ترس مصنوعی جهان اسلام از مستکبران با انقلاب ایران فرو ریخت
رایزن فرهنگی ایران در قرقیزستان در مطلب جدید خود، درباره ی پیوند دو نسل از رهبری ایران در مسیر تمدن نوین اسلامی نوشت.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، عبدالرضا سیفی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در قرقیزستان در این مطلب نوشت:
امروز، جهان به سالگرد ارتحال معمار کبیر انقلاب اسلامی ایران، امام روحالله خمینی، نزدیک میشود، در حالی که مردم آزادیخواه در سراسر جهان در غم و اندوه فقدان رهبر انقلاب اسلامی، آیتالله سید علی خامنهای، به سر میبرند. رهبری که دههها به عنوان پرچمدار ایده تمدن نوین اسلامی خدمت کرد، ایران را به یک قدرت بزرگ جهانی تبدیل کرد و به طرز غمانگیزی در یک حمله خائنانه در بحبوحه مذاکرات با ایالات متحده و اسرائیل - به همراه دختر، داماد، عروس و نوهاش - به شهادت رسید.
برای مردم قرقیزستان و کشورهای آسیای مرکزی که همواره آرمانهای اخلاقی، استقلالطلبی و کرامت انسانی را ارج نهادهاند، روی آوردن به میراث این دو رهبر برجسته صرفاً بازتابی از تاریخ یک کشور همسایه و از نظر فرهنگی نزدیک نیست، بلکه تلاشی برای یافتن راهنمایی در مسیر رسیدن به جهانی عادلانهتر، عاری از سلطه، ظلم و دیکتاتوری است.
از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در سال ۱۹۷۹، که پایان نفوذ خارجی و دخالت استعماری در امور ایران را رقم زد، رهبری کشور تحت رهبری دو رهبر - امام خمینی و آیت الله خامنهای - پیوسته در چارچوب یک خط استراتژیک واحد مبتنی بر چندین اصل اساسی توسعه یافته است.
«مقاومت» در منظومه فکری ایرانیها یک مفهوم نظامی نیست
۱. ایدئولوژی مقاومت و مخالفت با دیکته جهانی
یکی از ارکان کلیدی میراث سیاسی و معنوی امام خمینی و آیتالله خامنهای، نفی هرگونه وابستگی به سلطه خارجی و تقویت روحیه ایستادگی در میان مردم ایران و همه مردم آزادیخواه جهان بود.
از نظر آنها، «مقاومت» صرفاً یک مفهوم نظامی نیست. بلکه یک سبک زندگی، یک جهانبینی و یک مدل توسعه اجتماعی است که هدف آن حفظ استقلال سیاسی، اقتصادی و معنوی دولتها است.
امام خمینی این ایده را در مردم مسلمان القا کرد که مانع اصلی توسعه آنها ترس مصنوعی تحمیل شده از قدرتهای جهانی است.
او با تکیه بر خودآگاهی و اعتماد به نفس اسلامی، روحیه مقاومت در برابر بیعدالتی و خشونت را در مردم بیدار کرد.آیتالله خامنهای، در ادامهی این خط، مفهوم مقاومت را به یک سیستم شاخهدار و پایدار تبدیل کرد که کل منطقه را در بر میگیرد.
مقاومت معاصر مردم خاورمیانه در برابر صهیونیسم و ساختارهای نواستعماری، نتیجهی مستقیم این استراتژی است که نشان داد بهای تسلیم در برابر دیکتاتوری به طور قابل توجهی بالاتر از بهای مقاومت شایسته است.
برای آسیای مرکزی که دههها فشار خارجی و تحمیل ایدئولوژیهای بیگانه را تحمل کرده است، این رویکرد پیام مهمی دارد: امنیت، توسعه و عزت ملی در درون خود جوامع متولد میشوند - از طریق تکیه بر اراده و منافع ملی خود، نه از طریق تکیه بر وعدههای قدرتهای خارجی.
۲. تفکر جهانی و نقد جهان تک قطبی
فلسفه سیاسی امام خمینی(ره) و آیتالله خامنهای هرگز محدود به مرزهای ملی نبود. نگاه آنها ماهیتی جهانشمول داشت و مبتنی بر نقد سازوکارهای ناعادلانه نظم جهانی مدرن و نظام تکقطبی روابط بینالملل بود.آنها معتقدند که معماری جهانی کنونی که بر اساس منافع تعداد محدودی از قدرتها و با نادیده گرفتن حقوق ملتهای مستقل بنا شده است، محکوم به دگرگونی و انقراض تاریخی است.آنها بارها تأکید کردهاند که دوران جهان تک قطبی و تحمیل اراده یک یا دو کشور بر کل بشریت رو به پایان است.
بیداری جامعه ایران و مقاومت دیرینه آن در برابر صهیونیسم به عاملی در شکلگیری فضای جدید همبستگی بینالمللی تبدیل شده است. تعداد فزایندهای از مردم - از خاورمیانه تا شرق آسیا، از اروپا تا خود ایالات متحده - علیه هژمونی ناعادلانه جهانی سخن میگویند و خواستار نظم جهانی عادلانهتری هستند.
قرقیزستان، به عنوان یک کشور مستقل و کشوری مهم در جاده بزرگ ابریشم، به طور سنتی از چندقطبی بودن، احترام متقابل و احترام به حاکمیت کشورها نیز حمایت کرده است که تا حد زیادی با این رویکردها سازگار است.
