روایت ایران در قاب یک رسانه فرامرزی؛ چرا «غسان بن جدو» شایسته جایزه دیپلماسی فرهنگی شد؟
در نخستین دوره برگزاری رویداد جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران فعال رسانهای جهان عرب و مدیر شبکه «المیادین» به دلیل روایتگری صادقانه از ایران مقتدر و تبیین وترویج گفتمان مقاومت به عنوان برگزیده معرفی شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در نخستین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» که دهم شهریورماه به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد، ۴۵ چهره و مجموعه در حوزههای مختلف مورد تقدیر قرار گرفتند که در میان آنان ۱۵ چهره خارجی حضور داشتند. در این میان، انتخاب غسان بن جدو، روزنامهنگار لبنانی و رئیس هیأتمدیره شبکه المیادین، از منظر رسانهای واجد اهمیت ویژهای است؛ زیرا این جایزه صرفاً به یک روزنامهنگار یا مدیر رسانه تعلق نگرفت، بلکه به شخصیتی اعطا شد که طی بیش از یک دهه، فعالیت رسانهای او با شکلدهی به یک شبکه خبری فرامرزی و حضور مستمر در مناقشات روایی منطقه گره خورده است. بر اساس گزارش منتشرشده درباره این رویداد، بن جدو به دلیل «روایتگری و تبیین و ترویج گفتمان مقاومت» در میان برگزیدگان قرار گرفته است.
انتخاب یک «فرد» در واقع تقدیر از یک ظرفیت رسانهای است
اهمیت انتخاب غسان بن جدو را نمیتوان جدا از جایگاه رسانهای المیادین بررسی کرد. این شبکه عربزبان از سال ۲۰۱۲ در بیروت فعالیت خود را آغاز کرده و در طول سالهای فعالیت، شبکهای از خبرنگاران و دفاتر خبری در نقاط مختلف جهان ایجاد کرده است. گزارشهای منتشرشده درباره این شبکه از حضور خبرنگاران آن در تهران، مسکو، واشنگتن، لندن، پاکستان، افغانستان، اروپا و کشورهای عربی حکایت دارد.
این گستره جغرافیایی، المیادین را از یک شبکه صرفاً لبنانی یا حتی صرفاً منطقهای فراتر میبرد و آن را به یکی از بازیگران رسانهای مؤثر در فضای خبری جهان عرب تبدیل میکند. از همین منظر، اعطای جایزه به مدیر این شبکه را میتوان اقدامی فراتر از تجلیل از یک سابقه حرفهای دانست: تقدیر از ظرفیت رسانهایای که روایتهای مربوط به ایران، فلسطین، لبنان و تحولات منطقه را برای مخاطب عرب و بخشی از مخاطبان جهانی بازتولید و تفسیر میکند.
این اهمیت زمانی بیشتر آشکار میشود که بدانیم المیادین طی سالهای اخیر به توسعه حضور چندزبانه خود نیز توجه کرده است. این شبکه در سال ۲۰۲۱ نسخه خبری انگلیسیزبان خود را راهاندازی کرد و در سال ۲۰۲۵ نیز با شبکه ونزوئلایی تلهسور برای همکاری رسانهای و تقویت ارتباطات رسانهای میان کشورهای جنوب جهانی تفاهمنامه امضا کرد. بنابراین، مخاطب جایزه در اینجا صرفاً «غسان بن جدو» به عنوان یک فرد نیست؛ بلکه شبکهای از ارتباطات، مخاطبان و زیرساخت رسانهای است که نام او با آن گره خورده است.
بن جدو؛ روزنامهنگاری که پیش از المیادین نیز ایران را میشناخت
یکی دیگر از وجوه اهمیت این انتخاب، سابقه شخصی بن جدو در شناخت ایران و منطقه است. او پیش از تأسیس المیادین، خبرنگار و مجری ارشد شبکه الجزیره بود و مدتی نیز در دفتر این شبکه در تهران فعالیت داشت. منابع رسانهای ایرانی نیز سابقه فعالیت او در تهران را مورد اشاره قرار دادهاند.
این سابقه سبب شده است که مواجهه او با تحولات ایران صرفاً از مسیر گزارشهای ثانویه صورت نگیرد. تجربه میدانی و حرفهای او در ایران، در کنار شناختش از ساختارهای سیاسی، اجتماعی و رسانهای جهان عرب، به او امکان داده است تا تحولات ایران را برای مخاطبی روایت کند که بخش قابل توجهی از آن با مسائل ایران از دریچه مناقشات منطقهای، فلسطین، لبنان و مقاومت مواجه است. از این منظر، جایزه اعطایی به بن جدو را میتوان در چارچوب مفهوم دیپلماسی رسانهای نیز تحلیل کرد؛ یعنی استفاده از ظرفیت رسانه برای توضیح دیدگاهها، بازنمایی رخدادها و ایجاد ارتباط با افکار عمومی خارج از مرزها.
