English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|آشنایی با سازمان
دوشنبه ٠٥ مهر ١٤٠٠
ویژگی‌های دیپلماسی فرهنگی در دوره همه گیری کرونا
ویژگی‌های دیپلماسی فرهنگی در دوره همه گیری کرونا تاریخ ثبت : 1399/09/01
طبقه بندي : ,,
عنوان : ویژگی‌های دیپلماسی فرهنگی در دوره همه گیری کرونا
نويسنده : محمد علی ربانی، رایزن فرهنگی ایران در دهلی نو
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:

چکیده:

شاید نتوان در اندیشه استراتژیک وکلان ، پاسخ‌های سیستماتیک مناسبی در پاسخ به این پرسش که کرونا چه تبعات درازمدتی بر مناسبات فرهنگی ایران با سایر ملت ها برجای خواهد گذاشت یافت اما قدر مسلم می‌توان با واکاوی شرایط جاری به برخی از پرسش ها در قابلیت وکارکردهای دیپلماسی فرهنگی به عنوان  عامل فراقدرت  وبسترساز جهت  توسعه تعاملات سیاسی و تجاری پایدار در دوره تحریم های ظالمانه و شیوع کرونا پاسخ داد . از این رو شناخت ضرورت ها واقتضائات دیپلماسی فرهنگی در عصر همه گیری کرونا  مستلزم شناخت  ویژگی ها و مولفه‌های کلیدی تعیین‌کننده در نظامات جدید حاکم بر دیپلماسی فرهنگی در این دوره می باشد. شناختی که ما را قادر می‌سازد تا چارچوب سیاست گذاری و کنش های فرهنگی  را به خوبی درک و خط سیر منطقی و محتمل آینده آنها را چه در دوره کرونا وچه در دوره پساکرونا پیش‌بینی روشن تری نمائیم. در این مقاله سعی شده است تا با بررسی  بسترها و مولفه‌های دوره جدید ، با تمرکز بر اهمیت یافتن دو حوزه دیپلماسی دیجیتال و تعاملات شبکه ای نخبگان وگروههای مرجع در این دوره ،  به تحلیل ویژگی های دیپلماسی فرهنگی در دوره کرونا پرداخته شود  و به این پرسش که  دستگاه دیپلماسی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران که از تنگناها و محدودیت ها و تحولات دوره کرونا بشدت تاثیر پذیرفته  چگونه می تواند مسیر فعالیت های خود را بدرستی دنبال نموده تا  سیاست ها و فعالیت های آن صرفا تابعی از  امریه‌های ناشی از محدودیت ها ی اجتماعی و مضیقه های مالی در این دوره نباشد . آنچه که در این نوشتار می آید بر اساس پیش فرض فوق وبا تمرکز بر ارائه راهکارهای عملی متناسب با شرایط شیوع کرونا  در دو حوزه سخت افزاری مرتبط با ساختارها ونیروی انسانی و نرم افزاری با تاکید بر محتوا وپیام می باشد که امید است راهگشا باشد.

 

کلید واژه :دیپلماسی فرهنگی ، کرونا ،اقتضائات ،ویژگی ها ، کارکردها

 

مقدمه :

این روزها شیوع عالم گیر  اپیدمی کرونا بسیاری از امورات زندگی بشر از جمله مناسبات بین المللی وفرهنگی را تحت تاثیر خود قرار داده است . هرچند  پیوست کردن فعالیت ها ی فرهنگی  به رویدادها و پدیده های جاری وکوتاه مدت یکی از ضعف ها  در نظام سیاستگذاری بشمار می رود  ولی به دلیل برخی ضرورت ها ونیازهایی که شرایط کرونا آن را بیشتر نمایان ساخته است ، بازخوانی وبازمهندسی نظام دیپلماسی فرهنگی با هدف تبدیل کردن آن به دیپلماسی فرهنگی کنش مند با فرصت سازی های فرهنگی متناسب با شرایط ونیازهای مربوط به دوره همه گیری کرونا امری لازم وضروری تلقی می گردد .این مهم از آنجا که  بسیاری از نظامات وقواعد مناسبات وکنش های انسانی را تحت تاثیر خود قرار داده وتبعات آن نیز خواه ناخواه تا مدت ها ادمه خواهد داشت ،بیش از هر زمان دیگر بر بازمهندسی رویکردها ،سیاست ها و ابزارهای دیپلماسی فرهنگی متناظر به این شرایط تاکید دارد. هرچند امروزه اندیشمندان ومراکز علمی دانشگاهی ایران وسایر کشورها تحلیل ها و تئوری های نظری بسیاری در حوزه پیامدهای فرهنگی اجتماعی شیوع کرونا ارائه داده ویا خواهند داد  که می توان از آن استفاده نمود ویا ظرفیت های علمی دانشگاهی کشور را در این حوزه فعال نمود  ولی با توجه به  ضرورت های مربوط به متناسب سازی ظرفیت ها، سیاست ها و فعالیت های سازمان با این شرایط گریزناپذیر ؛ در این مقاله سعی شده است تا با تمرکز بر   بدیهی ترین حوزه های تاثیرگذاری ناشی از شیوع کرونا ، به باز تحلیل ویژگی های دیپلماسی فرهنگی در این دوره بپردازیم  . موضوعاتی همانند  افزایش سهم فضای مجازی  و دیجیتالی بر مناسبات وارتباطات فرهنگی در این دوره ، وهمچنین تغییرات شکل گرفته  که منجر به  توسعه و تغییر مفهومی در حوزه مخاطب ،محتوا وپیام در ارتباطات و تعاملات انسانی  شده است .  ویژگی هایی که  بر شیوه ها ،سیاست ها ،دامنه و گستره  فعالیت های سازمان نیز تاثیرگذار بوده و بسیاری از رویه ها ی سنتی گذشته را کم کارکرد و کم اثر نموده است .لذا با تمرکز بر این پیش فرض قطعی  ویقینی ناشی از تاثیرهمه گیری کرونا بر شکل گیری اقتضائات و ویژگی های جدید در عرصه دیپلماسی فرهنگی در این دوره ، سعی شده است تا به بازخوانی  دیپلماسی فرهنگی در دوره همه گیری کرونا  که بیش از هر زمان دیگری آنرا دارای  پیچیدگی و درهم تنیدگی کرده و  قاعــده بـازی را با شرایط عادی  متفاوت ساخته است بپردازیم  .

