ربانی: نخبگان بیش از هرچیز قابلیت اجماعسازی دارند؛ دیپلماتهای بیپاسپورت
دانشگاه یکی از حوزههای اعتمادسازی و سرمایهسازی محسوب میشود بنابراین ضروری است سازمان فرهنگ از ظرفیت دانشگاهها در دیپلماسی فرهنگی بهره ببرد.
به گزارش عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به نقل از خبرگزاری مهر ،فکر و اندیشه همواره فراتر از مرزهای جغرافی و سیاسی مسیری برای تعامل انسانها با یکدیگر بوده است و در طول تاریخ به عنوان مسیری فرهنگی در مقابل نزاع و درگیری و جنگ، راهی برای تعامل ملیت ها و قومیت ها با یکدیگر محسوب می شد. نفوذ فکری و علمی ممالک باعث می شد که حتی در صورت عدم روابط پایدار این اندیشه و علم و فکر باشد که مرزها را درنوردد و فراتر از سیاست کمکی به بشریت کند. آنگاه که در سده هفتم هجری، نصیرالدین طوسی در رصدخانه مراغه، دانشمندانی از چین تا آناتولی را گرد هم آورد این فرامرزی علم را در نقطه از ایران فرهنگی پدیدار ساخت. همانطور که به گفته بسیاری از فلاسفه بزرگ حکمت و فلسفه ابتدا از مشرق زمین و از هند و ایران به یونان رفت و فلسفه را بنا نهاد.
علم هم می تواند زبان مشترکی پدید آورد و به عنوان زبانی جهانی دریچه رو به گفت و گو را برای ملت ها بگشاید. از همین روست که دیپلماسی علمی در جهان حاضر اهمیت می یابد چرا ارتباط بخش جدایی ناپذیر از زیست انسان ها و علم پهن پهناوری از بهم پیوستگی معادلات و منطقیات با زیست بشر امروز است.
دیپلماسی علمی از شیوه های نو دیپلماتیک است که بر منافع مشترک همه انسان ها شکل می گیرد. برنامه هایی مانند همکاری در پروژه های تحقیقاتی، برگزاری سمینارها و همایش های مشترک، تبادل و ایجاد شبکه هایی برای پیشرفت دانش و... می تواند از اهداف دیپلماسی علمی باشد که محور گفتگویی با محمدعلی ربانی، مدیر کل توسعه روابط علمی دانشگاهی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی شده است.
*با توجه به اهمیت دیپلماسی علمی و فرهنگی در توسعه روابط بینالمللی، به نظر شما مهمترین فرصتهایی که این نوع دیپلماسی میتواند برای ایران ایجاد کند، چیست؟
اصولا ارتباطات ریشه اش ارتباطات انسانی بوده ریشه اش بر پایه شناخت و تصویر انسان ها از دیگر است و این تصویر و روایت از دیگری گاهی منجر به منازعه می شود که بر اساس یک شناخت و تصویر غلط شکل می گیرد و گاهی هم منجر به توسعه تعاملات در حوزه های ارتباطات فرهنگی اقتصادی و سیاسی می گردد.
لذا تا روایت و تصویر و شناخت به درستی صورت نگیرد که مبنای ارتباطات و کارکرد دیپلماسی فرهنگی است طبیعتا ارتباطات هم پی ریزی نمی شود، یا به درستی شکل نمی گیرد. از این رو طبیعتا یکی از عمده ترین کارکرد های دیپلماسی فرهنگی فراهم سازی ظرفیت های ذهنی و شناختی نسبت به دیگر جوامع است و بر پایه این درک و شناخت و تصویر و روایت درست است که می شود ارتباط را پی ریزی کرد .اهمیت این موضوع امروز بیش از هر زمان دیگر حائز اهمیت است به دلیل اینکه اصلا اساس منازعات و جنگ ها در دوره معاصر جنگ شناخت ها و روایت ها است.
