شناخت غرب از اسلام با واسطه و غیرمستند است
عضو هیئت علمی دانشگاه رضوی در پنجمین نشست تخصصی «تبلیغ و دیپلماسی فرهنگی»، تأکید کرد: اطلاعات غرب درباره اسلام بیشتر از طریق سربازان جنگهای صلیبی، جهانگردان و گزارشهای شفاهی بعضا غیرمستند به دست میآمد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، پنجمین نشست تخصصی «تبلیغ و دیپلماسی فرهنگی» با همکاری مدیریت روابط عمومی و بینالملل حوزه علمیه خراسان و سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نمایندگی خراسان با حضور جمعی از استادان، پژوهشگران و مبلغان بینالملل در محل مدرسه علمیه امام علی بن موسی الرضا (ع) برگزار شد.
حجتالاسلام محمد ابراهیم روشن ضمیر، عضو هیئت علمی دانشگاه رضوی در سخنرانی خود، گفت: اگر بخواهیم درباره تبلیغ در فضای بینالمللی صحبت کنیم، به نظرم یکی از تجربههایی که میتواند برای ما آموزنده باشد، شیوه مواجهه غرب با اسلام است. وقتی به تاریخ این مواجهه نگاه میکنیم، میبینیم یکی از نخستین کارهایی که غربیان انجام دادند، ترجمه آثار اسلامی بود.
وی افزود: در دورهای که مسلمانان در اندلس حضور داشتند، بخشی از آثار اسلامی به زبانهای اروپایی ترجمه شد و حتی برخی معتقدند تحولات علمی اروپا و رنسانس نیز از این انتقال علمی بیتأثیر نبوده است.
روشن ضمیر اظهار کرد: یکی از اتفاقات مهم در این مسیر، ترجمه قرآن به زبان لاتین بود. در آن زمان، اطلاعات غرب درباره اسلام بسیار محدود بود و بخش زیادی از آن از طریق سربازان جنگهای صلیبی، جهانگردان و گزارشهای شفاهی به دست میآمد. بهتدریج این مسئله مطرح شد که اگر قرار است با اسلام مواجه شوند، صرف مواجهه نظامی کافی نیست؛ ابتدا باید بدانند مسلمانان چه میگویند و قرآن چه محتوایی دارد. این برای ما یک درس مهم دارد. اگر ما نیز بنا داریم با فرهنگ و اندیشه غرب مواجه شویم، اولین قدم این است که سخن طرف مقابل را آنچنان که هست بفهمیم. نقد، مرحله بعد است. ممکن است ما با تحلیل و نتیجهگیری یک متفکر غربی کاملاً مخالف باشیم، اما ابتدا باید بتوانیم سخن او را درست بفهمیم و درست منتقل کنیم.
عضو هیئت علمی دانشگاه رضوی ادامه داد: مطالعات غربی درباره اسلام نیز به همین نقطه محدود نماند. در دورههای بعد، خصوصاً از نیمه قرن نوزدهم، استشراق به فعالیتی بسیار گستردهتر و سازمانیافتهتر تبدیل شد. آثار فراوانی نوشته شد، منابع اسلامی تصحیح و ترجمه شد و پروژههای علمی بزرگی شکل گرفت. یکی از نمونههای مهم آن، تدوین «دایرةالمعارف اسلام» بود. گروههای متعددی از خاورشناسان گردهم آمدند و پروژهای را آغاز کردند که سالها ادامه پیدا کرد و به یک مرجع در مطالعات اسلامی تبدیل شد.
وی تأکید کرد: نکتهای که میخواهم بر آن تأکید کنم این است که نفوذی که غربیان در مقاطعی در جهان اسلام پیدا کردند، همهاش محصول تبلیغات مستقیم نبود؛ بخشی از آن نتیجه کار علمی مستحکم بود. وقتی یک مجموعه علمی بارها محصولی دقیق، قابل استفاده و روشمند تولید میکند، بهتدریج برای خود اعتبار ایجاد میکند. در پژوهش نیز همین اتفاق میافتد.
