«آوای ایران»؛ از تلاشهای زهرا خانجانی در نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی تقدیر شد
در برگزاری نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران از مجموع تلاشهای رسانهای سردبیر نشریه اسپانیایی زبان آوای ایران به جهت تولید محتواهای ارزشمند وموثر در روایتگری صادقانه از ایران تقدیر شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در روزگاری که تصویر کشورها بیش از گذشته در میدان رسانه، شبکههای اجتماعی و روایتهای بینالمللی شکل میگیرد، دیپلماسی فرهنگی دیگر صرفاً به مناسبات رسمی میان دولتها محدود نیست. امروز یک روزنامهنگار، پژوهشگر، هنرمند یا فعال رسانهای نیز میتواند با انتخاب موضوع، زبان روایت و شیوه ارتباط با مخاطب، در شکلگیری تصویری که جهان از یک کشور در ذهن خود میسازد، نقش داشته باشد. از همین منظر، برگزاری نخستین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» و تقدیر از کنشگران عرصه روایتگری، واجد اهمیتی فراتر از یک مراسم تجلیل است.
این رویداد که دهم شهریورماه ۱۴۰۵ به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد، با هدف شناسایی، معرفی و حمایت از روایتگران مؤثر ایران در عرصه بینالملل شکل گرفت و در مجموع از ۴۵ چهره داخلی و خارجی در حوزههای مختلف تجلیل شد. مسئولان برگزارکننده، «شناخت» و «قدرشناسی» از راویان ایران و ایجاد زمینه برای همکاری و شبکهسازی میان آنان را از اهداف اصلی این جایزه اعلام کردهاند.
در میان چهرههای مورد تقدیر این دوره، نام زهرا خانجانی، فعال رسانهای و سردبیر نشریه اسپانیاییزبان «آوای ایران» نیز به چشم میخورد؛ چهرهای که در بخش «زنان» مورد تقدیر قرار گرفته است. اهمیت این انتخاب را میتوان در یک واقعیت مهم جستوجو کرد: روایت ایران زمانی میتواند در عرصه جهانی اثرگذار باشد که به زبان و با ادبیات مخاطب جهانی ارائه شود. زبان اسپانیایی با گستره وسیع مخاطبان خود در اروپا، آمریکای لاتین و بخشهایی از آمریکای شمالی، یکی از مهمترین حوزههای زبانی جهان به شمار میرود. از این منظر، فعالیت رسانهای در این حوزه صرفاً یک کار ترجمهای نیست؛ بلکه تلاشی برای ایجاد ارتباط مستقیم با مخاطبانی است که ممکن است شناخت آنان از ایران عمدتاً از طریق رسانههای غیرایرانی شکل گرفته باشد.
اهمیت «روایت از ایران» در عصر رسانههای فرامرزی
در سالهای اخیر، مفهوم «انسانرسانه» بیش از گذشته وارد ادبیات ارتباطات و دیپلماسی عمومی شده است. افراد میتوانند مستقل از ساختارهای رسمی، روایتهایی را تولید و در مقیاس بینالمللی منتشر کنند. رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز در مراسم این جایزه بر نقش انسانرسانهها و نهادهای مردمی در شکلدهی به تصویر ایران تأکید کرده و بر ضرورت شناسایی افرادی که در این حوزه فعالیت میکنند، انگشت گذاشته است.
از این منظر، تقدیر از سردبیر یک نشریه اسپانیاییزبان را میتوان توجه به یک ضلع کمتر دیدهشده در دیپلماسی عمومی دانست: دیپلماسی روایتها از مسیر رسانههای تخصصی و مخاطبمحور. تفاوت چنین رویکردی با تبلیغات رسمی در آن است که رسانه میتواند موضوعات متنوعتری را در دستور کار قرار دهد؛ از فرهنگ، هنر و میراث تاریخی گرفته تا زندگی اجتماعی، زنان، علم، فناوری، ظرفیتهای اقتصادی و دستاوردهای علمی کشور. به همین دلیل، یک نشریه چندزبانه یا زبانمحور، در صورت برخورداری از استانداردهای حرفهای روزنامهنگاری، میتواند به یک پل ارتباطی میان جامعه ایرانی و مخاطبان خارجی تبدیل شود.
