از میدانداری یک برنامه قرآنی در دیپلماسی فرهنگی ایران تقدیر شد
عوامل «محفل» که با حمایت رایزنیهای فرهنگی ایران در کشورهای مختلف جهان به تازگی وجهه بینالمللی پیدا کرده است، به دلیل این که در قاب تلویزیون باقی نماند و مخاطبانی بینالمللی را همراه خود ساخته در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران شایسته تقدیر انتخاب شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، دهم شهریورماه ۱۴۰۵، نخستین دوره «جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران» به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد؛ رویدادی که هدف اصلی آن شناسایی، معرفی و تقدیر از روایتگران و کنشگرانی عنوان شد که در عرصه بینالمللی، تصویری از ایران، فرهنگ ایرانی و ظرفیتهای تمدنی کشور ارائه کردهاند. در این رویداد از ۴۵ چهره داخلی و خارجی در محورهای مختلف تقدیر شد و سیدمحمدحسین هاشمی گلپایگانی، تهیهکننده برنامه تلویزیونی «محفل»، در بخش «قرآن و تبلیغ» در شمار شایستگان تقدیر قرار گرفت.
این انتخاب را نمیتوان صرفاً تقدیر از یک تهیهکننده تلویزیونی یا یک برنامه مذهبی دانست. اهمیت آن در این است که «محفل» طی سالهای اخیر، از یک برنامه تلویزیونی مناسبتی فراتر رفته و به بستری برای ارتباط مستقیم میان جامعه قرآنی ایران و مخاطبان کشورهای مختلف تبدیل شده است؛ بستری که در آن قرآن، نه صرفاً بهعنوان موضوع یک برنامه رسانهای، بلکه بهعنوان زبان مشترک میان ملتها مورد استفاده قرار گرفته است.
روایت ایران از مسیر قرآن
در ادبیات جدید دیپلماسی عمومی، ارتباط با افکار عمومی دیگر صرفاً از مسیر نهادهای رسمی و مذاکرات دیپلماتیک صورت نمیگیرد. رسانه، هنر، دانشگاه، ورزش، گردشگری، میراث فرهنگی و حتی کنشگران مستقل میتوانند حامل تصویر یک کشور در افکار عمومی جهان باشند.
از همین منظر، انتخاب هاشمی گلپایگانی واجد معنای ویژهای است. «محفل» توانسته است یک موضوع به ظاهر تخصصی یعنی قرآن را به قالبی رسانهای، انسانی و قابل ارتباط برای مخاطبان متنوع تبدیل کند. ساختار برنامه نیز از ابتدا بر همین اساس طراحی شده بود؛ برنامهای که به جای تکیه صرف بر قالب مسابقه یا رقابت قرآنی، تلاش کرده است داستان زندگی افراد، استعدادهای قرآنی و نسبت آنان با قرآن را در مرکز روایت قرار دهد.
در واقع، نقطه مهم در تجربه «محفل» این است که مخاطب خارجی الزاماً برای تماشای یک «برنامه ایرانی» به میدان نمیآید؛ بلکه از مسیر قرآن با گروهی از ایرانیان، قاریان، حافظان، خانوادهها و فعالان فرهنگی ایران مواجه میشود. این تفاوتی مهم در شیوه روایتگری است: ایران در این تجربه نه از طریق توضیح درباره خود، بلکه از طریق ارتباط انسانی و فرهنگی با مخاطب معرفی میشود.
دیپلماسی فرهنگی وقتی از پشت میز مذاکره خارج میشود
وجه دیگری که انتخاب تهیهکننده «محفل» را معنادار میکند، انتقال برنامه از استودیو به میدان واقعی ارتباطات فرهنگی است. در سالهای اخیر، عوامل و میزبانان «محفل» در کشورهای مختلف حضور یافتهاند و برنامهها و محافل قرآنی با همکاری نمایندگیهای فرهنگی جمهوری اسلامی ایران برگزار شده است. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز از برگزاری برنامههای مرتبط با «محفل» در کشورهایی از جمله اندونزی و تانزانیا گزارش داده است. در اندونزی، برگزاری برنامههای قرآنی با حضور قاریان ایرانی در مسجد استقلال، بهعنوان بزرگترین مسجد جنوب شرق آسیا، و مسجد الازهر، با همکاری نهادهای فرهنگی و قرآنی آن کشور انجام شد.
