افق فراملی و تمدنی تشییع رهبر شهید
استمرار اقتدار و عزت جمهوری اسلامی ایران به عنوان مهمترین پیام تشییع و بدرقه رهبر شهید انقلاب در جهان است.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، حجتالاسلام محمدمهدی ایمانیپور، رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در مطلبی که در روزنامه فرهیختگان منتشر شده، نوشته است:
پیکر مطهر رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت امام خامنهای(ره) پس از بدرقهای تاریخی و بیسابقه در تهران، قم، نجف اشرف و کربلای معلی، در جوار حرم حضرت ثامنالحجج علیهالسلام آرام گرفت. فارغ از عظمت حماسه بیبدیلی که انسانهای آزاده و پیروان مکتب ولایت در رثای رهبر شهیدمان خلق کردند، ماهیت این رویداد و ابعاد فراملی و تمدنی آن از اهمیت ویژهای برخوردار است.
در این خصوص نکاتی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرند:
نخست اینکه تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی را نمیتوان صرفاً آیینی برای بدرقه پیکر یک شخصیت بزرگ دانست. این رخداد - بهویژه در جامعه ما که حافظه دینی، تجربه تاریخی و سرمایه تمدنی بالایی دارد - به رویدادی چندلایه تبدیل شده که همزمان در ساحتهای عاطفی، گفتمانی، اجتماعی و تمدنی معنا یافته است.
از این منظر، تشییع رهبر شهیدمان آغاز مرحلهای تازه از حیات ملت و جامعه ماست؛ مرحلهای که در آن، پیکر مطهر رهبر شهید به متن زندهای برای بازخوانی ارزشها، بازآرایی هویت جمعی و بازتولید افقهای فراملی و تمدنی بدل میشود.
دومین نکته در فهم ابعاد فراملی این تشییع بینظیر، عبور آن از مرزهای جغرافیایی و تعلقات ملی است. شخصیت ذوابعاد، سیره عملی و گفتمان رهبر شهید، در چهارچوب یک آرمان جهانی تعریف شده و تنها متعلق به یک کشور و سرزمین خاص، یعنی ایران نیست.
حماسه بیبدیلی که در کربلای معلی و نجف اشرف در جریان تشییع حضرت امام خامنهای(ره) رخ داد و تجمعات و تشییعهای نمادینی که در سراسر جهان شکل گرفت، مؤید همین حقیقت است.
رهبر شهید ما امروز به نماد مشترک وجدانهای بیدار، ملتهای مقاوم و جریانهای همدل در سطح فراملی (منطقه و جهان) تبدیل شده است. در این وضعیت، تشییع و بزرگداشت امام شهید(ره) نهفقط مراسمی در یک کشور، بلکه رخدادی جهانی محسوب میشود.
اشکها، پیامها، تجمعها و واکنشهایی که در رثای ایشان و از سوی ملتهای گوناگون دنیا، اعم از مسلمان و غیرمسلمان بروز میکند، نشان میدهد این فقدان، تنها یک فقدان محدود ملی نیست، بلکه ثلمهای به یک «جبهه معنایی مشترک» تلقی میشود. این همانجایی است که شهید از «شخص» به «نشانه» ارتقا مییابد؛ نشانهای که گروههای مختلف، آرمان خود را در آن بازمیشناسند.
سومین نکته معطوف به بُعد گفتمانی تشییع است. آنچه طی یک هفته اخیر شاهد آن بودهایم، نوعی بازتولید معنا در عرصه مردمی به شمار میرود.
مردم در این آیین، فقط برای سوگواری گردهم نیامدند، بلکه برای تجدید میثاق با مجموعهای از ارزشها به میدان آمدند. مفاهیمی چون عزت، مقاومت، اقتدار، وفاداری، ایثار، عدالتطلبی و دفاع از کرامت انسانی در چنین لحظاتی از سطح شعار فراتر رفته و در قالب حضور جمعی، اجتماعات و احساسات مشترک، به واقعیت تبدیل میشوند.