امروزه با بهره گیری از ابزار رسانه ها می بینیم که نظام سلطه اولین گامش ایجاد یک جنگ شناختی و روایتی و روایتگری ناصحیح از ملت ها است و بر اساس آن ذهن ها وافکار عمومی را مدیریت می کندو به سمت یک کنش در حذف و یا اعمال فشار بر سایر ملت ها پیش می رود . امروزه شاهدیم ایران عزیز در تحت فشار بسیاری از قدرت های استعماری به ویژه آمریکا و اسرائیل است عمدتا این فشارها با بهره گیری از ابزار جنگ شناختی روایتگری ناصحیح و تصویرسازی های غلط از ایران ، شکل می کیرد تا به استفاده روایت های جعلی هم درذهن مخاطب داخلی و هم خارج از کشور بتواند رفتارهای خصمانه وخلاص خود را توجیه بکنند .
از اینرو دیپلماسی علمی و فرهنگی بیش از هر دوره ی دیگه ای حائز اهمیت است ،چرا که می توانید روایت گری درست سهم داشته باشه ودر مواجهه درست با جنگ شناختی و روایت های غلط و ناصحیح از ایران و اسلامیش سازنده ای بر عهده گیرد.
*بدون شک دیپلماسی علمی و فرهنگی مثل بسیاری از مسائل دیگر بدون مشکل نیست، چه راهکارهایی برای غلبه بر آنها پیشنهاد میکنید؟
دیپلماسی علمی و تعاملات فرهنگی قواعد و ظرافتهای خاص خود را دارد. به نظر میرسد یکی از کاستیها و ضعفهای اصلی در این حوزه، آن است که کنشگران عرصه دیپلماسی علمی و فرهنگی، فاقد قابلیتها و تواناییهای حرفهای لازم برای بازیگری موثر هستند و یا خود را ملزم به رعایت قواعد بینالمللی نمیدانند.
نکته دیگر در این عرصه، ضرورت شکلگیری همافزایی و فراهمسازی ظرفیتهای مشترک میان مجموعههای فعال است. رفتارهای جزیرهای و موردی یکی از چالشهای عمده در تعاملات دیپلماسی فرهنگی و علمی به شمار میرود که موجب بینتیجه شدن یا کاهش اثرگذاری تلاشها میشود.
علاوه بر این، فشارها و محدودیتهای رو به افزایش، یکی از موانع عمده جهت حضور فعال در این صحنه است. مجموعه این تهدیدها و «جنگ روایتها» که بر ملتها تحمیل میشود، مانع از شکلگیری همکاریهای بینالمللی، بهویژه در حوزههای علمی و فرهنگی میگردد.
در پاسخ به چگونگی مواجهه با این چالشها باید گفت که یکی از شبکههای گسترده بینالمللی در سراسر جهان، شبکههای علمی، دانشگاهی و نخبگانی است. اگر این شبکه به درستی فعال شود، همافزایی در داخل و خارج اتفاق افتاده و میتواند در توسعه و تحکیم روابط فرهنگی نقشی موثر ایفا کند. نکته ضروری دیگر، ساماندهی برنامهها، نحوه کنشگری هدفمند و حرفهای و تمرکز بر اولویتها و مسائل بینالمللی است؛ بهگونهای که ظرفیتهای علمی و دانشگاهی بتوانند تعاملات خود را در مسیر حل مسائلی که جمهوری اسلامی ایران در عرصه بینالمللی با آنها روبروست، هدایت کنند.
موضوع مهم دیگر، فعالسازی ظرفیتهای علمی، دانشگاهی و نخبگانی در روابط فرهنگی است. دانشگاهها کارکردهای مختلفی دارند و یکی از ظرفیتهای آنها، نقشی است که میتوانند در روابط فرهنگی، تعمیق ارتباطات بین ملتها، حل مسائل فرهنگی، حفظ میراث مشترک و همچنین تصویرسازی و روایتگری صحیح از کشور، ملت و ظرفیتهای علمی و فرهنگی ایران بر عهده بگیرند.
