزهای اول ماه رمضان چندان تفاوتی نکرده است.

  • رونمايي از فصلنامه «الدراسات الادبیة» به زبان‌های فارسی و عربی در لبنان
    از سوي رايزني فرهنگي ايران در لبنان، فصلنامه «الدراسات الادبیة» به زبان‌های فارسی و عربی در «باغ زيتون» رونمايي شد.