نقطه ثقل انتخاب؛ «گفتمان مقاومت»
روابط میان ایران و المیادین را نمیتوان از مسئله مقاومت در منطقه جدا کرد. خود شبکه از ابتدای فعالیت، موضوع فلسطین و تحولات مرتبط با مقاومت را در مرکز توجه قرار داده است و در سالهای بعد نیز پوشش تحولات لبنان، فلسطین، سوریه و ایران بخش مهمی از خروجی آن را تشکیل داده است.
در همین چارچوب، انتخاب بن جدو برای جایزهای که یکی از محورهای آن «روایتگری ایران» است، از این جهت قابل توجه است که ایران در رسانههای منطقهای تنها به عنوان یک کشور دارای تحولات داخلی روایت نمیشود؛ بلکه در بسیاری از پروندههای منطقهای، موضوع ایران با مسئله فلسطین، لبنان، امنیت منطقه و مقاومت پیوند پیدا میکند.
به بیان دیگر، روایت ایران در رسانهای مانند المیادین، بخشی از روایت بزرگتر تحولات غرب آسیا است. همین ویژگی میتواند توضیح دهد که چرا در میان دهها چهره و کنشگر خارجی، مدیر این شبکه در فهرست برگزیدگان قرار گرفته است.
اهمیت انتخاب در دوره پساجنگ
اهمیت این انتخاب در شرایط کنونی، زمانی بیشتر میشود که نقش رسانه در دوره پس از جنگ مورد توجه قرار گیرد. در جنگ، رسانه وظیفه اطلاعرسانی درباره رخدادهای لحظهای را بر عهد ه دارد؛ اما پس از پایان درگیری، کار رسانهای وارد مرحله دیگری میشود: ثبت روایتها، بازخوانی وقایع، توضیح آثار جنگ و شکلدهی به حافظه عمومی از آن. در ادبیات رسمی ایران، در سال ۱۴۰۵ از درگیری موسوم به «جنگ رمضان» با عنوان «جنگ تحمیلی سوم» نیز یاد شده است. خبرگزاری تسنیم، به نقل از بنیاد شهید، گزارش کرده که این درگیری از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شده است؛ همچنین گزارشهای رسمی متعددی درباره پوشش رسانهای این جنگ و حضور خبرنگاران خارجی در مناطق آسیبدیده ایران منتشر شده است.
در چنین شرایطی، اهمیت شبکهای مانند المیادین در مرحله پساجنگ فقط به انتشار خبر محدود نمیشود. گزارشهای میدانی، گفتوگو با مسئولان و کارشناسان، پوشش پیامدهای جنگ و روایت زندگی مردم در مناطق آسیبدیده، همگی در شکلگیری تصویر بیرونی از ایران نقش دارند.
برای نمونه، در شهریورماه ۱۴۰۵ نیز مصاحبههای مقامات ایرانی با المیادین ادامه داشته است؛ از جمله گفتوگوی این شبکه با سردار حسن حسنزاده که در آن درباره وضعیت ایران پس از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان سخن گفته شد.
از این منظر، اعطای جایزه به مدیر المیادین در مقطع پساجنگ را میتوان در چارچوب اهمیت تداوم روایت تحلیل کرد: روایتی که با پایان عملیات نظامی متوقف نمیشود و وارد مرحله ثبت، تفسیر و بازنمایی پیامدهای جنگ میشود.
چرا «المیادین» برای روایت ایران اهمیت دارد؟
یکی از مهمترین ویژگیهای المیادین، دسترسی به مخاطب عربزبان است؛ مخاطبی که بخش قابل توجهی از تحولات ایران را در پیوند با تحولات کل منطقه دنبال میکند. این شبکه همچنین تلاش کرده است خود را در چارچوب رسانههای «جنوب جهانی» تعریف کند و همکاری آن با تلهسور در سال ۲۰۲۵ نیز با هدف گسترش همکاری میان رسانههای این حوزه اعلام شد. در چنین بستری، روایت ایران میتواند از قالب یک روایت صرفاً داخلی خارج شود و به مخاطبانی در لبنان، فلسطین، عراق، سوریه، یمن، کشورهای شمال آفریقا و دیگر نقاط جهان عرب برسد.
اهمیت این موضوع برای دیپلماسی عمومی روشن است: افکار عمومی خارجی، ایران را تنها از طریق بیانیههای رسمی دولتها یا رسانههای غربی نمیشناسد؛ شبکههای منطقهای نیز در ساختن تصویر ایران سهم دارند. از همین رو، جایزه دادن به یک مدیر رسانه فرامرزی را میتوان نوعی شناسایی اهمیت «واسطههای روایت» دانست؛ افرادی که میان واقعیتهای یک کشور و مخاطبان خارجی قرار میگیرند و در انتخاب سوژه، زاویه پوشش، انتخاب مهمان و تفسیر رخدادها نقش دارند.