اهمیت این اتفاق صرفاً در برگزاری یک مراسم قرآنی نیست. حضور یک گروه رسانهای ایرانی در میان هزاران مخاطب مسلمان در کشوری دیگر، فرصتی برای ارتباط مستقیم میان جامعه میزبان و نمایندگان فرهنگی ایران ایجاد میکند؛ ارتباطی که در آن مخاطب، ایران را از نزدیک و بدون واسطه رسانههای ثالث مشاهده میکند.
در تانزانیا نیز گروه برنامه «محفل» در جمع شیعیان خوجه این کشور به اجرای برنامه قرآنی پرداخت. گزارشهای منتشرشده از سوی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی همچنین از استقبال قابل توجه از برنامههای «محفل» در کشورهای مختلف حکایت دارد.
در همین چارچوب، محمدحسین هاشمی گلپایگانی در نشست بررسی دستاوردهای جهانی «محفل»، از استقبال این برنامه در کشورهای مختلف از جمله پاکستان، تانزانیا و اندونزی سخن گفته و «محفل» را نمونهای از دیپلماسی عمومی با محور قرآن توصیف کرده است.
مخاطبان خارجی محفل تنها تماشاگر نیستند
یکی از تفاوتهای مهم تجربه «محفل» با بسیاری از تولیدات رسانهای برونمرزی، در شیوه مواجهه با مخاطب است. در بسیاری از برنامههای تبلیغی، مخاطب خارجی در جایگاه «تماشاگر» قرار دارد و پیام از سوی تولیدکننده به او منتقل میشود. اما «محفل» در تجربههای بینالمللی خود تلاش کرده است این رابطه را دوسویه کند؛ یعنی مخاطبان، قاریان، حافظان و چهرههای قرآنی کشورهای میزبان نیز بخشی از خود برنامه شوند.
این رویکرد از همان نخستین فصلهای برنامه نیز قابل مشاهده بود. «محفل» از ابتدا میزبان چهرههایی از کشورهای مخ تلف بوده و حضور قاریان و کارشناسان بینالمللی، از جمله چهرههایی از عراق و سوریه، به برنامه امکان داده است که قرآن را از منظر مشترک جوامع اسلامی روایت کند.
از این منظر، نقش تهیهکننده صرفاً مدیریت یک تولید تلویزیونی نیست؛ بلکه طراحی بستری برای تعامل فرهنگی است. انتخاب مهمان، نحوه روایت، ایجاد فضای گفتوگو، ترکیب چهرههای ایرانی و خارجی و انتقال برنامه به کشورهای دیگر، همگی بخشی از فرآیندی هستند که در نهایت میتواند به ساخت تصویری متفاوت از ایران منجر شود.
چرا «قرآن» ظرفیت دیپلماسی فرهنگی دارد؟
قرآن یکی از معدود عناصر فرهنگی است که میتواند همزمان طیف گستردهای از جوامع مسلمان را مخاطب قرار دهد. از اندونزی در جنوب شرق آسیا تا تانزانیا در شرق آفریقا و عراق و دیگر کشورهای منطقه، علاقه به تلاوت و حفظ قرآن و برگزاری محافل قرآنی بخشی از زیست فرهنگی جوامع مسلمان است.
بنابراین هنگامی که یک برنامه ایرانی با تکیه بر قرآن وارد چنین محیطی میشود، برای برقراری ارتباط الزاماً نیازمند ترجمه همه مؤلفههای فرهنگی ایران نیست. قرآن خود نقطه آغاز گفتوگوست.
این ظرفیت زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که در کنار محتوای قرآنی، عناصر انسانی و فرهنگی ایران نیز در معرض مشاهده مخاطب قرار گیرد؛ از شیوه تعامل قاریان و خانوادهها گرفته تا نحوه برگزاری محفل، مهماننوازی، تولید رسانهای و حضور نسل جوان.
در این معنا، «محفل» یک پیام را با زبان نظریههای دیپلماسی فرهنگی بیان نمیکند؛ بلکه خودِ تجربه ارتباط را به ابزار دیپلماسی فرهنگی تبدیل میکند.
از اندونزی تا بنگلادش؛ شکلگیری یک شبکه ارتباطی
گزارشهای سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نشان میدهد که تعامل «محفل» با شبکه فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور صرفاً به یک سفر محدود نبوده است.
برای نمونه، در بنگلادش دیدار عوامل تولید و مسئول هماهنگی بینالملل «محفل» با رایزن فرهنگی ایران انجام شد و رایزنی فرهنگی ایران در داکا، اجرای این برنامه در بنگلادش را ظرفیتی برای تقویت دیپلماسی قرآنی جمهوری اسلامی ایران ارزیابی کرد.
