«منصر هذیلی»؛ استاد تونسی که دانشگاه را به پل فرهنگی ایران و تونس بدل کرد
در شمار معدود برگزیدگان آفریقاییتبار نخستین دوره برگزاری جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران چهره یک استاد زبان فارسی از دانشگاه قیروان جلب توجه میکند؛ چهرهای که دانشگاه را به پل فرهنگی ایران و تونس بدل کرد.
به گزارش سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، روز دهم شهریور سالجاری نخستین دوره جایزه بین المللی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات برگزار شد که یکی از برگزیدگان بخش ایرانیان خارج از کشور این جایزه، «منصر هذیلی» بود که به جهت فعالیت در تنویر افکار عمومی و روایتگری و دفاع از ایرانو میراث تمدنی شایسته تقدیر انتخاب شد.
گاهی دیپلماسی از پشت میزهای رسمی وزارتخانهها و سفارتخانهها آغاز نمیشود؛ در یک کلاس دانشگاهی، در صفحات یک کتاب، در پژوهش درباره یک شاعر یا فیلسوف و حتی در گفتوگوی علمی میان دو استاد شکل میگیرد. منصر هذیلی، استاد دانشگاه ادبیات و علوم انسانی قیروان تونس، از جمله چهرههایی است که کارنامه او را میتوان در همین چارچوب خواند؛ چهرهای علمی که طی سالها، ایران را از مسیر اندیشه، ادبیات، فلسفه و تمدن مطالعه کرده و به یکی از حلقههای ارتباطی میان فضای علمی تونس و ایران تبدیل شده است. همین جایگاه سبب شد نام او در میان برگزیدگان نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران قرار گیرد؛ جایزهای که دهم شهریورماه امسال با هدف شناسایی و تجلیل از روایتگران و چهرههای اثرگذار در معرفی ایران در عرصه بینالمللی برگزار شد.
در فهرست برگزیدگان، از منصر هذیلی از تونس، استاد دانشگاه ادبیات و علوم انسانی قیروان، در عرصه دیپلماسی علمی تقدیر شد. این انتخاب در واقع توجه به یک وجه کمتر دیدهشده از روابط ایران و جهان اسلام است: نقشی که استادان و پژوهشگران دانشگاهی میتوانند در ساختن شناخت متقابل میان ملتها ایفا کنند.
هذیلی کیست؟
منصر هذیلی استاد دانشگاه قیروان تونس و پژوهشگری در حوزه علوم انسانی است. اطلاعات منتشرشده درباره فعالیتهای علمی او نشان میدهد که حوزه علاقهمندی وی با بخش مهمی از میراث فکری و فرهنگی ایران پیوند خورده است؛ از فلسفه و بهویژه فلسفه صدرایی گرفته تا عرفان، ادبیات فارسی، شاعران بزرگی همچون حافظ و جامی و مطالعه تاریخ و تمدن ایران.
یکی از نمونههای روشن این ارتباط، حضور او در نشست علمی درباره اندیشهها و آثار عبدالرحمن جامی در تونس است؛ نشستی که با همکاری رایزنی فرهنگی ایران و نمایندگی بنیاد سعدی برگزار شد و هذیلی در آن مقالهای با موضوع تأثیرات شعری جامی از قرآن ارائه کرد. چنین حضوری نشان میدهد علاقه او به ایران در سطح یک علاقه عمومی یا سیاسی متوقف نمانده و در قالب فعالیت دانشگاهی و پژوهشی دنبال شده است.
از سوی دیگر، در سوابق منتشرشده از دیدارهای علمی او، از وی به عنوان استاد ادبیات و هنر دانشگاه قیروان یاد شده و موضوعاتی مانند مبانی زیباییشناسی هنر اسلامی نیز در گفتوگوهای علمی او با پژوهشگران ایرانی مطرح شده است. بنابراین، اگر بخواهیم تصویری روشن از شخصیت هذیلی ارائه کنیم، با یک «ایراندوست» صرفاً به معنای عاطفی آن مواجه نیستیم؛ بلکه با یک استاد و پژوهشگر علوم انسانی مواجهیم که ایران را از مسیر منابع فکری و تمدنی آن دنبال کرده است.
