• 1405/06/25 - 15:27
  • 47
  • : 12 دقیقه

«عظمت ضیاء»، مردی از تاشکند که تاریخی مشترک را به زبان دیپلماسی روایت کرد

ایران‌شناس ازبک که به یکی از چهره‌های پیونددهنده تهران و تاشکند تبدیل شده است از سوی برگزار کنندگان جایزه دیپلماسی فرهنگی و عمومی ایران شایسته تقدیر انتخاب شد.

Azamat_Ziyo

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، گاهی دیپلماسی نه پشت میزهای رسمی و در میان انبوهی از اسناد و قراردادها، بلکه در سکوت کتابخانه‌ها، میان صفحات نسخه‌های خطی و در گفت‌وگوی دو تاریخ شکل می‌گیرد؛ جایی که مرزهای سیاسی رنگ می‌بازند و آنچه باقی می‌ماند، حافظه مشترک ملت‌هاست.

عظمت ضیاء از همین جنس چهره‌هاست؛ دانشمند و مورخی ازبک که سال‌ها از تاریخ ایران و آسیای مرکزی گفته و نوشته، در دانشگاه و فرهنگستان برای شناخت میراث مشترک دو ملت کوشیده و امروز، در جایگاه عضو مجلس سنای جمهوری ازبکستان، همان دغدغه علمی را در عرصه عمومی و سیاسی نیز دنبال می‌کند.

تقدیر از او در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران، در ۱۰ شهریور ۱۴۰۵، از همین منظر قابل تأمل است؛ تقدیری از یک ایران‌شناس که سهم او در تقویت شناخت متقابل ایران و ازبکستان، نه در شعار، بلکه در سال‌ها پژوهش، گفت‌وگوی علمی و روایت‌گری از ایران فرهنگی و معاصر ریشه دارد.

مردی که ایران را از آن سوی مرزها شناخت

عظمت ضیاء را اگر بخواهیم در یک جمله معرفی کنیم، باید گفت: مورخی ازبک با نگاه ایران‌شناسانه به تاریخ مشترک ایران و آسیای مرکزی. او در سال ۱۹۸۵ از بخش ایران‌شناسی دانشکده زبان‌های شرقی دانشگاه دولتی تاشکند فارغ‌التحصیل شد؛ انتخابی که بعدها مسیر زندگی علمی او را رقم زد. تحصیلات و تحقیقاتش در حوزه تاریخ، او را به مطالعه عمیق دوره‌هایی کشاند که در آنها سرنوشت ایران و سرزمین‌های ماوراءالنهر به یکدیگر گره خورده بود.

آکادمی علوم جمهوری ازبکستان او را دکتر علوم تاریخی، آکادمیسین و مدیر مؤسسه تاریخ این آکادمی معرفی می‌کند. او از سال‌ها پیش در حوزه تاریخ دولت‌داری، امیر تیمور و تیموریان و تاریخ‌نگاری دوره‌های تیموری و بابری فعالیت داشته و سردبیری مجله «تاریخ ازبکستان» را نیز بر عهده دارد. اما اهمیت ضیاء برای ایران در همین عناوین دانشگاهی خلاصه نمی‌شود. آنچه او را از بسیاری از مورخان متمایز می‌کند، موضوعاتی است که برای پژوهش برگزیده است؛ موضوعاتی که در بسیاری موارد، بدون شناخت ایران و میراث ایرانی ـ اسلامی، اساساً قابل فهم نیستند.

تاریخ؛ پلی که تهران را به تاشکند پیوند می‌دهد

در نگاه نخست شاید ایران و ازبکستان دو کشور دور از هم به نظر برسند؛ یکی در جنوب غربی و دیگری در قلب آسیای مرکزی. اما کافی است کمی از مرزهای سیاسی امروز فاصله بگیریم تا تصویری دیگر آشکار شود. سمرقند و بخارا، خراسان و ماوراءالنهر، تیموریان و صفویان، زبان فارسی و ادبیات کلاسیک، عرفان و تصوف، جاده ابریشم و سنت‌های علمی؛ همه اینها قطعات یک پازل بزرگ تمدنی هستند که ایران و آسیای مرکزی را قرن‌ها در کنار یکدیگر قرار داده‌اند. عظمت ضیاء بخش بزرگی از فعالیت علمی خود را وقف مطالعه همین جهان مشترک کرده است.

پژوهش‌های او درباره روابط شیبانیان و آشتَرْخانیان با ایران، مناسبات صفویان و دولت‌های آسیای مرکزی و تاریخ‌نگاری دوره تیموری، تنها مطالعاتی درباره گذشته نیستند؛ آنها در واقع بازخوانی ریشه‌های تاریخی رابطه‌ای هستند که امروز میان تهران و تاشکند در قالب روابط دوجانبه ادامه دارد.