از جنگ نظامی تا جنگ روایتها
اهمیت دیگر این جایزه را باید در تغییر ماهیت میدان منازعه جستوجو کرد. در مناقشات معاصر، جنگ فقط در میدان نظامی رخ نمیدهد؛ تصویرسازی، خبررسانی، مستندسازی و رقابت بر سر تفسیر رویدادها نیز بخشی از میدان عمومی است.
رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی هنگام برگزاری نخستین دوره جایزه، هدف اصلی آن را شناسایی «راویان حقیقی جمهوری اسلامی ایران» و ایجاد همکاری مؤثر با آنان عنوان کرد و از مقابله با تحریف و پروژه ایرانهراسی به عنوان یکی از اهداف این رویداد نام برد. از همین رو، انتخاب غسان بن جدو را باید در امتداد همین سیاست دید: شناسایی کسانی که خارج از ساختار رسمی رسانههای ایران، امکان روایت ایران برای مخاطب خارجی را دارند.
یک انتخاب با پیام دوگانه
از منظر ارتباطات بینالملل، جایزه غسان بن جدو دستکم دو پیام دارد. پیام نخست، اهمیت مخاطب خارجی در سیاست فرهنگی و رسانهای ایران است. انتخاب یک روزنامهنگار لبنانی که ریاست یک شبکه عربزبان با فعالیت فرامرزی را بر عهده دارد، نشان میدهد که مخاطب دیپلماسی عمومی فقط مخاطب فارسیزبان داخل کشور نیست.
پیام دوم، اهمیت شبکهسازی با کنشگران مستقل از ساختار رسمی است. یکی از ویژگیهای دیپلماسی عمومی، ارتباط با دانشگاهیان، روزنامهنگاران، هنرمندان، پژوهشگران و فعالان اجتماعی خارج از ساختار دولت است. جایزهای که در کنار چهرههای دانشگاهی، هنری و حقوقی، یک مدیر رسانه خارجی را نیز مورد تقدیر قرار میدهد، دقیقاً چنین طیفی را هدف گرفته است. فهرست منتشرشده از برگزیدگان نشان میدهد که در میان ۱۵ چهره خارجی، علاوه بر بن جدو، دانشگاهیان، پژوهشگران، حقوقدانان، فعالان رسانهای و هنرمندان نیز حضور داشتهاند.
اهمیت بن جدو در «روایت ایرانِ امروز»
در نهایت، اهمیت انتخاب غسان بن جدو را باید در نسبت میان ایران، رسانه عربزبان و تحولات منطقهای جستوجو کرد. او در جایگاهی قرار دارد که میتواند تحولات ایران را برای بخش مهمی از افکار عمومی منطقه در قالب یک روایت خبری و تحلیلی بازتاب دهد.
این ظرفیت در شرایط جنگ و پساجنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند؛ زیرا روایت رخدادها پس از پایان درگیری نیز ادامه دارد: از بازسازی و پیامدهای اجتماعی و اقتصادی گرفته تا بازخوانی وقایع، گفتوگو با مسئولان و مردم و ثبت تجربه جنگ. از این منظر، اعطای نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران به غسان بن جدو را میتوان تقدیر از یک چهره رسانهای و در عین حال شناسایی اهمیت یک کانال ارتباطی فرامرزی برای روایت ایران دانست؛ کانالی که مخاطب آن محدود به مرزهای ایران نیست و در متن تحولات پرتنش غرب آسیا فعالیت میکند.
البته درباره نحوه پوشش هر رویداد توسط المیادین و میزان انطباق آن با معیارهای مختلف روزنامهنگاری، همچنان میتوان دیدگاههای متفاوتی مطرح کرد. اما از منظر خود جایزه و استدلال اعلامشده از سوی برگزارکنندگان، انتخاب بن جدو مشخصاً با نقش او در روایتگری و ترویج گفتمان مقاومت پیوند خورده است.
در واقع، شاید مهمترین معنای این انتخاب آن باشد که در عصر رقابت روایتها، دیپلماسی عمومی فقط پشت میزهای رسمی دیپلماتیک شکل نمیگیرد؛ بخشی از آن در اتاقهای خبر، استودیوهای تلویزیونی، گزارشهای میدانی و شبکههای ارتباطی فرامرزی ساخته میشود. و جایزهای که در نخستین دوره خود غسان بن جدو را در کنار دیگر روایتگران بینالمللی ایران قرار داده، بیش از هر چیز بر همین واقعیت رسانهای تأکید میکند.

