کتاب «ایرانشناسی در نقشه شرقشناسی» منتشر شد
کتاب «ایرانشناسی در نقشه شرقشناسی: دیدگاهها، چالشها و تأملات علمی» به همت رایزنی فرهنگی ایران در اتریش از سوی انتشارات یونی دیالوگ در وین منتشر شد.
به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، کتاب «ایرانشناسی در نقشه شرقشناسی: دیدگاهها، چالشها و تأملات علمی» مجموعهای علمی و میانرشتهای است که به یکی از پرسشهای مهم درباره شناخت تاریخ، فرهنگ و تمدن شرق میپردازد: آیا میتوان شرق را بدون توجه جدی و روشمند به ایران و میراث ایرانی شناخت؟
این کتاب حاصل سمپوزیوم علمی «مطالعات شرق بدون ایرانشناسی: امکانپذیر یا ناممکن؟» است که در ۴ سپتامبر ۲۰۲۶ در خانه خرد ایرانیان در وین برگزار شد. هدف اصلی این سمپوزیوم، بررسی جایگاه ایران و ایرانشناسی در شکلگیری، تحول و آینده مطالعات شرق و فراهمکردن فضایی آزاد، علمی و انتقادی برای گفتوگو درباره این مسئله بود.
کتاب از این فرض آغاز میکند که ایران در تاریخ فکری و فرهنگی شرق، صرفاً یکی از موضوعات مطالعاتی در کنار دیگر موضوعات نیست. زبان، ادبیات، فلسفه، عرفان، علوم، نهادهای سیاسی و سنتهای فکری ایرانی در دورههای مختلف با بخشهای گستردهای از جهان شرق ارتباط داشتهاند. از همین رو، نادیدهگرفتن ایران یا تقلیل جایگاه آن میتواند بر نحوه فهم تاریخ و ساختار تمدنهای شرقی تأثیر مستقیم بگذارد.
یکی از بخشهای مهم کتاب، ارائه نتایج پژوهشی است که دیدگاه هفت استاد و پژوهشگر برجسته (سید حسین نصر، غلامرضا اعوانی، لن آلموند، ژاله آموزگار، رودیگر لولکر، نصرت الله رستگار و رضا غلامی) را درباره جایگاه ایرانشناسی در مطالعات شرق گردآوری کرده است.
در این پژوهش سه پرسش اساسی مطرح شده است: ایرانشناسی تا چه اندازه در مطالعات شرق جایگاهی مرکزی دارد؟ آیا شناخت بخشهای مهم شرق بدون توجه به میراث ایرانی امکانپذیر است؟ و حذف یا به حاشیهراندن ایران چه خلأهایی در پژوهشهای مربوط به شرق ایجاد میکند؟ این دیدگاهها در قالب یک مطالعه کیفی و تطبیقی گردآوری، ترجمه و تحلیل شدهاند.
پاسخهای ارائهشده از سوی صاحبنظران، با وجود تفاوت در زاویه نگاه و حوزه تخصصی، بر اهمیت ارتباط تاریخی و فکری ایران با بخشهای گستردهای از آسیا تأکید دارند. در این میان، موضوعاتی مانند جهان ایرانی ـ فارسی، زبان فارسی، فلسفه و حکمت ایرانی، میراث علمی ایران، گسترش سنتهای فکری در آسیای مرکزی و هند، ارتباط ایران با آناتولی، جاده ابریشم و نقش ایران در شکلگیری و انتقال دانش و فرهنگ مورد توجه قرار گرفته است.
یکی از نکات قابل توجه کتاب، طرح این دیدگاه است که در بسیاری از حوزهها، ایرانشناسی نه یک موضوع فرعی، بلکه میتواند یکی از حلقههای مهم برای فهم روابط تاریخی میان تمدنهای شرق باشد. برای نمونه، زبان فارسی در دورههایی تنها زبان ادبی یک سرزمین نبود، بلکه در بخشهای وسیعی از آسیا نقش مهمی در ارتباطات فرهنگی و علمی ایفا کرد.