از حافظ و جامی تا ملاصدرا؛ ایران از دریچه اندیشه
یکی از نکات مهم در شناخت هذیلی، نوع مواجهه او با ایران است. ایران برای او تنها یک کشور معاصر با تحولات سیاسی روز نیست؛ بلکه موضوع مطالعهای تمدنی است. از ادبیات فارسی و شاعران ایرانی تا فلسفه، عرفان و تاریخ اندیشه، بخشهایی از میراث ایران در فعالیتهای علمی او مورد توجه قرار گرفته است.
خود او در یکی از نشستهای علمی اخیر درباره تجربهاش از مطالعه ایران گفت که برای بهرهگیری از فلسفه، بهویژه فلسفه صدرایی، عرفان، حافظ و دیگر شاعران و همچنین تاریخ و تمدن ایران به ایران آمده است. این سخن تصویری روشن از نوع نگاه او ارائه میکند: ایران برای این استاد تونسی پیش از آنکه یک موضوع سیاسی باشد، یک موضوع معرفتی و تمدنی است. همین رویکرد است که فعالیت او را برای دیپلماسی فرهنگی ایران قابل توجه میکند؛ زیرا ارتباط فرهنگی زمانی ماندگار میشود که بر پایه شناخت شکل گرفته باشد.
قیروان؛ نقطهای مهم در نقشه فرهنگی جهان اسلام
اهمیت فعالیت هذیلی زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم او در قیروان فعالیت دانشگاهی دارد؛ شهری که در تاریخ تمدن اسلامی شمال آفریقا جایگاهی ویژه دارد. قرار گرفتن ایرانشناسی و مطالعه میراث فکری ایران در فضای دانشگاهی چنین شهری، ظرفیت مهمی برای گفتوگوی میان دو حوزه تمدنی ایجاد میکند. از یک سو ایران با میراث چند هزار ساله خود و از سوی دیگر تونس با پیشینه تاریخی و اسلامی عمیق، هر دو دارای سنتهای فکری و فرهنگی گستردهای هستند.
در چنین بستری، استادی مانند هذیلی میتواند نقش یک واسطه علمی و فرهنگی را ایفا کند؛ یعنی مفاهیم و میراث فکری ایران را برای مخاطب تونسی و عربزبان قابل فهم کند و در سوی مقابل، زمینه شناخت متقابل را برای جامعه ایرانی فراهم آورد. این دقیقاً همان نقطهای است که «دیپلماسی علمی» به «دیپلماسی فرهنگی» پیوند میخورد.
چرا هذیلی شایسته تجلیل شد؟
بررسی فلسفه برگزاری جایزه و همچنین جایگاه هذیلی در میان برگزیدگان، چند دلیل مشخص برای این انتخاب نشان میدهد که تبدیل علاقه به ایران با تکیه بر فعالیتهای علمی از جمله آنها است.
نخستین ویژگی هذیلی این است که ارتباط او با ایران در سطح علاقه شخصی باقی نمانده است. حضور در نشستهای علمی، ارائه مقاله درباره ادبیات فارسی و مشارکت در گفتوگوهای دانشگاهی درباره اندیشه و هنر اسلامی، این ارتباط را به عرصه پژوهش کشانده است. نمونه پژوهش او درباره جامی و قرآن یکی از شواهد این مسیر است.
معرفی ایران از مسیر تمدن و اندیشه
هذیلی ایران را از دریچه فلسفه، عرفان، ادبیات و تاریخ تمدن میبیند. این شیوه روایت، اهمیت ویژهای در دیپلماسی فرهنگی دارد؛ زیرا تصویری که صرفاً از تحولات سیاسی روز ارائه شود، نمیتواند عمق یک تمدن را منتقل کند.
او در اظهارات اخیر خود نیز بر مطالعه فلسفه صدرایی، عرفان، حافظ، دیگر شاعران و تاریخ و تمدن ایران تأکید کرده است.
ایجاد ارتباط میان فضای دانشگاهی تونس و ایران
انتخاب او در بخش دیپلماسی علمی به همین دلیل معنادار است. جایزه در واقع از شخصی تجلیل کرده که ابزار اصلی فعالیتش نه رسانه یا سیاست رسمی، بلکه دانشگاه و پژوهش بوده است.
در فهرست برگزیدگان، هذیلی در کنار چهرههایی از حوزههای مختلف فرهنگ، علم، هنر، حقوق و دیپلماسی قرار گرفت و مشخصاً برای نقش خود در عرصه دیپلماسی علمی معرفی شد.