روشن ضمیر بیان کرد: نمونه دیگر، معجمها و ابزارهای پژوهشی مربوط به قرآن است. نسل جدید طلاب که امروز نرمافزارها و ابزارهای دیجیتال را در اختیار دارد شاید اهمیت کتابهایی مانند «المعجم المفهرس» را مانند نسلهای قبل احساس نکند؛ اما زمانی تقریباً هر طلبه و پژوهشگر قرآنی به چنین کتابی نیاز داشت. بخشی از زیرساختهایی که بعدها پژوهشگران مسلمان نیز از آنها استفاده کردند، حاصل همین نوع فعالیتهای علمی بود.وی ادامه داد: یکی از کارهایی که بهخصوص طلابی که برای یادگیری زبان خارجی زحمت کشیدهاند باید جدی بگیرند، حضور در همایشهای علمی بینالمللی است. خود من در چند همایش خارجی حضور داشتهام یا مقاله فرستادهام و در بسیاری از این موارد، نه دانشگاه هزینهای برای من پرداخت کرده و نه حوزه؛ بلکه کار با پیگیری شخصی انجام شده است.
عضو هیئت علمی دانشگاه رضوی همچنین، گفت: یکی دیگر از کارهایی که حوزه میتواند از آن حمایت کند، برگزاری نشستهای علمی مشترک با استادان و پژوهشگران خارجی است. امروز با ابزارهای ارتباطی موجود، برگزاری چنین نشستهایی دشواری گذشته را ندارد. میتوان یک استاد، خاورشناس یا پژوهشگر فعال در موضوعی مشخص را دعوت کرد و با او یک نشست علمی برگزار کرد. این همان عرصهای است که من از آن به دیپلماسی علمی یا تبلیغ علمی تعبیر میکنم.
وی در ادامه سخنانش، اظهار کرد: موضوع مهم دیگر، تولید و ترجمه آثار اسلامی است. در سفری که به هند داشتم، بیشتر متوجه شدم که ما تا چه اندازه به آثار دقیق و مناسب درباره اهلبیت(ع) به زبان انگلیسی نیاز داریم. در مناطقی که شیعیان حضور دارند، گاهی روحانیون و طلابی را میبینیم که در ایران درس خواندهاند و بعد به شهر و کشور خود بازگشتهاند و اکنون امام جماعت یا فعال دینی هستند. این سرمایه بسیار مهمی است و نشان میدهد جمهوری اسلامی و حوزه در این سالها اقدامات ارزشمندی انجام دادهاند. ما مسیر زیادی را طی کردهایم تا به این نقطه رسیدهایم.
روشن ضمیر یادآور شد: یکی دیگر از اقداماتی که باید جدی گرفته شود، راهاندازی و تقویت نشریاتی با تراز بینالمللی است. در حوزه و دانشگاه ظرفیتهایی داریم که میتوان بر اساس آنها نشریاتی ایجاد کرد یا نشریات موجود را به سطح بینالمللی رساند. برخی از مجلات موجود همین حالا نیز چنین ظرفیتی دارند، اما باید روی آنها کار شود تا بتوانند مخاطب و نویسنده خارجی جذب کنند و در فضای علمی بینالمللی دیده شوند.
محمد اورعی کریمی، مدیر سابق مرکز اسلامی در آفریقا و رایزن سابق فرهنگی کشورمان در مالزی گفت: مبانی نظری تبلیغ دین در عرصه بینالملل را میتوان در چند حوزه در نظر گرفت. نخست، مبانی الهیاتی و قرآنی است. در این بخش با مفاهیمی مانند فطرت، مهدویت، جهانیبودن رسالت اسلام، اصل دعوت حکیمانه، کرامت ذاتی انسان، رحمت و احسان، توجه به تنوع فرهنگی و در عین حال جهتگیری توحیدی در مواجهه با قدرتها روبهرو هستیم. هر یک از این اصول را میتوان مستقیماً با استناد به آیات قرآن تبیین کرد.
وی افزود: دسته دوم، مبانی انسانشناختی است. ما در تبلیغ دین با انسانی مواجه هستیم که دارای اراده و اختیار است؛ نیاز به معنا و امید دارد؛ از ظرفیت عقلانی برخوردار است و تجربه زیسته او در چگونگی فهم دین اهمیت دارد. بنابراین، نمیتوان مخاطب بینالمللی را صرفاً دریافتکننده یک پیام از پیش آمادهشده تصور کرد. او دارای عقل، اختیار، تجربه، فرهنگ و زمینه اجتماعی خاص خود است.