وقتی صفویان و شیبانیان دوباره با هم سخن می‌گویند

یکی از حوزه‌های پژوهشی قابل توجه عظمت ضیاء، بررسی مکاتبات و روابط دیپلماتیک فرمانروایان شیبانی و آشتَرْخانی با ایران و هند است. در این پژوهش‌ها، نامه‌ها و مکاتبات سیاسی به‌عنوان اسناد زنده تاریخ مورد بررسی قرار گرفته‌اند؛ اسنادی که نشان می‌دهند حکومت‌های ایران و آسیای مرکزی چگونه درباره سیاست، تجارت، مرزها، امنیت و مسائل منطقه‌ای با یکدیگر گفت‌وگو می‌کردند.

این آثار یک پیام مهم برای امروز نیز دارند: ارتباط ایران و آسیای مرکزی پدیده‌ای متعلق به چند دهه اخیر نیست؛ ریشه‌های آن را باید در اعماق تاریخ جست‌وجو کرد. این همان نقطه‌ای است که کار یک مورخ می‌تواند به کار یک دیپلمات نزدیک شود.

از سمرقند تا تهران؛ زبان مشترک تمدن

شاید یکی از ظریف‌ترین حلقه‌های اتصال ایران و ازبکستان، زبان فارسی باشد. بخارا و سمرقند در تاریخ تمدن اسلامی، تنها شهرهایی جغرافیایی نبوده‌اند؛ آنها از کانون‌های بزرگ تولید علم، ادب و فرهنگ فارسی بوده‌اند. شاعران، فیلسوفان، مورخان، عارفان و دانشمندانی در این جغرافیا زیسته‌اند که آثارشان در فضای فرهنگی ایران نیز بخشی از میراث شناخته‌شده و اثرگذار به شمار می‌آید.

عظمت ضیاء، به دلیل تحصیل در رشته ایران‌شناسی و فعالیت طولانی در حوزه تاریخ و فرهنگ منطقه، با این میراث از زاویه‌ای متفاوت مواجه است. او از داخل جامعه علمی ازبکستان، درباره فرهنگی سخن می‌گوید که بخش مهمی از حافظه تاریخی هر دو ملت را تشکیل داده است. این ویژگی، به فعالیت او یک مزیت مهم می‌دهد: او برای نزدیک‌کردن دو ملت، مجبور نیست تاریخ مشترک را از نو اختراع کند؛ کافی است آن را دوباره به یاد بیاورد.

تیمور؛ یک نام، چند جغرافیا

در میان موضوعات مورد علاقه عظمت ضیاء، تاریخ امیر تیمور و تیموریان جایگاه ویژه‌ای دارد؛ دوره‌ای که در تاریخ ازبکستان اهمیت بنیادین دارد و در عین حال با تاریخ ایران، خراسان، افغانستان و هند نیز پیوندهای عمیق دارد. مطالعه دوره تیموری بدون توجه به شهرهایی چون سمرقند و هرات و بدون بررسی نقش دانشمندان، هنرمندان و ادیبان فارسی‌زبان، تصویری ناقص از آن دوران ارائه خواهد کرد. از همین رو، مطالعات تیموری می‌تواند یکی از بهترین زمینه‌ها برای گفت‌وگوی علمی میان ایران و ازبکستان باشد.

در سال‌های اخیر نیز نمونه‌هایی از این گفت‌وگو شکل گرفته است. برگزاری نشست‌های مشترک تاریخی و دیدار پژوهشگران ایرانی و ازبک در مؤسسه تاریخ تاشکند، نشان می‌دهد که این ظرفیت تنها یک ایده نظری نیست و می‌تواند به همکاری عملی میان مراکز علمی دو کشور تبدیل شود.

ایران‌شناس در قامت یک سناتور

شاید مهم‌ترین ویژگی امروز عظمت ضیاء، قرار گرفتن او در نقطه اتصال دانش و سیاست باشد. او در سال ۲۰۲۴ به عضویت مجلس سنای جمهوری ازبکستان منصوب شد؛ در حالی که همچنان مدیریت مؤسسه تاریخ آکادمی علوم این کشور را بر عهده دارد.بدین ترتیب، شخصیتی که سال‌ها در آرشیوها و کتابخانه‌ها به مطالعه روابط تاریخی ایران و آسیای مرکزی پرداخته بود، اکنون در یکی از نهادهای مهم سیاسی کشور خود نیز حضور دارد. البته نباید این جایگاه را به معنای انتساب همه تحولات روابط ایران و ازبکستان به او دانست. روابط تهران و تاشکند حاصل مجموعه‌ای از تصمیمات و تلاش‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و دیپلماتیک دو کشور است. اما حضور فردی با چنین پیشینه‌ای در مجلس سنا، ظرفیت ارزشمندی برای ورود نگاه تمدنی و فرهنگی به عرصه سیاست عمومی ایجاد می‌کند.

