یادداشت| صیانت از نهاد خانواده در جهان؛ فراتر از یک الزام
نهاد خانواده در تمام جوامع، صرفنظر از تفاوتهای فرهنگی، دینی، اقتصادی یا سیاسی، بنیادیترین و اصیلترین ساختار اجتماعی به شمار میآید.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حجتالاسلام والمسلمین محمد مهدی ایمانیپور، رئیس این سازمان:
قرنهاست که خانواده نخستین محیطی است که در آن انسانها، هویت، حمایت و امنیت جمعی گرفته و ارزشهای زندگی را تجربه و دریافت میکنند.
با این همه، در عصر حاضر، نظامات مبتنی بر لیبرال دموکراسی در صدد القای مفاهیمی هستند که این جریان فطری را از مسیر خود منحرف نماید. گاهی این القائات، متوجه تعریف خانواده است و گاهی متوجه غیرواقعی خواندن نیاز بشر به کانون خانواده است.
با این وجود، هنوز هم در بخش معظمی از کره خاکی، موضوع خانواده و جایگاه آن کماکان بهعنوان یک ارزش اصیل، صیانت میشود. واقعیت این است که علیرغم تلاشهای پیشگفته برای تغییر الگوهای اجتماعی، هنوز هیچ نهادی نتوانسته نقشی که خانواده در شکلدهی شخصیت افراد دارد را بر عهده بگیرد.
به همین دلیل، بحث درباره اهمیت خانواده و عوامل تقویتکننده آن، یکی از دغدغههای مشترک در سطح جهانی است. در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:
نخست اینکه یکی از آفات و تبعات تسلط الگوی لیبرال دموکراسی غرب بر جوامع گوناگون، تضعیف و بلکه حذف نهاد خانواده بوده است. شکلگیری الگوهای انحرافی از جمله LGBT و حمایت از آنها از سوی نهادهای رسمی و دولتهای غربی، تبدیل به پاشنه آشیل تربیتی و اجتماعی و خروج نهاد خانواده از نقطه ثقل تربیتی انسانها شده است.
همانگونه که مسجل است، هویت جنسی زن و مرد و نقش مکمل آنان در زوجیت فطری، یک انتخاب نیست بلکه قانون هستی و سنت فطری حاکم بر جهان است که تغییر و تحولات نسلی و گذر زمان در آن تأثیری ندارد.
علاوه بر این، اصلیترین اهمیت خانواده را باید در نقش تربیتی آن جستوجو کرد. نقشی که برگرفته از ساختار طبیعی خانواده میباشد. خانواده نخستین کلاس درس زندگی است. کودک پیش از ورود به مدرسه و جامعه، تربیتیافته ی خانواده است.
بر اساس تحقیقات جهانی، کودکان برخوردار از خانوادههای فطری که فرصت دریافت عواطف مادری و مهر پدری را داشتهاند، احتمال بیشتری برای موفقیت در زندگی، سلامت روانی و روابط اجتماعی سازنده دارند. در چنین شرایطی تغییر ساختار خانواده یا تضعیف آن، چیزی جز خیانت به بشریت و نسلهای کنونی و آتی نخواهد بود.
نکته دوم معطوف به چرایی اهمیت یافتن صیانت از جایگاه نهاد خانواده در جهان امروز است. قرائن نشان میدهد که این روزها حمله همهجانبه ی غرب و لیبرال دموکراسی به جایگاه خانواده در پوشش حمایت از زن و آزادیهای فردی، شتاب بیشتری یافته و غفلت از آن عوارض جبرانناپذیری در بر خواهد داشت.
بیتردید این تهاجم، یک حملهٔ سیستماتیک است که دولتپایه با ظاهری بعضاً غیرحاکمیتی دارد. در جایی که برای افرادی با گرایشات جنسیتی منحرف، امتیازاتی خاص قائل میشوند و رسانهها و کمپانیهای تولید فیلم و سریال و انیمیشن برای شرکت در مسابقات بینالمللی ملزم به ارائه الگوهای انحرافی میشوند، نمیتوان پذیرفت که این جریان یک پروسه ی طبیعی است. بلکه بالعکس حاکی از اقدامی سیستمی و پروژهای حمایتشده است.
ملاحظه چنین فضایی، احیای این نهاد مقدس را تبدیل به نیازی مشترک در بین انسانهای دغدغهمند و آگاه در سرتاسر دنیا نموده است. رویگردانی بسیاری از شهروندان اروپایی از احزاب سوسیال دموکرات و محافظهکار، معلول بیتوجهی آنها به نهاد خانواده و ترس آنها از آثار و تبعات سوء سست شدن این بنیان مستحکم است.
