منو اصلی
کرمان
 كرمان
در مدارك تاريخي و جغرافيايي اسلامي اين منطقه كرمان ، كارمانيا ، ژرمانيا ، كرمانيا ، كريمان ، كارماني و كرماني ذكر شده است. اگر كارمان را دو كلمه بگيريم « كار » به معني جنگ و « مان » به مفهوم محل است كه در مجموع معني « جايگاه دلاوري و نبرد » دارد. بعضي از جغرافيادانان ، نام قديم اين شهر را گواشير ( بردشير ) خوانده‌اند . گفته مي‌شود؛ گواشير همان « كوره اردشير » يا شهر اردشير بوده است كه به تدريج به « گواشير » تبديل شده است. به استناد منابع تواريخ عرب و يهود، كرمان منسوب به كرمان بن‌‌هيتال بن ارفحشد بن سام بن نوح است و نام آن در كتيبه بيستون به صورت « يوتيه » ذكر شده است . در دوره ساسانيان فرمانرواي كرمان ، عنوان شاه داشت، چنانكه بهرام چهارم ( 388 ـ 389 م. ) به مناسبت اينكه در زمان پدرش والي كرمان بود به كرمانشاه ( شاه كرمان ) معروف بود. در اين دوره سيرجان مهم‌ترين ناحيه كرمان محسوب مي‌شد. كرمان در دوره اسلامي و مقارن با 21 تا 24 هـ . ق و سال‌هاي بعد از آن تلاطمات سياسي زيادي را شاهد بود. عمربن‌خطاب در اين زمان سهيل عدي و عبدالله عتبان را مأمور فتح كرمان كرد. سرداران نامبرده با گرفتن اندك جزيه‌اي از حاكم كرمان به مدينه مراجعت كردند. يزدگردسوم در سال 29 هـ . ق در مقابل حمله اعراب به كرمان گريخت. گفته مي‌شود كه تا آن زمان هنوز هم ساكنين كرمان نسبت به وي وفادار مانده بودند. در سال 31 هـ ق مردم كرمان به جرم ندادن جزيه مورد هجوم سردار عرب ، عبدالله بن عامر قرار گرفتند. وي كه از سوي عثمان مأمور فتح كرمان شده بود، بدون مقاومت اهالي ، كرمان را فتح كرده و جزيه چندين سال عقب افتاده را هم از اهالي باز پس گرفت و مجاشع بن مسعود را با يك هزار تن سپاه به حكومت كرمان برگزيد و خود عازم خراسان گرديد. در درگيري‌هايي كه بين اهالي و سپاه عرب درگرفت با مداخله نيروهاي كمكي عبدالله بن عامر ، كرمان به تصرف كامل مسلمانان درآمد و مجاشع در دوران خلافت عثمان و علي بن ابيطالب عليه‌السلام ، كماكان حاكم كرمان ماند. در دوره خلافت بني‌اميه شورش‌هايي در كرمان برپا شد. عبدالرحمن بن اشعث از طرف امويان به جاي مجاشع به حكومت كرمان منصوب شد. در زمان خلافت عمر بن عبدالعزيز ( 99ـ101 هـ . ق) غسان نامي به حكومت كرمان منصوب گرديد . در دوران حكومت وي كرمان رو به آبادي نهاد و بسياري از آتشكده‌هاي زرتشتيان كه به آن‌ها مجوسيه مي‌گفتند ، خراب شد. در زمان خلفاي بني عباس حوادث مهمي در كرمان روي نداد . در اين دروه كرمان در معرض حمله اقوامي كه قبل از اسلام در بنادر خليج فارس مي‌زيستند قرار گرفت . ولي معتصم آن‌ها را شكست داده و از كرمان خارج كرد. در سال 253 هـ ق. كرمان به تصرف يعقوب ليث مؤسس سلسله صفاريان درآمد. بعد از وي برادرش عمروفارس ، كرمان و سيستان را در تصرف داشت. در سال 266 هـ . ق كرمان به تصرف سامانيان درآمد ، ليكن در سال 267 ، عمرو بار ديگر بر كرمان استيلا يافت. بعد از درگذشت عمروليث حكام كرمان توسط امراي سلسله ساماني تعيين مي‌شد. در سال 315 هـ . ق . كرمان به تصرف معزالدوله ديلمي در آمد و ديلميان چندين دهه بر اين شهر حكومت راندند . بعداً بر سر تصرف كرمان ميان خاندان آل بويه اختلاف افتاد و كشمكش‌ ميان ديلميان و آل بويه تا سال‌ها ادامه داشت و در اين زمان نيز حكومت كرمان به دفعات دست به دست مي‌شد، تا اينكه در سال 433 هـ . ق. كرمان به تصرف آلب ارسلان سلجوقي درآمد و وي مؤسس لاجقه كرمان شد كه حكومت آنان تا سال 583 هـ .ق . ادامه داشت. به گفته ياقوت حموي كرمان در دوره سلاجقه از بهترين و آبادترين بلاد محسوب مي‌شد. در اواخر دوران زمامداري اين سلسله ، اوضاع داخلي كرمان دستخوش هرج و مرج گرديد و نابساماني آن با حمله غزان شدت يافت.