از اینرو قطع نظر از این بحث که آیا تاثیرات فرهنگی ،اجتماعی وسیاسی کرونا را می بایستی  موقت وگذرا بدانیم و یا اینکه بنا به باور برخی از تحلیلگران آن را آغاز تحولی جدید و بنیادی در نظامات بین المللی وهمچنین شکل گیری منظومه های جدید فکری و فرهنگی بدانیم ،  به جهت تاثیرگذاری مشهودی که این پدیده  بر فعالیت ها ی فرهنگی سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی وبه تبع آن رایزنی های فرهنگی داشته وخواهد داشت ،امروزه بازخوانی واصلاح برخی رویه های شکل گرفته گذشته و واکاوی راهکارهای موثرتر در جهت بهبود عملکرد و فعالیت های فرهنگی سازمان در خارج از کشور بیش از هر زمان دیگر ضرورت یافته است . پیش فرض ضروری در این تحقیق بر این امر استوار است که  بجای پرداختن به مجموعه ای از مباحث و موضوعات متنوع  ، سه موضوع به هم پیوسته اصلاح رویکردها در خصوص کارکرد دیپلماسی فرهنگی در دوره کرونا ، تقویت ساختاری ونرم افزاری جهت شکل دهی ظرفیت های مناسب با اقتضائات رشد فناوری و دیپلماسی دیجتالی در سازمان  و همچنین ظرفیت سازی و بهره گیری هر چه بیشتر از سهم نخبگان و گروههای مرجع در دیپلماسی فرهنگی از طریق افزایش  سهم واسطه گری سازمان ،شبکه سازی نظام یافته تعاملات نخبگی وتوسعه سهم مشارکتی نهادهای دانشگاهی در دیپلماسی فرهنگی ومشارکت نخبگان و دانشگاهیان در شکل دهی  گفتمان ها ورویکردهای متناسب با نیازها و شرایط حاکم در دوره کرونا ؛ می بایستی بیش از هر زمان دیگر مورد توجه قرار گیرد .

 

1-  کارکردهای دیپلماسی فرهنگی  در دوره همه گیری کرونا

شناخت ضرورت ها واقتضائات دیپلماسی فرهنگی در عصر همه گیری کرونا مستلزم شناخت  مولفه‌های کلیدی تعیین‌کننده در نظامات جدید حاکم بر این دوره  می باشد. این شناخت ما را قادر می‌سازد تا چارچوب سیاست گذاری و کنش های فرهنگی و خط سیر منطقی و محتمل آینده آن را چه در دوره کرونا وچه در دوره پساکرونا واقع بینانه تر بررسی و پیش‌بینی نمائیم. شاید یکی از بهترین روش فهم بسترها و مولفه‌های دوره جدید ، تحلیل دیپلماسی فرهنگی در این دوره بر اساس فرهنگ استراتژیک [2]می‌باشد. درک واقع بینانه ویژگی های دیپلماسی فرهنگی در دوره همه گیری کرونا  ، نیازمند بررسی و تحلیل فرهنگ استراتژیک در خصوص  جایگاه دیپلماسی فرهنگی و کارکردهای آن در شرایط بین المللی و  در این دوره است . فرهنگ استراتژیک  مجموعه‌ای پیوسته از نمادها و ساختارهای استدلالی  است که با فرموله‌سازی به بررسی مفاهیم و نقش و کارایی آن در مناسبات بین المللی در دوره کرونا می پردازد  و اولویت‌های استراتژیک کلان و درازمدت جوامع در این دوره را تحلیل وتفسیر می نماید  . بنابراین می‌توان گفت که فرهنگ استراتژیک حاکم بر دوره کرونا که بر اساس  «پارادایم استراتژیک مرکزی» یا فرضیات بنیادی درباره نظام‌مندی جدید جهان در عصر کرونا که دربرگیرنده فرضیاتی درباره نظام بین‌الملل، جایگاه، هویت، منافع و تهدیدات جدید در این دوره شکل گرفته است تحلیل وتفسیر می شود. [3]از این رو پاسخ به این پرسش که دیپلماسی فرهنگی در دوره کرونا می بایستی از چه ویژه گی ها و کارکردهایی برخوردار باشد اصولا مبتنی به یافتن پاسخ به این سئوال اصلی است که در دوره کرونا که محدودیت ها و پی آمدهای اجتماعی ،اقتصادی و امنیتی فراوانی را برای ملت ها در پی داشته است اصولا دیپلماسی فرهنگی چگونه و با چه ویژگی می تواند متناسب با این شرایط و محدودیت ها به عنوان اولویت استراتژیک به حیات خود ادامه دهد و در حل و کاهش آسیب های ناشی از بحران شیوع کرونا کارساز باشد .به بیانی دیگر؛ در  اولویت های استراتژیک در دوره کرونا که ملت ها با شکل گیری وتشدید  بحران های اقتصادی و مالی و منازعات منطقه ای وبین المللی وحاکم شدن گفتمان های امنیتی مواجه می باشند ،سخن گفتن از اولویت راهبرد دیپلماسی فرهنگی در این دوره از چه اهمیتی برخوردار می باشد؟  

کارکرد دیپلماسی فرهنگی در دوره کرونا بر اساس دو رویکرد  متفاوت در خصوص نسبت دیپلماسی فرهنگی با اولویت های راهبردی در دوره همه گیری کرونا ،  در قالب  دو پارادایم "ناکارکردگرایی فرهنگ و دیپلماسی فرهنگی در این دوره " و پارادایم "اولویت استراتژیک دیپلماسی فرهنگی در دوره کرونا" ،  قابل بررسی است  . هر دو الگو واره های  فوق  در این نکته اشتراک دارند که اصل منفعت ومصلحلت ، جزء مشخصه های دائمی و ویژگی‌های اصلی روابط بین‌الملل بوده  و  دولت‌ها نمی‌توانند از زیر بار مسئولیت تعقیب منافع ملی به هر صورتی که تعریف شده باشد شانه خالی کنند. فراسوی این بنیان‌های مشترک، موارد زیادی وجود دارند که خطوط گسل میان این رویکردها را پررنگ‌ و نمایان ساخته و تفسیر این رویکرد از منفعت و مصلحت ونحوه تامین آن در دوره بحران را از یکدیگر متمایز می سازد .[4] بر اساس رویکرد اول، انگاره  فرهنگ در دوره کرونا نمی تواند از اولویت واهمیت در تعاملات داخلی وبین المللی برخوردار  باشد  چرا که در این دوره  ، اصل  پرداختن به حوزه اقتصاد ومعیشت مردم است و دیپلماسی فرهنگی در دوره کرونا به دلیل هزینه بر بودن ،دیر بازدهی ، و کاهش میزان عملکرد و کنش های سازنده به دلیل  محدودیت های تعاملی و همچنین کاهش بودجه ، از اولویت وضرورت برخوردار نمی باشد . در این برداشت  تعاملات و روابط فرهنگی در این دوره  صرفا  یک چرخه بی‌هدف تعریف می شود  که دایماً در حال تکرار وروزمرگی هاست وبر بار دولت ها وملت ها می افزاید . لذا استعاره حاکم در ذهن آنها از دیپلماسی فرهنگی صرفا حفظ حداقل ها و تمرکز بر مناسبت گرایی جهت تهیه گزارش عملکرد وتوجیه بودجه است .بر اساس این رویکرد که هم اکنون رویکرد غالب  بشمار می رود ؛ ساده ترین ومنطقی ترین روش وسیاست  در   دوره شیوع کرونا را توجه به راه حل های زودبازده در کاهش آسیب ها و تبعات اقتصادی  واجتماعی آن می دانند .در این برداشت  مناسب ترین سازوکار در مواجهه با این بحران نیز کاستن ، حذف کردن و کاهش هزینه های غیر ضروری از جمله فرهنگی  بشمار امده  وبا خارج کردن دیپلماسی فرهنگی از قید راهبردها و ابزارهای ارجح مورد نظر ؛ مسیر موثر برای مواجهه با بحران های جدید  و تأمین اهداف سیاست خارجی و امنیتی آن را در اولویت های منجر به کاهش آسیب های وارده بر اقتصاد ومعیشت مردم جستجو می نمایند. این رویکرد همچنین درباره نقش وکارکرد  نهادها، معاهدات و موافقت‌نامه‌های فرهنگی بین‌المللی در این دوره به دلیل سرگرم شدن دولت ها به اولویت های استراتژیک دیگر بدبین و شکاک می‌باشند و معتقدند که آن چه در روابط بین‌المللی در این دوره مهم و اساسی است تامین اولویت هایی است  که در خدمت منافع ملی متناظر به شرایط اقتصادی در دوره کرونا می باشد و مابقی مسایل از جمله دیپلماسی فرهنگی مربوط به شرایط عادی و وضعیت مالی مناسب است . بر اساس این برداشت برقراری  نسبت منطقی میان  دیپلماسی فرهنگی و قدرت نرم فرهنگی با اقتصاد  و امنیت  در این دوره چندان باورکردنی و سودمند نیست . چرا که  دردوره شیوع کرونا ، دیپلماسی  فرهنگی صرفا  محتوم و ناچار به  پرداختن به اموری است  که ریسک هزینه ای ومیزان تاثیرگذاری آن کم بوده به همین خاطر، مهم‌ترین نتیجه‌گیری این تلقی  از نسبت دیپلماسی فرهنگی با شرایط کرونا آن است که مطمئن‌ترین طریق جهت دستیابی به اولویت های کشور کاهش دامنه فعالیت ها وهزینه ها در سایر حوزه های غیر ضروری از جمله فرهنگ ومحدود کردن دامنه فعالیت وحوزه عمل نهادهای فرهنگی فعال در عرصه دیپلماسی فرهنگی از طریق کاهش نمایندگی ها ، کاهش نیروها و برنامه ها  و همچنین استفاده از نیروهای موقت بجای دایم است . [5]

