• 1405/03/16 - 15:20
  • 72
  • زمان مطالعه : 6 دقیقه

روشنفکر تنها تولیدکننده اندیشه نیست

مدیر امور بین‌المللی دانشگاه سونان گونونگ جاتی در جاکارتا گفت: روشنفکر صرفاً یک تولیدکننده اندیشه در فضای ایزوله نیست، بلکه شخص انتلکتوئل باید پیونددهنده آگاهی و مسئولیت اخلاقی باشد.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، «منیر» اندیشمند اندونزیایی و عضو دبیرخانه جشنواره بین‌المللی تمدن نوین اسلامی در گفت‌وگویی پیرامون چالش‌های گذار تمدنی، بر نقش حیاتی روشنفکران و دانشگاهیان در بازتعریف تمدن نوین اسلامی تأکید نموده و تصریح دارد نظم تک‌قطبی با شتابی روزافزون در حال رنگ باختن بوده و جهان در میانه صورتی جدید از هژمونی، استوار بر نظم چندقطبی، قرار دارد.

در گفت‌وگوی پیش‌رو با منیر مدیر اداره امور بین‌المللی دانشگاه اسلامی دولتی سونان گونونگ جاتی باندونگ در اندونزی، به تحلیل رسالت نخبگان در شرایطی پرداخته‌ایم که «دانش» بیش از هر زمان دیگری به ابزاری برای مشروعیت‌بخشی و قدرت تبدیل شده است.

به عنوان پرسش نخست، تحلیل شما از وضعیت فعلی نظم جهانی چیست؟ چرا امروز بازتعریف نقش روشنفکر در این نظم جدید به یک ضرورت تبدیل شده است؟

ما در دوران حساسی از گذار تاریخی به سر می‌بریم. نظم پیشین که بر پایه یک قطبیت خاص و منحصربه‌فرد استوار بود، دچار ضعف در ارکان مشروعیت و بحران کارآمدی شده است.

در چنین وضعیتی، روشنفکران نمی‌توانند در حاشیه بمانند. چالش اصلی امروز ما، نه تنها تحلیل رویدادها، بلکه درگیر شدن با بحران‌های اخلاقی و شکاف‌های عمیق عدالت جهانی است. روشنفکران در تمامی تمدن‌ها، معماران مشروعیت نظم‌های جدید بوده‌اند و امروز نیز باید با بازتعریف رسالت خود، در فضای کمیت‌زده و کمیت‌گرای افراطی، در فهم و شکل‌دهی به نظم آینده مشارکت کنند.

شما در آثار خود از روشنفکر به عنوان یک کنشگر یاد می‌کنید. این نگاه بر چه مبانی نظری و بنیاد تئوریکی استوار است؟

روشنفکر صرفاً یک تولیدکننده اندیشه در فضای ایزوله نیست. اگر به سنت‌های فکری گرامشی، مانهایم یا ادوارد سعید نگاه کنیم، می‌بینیم که آنان روشنفکر را در پیوند با «هژمونی»، «آگاهی تاریخی» و «مسئولیت اخلاقی» تعریف کرده‌اند. به عبارت دیگر، در نگاه گرامشی، روشنفکران در سازمان‌دهی هژمونی و مشروعیت‌بخشی به نظم‌ها نقش دارند. مانهایم آن‌ها را حاملان آگاهی تاریخی می‌دانست.

ادوارد سعید نیز بر مسئولیت اخلاقی روشنفکر در برابر قدرت تأکید می‌کرد. روشنفکر امروز باید بتواند میان دانش تخصصی و استدلال و ضرورت‌های عینی عمومی پل بزند.

ما با دو مساله و آفت بزرگ روبه‌رو هستیم: سرعت بیش از حد تولید و مصرف اطلاعات در فضای دیجیتال و سلطه «شاخص‌های کمی» بر ارزیابی علمی. وقتی ارزش اندیشه با مقیاس‌ها، شاخص‌ها و آمارهای صرفا عددی سنجیده شود، عمق فکری قربانی می‌شود. روشنفکر باید در برابر این تقلیل‌گرایی مقاومت کند.

اجتهاد؛ سازوکار نوسازی در «عقل دینی»

در بحث از رسالت مجامع علمی و اصحاب آکادمیا، شما در نوشته‌ها و سخنرانی‌های خود بر مفهوم «اجتهاد» تأکید دارید. چگونه می‌توان این مفهوم را با نوسازی فکری و چالش‌های دنیای معاصر به ویژه در حوزه سبک زندگی و تجربه زیسته پیوند داد؟

اجتهاد در معنای اصیل خود، یک سازوکار زنده و پویا برای مواجهه خلاق با پرسش‌های نو و امور مستحدثه است. اجتهاد، روح و رمز بقا و مانایی تمدن اسلامی در طول تاریخ بوده است. اجتهاد، درک من، فقط یک ابزار فقهی نیست؛ بلکه یک سازوکار زنده برای نوسازی اندیشه است.