دیپلماسی‌ای که از دانشگاه آغاز می‌شود

یکی از جلوه‌های این نقش را می‌توان در ارتباط او با هیئت‌های علمی ایرانی مشاهده کرد. در جریان سفر جمعی از استادان دانشگاه باقرالعلوم به ازبکستان، هیئت ایرانی از مؤسسه تاریخ تاشکند و برخی مراکز علمی و فرهنگی سمرقند و بخارا بازدید کرد و با پژوهشگران ازبک، از جمله عظمت ضیاء، به گفت‌وگو نشست.

این دیدارها در ظاهر ممکن است صرفاً برنامه‌هایی دانشگاهی به نظر برسند؛ اما در واقع، یکی از عمیق‌ترین اشکال دیپلماسی فرهنگی از همین مسیر شکل می‌گیرد.

دیپلماسی فرهنگی زمانی ماندگار می‌شود که استاد با استاد، پژوهشگر با پژوهشگر و دانشجو با دانشجو ارتباط برقرار کند. قراردادهای سیاسی ممکن است با تغییر دولت‌ها دستخوش تغییر شوند؛ اما شبکه‌ای که میان دانشگاه‌ها و نخبگان علمی ایجاد می‌شود، می‌تواند دهه‌ها دوام بیاورد.

«ایران فرهنگی»؛ کلید فهم یک انتخاب

شاید برای درک چرایی انتخاب عظمت ضیاء برای جایزه دیپلماسی فرهنگی، مهم‌ترین عبارت همان تعبیری باشد که درباره او به کار رفته است: روایت‌گری از ایران فرهنگی و ایران معاصر. به راستی ایران فرهنگی، ایرانِ محدود به مرزهای سیاسی امروز نیست.

ایران فرهنگی را می‌توان در شاهنامه و دیوان حافظ، در معماری سمرقند و بخارا، در نسخه‌های خطی فارسی، در سنت‌های عرفانی، در آثار مورخان و دانشمندان، در مسیرهای جاده ابریشم و در روابط تاریخی میان حکومت‌های ایران و آسیای مرکزی جست‌وجو کرد.

عظمت ضیاء از معدود شخصیت‌هایی است که می‌تواند این دو لایه را هم‌زمان روایت کند: ایران تاریخی و ایران امروز. این ویژگی، برای دیپلماسی عمومی ایران اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا شناخت یک کشور تنها از طریق اخبار سیاسی آن شکل نمی‌گیرد. ملت‌ها زمانی یکدیگر را عمیقاً می‌شناسند که با تاریخ، ادبیات، هنر، اندیشه و زندگی اجتماعی یکدیگر نیز آشنا شوند.

مردی که «روایت دیگران از ایران» را تغییر می‌دهد

در جهان امروز، تصویر کشورها بیش از گذشته تحت تأثیر روایت‌های رسانه‌ای قرار دارد. در چنین شرایطی، هر شخصیتی که بتواند تصویری مستند، علمی و متکی بر شناخت واقعی از یک کشور ارائه کند، عملاً بخشی از سرمایه دیپلماسی عمومی آن کشور را شکل می‌دهد. اهمیت عظمت ضیاء برای ایران از همین منظر قابل ارزیابی است.

او یک ایرانی نیست که درباره ایران سخن بگوید؛ یک ازبک ایران‌شناس است که ایران را می‌شناسد و درباره آن در جامعه علمی و عمومی کشور خود سخن می‌گوید. همین تفاوت کوچک، معنای بزرگی دارد.

روایت ایران هنگامی اثرگذارتر می‌شود که در خارج از مرزهای ایران نیز حاملانی معتبر داشته باشد؛ کسانی که مخاطبانشان آنها را از خود بدانند و سخنشان را برآمده از شناخت و تجربه واقعی تلقی کنند.

از دیپلماسی فرهنگی تا دیپلماسی تمدنی

اگر دیپلماسی فرهنگی را ارتباط ملت‌ها از مسیر فرهنگ بدانیم، فعالیت عظمت ضیاء یک گام فراتر می‌رود و به چیزی نزدیک می‌شود که می‌توان آن را دیپلماسی تمدنی نامید. در این نوع دیپلماسی، تاریخ ابزار اختلاف نیست؛ ابزار شناخت است.