*آیا در رویکرد حل مسئله، چه در داخل ایران و چه در خارج از کشور، مورد موفقی داشتهاید که بخواهید به آن اشاره کنید؟
یکی از نمونههای مناسب در این بحث، «گفتگوهای فرهنگی» است که با هدف فراهمسازی اتاق فکر مشترک نخبگانی برای همفهمی و مشارکت در حل مسئله شکل میگیرند. ما معتقدیم که ظرفیتهای دانشگاهی بیش از هر ظرفیت دیگری، قابلیت اجماعسازی بینالمللی دارند؛ زیرا با شبکهای گسترده از نخبگان و علم در سراسر جهان مواجهیم که میتواند اعتمادسازی کرده و نظام حکمرانی کشورهای مختلف را نیز تحت تاثیر قرار دهد، لذا اگر این شبکه فعال شود و از طریق فراهمسازی فرصت گفتوگو و تعامل، به همفهمی در خصوص مسائل پیشرو و مشترک بپردازد، طبیعتاً راهکارهای مناسبی را نیز ارائه خواهد داد. این امر کمک میکند تا حل مسئله در عرصه بینالمللی صرفاً یکسویه نباشد، بلکه به صورت مشترک و با مشارکت جامعه هدف محقق گردد.
*قرار است در ماه آینده نشست همافزایی دیپلماسی علمی و فرهنگی با هدف بررسی فرصتها و چالشها در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شود. به نظر شما کدامیک از موضوعات مطرح شده در این نشست، بیشترین اهمیت را برای پیشبرد اهداف دیپلماسی علمی و فرهنگی در ایران دارد؟
یکی از وظایف و مأموریتهای مهم سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، نقش «قرارگاهی» و واسطهگری در تسهیل تعاملات میان ظرفیتهای داخلی و خارجی است. در این میان، مراکز علمی و دانشگاهی به عنوان یکی از مهمترین ظرفیتهای هر کشور، میتوانند نقشی کلیدی در اعتمادسازی دو سویه و تداوم روابط علمی و فرهنگی ایفا کنند.
متأسفانه دانشگاههای ما آشنایی کافی با کارکردها و قابلیتهای دستگاه دیپلماسی و بهویژه پتانسیلهای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در توسعه ارتباطات بینالمللی خود ندارند. از سوی دیگر، دانشگاهها ظرفیت عظیمی برای توسعه روابط فرهنگی با ملتها دارند؛ زیرا محیطهای علمی میتوانند با ارائه روایتها و قرائتهای علمی و دقیق از ایران اسلامی، از طریق شبکه گسترده نهادهای نخبگانی در جهان، ارتباطی پایدار و گسترده با ملتها برقرار کنند.
عدم شناخت کافی از قابلیتهای سازمان و فعال نبودن ظرفیتهای علمی دانشگاهی در دیپلماسی فرهنگی، دو چالش مهمی هستند که باید به آنها توجه شود. هدف اساسی این نشست آن است که دانشگاهها آگاه شوند که سازمان فرهنگ به عنوان یک قرارگاه، قابلیت بسیار مهمی در تسهیل تعاملات بینالمللی، بینالمللیسازی دانشگاهها، اجرای تفاهمنامهها و فراهمسازی بستر کنشگری در عرصه جهانی دارد. همچنین سازمان فرهنگ باید به دانشگاهها معرفی شود که آنها چه سهم و نقش قدرتمندی میتوانند در عرصه روابط فرهنگی بینالمللی ایفا کنند.
این موضوع در شرایط کنونی اهمیت دوچندانی دارد؛ زیرا در مواجهه با فشارها و تزریقاتی که در عرصه بینالمللی وجود دارد، دانشگاه یکی از حوزههای اعتمادسازی و سرمایهسازی محسوب میشود. بنابراین ضروری است سازمان فرهنگ از ظرفیت دانشگاهها در دیپلماسی فرهنگی بهره ببرد و دانشگاهها نیز از ظرفیت دیپلماسی فرهنگی و سازمان در توسعه روابط علمی خود استفاده کنند. سازمان فرهنگ با داشتن شبکه نمایندگیها و رایزنیهای فرهنگی در بسیاری از کشورها، میتواند به عنوان خط مقدم ارتباطات علمی و دانشگاهی عمل کرده و پیگیری و تسهیل تفاهمنامهها و همکاریها را بر عهده بگیرد.
هدف عمده این نشست، شکلگیری همافزایی و درک درستی از قابلیتهای دو سویه دیپلماسی علمی و فرهنگی است. برای مثال، ما امروز با چالشهایی در حوزههایی نظیر فناوری، آلودگی هوا و انرژی مواجه هستیم که برخی کشورها تجربه موفقی در حل آنها دارند. آیا سازمان فرهنگ میتواند در تسهیل ارتباط نخبگانی برای رفع این چالشها عمل کند؟ قطعاً بله؛ زیرا ارتباطات این سازمان دو سویه است. هم باید مزیتها و ظرفیتهای داخلی را به خارج معرفی کند و هم تجربهها و مزیتهای سایر ملتها را به داخل منتقل سازد.