ارائه روایتی معرفتی از ایران
در سخنان و نوشتههای منتشرشده از هذیلی، یک دغدغه تکرارشونده دیده میشود: اینکه ایران باید بتواند اندیشه و پیام خود را برای جهان توضیح دهد.
او در یکی از نشستهای اخیر، بر ضرورت انتقال حقیقت انقلاب اسلامی به جهان تأکید کرد و گفت اگر ایران بتواند پیام خود را بهدرستی روایت کند، آثار آن میتواند فراتر از مرزهای ایران و در جهان اسلام و حتی نظام بینالملل دیده شود.
این نگاه، او را از یک استاد علاقهمند به ادبیات ایران فراتر میبرد و در جایگاه یک روایتگر علمی ایران قرار میدهد.
«ترجمه فرهنگی»؛ کلیدواژه نگاه هذیلی
یکی از نکات قابل توجه در دیدگاههای هذیلی، تأکید او بر مفهومی فراتر از ترجمه زبانی میباشد. او معتقد است ایران برای معرفی خود به جهان، فقط نباید آثار خود را به زبانهای مختلف ترجمه کند، بلکه باید بتواند روح اندیشه ایرانی را برای جهان ترجمه کند؛ یعنی مفاهیم، ارزشها و مبانی فکری خود را به گونهای توضیح دهد که مخاطب خارج از فضای فرهنگی ایران نیز امکان درک آنها را داشته باشد.
این نگاه، در واقع یکی از مسائل بنیادین دیپلماسی فرهنگی معاصر است. ارتباط فرهنگی صرفاً زمانی شکل میگیرد که پیام یک جامعه برای دیگری «قابل فهم» شود. از این منظر، فعالیت استادی در تونس که از یک سو با سنت فکری غرب آشناست و از سوی دیگر به فلسفه، عرفان و ادبیات ایرانی توجه دارد، میتواند ظرفیت ویژهای برای ایجاد این ترجمه فرهنگی داشته باشد.
از انقلاب اسلامی تا عقلانیت ایرانی
هذیلی در سالهای اخیر در نشستهای علمی متعددی نیز درباره انقلاب اسلامی، اندیشه ایرانی و مسائل تمدنی سخن گفته است.
او در یکی از نشستهای علمی در ایران، انقلاب اسلامی را صرفاً یک تحول سیاسی ندانست و بر ضرورت فهم آن از منظر مبانی معرفتی و تمدنی تأکید کرد. در همین چارچوب، از تفاوت میان عقلانیت ایرانی و عقلانیت غربی سخن گفت و بر ضرورت عرضه و تبیین این عقلانیت برای مخاطبان جهانی تأکید کرد.
صرفنظر از میزان موافقت یا مخالفت مخاطبان با این دیدگاهها، آنچه برای موضوع دیپلماسی فرهنگی اهمیت دارد، تلاش یک استاد دانشگاه خارج از ایران برای فهم و توضیح اندیشه ایرانی در محیط علمی بینالمللی است. همین ویژگی است که جایگاه او را در میان برگزیدگان جایزه قابل توضیح میکند.
جایزهای برای «راویان ایران»
نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران صرفاً یک جایزه برای تقدیر از افراد نبود. طبق توضیحات رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، یکی از اهداف اصلی این رویداد شناسایی کسانی بود که روایتگر واقعی ایران در جهان هستند؛ کسانی که میتوانند شبکهای از ارتباطات علمی، فرهنگی و اجتماعی میان ایران و سایر کشورها ایجاد کنند.
در همین چارچوب، مسئله «شناخت» و سپس «قدردانی» از راویان ایران مورد تأکید قرار گرفته و هدف نهایی، مقابله با تحریف و ارائه تصویری درستتر از ایران عنوان شده است.
هذیلی در این میان یک ویژگی متفاوت دارد: او راوی ایران از داخل یک جامعه دانشگاهی خارجی است. او از تونس به ایران نگاه میکند، اما موضوع مطالعهاش صرفاً ایران امروز نیست؛ بلکه مجموعهای از مؤلفههای تمدنی، فلسفی، ادبی و تاریخی است که هویت ایران را شکل دادهاند.
اهمیت یک چهره تونسی برای ایران
تجلیل از هذیلی از این منظر نیز اهمیت دارد که او از یک کشور عربی و آفریقایی آمده است؛ کشوری که خود سابقه تمدنی و علمی قابل توجهی دارد.