بر اساس رویکرد دوم ،  کارکرد دیپلماسی فرهنگی  در دوره تحریم ها  وشیوع کرونا بیش از شرایط عادی قابل بررسی است  . چرا که ماهیت فرامرزی وجهانشمول فرهنگ همواره بسترساز تعاملات  سیاسی ، اقتصادی  بشمار آمده  و سهم حائز اهمیتی درتوسعه همکاری های اقتصادی ،  ایجاد امنیت پایدار و اقتدار کشور در عرصه های بین المللی بر عهده دارد. بر اساس این رویکرد ،کارکرد  دستگاه دیپلماسی فرهنگی کشور در کاهش تهدیدهای امنیتی فراملی و همچنین سهم آن در فراهم سازی ظرفیت های ذهنی وروانی  برای جذب ظرفیت های تجاری و اقتصادی بویژه در شرایط تحریم و چالش های اقتصادی ومعیشتی مردم در دوره کرونا حایز اهمیت می باشد  .چرا که مراودات فرهنگی  می تواند در ایجاد حسس ذهنی وروانی مثبت واطمینان بخش و عبور از تهدیدها و صورت های ذهنی منفی  موثر افتد. نظام ارتباطات سیاسی وتجاری زمانی می تواند نظام  "اعتمادپایه  " باشد که مناسبات آن بر اساس  احساس امنیت از همکاری  و میل به ثبات واستمرار آن تنظیم گردد . ایجاد احساس امنیت از همکاری وهمزیستی نیز فرایندی است که بر عهده فرهنگ می باشد .چرا که ساحت  فرهنگ ، ساحت خیال، زیبایی، جستجوی امر مطلق و حقیقت است.فرهنگ  بخش ماندگار ومکمل ارتباطات انسانی  بشمار می رود  و امکان تعامل بر اساس زبان  گفت وشنود ، مفاهمه  ومنافع دوجانبه را بیش از هر امر دیگری  فراهم می آورد واز  رهگذر آن  زمینه های منلسب تری جهت همکاری ومشارکت در عرصه های تجاری ،سیاسی  شکل می گیرد . فرهنگ امکان برقراری روابط آزاد بین جوامع از طریق احترام متقابل  را بیش از سایر حوزه ها فراهم می آورد واین امر می تواند به تعاملات اقتصادی  به  رفاه وامنیت اقتصادی نیز منجر گردد .این ویژگی و کارکرد فرهنگ در  شرایط پیچیده بین‌المللی کنونی که منازعات منطقه ای وبین المللی بشر را با چالش های بسیاری  مواجه ساخته است و در عصری که  دانش،  دانایی و خردمندی از مظاهر اصلی آن به شمار می رود  ،  می تواند به نوعی  در شکل گیری ائتلاف بر مبنای دانایی و ارزش های مشترک کمک نماید  و  مهم ترین سرمایه و مؤثرترین پل ارتباطی بین ملت ها محسوب  گردد. [6]

تجربه نیز نشان داده است  به هر نسبت که در کشوری  کنش های فرهنگی  بویژه در شرایط بحرانی فعالانه تر صورت  پذیرد  این امر بر میزان افزایش همکاری های تجاری وسیاسی وهمچنین تامین نیازمندی ها در دوره بحران  تاثیرگذارتر بوده است . چرا که هرگونه تعاملات نیازمند به فضای اعتمادساز وتصویرسازی های ذهنی مثبت دارد که این ویژگی منحصرا در فرهنگ نهفته است . نادیده انگاری سهم فرهنگ  در توسعه وگسترش امنیت ،تعاملات اقتصادی وسیاسی کشور در عرصه های بین المللی و افزایش   سیاست انقباضی  ،نه تنها بار فشارهای دوره تحریم وشیوع کرونا را کاهش نمی دهد بلکه  آسیب های غیر قابل جبرانی را علاوه  بر حوزه دیپلماسی فرهنگی  به حوزه تعاملات سیاسی واقتصادی و امنیتی کشور نیز به دنبال خواهد داشت  وبسیاری از ظرفیت ها وفرصت های بین المللی را به رقیبان واگذار نموده وامکان  جبران فرصت های از دست رفته نیز به راحتی میسر نخواهد شد .