این روند نشان میدهد که برنامهای که ابتدا در فضای رسانه ملی شکل گرفته، به تدریج به یکی از ظرفیتهای قابل استفاده شبکه فرهنگی کشور در خارج از ایران تبدیل شده است.
در چنین مدلی، تهیهکننده دیگر فقط تولیدکننده یک محصول تلویزیونی نیست؛ بلکه بخشی از زنجیرهای میشود که از تولید محتوا آغاز و به تعامل فرهنگی، ارتباط مردمی و روایت بینالمللی ایران ختم میشود.
«روایت بدون واسطه»؛ مهمترین دستاورد تجربه محفل
یکی از کلیدواژههای مطرحشده در نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی، «روایت ایران» بود. رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی نیز هدف اصلی این جایزه را مقابله با تحریف، بیان حقایق ایران و مواجهه با پروژه ایرانهراسی اعلام کرده و بر نقش انسانرسانهها و کنشگران فرهنگی در شکلدهی به تصویر ایران تأکید کرده است.
در چنین چارچوبی، تجربه «محفل» واجد یک ویژگی قابل توجه است: روایت ایران از مسیر ارتباط مستقیم با مردم شکل میگیرد.
مخاطبی که در یک مسجد بزرگ در اندونزی یا در جمع جامعه قرآنی تانزانیا پای تلاوت قاری ایرانی مینشیند، ایران را از دریچه یک گزارش سیاسی یا تحلیل خبری نمیبیند. او با یک انسان ایرانی، یک قاری، یک خانواده، یک گروه هنری و رسانهای و یک تجربه مشترک دینی مواجه میشود. این همان نقطهای است که رسانه میتواند از «ابزار انتقال پیام» به «بستر ارتباط» تبدیل شود.
سهم تهیهکننده در این فرآیند چیست؟
اهمیت تقدیر از سیدمحمدحسین هاشمی گلپایگانی دقیقاً در همین جا روشن میشود. اگر صرفاً یک برنامه موفق تلویزیونی ملاک بود، میشد درباره میزان مخاطب داخلی یا کیفیت تولید سخن گفت؛ اما موضوع جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی، فراتر از موفقیت داخلی یک برنامه است.
تهیهکننده در این سطح باید بتواند ظرفیت یک رسانه داخلی را به ظرفیت ارتباطی بینالمللی تبدیل کند؛ مخاطب جهانی را بشناسد، زمینههای مشترک فرهنگی را پیدا کند، از ظرفیت قاریان و چهرههای بینالمللی بهره ببرد و در نهایت محصولی ارائه کند که قابلیت حضور در فضای فرهنگی کشورهای دیگر را داشته باشد.
«محفل» طی سالهای فعالیت خود دقیقاً در چنین مسیری حرکت کرده است. این برنامه علاوه بر حضور مهمانان و چهرههای بینالمللی در ساختار خود، به کشورهای مختلف نیز رفته و در همکاری با شبکه فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، رویدادهای قرآنی را در خارج از کشور برگزار کرده است. بنابراین، تقدیر از تهیهکننده «محفل» را میتوان تقدیر از یک الگوی رسانهای برای تبدیل ظرفیت داخلی به سرمایه ارتباطی خارجی دانست.
چرا این تقدیر در شرایط پساجنگ اهمیت بیشتری پیدا میکند؟
نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی در مقطعی برگزار شد که موضوع «روایت ایران» بیش از گذشته در کانون توجه قرار گرفته است. مسئولان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در توضیح فلسفه برگزاری این جایزه، بر ضرورت ارائه تصویر واقعی و شایسته از ایران و نقش روایتگران در عرصه بینالمللی تأکید کردهاند.
در چنین شرایطی، تجربه «محفل» یک نکته راهبردی را برجسته میکند: قدرت روایت ایران تنها در تولید پیامهای رسمی خلاصه نمیشود. گاهی یک تلاوت قرآن، یک محفل مردمی، حضور یک قاری ایرانی در کنار قاریان کشور میزبان یا گفتوگوی صمیمانه میان چند خانواده میتواند ارتباطی ایجاد کند که یک پیام رسمی قادر به ایجاد آن نیست. از این منظر، دیپلماسی فرهنگی قرآنی میتواند مکمل سایر ابزارهای دیپلماسی عمومی کشور باشد؛ زیرا بر نقطه اشتراک فرهنگی و معنوی ملتها تکیه دارد و از مسیر تجربه مستقیم و انسانی پیش میرود.