ایران و تونس دو کشور با فاصله جغرافیایی قابل توجها ند، اما فاصله جغرافیایی الزاماً به معنای فاصله فرهنگی نیست. در فضای جهان اسلام، اشتراکات تاریخی، دینی و تمدنی میتواند مبنای گفتوگوهای گستردهای باشد.
در چنین شرایطی، دانشگاهیان میتوانند کاری را انجام دهند که گاه روابط رسمی دولتها از انجام آن ناتوان است: ساختن اعتماد و شناخت متقابل در سطح نخبگان و نسلهای آینده.
هذیلی از همین منظر یک سرمایه فرهنگی برای ارتباط ایران و تونس به شمار میآید؛ استادی که فعالیت او نشان میدهد ارتباط دو کشور میتواند از مسیر دانشگاه، ادبیات، فلسفه و پژوهش نیز گسترش پیدا کند.
دیپلماسیای که از کلاس درس آغاز میشود
شاید مهمترین پیام انتخاب منصر هذیلی این باشد که دیپلماسی فرهنگی الزاماً در سالنهای رسمی و نشستهای دیپلماتیک اتفاق نمیافتد.
گاهی یک استاد دانشگاه، وقتی درباره حافظ، جامی، ملاصدرا، عرفان ایرانی یا تاریخ تمدن ایران پژوهش میکند، در حال ساختن بخشی از تصویر ایران در ذهن دانشجویان و پژوهشگران یک کشور دیگر است.
تأثیر چنین کاری ممکن است فوری و قابل اندازهگیری نباشد؛ اما از جنس تأثیرات عمیق و بلندمدت است. دانشجویی که ایران را از زبان استاد خود و از مسیر کتاب و پژوهش میشناسد، با ایران متفاوتی مواجه میشود؛ ایرانی که تنها در اخبار سیاسی و رسانههای روزمره خلاصه نمیشود. این همان نقطهای است که دانشگاه به ابزار دیپلماسی فرهنگی تبدیل میشود.
یک انتخاب معنادار
انتخاب منصر هذیلی در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی را میتوان انتخاب یک فرد در کنار انتخاب یک رویکرد دانست: رویکردی که دیپلماسی فرهنگی را بر پایه انسانها، اندیشهها و ارتباطات علمی بنا میکند.
هذیلی نه دیپلمات رسمی ایران است و نه در ساختار سیاسی کشور مسئولیتی دارد. سرمایه او، دانش و جایگاه دانشگاهی اوست؛ و همین مسئله ارزش انتخابش را بیشتر میکند.
او از بیرون مرزهای ایران، درباره ایران سخن گفته؛ از فلسفه و ادبیات و عرفان آن مطالعه کرده؛ درباره شاعران فارسیزبان پژوهش ارائه داده و در سالهای اخیر نیز در گفتوگوهای علمی درباره انقلاب اسلامی، تمدن و اندیشه ایرانی مشارکت داشته است. به همین دلیل، تجلیل از او را میتوان تجلیل از قدرت نرم دانشگاه و اندیشه در روابط میان ملتها دانست.
روایت ایران از زبان یک استاد تونسی
در نهایت، داستان منصر هذیلی بیش از آنکه داستان یک جایزه باشد، داستان یک مسیر است؛ مسیر استادی در تونس که برای شناخت ایران، سراغ لایههای عمیق فرهنگ ایرانی رفته است.
از جامی و حافظ تا فلسفه صدرایی، از عرفان تا تاریخ و تمدن ایران، از ادبیات تا مباحث تمدنی معاصر، هذیلی کوشیده است ایران را از مسیر اندیشه بشناسد و درباره آن سخن بگوید.
در جهانی که تصویر کشورها بیش از گذشته در میدان روایتها ساخته میشود، چنین چهرههایی اهمیت ویژه دارند. آنها میتوانند میان دو جامعه فاصلهها را کمتر کنند و نشان دهند که گاهی یک استاد دانشگاه در قیروان میتواند به اندازه یک نهاد رسمی در نزدیک کردن دو ملت اثرگذار باشد.
از این منظر، جایزه نخست دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران برای منصر هذیلی فقط یک تقدیرنامه نیست؛ نشانهای از بهرسمیتشناختن سالها فعالیت علمی و فرهنگی او و اعتراف به این واقعیت است که روابط ایران و تونس، علاوه بر سیاست و اقتصاد، آیندهای مهم در دانشگاه، فرهنگ و اندیشه دارد.