نکته حائز اهمیت دیگری که می تواند بر اولویت وکارکردهای استراتژیک فرهنگ در شرایط بحرانی بدان اشاره کرد ، قدرت وقابلیت فرهنگ ایرانی اسلامی در مواجهه با بحران ها وفائق آمدن بر آن است . فرهنگ اسلامی ایرانی همواره این قابلیت را در طول تاریخ داشته است تا در پیچیده ترین شرایط تاریخی همانند حمله مغولان ودرسایر شرایط بحرانی ، با بهره گیری از قدرت تحول آفرینی ذاتی خود و منطق گفت وگو بر این بحران ها وچالش های سیاسی واقتصادی فائق آمده  واین تهدیدها را به فرصتی جهت تعاملات بین المللی وگسترش ارزش های فرهنگی و معنوی خود تبدیل نماید .[7]نکته مهم دیگر اینکه  در دوره همه گیری کرونا که فضای حقیقی و تعاملات انسانی محدود گشته واین ارتباطات عمدتا به فضای مجازی منتقل گشته است ، فرهنگ بیش از سایر حوزه ها  در این دوره می تواند  فرصت ها وزمینه های تعاملات وارتباطات انسانی را بویژه در فضای مجازی فراهم ساخته و با بهره گیری از قابلیت های چند سویه گی ، گفت وگو محوری، مشارکتی بودن و پذیرش و درک دیگری ، امکان بیشتری جهت ارتباطات و ذهنیت سازی های مثبت در میان مخاطبین در جهت منافع ونیازهای کشور در شرایط کرونا  را محقق نماید .

 

2-  کرونا وتاکید مجدد بر اهمیت دیپلماسی دیجیتالی

 بنظر می رسد کرونا بیش از آنکه صرفا یک پدیده اپیدمیک باشد به عنوان یک سبک زندگی جدید ،  ویک تجربه جدید ،زندگی بشر امروز را تحت تاثیرقرارداده است .تجربه ای که در آن به دلیل حاکم شدن قواعد خاص در ارتباطات ،ضمن اهمیت یافتن فناوری های دیجیتالی و مجازی ، صورتبندی جدیدی از مناسبات انسانی که در آن افراد و خانواده موضوعیت بیشتر یافته اند را شکل داده است . نکته حائز اهمیت اینکه ؛ توسعه بهره گیری و اسـتفاده از فناوری‌هـای ارتباطـات اینترنتـی در دوره کرونا صرفـا انتقـال فرآیندهـای موجود از فضای عینی بـه فضای آنالیـن، درعین ثابـت ماندن معنا و مفاهیم  بنیـادی دیپلماسـی فرهنگی نیست بلکه می بایستی آن را بـه مثابـه ظهـور شـکل جدیـدی از دیپلماسـی برشمرد که قواعد و اصول متفاوتی نسبت به گذشته بر آن حاکم کرده است  . در این شبکه تعاملی امور و پدیده‌ها به لحاظ زمانی و مکانی دیگر ثابت و ایستا نیستند و  زمان ، مکان ومخاطب تابع قواعد متفاوت از فضای عینی شکل می گیرند . در تعاملات دیجتالی ، ابعاد زمانی و مکانی، موانع و فواصل، سلسله مراتب و آیین کار بسیار متفاوت  بوده وروش ها و ابزارهای سنتی چندان در آن کارساز نمی باشد . [8] در فضای عینی ، تعاملات فرهنگی دارای قواعد و پروتکل های رسمی و خاص خود بوده  وعمدتا بر نظام تشریفات اداری و سیاست های تنظیم شده توسط هر دولت بستگی دارد . همچنین شیوه وروش ارتباطات ، ادبیات و گفتمان ها در فضای عینی با فضای دیجیتالی متفاوت گشته وبسیاری از قواعد در  رویه سنتی را برهم زده  وقواعد واصول ونظامات پروتکلی خاص وجدیدی را بر آن حاکم نموده است  .[9]

2-1-کرونا و توسعه مفهومی مخاطب

از این رو یکی از مفاهیمی که در تعاملات فرهنگی می بایستی به بازخوانی آن پرداخت مفهوم مخاطب در تعاملات فرهنگی است . در رویه سنتی و جاری ، مخاطب در  دیپلماسی فرهنگی یا بگونه رسمی آن  دولت - دولت و دولت -ملت بوده است ویا در گونه های غیر رسمی با بخشی محدود از جامعه که عمدتا گروههای نخبگی وفرهنگی را شامل می شدند در تماس بوده است .حال آنکه در شرایط کرونا به دلیل حاکم شدن محدودیت های ناشی از فاصله گیری اجتماعی و غلبه ارتباطات مجازی ، مخاطب از جهت مفهومی و  دامنه تاثیرگذاری آن ، سطح گسترده تری را شامل می شود و با برداشتن محدودیت وتشریفات ارتباط فیزیکی ، مرزجغرافیایی از فضای فیزیکی و محدودیت های پروتکلی آن فراتر رفته و  وارد خانه شده است .[10] لذا همانگونه که مخاطبان دیپلماسی دیجیتالی از ویژگی‎ها‎ی زیستی، ذهنی و عاطفی وسطح برخورداری از دانش وعلم متفاوتی برخورمی باشند گفتمان ها وپیام در این تعاملات فرهنگی می بایستی متناسب با ذائقه ،ظرف زمانی ، و سطح فکری ونیازهای این مخاطب جدید باشد   .به همین دلیل بدون  شناخت درست از این شرایط نمی‎توان تاثیرات مورد خواست را بر ذهن مخاطب بر جای نهاد. بررسی های مخاطب شناسی می توانند میزان رضایت یا اعتماد نسبی مخاطبان به بخش های مختلف کنش های فرهنگی و رسانه ای را تعیین کنند.این مهم بر ضرورت بازمهندسی روش های تعاملی ، گفتمان ها وادبیات ارتباطات به عنوان یک ویژگی اصلی دیپلماسی فرهنگی در عصر شیوع کرونا تاکید دارد .هرچند ذکر این نکته ضروری است که فارغ از شرایط کرونا  امروز مفهوم دیپلماسی نیز مانند دیگر مفاهیم مهم در روابط بین الملل دچار تغییر و تحول بسیار شده است . در سال های اخیر وحتی قبل از شیوع کرونا  گسترش رویکردهای دیجیتال در سیاست خارجی، چیزی کمتر از انقلاب در رویه دیپلماسی نبوده است . امری که توانسته است فناوری های دیجیتال را در روابط اجتماعی افراد و روش دولت ها را در اعمال حاکمیت بین المللی تغییر دهد . [11] در این تجربه جدید که سبک زندگی انسان ها را نیز تغییر داده است ضرورتا منجر به تغییر سبک در تعاملات فرهنگی بین المللی  گشته و   تغییر و جابجایی برخی عناصرو مبانی ساختاری در کنش های  فرهنگی بین المللی را نیز به دنبال داشته است .