چرا «آوای ایران» اهمیت دارد؟
اهمیت فعالیت «آوای ایران» را میتوان از زاویهای دیگر نیز بررسی کرد. بخش قابل توجهی از مخاطبان جهانی، ایران را از خلال روایتهایی میشناسند که در رسانههای بزرگ بینالمللی تولید میشود. این روایتها ممکن است بر تحولات سیاسی و امنیتی متمرکز باشند و در نتیجه، ابعاد فرهنگی و اجتماعی ایران کمتر دیده شود.
وجود رسانهای اسپانیاییزبان که موضوع ایران را مستقیماً برای مخاطبان این حوزه زبانی روایت کند، میتواند امکان عرضه روایتهای متنوعتری را فراهم آورد. این مسئله بهویژه در حوزه زنان اهمیت مضاعف پیدا میکند؛ چرا که تقدیر از خانجانی در محور زنان، نشان میدهد نقش زنان در تولید روایتهای فرهنگی و رسانهای برونمرزی نیز مورد توجه برگزارکنندگان جایزه قرار گرفته است.
در واقع، اهمیت این انتخاب را نباید صرفاً در یک عنوان یا لوح تقدیر خلاصه کرد. ارزش اصلی چنین رویدادی زمانی آشکار میشود که بتواند به شکلگیری شبکهای از فعالان رسانهای و فرهنگی منجر شود که هر یک در حوزه تخصصی خود، تصویری چندلایه و مستند از ایران ارائه میکنند.
از «تصویرسازی» تا «ارتباط واقعی»
یکی از نکات مهم در دیپلماسی فرهنگی، تفاوت میان تصویرسازی تبلیغاتی و ارتباط فرهنگی پایدار است. تصویر یک کشور زمانی ماندگار میشود که مخاطب خارجی بتواند با جامعه، فرهنگ و تجربه زیسته آن ارتباط برقرار کند. بنابراین، روایت موفق ایران در جهان لزوماً روایتی نیست که تنها بر برجستهسازی نقاط مثبت متمرکز باشد؛ بلکه روایتی است که بتواند ایران را با پیچیدگیها، ظرفیتها، تاریخ، فرهنگ و واقعیتهای اجتماعی آن برای مخاطب خارجی توضیح دهد.
از این منظر، توجه به رسانههای تخصصی و فعالان عرصه روایتگری میتواند بخشی از یک سیاست ارتباطی بلندمدت باشد؛ سیاستی که در آن، ارتباط با جهان نه فقط از مسیر مذاکرات رسمی، بلکه از مسیر فرهنگ، رسانه، زبان، دانشگاه، هنر و جامعه مدنی نیز دنبال میشود.
سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز در تبیین فلسفه این جایزه بر ضرورت شناخت راویان ایران و ایجاد امکان همکاری میان آنان تأکید کرده است. این رویکرد، در صورت استمرار، میتواند جایزه را از یک رویداد سالانه به بستری برای شبکهسازی میان فعالان دیپلماسی فرهنگی تبدیل کند.
یک انتخاب؛ یک پیام
تقدیر از زهرا خانجانی در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی را میتوان از این منظر دارای یک پیام مشخص دانست: روایت ایران فقط وظیفه رسانههای بزرگ و رسمی نیست؛ فعالان رسانهای، زنان، پژوهشگران و تولیدکنندگان محتوای چندزبانه نیز در ساختن تصویر ایران در جهان سهم دارند.
فعالیت در فضای اسپانیاییزبان نیز از این جهت قابل توجه است که ارتباط فرهنگی را از سطح ترجمه صرف فراتر میبرد و امکان گفتوگوی مستقیم با جامعهای بزرگ و متنوع از مخاطبان جهانی را فراهم میکند.
البته استمرار چنین اثری، به حرفهایبودن روایت، اتکا به داده و منابع معتبر، توجه به تنوع دیدگاهها و شناخت دقیق مخاطب خارجی وابسته است. هرچه روایتها مستندتر، دقیقتر و حرفهایتر باشند، ظرفیت آنان برای ایجاد اعتماد و گفتوگوی فرهنگی نیز افزایش خواهد یافت.
نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی، از این منظر میتواند نقطه شروع یک مسیر تازه باشد؛ مسیری که در آن، ایران نه فقط موضوع روایت دیگران، بلکه صاحب شبکهای از راویان متخصص و چندزبانه در عرصه جهانی باشد. تقدیر از زهرا خانجانی و فعالیت رسانهای او در حوزه اسپانیاییزبان را نیز میتوان در همین چارچوب، نشانهای از توجه روزافزون به اهمیت زبان، رسانه و روایتگری مستقیم در دیپلماسی فرهنگی دانست.