۳. نگاهی به آینده و مفهوم تمدن نوین اسلامی
در جهانبینی رهبران انقلاب اسلامی، آینده متعلق به مردمان ستمدیده، آزادیخواه و اخلاقمدار جهان است. مفهوم «تمدن نوین اسلامی» که بر اساس ایدهها و تجربه عملی این دو رهبر تدوین شده است، تلفیقی از ارزشهای معنوی با پیشرفت علمی و فناوری را در نظر دارد.جوانان جهان اسلام در این الگو جایگاه ویژهای دارند.آیتالله خامنهای، بهویژه در «اعلامیه مرحله دوم انقلاب»، بارها تأکید کرد که نیروی محرکه تمدن جدید، نسل جوان - تحصیلکرده، مذهبی، فعال و خلاق - خواهد بود. جوانان کشورهای مسلمان، از جمله قرقیزستان، با پتانسیل جمعیتی و فکری قابل توجه خود، به عنوان سرمایه اصلی تحولات آینده تلقی میشوند.
جوانان، با تکیه بر ریشههای فرهنگی و معنوی خود، نباید کورکورانه از الگوهای غربی تقلید کنند، بلکه باید خالق علم، فرهنگ و اشکال جدید توسعه اجتماعی باشند.با این حال، اندیشههای امام خمینی و آیتالله خامنهای محدود به مسلمانان نبود. ندای آنها خطاب به همه مردمی بود که برای عدالت و کرامت انسانی تلاش میکنند. مفاهیمی مانند آزادی حقیقی، عدالت اجتماعی و کرامت ذاتی انسان جایگاه محوری در فلسفه آنها دارد.سخنرانیهای تاریخی آیتالله خامنهای خطاب به جوانان غربی، آنها را به درکی مستقل و بیطرفانه از اسلام و آینده بشریت فرا میخواند. این ایدهها، گفتوگویی درباره جهانی عاری از سلطه، استثمار و تبعیض را به بشریت ارائه میدهد.
۴. معنویت و عقلانیت دینی به عنوان اساس جامعه
تفاوت اصلی جامعهای که امام خمینی و آیتالله خامنهای از آن صحبت کردند، پیوند ناگسستنی معنویت و تفکر عقلانی است.آنها معتقدند سیاست بدون معنویت، ناگزیر به دیکتاتوری و استثمار منجر میشود، در حالی که معنویت بدون عقل به تعصب و انزوا میانجامد. این تعادل بین اخلاق و عقل سلیم است که به ویژه برای مردم قرقیزستان، جایی که احترام به سنتها، ارزشهای مذهبی و خرد جمعی جایگاه مهمی در فرهنگ ملی و میراث تاریخی دارد، بسیار نزدیک است.
۵. اولویت توسعه علم و فناوری
در دیدگاههای رهبران انقلاب اسلامی، پیشرفت علمی و دستیابی به مرزهای پیشرفته فناوری، نه به عنوان ابزاری برای برتری مادی، بلکه به عنوان پایه و اساس استقلال ملی، حاکمیت تمدنی و مصونیت از فشار خارجی تلقی میشود.امام خمینی (ره) پایههای این مسیر را بنا نهادند و حس اعتماد به نفس و طرد عقده وابستگی به غرب را در جامعه ایجاد کردند.
آیتالله خامنهای به این جهتگیری بُعد استراتژیک بخشید و هدف را دستیابی به رهبری علمی جهانی و فراتر رفتن از مرزهای موجود دانش قرار دادند.
در این مفهوم، علم، مبتنی بر معنویت و عقلانیت، به نیروی محرکه تمدن نوین اسلامی و ابزاری برای از بین بردن انحصار مراکز قدرت جهانی بر فناوری و دانش تبدیل میشود.قدرت واقعی یک کشور مستقل، بر اساس این رویکرد، از طریق توسعه فناوریهای استراتژیک، تجاریسازی علم و آموزش نسلی از متخصصان جوان که قادر به ترکیب حرفهایگری، ایمان و مسئولیت ملی باشندشکل میگیرد.
راهی که پیش روی بشریت گشوده است
امروز، ۴۷ سال پس از پیروزی انقلاب اسلامی، ایران موفق شده است بر جنگهای تحمیلی، تحریمهای بینالمللی، محاصرههای اقتصادی، کودتاهای ناموفق و بیثباتسازی داخلی غلبه کند - چالشهایی که از نظر تهران، به طور مستقیم یا غیرمستقیم توسط نظام جهانی سلطه و قدرتهای غربی طراحی و اجرا شدهاند. با وجود همه اینها، مسیر جدیدی برای بشریت گشوده شده است.
پایداری امت اسلامی، و به ویژه مردم ایران، در طول دهههای گذشته نشان داده است که نه تنها میتوان در برابر فشارهای خارجی قدرتمند مقاومت کرد، بلکه میتوان به توسعه و تقویت حکومت نیز دست یافت.
امروز، سالگرد ارتحال امام خمینی (ره) و شهادت حضرت آیت الله خامنه ای، نماد تجدید پیمان با آرمان های استقلال و عدالت برای همه مردم آزادی خواه جهان است.
این رویدادها یادآور این نکته هستند که مسیر عزت و رفاه برای ملتها از طریق پایبندی به اصول، احترام به کرامت انسانی و تقویت پیوندهای برادرانه بین کشورهای منطقه میسر میشود.
هواداران رهبر مقتول انقلاب اسلامی مدعیاند که خون او، جان تازهای به گفتمان جهانی مقاومت و مبارزه برای عدالت بخشیده و مسیری برگشتناپذیر به سوی جهانی عادلانهتر را رقم زده است - جهانی که در آن هیچ مردمی صرفاً به دلیل تلاش برای استقلال، مورد تحریم و ستم قرار نمیگیرند.
انتهای پیام/