2-2-کرونا و توسعه و تحول در حوزه ارتباط   ومفهوم دانایی  در دیپلماسی فرهنگی   

 رشد تحولات و وسعت انقلاب دیجیتالی و همچنین تاثیرات اقتصادی ،اجتماعی وسیاسی کرونا  ، منجر به  جابجایی در مفهوم قدرت  وهمچنین سرعت گیری دوره گذار تاریخی از  نظام چندقطبی به عصر پویا و سیال نظام  پسا جنگ سرد، گردیده و کنترل و در اختیار داشتن کانال ها وشبکه های ارتباطی و فضای مجازی و رسانه های دیجیتالی به منشاء قدرت تبدیل شده است .[12] لذا دیپلماسی فرهنگی به عنوان بارزترین و مهم‌ترین جلوه قدرت نرم، با دیجیتالی شدن و بهره‌مندی از رسانه‌های تعاملی، و همچنین  دانش‌افزایی و توان افزایی  می تواند بیش از گذشته در عرصه قدرت ملی  وبین المللی نقش ایفا نماید . در این فرایند شکل گیری تعریف جدید از قدرت، قدرتمند کسی است که بتواند بیش از دیگران از ظرفیت دانش و اطلاعات در مدیریت ذهن مخاطب بهره بیشتر گیرد وبا تسلط بر  منابع  دانش و معرفت و دانایی و با  ظرفیت سازی های مناسب ، بتواند  دامنه تعاملات و حوزه تاثیرگذاری خود بر دیگران را افزایش  دهد .این تغییر و گذار در مفاهیم قدرت و ارتباطات، منجر به  تحول در عرصه نظری و عملی  در دیپلماسی فرهنگی نیزگشته است . چرا که امروزه با خلق مفهوم نوینی به نام «دیپلماسی دیجیتالی»  که ان را  «دیپلماسی با صدای بلند» یا  دیپلماسی شبکه‌ای نیز می خوانند در واقع امکان و بستری  را فراهم ساخته است تا  از کارکردهای فرهنگ که ابزار اصلی و تاثیرگذار «قدرت نرم» نیز محسوب می گردد علاوه بر تأثیرگذاری در انتقال پیام از طریق فضای  مجازی بر مخاطبین عام و فراگیر در سطح جهان بتوانند  منافع  سیاسی و اقتصادی خود در عرصه های بین المللی را نیز تامین نمایند .[13] از این رو دستگاه دیپلماسی فرهنگی کشورمان می بایستی با علم و آگاهی نسبت به اهمیت تحول از دیپلماسی سنتی به دیپلماسی نوین بویژه دیپلماسی  دیجیتالی ، بیش از هر زمان دیگربا بهره ‌گیری مناسب و اصولی از رسانه‌های تعاملی و فضای مجازی، راندمان و بهره‌وری دستگاه دیپلماسی فرهنگی در عرصه‌های متنوع و متکثر دیپلماسی رسانه‌ای، دیپلماسی عمومی، دیپلماسی فناوری و دیپلماسی اقتصاد فرهنگی و گردشگری ، به عنوان مکمل و تسهیل کننده دیپلماسی رسمی را ارتقا بخشد.

هرچند سازمان فرهنگ وارتباطات اسلامی طی سال های اخیر کوشیده است تا با درک این ضرورت و همچنین ویژگی های شکل گرفته در نظام دیپلماسی نوین دیجیتالی ،گام هایی را در مسیر تامین نیازهای این دوره بردارد ولی ، پرسـش‌های نظـری عمیقـی هنوز مطرح می باشد که آیـا ایـن نمونه‌هـای اسـتفاده از فناوری‌هـای ارتباطـات مجازی  از سـوی سازمان تا چه میزان متناسب و پاسخگوی شرایط و نیازهای مربوط به دوره  شـکل گیری دیپلماسی دیجیتالی بویژه در دوره شیوع کرونا اسـت؟

یکی از ضرورت های بازمهندسی  دیپلماسی فرهنگی  بر اساس این پدیده همه گیر و تاثیرگذار یافتن  راهکارهای عملی مناسب  در خروج از وضعیت موجود ودستیابی به وضعیت مطلوب در عرصه فعال سازی هرچه بیشتر تعاملات وفعالیت های فرهنگی در فضای دیجیتالی و مجازی می باشد .لذا یکی از پرسش ها وکاستی های موجود  در فعالیت های فرهنگی در فضای مجازی و دیجیتالی در سازمان ، غیر متناسب بودن زیرساخت ها ونیروی انسانی جهت پاسخگویی به نیازها وضرورت های ناشی از اهمیت یافتن دیپلماسی دیجتالی در عرصه تعاملات فرهنگی بین المللی است .بنظر می رسد سهم بخشی ،ساختاری ،برنامه ای وظرفیت های مربوط به فضای مجازی در سازمان بسیاراندک وغیر متناسب با شرایط ونیازها بوده واین بخش از کمبود و کاستی های بسیاری رنج می برد.از این رو ، بدیهی ترین ،اصلی ترین ،منطقی ترین وموثرترین پاسخ سازمان به تاثیرات ناشی از شیوع کرونا ،توجه جدی تر به این حوزه است .امروزه اهمیت حوزه مجازی و دیجیتالی و همچنین گستره عملکردی و مخاطبین آن در قیاس با فضای حقیقی که امکانات ونیروهای سازمان مصروف آن شده است بگونه ای است که جا داشت یکی از سه معاونت سازمان  با این ماموریت سامان می یافت وبخش مهمی از نیروی انسانی ،امکانات وبرنامه وبودجه سازمان نیز در حوزه فضای مجازی و رفع نیازهای این بخش از دیپلماسی فرهنگی  فعالیت می نمود.طبیعتا بررسی این موضوع امکان کاهش فیزیکی در برخی حوزه ها  ،از طریق کوچک سازی و حرفه ای سازی نیروی انسانی  ،افزایش رایزنی های مجازی ،توسعه وگسترش دامنه فعالیت ها وهمچنین  کاستن از هزینه های غیر ضرور را که در راستای نیازها وشرایط حاکم بر دوره شیوع کرونا است را نیز به دنبال خواهد داشت .

شاید بتوان گفت علاوه بر ضرورت تولید محتواهای مناسب ، عمده ترین کاستی موجود در سازمان ، ناشی از کمبود نیروهای حرفه ای و متخصص در این حوزه است .نیروهایی که علاوه بر تخصص حرفه ای وفنی در عرصه فضای مجازی ،ضمن تسلط به زبان های مختلف  با بهره مندی از دانش و هوش فرهنگی امکان تعاملات سازنده و موثر با مخاطبین در خارج از مرزها برایشان فراهم آید    .لذا  آموزش وحرفه ای سازی  نیروی انسانی در سازمان ونمایندگی ها بر اساس نیازهای قطعی مربوط به دیپلماسی فرهنگی در فضای دیجیتال ،ازاولی ترین وبدیهی ترین گام های عملی در این شرایط بشمار می رود. مضاف بر آن که با افزایش سهم واسطه گری سازمان وفعال سازی شبکه های تخصصی نخبگان دانشگاهی ،بخشی از نیازهای فنی ،محتوایی ونیروی انسانی  در این حوزه را از طریق جلب همکاری ومشارکت دانشگاهها و مراکز تخصصی داخل و خارج وتوزیع مشارکتی هزینه ها می توان تامین نمود.