همچنین، شبکههای فکری، ادبی و عرفانی میان ایران، آسیای مرکزی، هند و آناتولی نشان میدهند که تاریخ شرق را نمیتوان صرفاً بر اساس مرزهای سیاسی یا تقسیمبندیهای امروزی مطالعه کرد.
با این حال، کتاب تلاش میکند از تبدیل این بحث به نوعی ملیگرایی علمی یا تصویر رمانتیک از ایران نیز جلوگیری کند. مسئله اصلی، اثبات برتری یک تمدن بر تمدنهای دیگر نیست؛ بلکه نقد یک الگوی مطالعاتی و بازاندیشی در نقشه علمی مطالعات شرق است. در متن کتاب نیز تصریح شده است که برجستهکردن جایگاه ایران نباید به یک تصویر یکدست و سادهسازیشده از ایران منجر شود.
از همینجا کتاب وارد پرسشی بنیادیتر میشود که اصلاً «شرق» چیست؟ بحث از جایگاه ایرانشناسی فراتر میرود و خودِ مفهوم «شرق» مورد بازاندیشی قرار میگیرد. این بخش با عنوان «هستیشناسی شرق: هفت پرسش برای بازاندیشی در نقشه مطالعات شرق» تلاش میکند نشان دهد که شرق را نمیتوان یک کل همگن و یکپارچه دانست. شرق مجموعهای متنوع از فرهنگها، تمدنها، زبانها، ادیان، سنتهای فکری و تجربههای تاریخی است؛ اما در عین حال، میان این جهانهای متنوع، روابط و پیوندهای تاریخی عمیقی وجود داشته است.
بر همین اساس، کتاب هفت پرسش اساسی را پیش مینهد: شرق چه نوع واقعیتی دارد؟ چه مبانی فرهنگی و فکری در شکلگیری آن نقش داشتهاند؟ رابطه میان شرقهای گوناگون چگونه بوده است؟ مرز میان واقعیت تاریخی و تصویری که از شرق ساخته شده کجاست؟ شناخت شرق با چه هدفی صورت گرفته است؟ مطالعات شرق در چه شرایط تاریخی و فکری شکل گرفته است؟ و سرانجام، اگر شرق را واقعیتی متنوع اما بههمپیوسته بدانیم، نقشه مطالعات شرق چگونه باید بازطراحی شود؟
اهمیت کتاب در همین جابهجایی پرسش نهفته است: از «جایگاه ایران در مطالعات شرق» به «بازاندیشی در خودِ مفهوم شرق و شیوه مطالعه آن». از این منظر، ایرانشناسی تنها درباره شناخت ایران نیست؛ بلکه میتواند به شناخت بهتر روابط تاریخی میان ایران، آسیای مرکزی، هند، آناتولی، جهان عرب و دیگر حوزههای تمدنی آسیا کمک کند.
این کتاب در نهایت پیشنهادی برای بازترسیم یک نقشه علمی است؛ نقشهای که در آن شرق نه یک فضای یکپارچه و بیتفاوت، بلکه شبکهای پیچیده از فرهنگها و تمدنهایی است که در طول تاریخ بر یکدیگر اثر گذاشتهاند. در چنین چارچوبی، پرسش نهایی کتاب را میتوان اینگونه صورتبندی کرد: اگر ایران و میراث ایرانی را از نقشه مطالعات شرق کنار بگذاریم، این نقشه تا چه اندازه میتواند تصویری کامل و دقیق از تاریخ فکری و تمدنی شرق ارائه کند؟
شایان ذکر است، کتاب «ایرانشناسی در نقشه شرقشناسی: دیدگاهها، چالشها و تأملات علمی» توسط انتشارات یونیدیالوگ، با حمایت رایزنی فرهنگی ایران در اتریش (خانه خرد ایرانیان وین) در سال ۲۰۲۶ در وین و در ۶۷ صفحه منتشر شده و توسط سایت آمازون به فروش میرسد.