فارسی صرفاً زبان گذشته نیست؛ پلی برای ارتباط فرهنگی است. سمرقند و بخارا فقط مقصد گردشگری نیستند؛ بخشی از حافظه تمدنی منطقه‌اند. و ایران و ازبکستان صرفاً دو دولت همسایه در معنای سیاسی نیستند؛ دو جامعه‌ای هستند که بخش‌هایی از تاریخ و فرهنگشان در طول قرن‌ها در هم تنیده شده است.

آینده‌ای که می‌تواند بر گذشته بنا شود

روابط ایران و ازبکستان در سال‌های اخیر در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، حمل‌ونقل و فرهنگی گسترش یافته است. اما برای تعمیق این روابط، تنها توسعه تجارت و قراردادهای اقتصادی کافی نیست. دو کشور نیازمند شبکه‌ای پایدار از دانشگاهیان، مورخان، ایران‌شناسان، ادیبان، هنرمندان و فعالان فرهنگی هستند. در این زمینه، شخصیت‌هایی چون عظمت ضیاء می‌توانند نقش محوری ایفا کنند. از ایجاد طرح‌های پژوهشی مشترک درباره تاریخ ایران و ماوراءالنهر گرفته تا معرفی نسخه‌های خطی فارسی موجود در کتابخانه‌های ازبکستان؛ از همکاری دانشگاه‌های دو کشور تا تولید آثار مستند درباره سمرقند، بخارا، خراسان و میراث تیموری؛ همه این عرصه‌ها ظرفیت آن را دارند که به پل‌های تازه‌ای میان دو ملت تبدیل شوند. حتی می‌توان از این ظرفیت برای ایجاد یک شبکه مشترک ایران‌شناسی و آسیای مرکزی‌شناسی بهره گرفت؛ شبکه‌ای که پژوهشگران تهران، مشهد، اصفهان، تاشکند، سمرقند و بخارا را در پروژه‌های مشترک گرد هم آورد.

انتخابی که پیام روشنی دارد

تقدیر از عظمت ضیاء در نخستین دوره جایزه جهانی دیپلماسی فرهنگی و عمومی جمهوری اسلامی ایران، اگرچه یک جایزه است، اما می‌تواند حامل پیامی فراتر از یک مراسم باشد. این انتخاب نشان می‌دهد که دیپلماسی ایران تنها در ساختمان وزارتخانه‌ها و سفارتخانه‌ها اتفاق نمی‌افتد.

گاهی یک مورخ، با پژوهش خود، تصویری تازه از ایران به مخاطبان خارجی ارائه می‌کند. گاهی یک استاد دانشگاه، با برقراری ارتباط با همتایان خود در کشور دیگر، بنیان یک همکاری چندساله را می‌گذارد و گاهی یک ایران‌شناس ازبک، با بازخوانی تاریخ مشترک سمرقند، بخارا، خراسان و ایران، به دو ملت یادآوری می‌کند که پیش از آنکه مرزهای سیاسی امروز ترسیم شوند، قرن‌ها در یک فضای تمدنی مشترک با یکدیگر زیسته‌اند.

عظمت ضیاء؛ روایتگر یک دوستی ریشه‌دار

در نهایت، شاید بهترین راه برای توصیف نقش عظمت ضیاء این باشد که او را یکی از راویان معاصر پیوند تاریخی ایران و ازبکستان بدانیم. مردی که مسیر حرفه‌ای‌اش از ایران‌شناسی در دانشگاه تاشکند آغاز شد، در مؤسسه تاریخ آکادمی علوم ازبکستان ادامه یافت، با پژوهش درباره روابط تاریخی ایران و آسیای مرکزی عمق گرفت و امروز در جایگاه یک سناتور، دانش تاریخی خود را با عرصه عمومی و سیاسی کشورش پیوند زده است. او نه تنها درباره گذشته می‌نویسد، بلکه از دل آن گذشته، امکان گفت‌وگوی امروز را جست‌وجو می‌کند و شاید راز اهمیت او برای دیپلماسی فرهنگی ایران نیز همین باشد که گاهی برای ساختن آینده میان دو ملت، باید نخست گذشته مشترکشان را دوباره روایت کرد. تاریخ ایران و ازبکستان، تاریخی دور از هم نیست؛ تاریخی است که در بسیاری از فصل‌هایش، دو ملت در کنار یکدیگر ایستاده‌اند. عظمت ضیاء یکی از کسانی است که این حقیقت را از تاشکند به تهران و از تهران به جهان یادآوری می‌کند. این، معنای عمیق‌تر دیپلماسی فرهنگی است که تبدیل حافظه مشترک به شناخت متقابل، و شناخت متقابل به دوستی پایدار.

. .

. .

About Us

The argument in favor of using filler text goes something like this: If you use arey real content in the Consulting Process anytime you reachtent.