عدم توجه جدی به این ضرورت و ادامه وضعیت موجود شاهد اقدام عملی چشمگیری در آینده نخواهیم بود ودستگاه دیپلماسی فرهنگی نسبت به تامین نیازهای موجود و همچنین پوشش فضاهای  جدید شکل گرفته  ناشی از گسترش نقش ارتباطات  مجازی محروم خواهد ماند و بخش عمده از توان وامکانات آن صرفا مصروف حفظ ونگهداری ظرفیت های تلنبارشده ای خواهد شد که کارکرد مناسب و موثری با شرایط و نیازها وضرورت های پیش رو ندارند.از اینرو بایـدبه سـمت تدوین مجدد تعریف وظایف ودستور کاردر خصوص اینکه  صف وستاد می بایستی  چـه کاری را بـه چـه صورتـی  متناسب با عصـرپدیده‌هـای نوظهور و دیپلماسـی دگرگون‌کننـده،انجام دهد  پیش رفت .

3- کرونا وضرورت افزایش سهم مشارکتی  مجامع علمی و گفت وگوهای فرهنگی گروههای مرجع  

چالش عمده حوزه دیپلماسی فرهنگی در شرایط کرونا بیش از آنی که مربوط به نیاز به تامین منابع مالی  باشد مربوط به ضعف  ساختاری  بویژه در جذب ، هدایت  و مشارکت مجموعه ظرفیت ها ی علمی وفرهنگی از جمله نخبگان و فرهیختگان در چرخه کنش های فرهنگی بین المللی است .امری که می تواند  فراتر از مدیریت فرهنگی ،بالندگی و پویایی لازم را برای بهپویی مستمر امور در این شرایط و افزایش قدرت وقابلیت تاثیرگذاری های بین المللی با افزایش توانایی مهندسی مداوم و  بهبود بخشیدن  کارکردها از طریق  متناسب سازی محیطی برخوردارسازد .موضوعی که می بایست از طریق  تدوین برنامه های فرهنگی متناظر به شرایط کرونا وبا پرهیز از نسخه نویسی های دستوری ؛  بسترهای مناسب جهت افزایش سهم مشارکتی مراکز علمی و دانشگاهی ونخبگان فرهنگی وهنری وگروههای مرجع را فراهم ساخت و با اولویت بندی وبهینه سازی برنامه ها   ضمن فعالسازی دیپلماسی فرهنگی ،هزینه های آن در شرایط کرونا وتحریم را از طریق توزیع هزینه ها با جلب مشارکت این نهادها ی تاثیرگذار کاهش داد .

از آنجا که در دوره کرونا عمدتا تعاملات وارتباطات فرهنگی با مخاطب در فضای مجازی و دیجیتالی شکل می گیرد لذا یکی از ویژگی های مهم دیگر در تعاملات فرهنگی در این دوره شکل دهی سازوکارها وقواعد مناسب در تعاملات فرهنگی بر اساس این شرایط می باشد . چرا که در فضای عینی ، تعاملات فرهنگی دارای قواعد و پروتکل های رسمی و خاص خود بوده  وعمدتا بر نظام تشریفات اداری و سسیاست های تنظیم شده توسط هر دولت بستگی دارد . همچنین شیوه وروش ارتباطات ، ادبیات و گفتمان ها در فضای دیجیتال  متفاوت با فضای عینی است .راهبردهای گفتمانی و استفاده از سبک  و  خطاب های متناسب با فضای آن لاین ودیجیتال ،متناسب سازی محتوا با حوصله وذائقه مخاطب در این فضا ،بهره گیری از زبان فهم و زبان مناسب جهت انتقال پیام  می بایستی مورد توجه جدی قرار گرفته ودر عین اختصار و کوتاه بودن مفید وتاثیرگذار باشد.هرچند این ضرورت ها  چیزی از اهمیت و توجه به  چارچوب ها ورعایت  قواعد حاکم در فعالیت های فرهنگی کم نمی کند ولی قطعا افزایش سهم همکاری و مشارکت مراکز علمی دانشگاهی می تواند ضعف و کاستی های محتوایی وکیفی موجود در این عرصه را جبران نماید  .

از این رو با توجه به اینکه دیپلماسی فرهنگی در دوره همه گیری کرونا  بیش از هر زمان دیگری  دارای پیچیدگی و درهم تنیدگی الزامـاتی است که  قاعــده بـازی در چنیــن شرایطی را با شرایط عادی  متفاوت ساخته است لذا یکی از ضرورت های حوزه دیپلماسی فرهنگی در این دوره توانمند سازی  ساختاری   در جذب و هدایت  نخبگان و فرهیختگان در قالب شبکه ای منظم از همکاری و دادوستد فکری وفرهنگی برای  پویایی و بهپویی مستمر امور می باشد  . این مهم می توانست از طریق بهبود وتقویت ساختار دبیرخانه گفتگوههای فرهنگی و نظام شبکه ای آن که در قالب مجامع علمی گفت وگوهای فرهنگی در 31 دانشگاه ایرانی وخارجی طی سال های گذشته شکل گرفته بود سامان یابد .شبکه ای بین المللی با عضویت ومشارکت نهادهای علمی و دانشگاهی ایرانی و دیگر کشورها که علاوه بر افزایش میزان کنش های تاثیرگذارو پایدار ،توان سازمان را در بهره گیری هرچه بیشتر از ظرفیت نخبگان علمی و دانشگاهها در حوزه روابط فرهنگی و حل وفصل چالش هایی که امروزه با آن مواجه می باشد بشدت افزایش دهد.قابلیتی که یقینا می توانست با ثبت فرایند قانونی اخذ مصوبه شورایعالی انقلاب فرهنگی مسیر مشارکت های مالی این مراکز در فعالیت های فرهنگی مورد نظر سازمان و تعاملات نخبگی را هموارتر سازد .