این قابلیت قرارگاهی و دو سویه سازمان فرهنگ ایجاب میکند که بستری فراهم شود تا در قالب تعاملات علمی و دانشگاهی، نهادهای ما بتوانند برای حل مسائل و چالشهای داخلی از تجربههای سایر ملتها بهرهمند شوند. همانطور که ملتها مشتاق بهرهگیری از تجربههای فرهنگی و تمدنی ما هستند، ما نیز نیازمند بهرهگیری از تجربه سایر کشورها در عرصههای اجتماعی، بهویژه در حوزههایی مانند هوش مصنوعی و شبکههای مجازی و نوع مواجهه با آسیبهای آن هستیم. استفاده از این تجربهها و تبدیل آنها به فرصتهای همکاری میان نهادهای داخلی و خارجی، امروز یکی از ضرورتهای ما است.
*با توجه به تحولات اخیر در عرصه بینالملل، نقش همکاریهای علمی و دانشگاهی با سایر کشورها در توسعه علمی و فرهنگی ایران چگونه ارزیابی میشود و چه اولویتهایی در این زمینه باید دنبال شود؟
امروزه بخش مهم از ظرفیتهای علمی، دانشگاهی و نخبگانی در بسیاری از کشورها، عمدتاً غیردولتی است و دارای استقلال عمل هستند. افزون بر این، نهادهای علمی و نخبگانی، بهویژه در حوزههای اندیشه ورزی، تلاش میکنند قضاوتهای انان نسبت به سایر جوامع وپدیده ها مستقل و فارغ از ملاحظات سیاسی و فشارهای بیرونی صورت گیرد .
این ویژگی در شرایطی که بحث جنگ شناختی، فشارها مطرح است، بیش از پیش حائز اهمیت بوده و نیازمند به توسعه ارتباط با ظرفیتهای اندیشمندی، نخبگانی و علمی کشورهای دیگر را تقویت وتائید می کند. مضاف بر اینکه امروزه علیرغم وجود فشارها و محدودیتها، به نظر میرسد تعامل در حوزههای نخبگانی و دانشگاهی، کمهزینهترین، پربازدهترین و مؤثرترین راه برای اعتمادسازی بین ملت ها محسوب می کرد.
شواهد این مدعا را می توان در واکنشهای جهانی مربوط به جنایات بشری در غزه و تحولات فلسطین مشاهده کرد، این واکنش های انسانی در اعتراض به نسل کشی و مقاومت در برابر نظم سلطه حتی در اروپا و آمریکا، عمدتا مربوط به جامعه علمی ونخبگانی بود که درک درستی از تحولات بین المللی داشته وکمتر تحت تاثیر رسانه ها است ونشان میدهد که جوامع دانشگاهی و نخبگانی دارای استقلال و فهم درستی از مسائل هستند و تلاش میکنند در سمت درست تاریخ بایستند.
بنابراین معتقدم که با وجود تشدید فشارها و محدودیتها در عرصههای رسانهای و جنگ شناختی، ضرورت تعاملات علمی و دانشگاهی میان نخبگان ما بیشتر از گذشته میشود؛ زیرا آنها میتوانند افکار عمومی را مجاب کنند، تا مواضع نادرست دولتهایشان را نقد کنند وآنان را را به اصلاح رویکردهای غلط وادارند.
نکته حائز اهمیت آن است که حکمرانان و مدیران آینده هر کشوری از همین مراجع علمی و دانشگاهی تربیت میشوند، بنابراین اگر خواهان آن هستیم که در آینده حاکمانی داشته باشیم که اصول انسانی و ارزشهای اخلاقی را به درستی رعایت کنند، باید طبیعتاً این تعاملات علمی و دانشگاهی تقویت شده و گسترش یابد.
گفتنی است سیزدهم بهمن ماه سال جاری نشست معاونین بین الملل دانشگاه های کشور به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در محل این سازمان برگزار خواهد شد.