ما اکنون از یک نیاز مشترک و هدفی واحد سخن میگوییم که جوامع بشری هر روز بیش از پیش نسبت به آن واقف میشوند. در پاسخ به این نیاز مشترک و مبرم، رهبران دینی، اندیشمندان، متخصصین امور اجتماعی و تربیتی در سرتاسر دنیا باید مسئولیت جمعی و مشترکی را بپذیرند که محصول آن، ابطال انگارهها و الگوهای تحریفشده در قبال نهاد خانواده است.
در همین راستا، شهید آیتالله سید ابراهیم رئیسی، رئیسجمهور فقید ایران، در هفتاد و هشتمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک (شهریور ۱۴۰۲) با افشای «حمله ی سیستماتیک غرب به نهاد خانواده»، بارها بر نیاز به تشکیل «جنبش جهانی برای حمایت از خانواده» تأکید کردند. ایشان این تهاجم را «جنایت علیه بشریت» خواندند و با اشاره به روایتهای جعلی در مورد ازدواج و جنسیت، از تمام رهبران جهان و رهبران ادیان الهی خواستند تا وظیفه ی تاریخی خود را در حمایت از جایگاه اصیل خانواده انجام دهند.
نکته سوم، مربوط به جایگاه و نقش معنویت در تقویت نهاد خانواده است. اساساً نهاد خانواده در همه ی ادیان مقدس شمرده شده و سنتها و مناسبات خانوادگی در میان جوامع متدین، به مثابه نوعی ارزش و زمینهساز تعالی انسانها، مورد توجه قرار میگیرد.
یکی از مهمترین دلایل گرایش برخی گروهها و افراد نسبت به الگوهای انحرافی، فقدان معنویت و کمرنگ شدن نقش آن در جوامع بشری است. معنویت و توجه به سنتهای الهی از سوی خداپرستان و پیروان ادیان ابراهیمی، به طور طبیعی منتج به حفظ و صیانت از نهاد خانواده در مناسبات اجتماعی افراد و بهرهمندی از برکات این نهاد مقدس خواهد شد.
فراتر از آنچه ذکر شد، در جهانی که اضطراب، فشارهای اقتصادی، انزوای اجتماعی تبدیل به بخشی از زندگی روزمره شده، خانواده مهمترین بستری است که میتواند احساس تعلق و امنیت را برای فرد ایجاد کند. علاوه بر این، داشتن خانوادهای منطبق با سرشت طبیعی انسانها که آرامش روحی را تضمین نماید، نقش اساسی در تابآوری روانی جوامع دارد.
در نهایت اینکه آینده متعلق به جوامعی است که نهاد خانواده با تعریف فطری در آنها استحکام بیشتری دارد. به عبارت دیگر، جوامعی قدرتمندترند که خانوادههای قدرتمندتری دارند.
پر واضح است که برای شکلگیری یک خانواده موفق و قدرتمند، علاوه بر پایبندی به زوجیت و فرزندآوری میبایست سایر شروط و مقومات یک خانواده ی خوب نظیر پایبندی به مبانی، احساس ارزشمندی اعضای خانواده، شنیدهشدن، پذیرفتهشدن و ... نیز لحاظ شود. سرمایهگذاری جهانی روی این نهاد، سرمایهگذاری روی آینده بشریت است؛ آیندهای که در آن انسانها با معنویت و سلامت بیشتر، روابط بهتر و جامعهای پایدارتر دارند.
این مهم، نیازمند عزم جدی نخبگان و افراد دغدغهمند برای شکلدهی به نهادهایی مؤثر و جهانی برای صیانت از نهاد خانواده است. بر این اساس، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به عنوان متولی دیپلماسی عمومی و فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، پیگیری عملی تشکیل «ائتلاف جهانی صیانت از خانواده» را در دستور کار خود قرار داده است.
این موضوع، فراتر از یک موضع نظری، بهعنوان یکی از مأموریتهای اصلی این سازمان در سطح ملتها و نخبگان سراسر جهان تعریف شده است تا از طریق همگرایی اندیشمندان، رهبران دینی و فعالان اجتماعی، الگوهای فطری خانواده را در برابر تهاجمات تحریفگرایانه احیا و ترویج نماید.
انتهای پیام/