 اهمیت این شبکه نخبگی گفتگو محور در شرایط کرونایی از آنروست که علاوه بر کاهش بار مالی سازمان در تعاملات بین المللی از طریق جلب مشارکت وهم افزایی نهادهای علمی و دانشگاهی کشور ، می توانست در تامین نیازهای محتوایی در تعاملات ،تبدیل کردن گفتگوههای نخبگی به یک رویه وسنت در حل وفصل چالش ها و همچنین توسعه وگسترش شبکه ای مناسبات وتعاملات علمی وفرهنگی  با کشورها مورد بهره گیری قرار گیرد .متاسفانه علیرغم اینکه این سازوکار در دوره کرونا از اهمیت وضرورت بیشتری برخوردار می باشد ولی  مورد غفلت واقع گردیده وعملا ظرفیت هایی که در گذشته نیز در مجامع دانشگاهی ایران وسایر کشورهها از طریق تشکیل و عضویت دانشگاهها در  دبیرخانه گفت وگوههای فرهنگی ایران وعرب ، گفت وگوههای فرهنگی ایران وآفریقا ، گفت وگوههای فرهنگی ایران واروپا ،گفت وگوههای فرهنگی ایران وشبه قاره و گفت وگوههای فرهنگی ایران وآسیای مرکزی وقفقاز وترکیه شکل گرفته بود بهره گیری لازم بعمل نیامد .این ظرفیت  می توانست نهاد دیپلماسی فرهنگی  به مثابه یک سیستم فرهنگی را  از توانایی مهندسی مداوم خویش برخوردار گرداند  و با دریافت بازخوردهای لازم ، ورودی و خروجی خویش را بهبود بخشد و  متناسب با محیطی که در آن استقرار یافته به بقای خویش ادامه دهد .همچنین این ظرفیت می توانست منجر به افزایش  خلاقیت در حوزه تولید فکر و اندیشه  و افزایش  توانایی مدیریت شبکه ای و به کارگیری پتانسیل نخبگان علمی ،هنرمندان و فرهنگیان و  مهارتهای مدیریتی آنان در داخل شبکه تعاملی پیوسته به دستگاه دیپلماسی فرهنگی گردد .اهمیت این موضوع در دوره شیوع کرونا از آنروست که سازمان می توانست با بهره گیری از شبکه وسیع نخبگی و دانشگاهی متصل به دبیرخانه مرکزی گفتگوههای فرهنگی  بر اساس اقتضایات ونیازهای  حاکم بردوره کرونا که عمدتا بر برنامه ریزی های متناسب با این دوره ، مباحث محتوایی ،ارتباطات وتعاملات و همچنین زبان مبتنی است ، به افزایش میزان قابلیت اثرگذاری و ماندگاری کار فرهنگی خود اهتمام ورزد وبا توجه به مضیقه ها و محدودیت های مالی ناشی از شیوع کرونا ،  حوزه دیپلماسی فرهنگی را با جلب مشارکت وهم افزایی این نهادها بیش از هر زمان  فعال وپویا سازد  .

 

نتیجه گیری :

-فرهنگ به دلیل قابلیت ها ی ذاتی وتاثیرگذار آن در تغییر واصلاح ذهن ها ، وظرفیت اعتمادسازی وبسترسازی های مربوط به تامین منافع اقتصادی، سیاسی وامنیتی  در شرایط بحران ومشکلات وچالش های ناشی از شیوع بیماری های فراگیر و تحریم های ظالمانه وهمچنین فشار های بین المللی ،بیش از دوره شرایط عادی کارکرد واهمیت پیدا می کند.لذا از آنجا که دستگاه دیپلماسی فرهنگی سنگر مقدم در مواجهه و کاهش اثرات روانی بحران های تاثیرگذار ناشی از شیوع بیماری های همه گیر و همچنین تحریم ها وفشارهای بین المللی است لذا اتخاذ رویکردهای ناشی از فرضیه ناکردگرایی دیپلماسی فرهنگی در شرایط بحران ،علاوه بر تشدید فشارها ومشکلات  ،تبعات جبران ناپذیری را در از دست دادن فرصت ها  وجلب همکاری ومشارکت بین المللی بدنبال خواهد داشت .

- دیپلماسی فرهنگی که با هدف و ماموریت اصلی ارتقای سطح ارتباطـات و تعامـلات فرهنگی با سایر ملل طراحی شده است بیش از آنی که تحت تاثیر مضیقه ها ومحدودیت های مالی در دوره کرونا باشد عمدتا متاثر از کاستی های ناشی از رویکردها ، برداشت ها و ضعف هایی است که  کار فرهنگی را فاقد کارکردهای تاثیرگذار در دوره بحران ها و حل وفصل چالش های موجود در این دوره جلوه می دهد .لذا بازتعریف و بازمهندسی دیپلماسی فرهنگی  جهت درک درست قابلیت ها وکارکردهای تاثیر گذار آن در شرایط بحران می تواند دستگاه دیپلماسی فرهنگی را از وضعیت انفعال در این دوره به نهادی فعال ،پویا و موثر تبدیل نماید.این مهم می تواند از طریق پی ریزی ظرفیت ها و اصلاح ساختاری سازمان بر اساس تحولات ونیازهای متاثر از رشد فناوری دیجیتالی و همچنین تقویت سهم واسطه گری سازمان در پی ریزی شبکه های بهم پیوسته نخبگی وعلمی داخل وخارج با هدف بهره گیری از ظرفیت نخبگان وگروههای مرجع داخل وخارج در افزایش قابلیت ها وکارکردهای دیپلماسی فرهنگی وهمچنین تبدیل وضعیت سازمانی نهاد دیپلماسی فرهنگی از یک سازمان کارگزار ومجری واداری به نهادی پویا ،فعال و واسط وظرفیت ساز در تعاملات وارتباطات فرهنگی بین المللی  محقق گردد.

-نظام برنامه ریزی دیپلماسی فرهنگی در دوره کرونا  بیش از آنی که نیازمند به رعایت الزامات و دستورالعمل های ستادمحور، ومبتنی بر کنش های مناسبتی وکوتاه مدت  باشد ؛  می بایستی متناسب با تحولات ونیازها و اقتضائات حاکم بر عرصه های بین المللی و مخاطب طراحی وبهینه سازی گردد تا امکان ظرفیت سازی وتاثیرگذاری متناسب با اهداف وارزش ها را فراهم سازد. توسعه رویکردهای برون سازمانی بویژه مراکز علمی و دانشگاهی ، افزایش سهم اقتضائات محیطی ، خروج از رویکردهای گزارش محوری به کارکردگرایی ومحتوا محور ، تبدیل کردن نمایندگان فرهنگی از حد واندازه یک کارمند به یک عنصر فرهنگی پویا ،تاثیرگذار وخلاق ، بیش از شرایط عادی حائز اهمیت بوده می تواند در اصلاح رویکردها وارتقاء جایگاه و کارکردهای دیپلماسی فرهنگی در این شرایط کمک نماید .

-رشد فناوری ها و توسعه دامنه فضای دیجیتالی بویژه در دوره کرونا بر تغییرات ساختاری و شکل دهی برخی روندهای متناسب با این شرایط تاکید دارد .از اینرو اصلاح مجدد نظام سازمانی ،راه اندازی معاونت  یا مرکز دیپلماسی دیجتالی ،جذب و آموزش وارتقاء نیروی انسانی حرفه ای ،زبان دان و باسواد ،توسعه سطح هم افزایی سازمان با نهادهای علمی وصدا وسیما ، فعال سازی وبهینه سازی سازمان شبکه ای تعاملات نخبگی و دبیرخانه گفت وگوههای فرهنگی بین المللی ،  تشکیل کارگروههای منطقه ای با مشارکت نخبگان دانشگاهی و متخصصان جهت تولید محتوا و متناسب سازی پیام ها و سیاست گذاری  های فرهنگی با مخاطب در هر منطقه ، از دیگر ضرورت های این دوره بشمار می رود.

-با توجه به اینکه یکی از نیازها ی موجود در رایزنی ها منابع ،محتواها وپیام های متناسب با مخاطب در شرایط کرونا است ،این امر بر پی ریزی نهضت ترجمه ،راه اندازی فصلنامه های علمی به زبان های رایج وبا رویکردهای منطقه ای تاکید دارد .ضرورتی که می توان با جلب همکاری دانشگاهها واز طریق دبیرخانه گفتگوههای فرهنگی و مرکز ترجمه ساماندهی تامین گردد.مضاف بر آنکه  روش های تعاملی ، گفتمان ها وادبیات  در دوره بحران نیز عمدتا می بایستی بر اساس گفتمان های علمی وتاثیرگذار متمرکز گردد .