تشییع، در این معنا، یک «متن اجتماعی» است که جامعه از طریق آن، خود را روایت میکند. اینکه چه شخصیتی تشییع میشود، چگونه تشییع میشود، چه شعارهایی سر داده میشود و چه تصاویری در حافظه عمومی ثبت میشود، همگی نشان میدهد جامعه در حال تعریف دوباره نسبت خود با گذشته، حال و آینده است. آنچه به تشییع حضرت امام خامنهای (ره) قدرت ماندگاری میدهد، صرفاً کثرت جمعیت نیست، بلکه توان این رویداد در تبدیل سوگ به حماسه و شور به شعور است. این رویداد از اندوه و ماتم، نوعی خودآگاهی جمعی ساخته است.
چهارمین نکته مربوط به بُعد تمدنی این رخداد است. برخی رویدادها ظرفیت عظیمی را آزاد میسازند و در پیوند با عوامل دیگر بستر تحولات بزرگی را فراهم میسازند.
تمدن فقط با نهادهای سیاسی و دستاوردهای مادی ساخته نمیشود؛ بلکه بر پایه مطالبات مشترک و باورهای هویتساز و افقهای معنایی پایدار استوار است. ازاینرو انتظار میرود تشییع رهبر شهیدمان به یک آیین و رویداد تمدنساز تبدیل شود. چنین تشییعی، جامعه را به ریشههای معنایی و تاریخی خود متصل میکند و نشان میدهد هنوز ظرفیت تولید ائتلاف و مشارکت عمیق برای ساخت آیندهای بهتر، در آن زنده است.
تمدنها زمانی فرسوده میشوند که نسبت خود را با اصالت، همبستگی و حافظه تاریخی از دست بدهند. در مقابل، جامعهای که رهبر شهید خود را باشکوه و معنا تشییع میکند، در واقع اعلام میدارد دارای روح تمدنی بوده و میتواند از دل فقدان، نیروی ادامه مسیر تولید کند.
در سنت شیعی، این مسئله ژرفای بیشتری مییابد؛ زیرا فرهنگ تشییع و سوگواری، تنها آیینی احساسی نیست، بلکه سازوکاری برای انتقال معنا، بازسازی هویت و تداوم حقیقت است. در این سنت، پیکر شهید خاموش نیست؛ بلکه سخن میگوید، جهت میدهد و جامعه را به بازاندیشی در مسئولیتهای خود فرامیخواند. از همین رو، تشییع رهبر شهید به بازتولید «امتداد تاریخی» یک راه منجر خواهد شد. راهی که با شهادت ایشان پایان نیافته؛ بلکه در ضمیر جمعی و اراده اجتماعی استمرار پیدا میکند.
این استمرار، اساساً ماهیتی تمدنی دارد، زیرا یک رفتار فردی را به سنت، یک واقعه را به حقیقتی پایدار و یک احساس را به نیرویی مستمر، پر قدرت و آیندهساز تبدیل میکند.
نکته پنجم اینکه تشییع فراملی رهبر شهیدمان، شبکهای از همبستگی میان ملتها و گروههای اجتماعی مختلف در سرتاسر جهان ایجاد کرده است. این همبستگی بر پایه همدلی و اشتراک در سوگ و آرمان شکل میگیرد.
در جهان معاصر که رسانهها، تصاویر و روایتها با سرعت جابهجا میشوند، تشییع باشکوه رهبر شهیدمان به یک «رخداد ائتلافساز» در مقیاس وسیع تبدیل شده است. کمترین شبههای وجود ندارد که این تشییع بینظیر، تبدیل به یک منبع نیرومند برای نظمسازی در ابعاد جهانی خواهد شد.
در نهایت همانگونه که گفته شد، تشییع پیکر مطهر رهبر شهیدمان، پدیدهای بسیار فراتر از یک مراسم سوگواری بود. این رخداد، در سطح فراملی مرزها را درنوردیده و همدلی ملتها را برانگیخته است و بالاتر از آن، چنین رویدادی در سطح گفتمانی ارزشها و روایتهای بنیادین را بازتولید کرده و خواهد کرد.
در سطح تمدنی نیز این رویداد، حافظه تاریخی و اراده جمعی یک جامعه را برای ادامه مسیری نورانی احیا ساخته است؛ بنابراین، تشییع معظمله نه یک پایان، بلکه نماد یک آغاز است؛ آغاز حضوری تازه در وجدان عمومی، در تحلیل تاریخی ملتها و در مسیر تمدنی مردمی که شهادت را زبان زنده عزت و شکوفایی میدانند.