اورعی کریمی نیز، تأکید کرد: دسته سوم، مبانی ارتباطی و بینفرهنگی است. در اینجا اصل فهم زمینه فرهنگی اهمیت پیدا میکند. گفتوگوی بینادیانی و بینتمدنی، پرهیز از قوممحوری دینی، دوطرفهبودن ارتباط و بهرهگیری مناسب از رسانه از اصول مهم این حوزه است. اگر قرار است در محیط بینالمللی تبلیغ کنیم، باید بدانیم با چه جامعهای، چه فرهنگ و تاریخی و چه نظام معنایی روبهرو هستیم.
وی خاطرنشان کرد: در کنار این موارد، مبانی اجتماعی و تمدنی نیز اهمیت دارد. اسلام را باید بهمثابه یک نظام معنابخش و تمدنی دید. عدالتمحوری، مفهوم امت جهانی و امت واحده، مسئولیت اجتماعی دین و دیپلماسی فرهنگی و معنوی در این چارچوب قرار میگیرند.
رایزن سابق فرهنگی ایران در مالزی ادامه داد: یکی از مهمترین مبانی الهیاتی و قرآنی که میخواهم بیشتر روی آن تأکید کنم، جهانیبودن رسالت اسلام است. در این زمینه آیه «هُوَ الَّذی أَرسَلَ رَسولَهُ بِالهُدی وَ دینِ الحَقِّ لِیُظهِرَهُ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ...» برای بحث ما اهمیت بنیادی دارد.
وی همچنین، گفت: پیش از ورود به این آیه، لازم است به جایگاه تبلیغ در نگاه مقام معظم رهبری اشاره کنم. ایشان بر ضرورت عبور از نگاه رایج در حوزههای علمیه که تبلیغ را در مرتبه دوم قرار میدهد تأکید کردهاند. در این نگاه، تبلیغ نباید یک فعالیت حاشیهای یا درجه دوم تلقی شود؛ بلکه باید در شمار اولویتهای اصلی حوزه قرار گیرد.
اورعی کریمی اذعان کرد: اصل بنیادین تبلیغ بینالمللی این است که پیام اسلام برای همه بشریت است. اسلام باید بتواند با منظومههای فکری، دینی و معنوی مختلف وارد گفتوگو شود. بر این اساس، تبلیغ جهانی یک ابتکار نهادی یا تشکیلاتی نیست که یک سازمان یا مجموعه در دورهای تصمیم گرفته باشد آن را انجام دهد؛ بلکه وظیفهای ساختاری در خود دین است. تبلیغ اسلام در جهان یک انتخاب فرعی نیست، بلکه تحقق یک مأموریت الهی است.
حجتالاسلام رجایی خراسانی، مبلغ بینالملل گفت: یکی از نکاتی که در تجربه تبلیغ خارج از کشور برای من بسیار روشن شد این است که مبلغ نمیتواند با همان تصوری که از فعالیت دینی در ایران دارد وارد یک جامعه دیگر شود. هر جامعهای ساختار، نظم، حساسیتها و شیوه خاص خودش را دارد و مبلغ ابتدا باید این ساختار را بشناسد.
وی افزود: بنابراین، تجربهای که میخواهم منتقل کنم این است که در تبلیغ بینالملل، شناخت جامعه هدف مقدم بر شروع فعالیت تبلیغی است. باید ساختار اجتماعی، نهادهای دینی، روابط درونی، تفاوت نسلها، زبان، فرهنگ و شیوه تصمیمگیری جامعهای را که وارد آن میشویم بشناسیم.
این مبلغ تأکید کرد: تجربیات سفرهای من نشان داد که ما نباید جامعه خوجه را یک مجموعه کاملاً یکدست تصور کنیم. درون همین جامعه تفاوت نسلی وجود دارد و نسل جدید ممکن است درباره ایران، تحولات منطقه و مسائل سیاسی نگاه متفاوتی از نسلهای قبلی داشته باشد. این نکات را بطور کلی باید درسفرهای تبلیغی مد نظر داشت.