یک انتخاب در امتداد یک روند، نه یک اتفاق
بررسی سابقه «محفل» نشان میدهد که تقدیر از هاشمی گلپایگانی را نباید یک اتفاق منفرد تلقی کرد. این برنامه از آغاز، رویکردی متفاوت نسبت به برنامههای قرآنی تلویزیونی اتخاذ کرد؛ تلاش کرد قرآن را از قالب صرفاً تشریفاتی خارج و آن را با زندگی روزمره و داستانهای انسانی پیوند بزند.
در ادامه نیز این رویکرد به عرصه بینالمللی کشیده شد. حضور چهرههای قرآنی از کشورهای مختلف، دعوت از استعدادهای قرآنی خارجی و سپس برگزاری برنامه در کشورهای دیگر، به تدریج «محفل» را از یک برنامه مناسبتی به یک برند فرهنگی با قابلیت ارتباط بینالمللی تبدیل کرد.
از همین رو، قرار گرفتن نام تهیهکننده این برنامه در میان ۴۵ چهره مورد تقدیر نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی، با منطق کلی این جایزه همخوانی دارد: شناسایی افرادی که توانستهاند به نحوی مؤثر در عرصه بینالمللی، روایتگر ایران باشند.
از «برنامه قرآنی» تا «ظرفیت ملی دیپلماسی فرهنگی»
تجربه «محفل» نشان میدهد که برخی تولیدات فرهنگی، ظرفیتهایی فراتر از مأموریت اولیه خود دارند. یک برنامه تلویزیونی میتواند در داخل کشور تولید شود، اما اگر ساختار آن بر ارتباط انسانی، روایت جذاب، مشارکت بینالمللی و زبان مشترک فرهنگی بنا شده باشد، قابلیت تبدیل شدن به یک ابزار ارتباطی فرامرزی را نیز خواهد داشت.
در این میان، سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی با در اختیار داشتن شبکه رایزنیهای فرهنگی، امکان پیوند دادن چنین ظرفیتهایی با جوامع هدف را فراهم میکند. نمونه اندونزی نشان میدهد که همکاری میان رایزنی فرهنگی، نهادهای قرآنی کشور میزبان، صداوسیما و تیم «محفل» چگونه میتواند یک تولید رسانهای را به رویدادی فرهنگی در مقیاس عمومی تبدیل کند.
از این منظر، آنچه مورد تقدیر قرار گرفته صرفاً «ساخت یک برنامه پربیننده» نیست؛ بلکه ایجاد ظرفیت برای حضور یک روایت ایرانی در میان مخاطبان فرامرزی و تبدیل قرآن به زبان ارتباط فرهنگی میان ایران و جهان اسلام است.
تقدیر از سید محمدحسین هاشمی گلپایگانی، تهیهکننده «محفل»، در نخستین جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی را میتوان در پیوند میان سه مؤلفه فهم کرد: نخست؛ تولید یک روایت رسانهای متفاوت از قرآن و زندگی قرآنی در ایران. دوم؛ تبدیل این روایت به یک تجربه تعاملی با مخاطبان و فعالان قرآنی کشورهای دیگر و سوم؛ پیوند خوردن ظرفیت یک برنامه تلویزیونی با شبکه رسمی دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران و حضور آن در میدانهای واقعی ارتباطات مردمی.
اگر هدف دیپلماسی فرهنگی، ایجاد ارتباط پایدار میان ملتها و ارائه تصویری واقعی از ظرفیتهای فرهنگی یک کشور باشد، تجربه «محفل» نمونهای قابل بررسی از این رویکرد است؛ زیرا پیام خود را صرفاً به مخاطب «نمیگوید»، بلکه امکان تجربه آن را برای مخاطب فراهم میکند.
به همین دلیل، انتخاب تهیهکننده «محفل» در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی را میتوان بیش از تقدیر از یک برنامه تلویزیونی، تقدیر از یک تجربه رسانهای در حال تبدیل شدن به دیپلماسی فرهنگی قرآنی دانست؛ تجربهای که نشان داده است گاه میتوان از یک استودیوی تلویزیونی در تهران، پلی به سوی مسجدی در اندونزی، جامعهای قرآنی در تانزانیا یا مخاطبانی در دیگر کشورهای جهان اسلام زد و ایران را نه از زبان واسطهها، بلکه از مسیر یک ارتباط فرهنگی مستقیم روایت کرد.