اگر اجتهاد را به معنای تلاش خلاق برای فهم مسائل نو در پرتو اصول بنیادین بگیریم، آنگاه می‌تواند به بازسازی عقل دینی و بازگشودن افق‌های تازه در تفکر اسلامی کمک کند.

ما نیازمند یک «هرمنوتیک پویا» هستیم که هم پیوند خود را با سنت حفظ کند و هم در گفت‌وگو و تعامل فعال با واقعیت و الزامات پیچیده معاصر باشد. اجتهاد می‌تواند ابزار مهمی برای پیوند میان میراث و آینده باشد.

بازسازی عقل دینی بدون احیای اجتهاد تحول‌گرا ممکن نیست. دانشگاه‌های ما نباید به نهادهای آموزشی صرف تبدیل شوند؛ آن‌ها باید محل تولید «تخصص بدیل» باشند؛ تخصصی که به جای خدمت به تکنوکراسی، در خدمت عدالت و حقیقت قرار گیرد. این امر ذات و خمیرمایه اصلی آموزش و تربیت تمدنی است.

شما بر تغییر «جغرافیای قدرت معرفتی» و گذار در ژئوپلتیک معرفت‌شناسانه تأکید دارید. منظورتان از ارتباطات فراتمدنی، شبکه‌سازی شرق فرهنگی و پیوندهای جنوب-جنوب در این میان چیست؟

برای سال‌ها، مراکز تولید دانش در «شمال جهانی» متمرکز و منحصر بوده است. این تمرکز قدرت معرفتی و مبانی دانشی، باعث شده بسیاری از نظریه‌ها با نیازهای ما در شرق فرهنگی یا به عبارتی جنوب جهانی همخوانی نداشته باشند.

ما باید شبکه‌های پژوهشی خود را در آسیا، آفریقا و آمریکای لاتین تقویت کنیم. این یک همکاری ساده نیست؛ بلکه نوعی «بازتوزیع قدرت» است. ما باید مصرف‌کننده صرف نظریات وارداتی نباشیم و روایت‌های فکری خود را از عدالت و اخلاق بین‌الملل به جهان عرضه کنیم.

در چنین چارچوبی، عدالت چه جایگاهی دارد؟

عدالت باید در مرکز نظم بدیل جهانی باشد. نمی‌توان از نظم جهانی سخن گفت، اما از عدالت و کرامت انسانی تنها به‌عنوان یک شعار یاد کرد. عدالت باید یک مفهوم سیاسی درجه اول تلقی شود. اگر نظم جهانی جدید قرار است مشروعیت داشته باشد، باید بتواند به نابرابری‌های ساختاری پاسخ دهد. بدون عدالت، هر نظمی دیر یا زود با بحران مشروعیت روبه‌رو می‌شود.

از این رو، دانشگاه‌ها و روشنفکران باید عدالت را نه به‌عنوان یک موضوع حاشیه‌ای، بلکه به‌عنوان مسئله‌ای بنیادین در تحلیل روابط بین‌الملل، اقتصاد دانش و اخلاق جهانی وارد بحث کنند.

به عنوان سخن پایانی، رسالت اصلی نخبگان دانشگاهی در این برهه حساس تاریخی و منازعه تمدنی میان شرق و غرب فرهنگی چیست؟

مجامع علمی و دانشگاهی نباید تنها محل آموزش یا صدور مدرک باشند. آن‌ها سه کارکرد مهم دارند: نخست، تولید هنجار؛ یعنی کمک به شکل‌گیری معیارهای فکری و اخلاقی؛ دوم، حافظه انتقادی؛ یعنی حفظ تجربه‌های تاریخی و بازخوانی انتقادی آن‌ها؛ و سوم، نوعی تخصص بدیل یا پاد-تخصص؛ یعنی علمی که صرفاً در خدمت تکنوکراسی و بازار نیست، بلکه به پرسش‌های انسانی و تمدنی نیز پاسخ می‌دهد. اگر دانشگاه این نقش‌ها را نپذیرد، به‌تدریج به یک نهاد اداری بی‌روح تقلیل پیدا می‌کند.

نکته کلیدی این است که تولید دانش، خود میدان مناقشه در نظم جهانی جدید است. دانشگاهی که بخواهد نقش تمدنی ایفا کند، باید عدالت را به مفهوم سیاسی درجه نخست تبدیل کند. عدالت، حاشیه نیست؛ اصل قوام‌بخش روابط و مناسبات بین‌الملل است.

پیام من برای نخبگان این است: در برج عاج نمانید؛ دانش شما زمانی مشروع و کارآمد است که برای جامعه، برای عدالت و برای گذار به یک نظم عادلانه‌تر به کار گرفته شود. هر دانشگاهی که جسارت نقد و توان بازاندیشی نداشته باشد، دیر یا زود از صحنه تحولات جهانی حذف خواهد شد.

مصاحبه‌کننده: امیر رضائی‌پناه - رئیس اداره گفت‌وگوهای فرهنگی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی

انتهای پیام/

. .

. .

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.