منابع:

-Alastair Iain Johnston, " Thinking About Strategic Culture", International Security, Vol. 19, NO.4, (Sprng 1995), p. 34. 3. Kerry Longhurst,

-The Concept of Strategic Culture", in Gerhard Kummel and Andreas Dprufert (cds), Military Sociology, Norms Ver lagsge sell Schaft, 2000, p.200.

-.Kerry, Longhurst, Strategic Culture: The Key to Understanding German Security Policy, University of Birmingham, 2000, p.303. 18

-.Katzenstein, Peter, "The Culture of National Security", New York, 1978, Chap.13.

Taylor  Francis online ,Mar 2017 ,Forign policy in an era od Digital diplomacy .  Global Diplomatic From , 2020 , Digital diplomacy .

- The Guardian (2020). Cities after coronavirus: how Covid-19 could radically alter urban life. Retrieved from:

 

-ثلاثی ،محسن ، (1379 ) جهان ایرانی و ایران جهانی ،تهران ،نشر مرکز

- جین شارپ ، 1395 ،در قدرت نرم و عدم خشونت،  ترجمه سید رضا مرزانی، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع)

 

-مارکوس ملاخر ،دیپلماسی دیجیتالی ، 1395 ، نظریه وعمل ،مترجم رضا میرآبادی ، بنگاه ترجمه ونشر کتاب پارسه

-

[1] اسکندریان ،غلامرضا ،ارزیابی پیامدهای ویروس کرونا بر سبک زندگی ، نشریه تاثیرات اجتماعی ،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی ،اردیبهشت 1399 .

-صالحی امیری ،سید رضا ، تحلیل اثرات کرونا بر سبک زنذگی ، شفقتنا ،اردیبهشت 1399 .

-عاملی، س.( د۱۳۹۸)، اینترنت و سواد مجازی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

- - خانی، محمد حسن(1384): «دیپلماسی فرهنگی و جایگاه آن در سیاست خارجی کشورها»، دوفصلنامه دانش سیاسی، پاییز و زمستان، شماره2.

 

[1] https://www.theguardian.com/world/2020/mar/26/life-after-coronavirus-pandemic-change-world

 


[1] -دکترای تاریخ تشیع و پژوهشگر مطالعات فرهنگی بین المللی

[2]. Alastair Iain Johnston, " Thinking About Strategic Culture", International Security, Vol. 19, NO.4, (Sprng 1995), p. 34. 3. Kerry Longhurst, "The Concept of Strategic Culture", in Gerhard Kummel and Andreas Dprufert (cds), Military Sociology, Norms Ver lagsge sell Schaft, 2000, p.200. .Kerry, Longhurst, Strategic Culture: The Key to Understanding German Security Policy, University of Birmingham, 2000, p.303. 18.Katzenstein, Peter, "The Culture of National Security", New York, 1978, Chap.13.

[3] اسکندریان ،غلامرضا ،ارزیابی پیامدهای ویروس کرونا بر سبک زندگی ، نشریه تاثیرات اجتماعی ،پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی ،اردیبهشت 1399 . صالحی امیری ،سید رضا ، تحلیل اثرات کرونا بر سبک زنذگی ، شفقتنا ،اردیبهشت 1399 .

 مجموعه دستورالعمل ها وبخشنامه های صادره از سوی نهادهای فرهنگی فعال در عرصه بین المللی طی هشت ماه گذشته حکایت از تاثیرپذیری از این رویکرد دارد.[4]

[5] این سیاست ورویکرد هم اکنون در اکثر نهادهای فرهنگی دنبال می شود.

 نای ،جورف (1383 ) ،کاربرد قدرت نرم ،ترجمه سید رضا میرطاهر ،فصلنامه راهبرد دفاعی ،سال دوم ،شماره ششم ،زمستان 1383 .[6]

[7] ر.ک .ثلاثی ،محسن ، (1379 ) جهان ایرانی و ایران جهانی ،تهران ،نشر مرکز

[8]Taylor  Francis online ,Mar 2017 ,Forign policy in an era od Digital diplomacy .  Global Diplomatic From , 2020 , Digital diplomacy .

[9]  همان

[10]  مارکوس ملاخر ،دیپلماسی دیجیتالی ، 1395 ، نظریه وعمل ،مترجم رضا میرآبادی ، بنگاه ترجمه ونشر کتاب پارسه .

[11] The Guardian (2020). Cities after coronavirus: how Covid-19 could radically alter urban life. Retrieved from: https://www.theguardian.com/world/2020/mar/26/life-after-coronavirus-pandemic-change-world

[12] عاملی، س. (د۱۳۹۸)، اینترنت و سواد مجازی. تهران: پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.

[13]  افتخاری، اصغر(1)(1389): «قدرت بدون خشونت»، در قدرت نرم و عدم خشونت، تألیف جین شارپ، ترجمه سید رضا مرزانی، تهران، انتشارات دانشگاه امام صادق (ع). خانی، محمد حسن(1384): «دیپلماسی فرهنگی و جایگاه آن در سیاست خارجی کشورها»، دوفصلنامه دانش سیاسی، پاییز و زمستان، شماره2.

انتهای پیام/ص

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 734 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • برگزاري ششمین دور گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و چین
    به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و آکادمی علوم چین، ششمین دور گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و چین با حضور اندیشمندان، استادان و محققان دو کشور به صورت مجازی و به شکل وبینار برگزار شد.

  • برگزاری «محفل شعر امام رضا(ع)» در راولپندی پاکستان
    رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اسلام‌آباد به مناسبت دهه کرامت، همایشی با عنوان «محفل شعر امام رضا(ع)» در خانه فرهنگ کشورمان در شهر راولپندی پاکستان برگزار کرد.

  • بازدید رایزن فرهنگی کشورمان از بیست‌و‌دومین دوره نمایشگاه کتاب بغداد
    حجت‌الاسلام والمسلمین غلامرضا اباذری، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در عراق از بیست‌و‌دومین دوره نمایشگاه کتاب بغداد بازدید کرد.

  • تکاپوی مسلمانان جهان در روزهای پایانی رمضان + عکس
    تصاویر منتشر شده از روزهای ماه رمضان و تکاپوی مردم روزه‌دار نشان می‌دهد که شور و حال روزه‌داران سراسر جهان با روزهای اول ماه رمضان چندان تفاوتی نکرده است.

  • رونمايي از فصلنامه «الدراسات الادبیة» به زبان‌های فارسی و عربی در لبنان
    از سوي رايزني فرهنگي ايران در لبنان، فصلنامه «الدراسات الادبیة» به زبان‌های فارسی و عربی در «باغ زيتون» رونمايي شد.