در سال 583 هـ.ق. غزاق بر كرمان مسلط شدند و زرند را موقتاً مركز ايالت خود قرار دادند. در اين دوره ملك دينار غزنوي حاكم كرمان بود. بعد از درگذشت ملك دينار پسرش علاء الدين فرخ شاه ( 591 ـ 592 هـ .ق ) به جاي او نشست ، در دوران وي كرمان دستخوش آشوب و ناامني گرديد و جمعي از امراء ، به نام علاء الدين تكش خوارزمشاه خطبه خواندند ( 568 ـ 598 هـ.ق) خوارزمشاه هم از اين موقعيت استفاده كرده و سپاهي را از خراسان مأمور تصرف كرمان كرد . در نتيجه در سال 592 هـ . ق. كرمان ضميمه قلمرو خوارزمشاهيان گرديد و هندوخان پسر علاء الدين تكش خوارزمشاه حاكم آنجا شد. مقارن درگذشت تكش باز كرمان ميدان تاخت و تاز تركمانان غز شد. در اين ايام ملوك شبانكاره به كرات براي سركوبي غزان به كرمان تاختند تا سرانجام اين ايالت را به تصرف خود درآوردند، ليكن بر اثر ظلم و بيدادگري حكام شبانكاره اهالي به جان آمده عليه اين قوم سربه شورش برداشتند و عجم شاه يكي ديگر از پسران ملك دينار را كه در زمان هندوخان روانه خوارزم شده بود و در اين زمان در كرمان بسر مي‌برد، به اميري انتخاب كردند. در همين گيرو دار اتابك مظفرالدين سعد بن زنگي ( 599 ـ 623 هـ.ق) كه با ملوك شبانكاره در زد و خورد بود، كرمان را يكبار در سال 600 و بار ديگر در سال 602 هـ.ق به تصرف خود درآورد و كرمان تا سال 607 بوسيله يكي از گماشتگان اتابك سعد اداره مي‌شد. در اين سال گماشته اتابك از فرمان مخدوم خود سرپيچيد و بار ديگر اوضاع كرمان آشفته شد. در همين زمان تاج‌الدين ابوبكر كه از طرف سلطان محمد خوارزمشاه بر شهر زوزن و قهستان حكومت مي‌كرد، از اين هرج و مرج استفاده كرده و كرمان را به تصرف خود درآورد. در سال 619 هـ.ق مقارن رسيدن چنگيزخان به خراسان براق حاجب ( قتلغ خان ) از امراي خوارزمشاهي بر كرمان استيلا يافت و رسماً سلسله قراختائيان را بنيان گذاشت. اين سلسله از 619 تا 703 هـ . ق در كرمان سلطنت كردند. در زمان حكومت قراختائيان بود كه ماركوپولو سياح معروف ونيزي از كرمان ديدن كرد. در سال 741 هـ .ق امير مبارزالدين محمد مؤسس سلسله آل مظفر ، كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض اين سلسله كرمان ضميمه متصرفات امير تيمور گوركاني شد و پس از تيموريان سلسله‌هاي قراقويونلو و آق‌قويونلو به ترتيب كرمان را تصرف كردند . مقارن ظهور شاه اسماعيل اول مؤسس سلسله صفويه ( 905 ـ 930 هـ . ق) كرمان در تصرف پسران سلطان حسين بايقرا بود. شاه اسماعيل با اعزام يكي از سرداران خود به نام جان محمد به كرمان ، اين شهر را بدون مقاومت و خونريزي به تصرف درآورد. در اين زمان عده‌اي از ازبكان از طريق خراسان به كرمان تاختند، ليكن از سرداران شاه اسماعيل شكست خورده و عقب‌نشيني كردند. از اين تاريخ به بعد تا پايان سلسله صفويه كرمان قرين امنيت و آسايش بود. گنجعلي خان يكي از معروف‌ترين حكام دوره صفوي است كه در مدت مأموريت خود در كرمان نسبت به آبادي و عمران آنجا سعي و كوشش زياد كرده و آثار زيادي در آن شهر از خود به يادگار گذاشته است. محمود افغان در سال 1132 هـ . ق به قصد تصرف اصفهان پايتخت صفويه از طريق سيستان خود را به كرمان رسانيد، ليكن در آنجا از لطفعلي خان والي فارس و برادر زاده فتحعلي خان وزير اعظم به سختي شكست خورد و به قندهار گريخت. محمود افغان بار ديگر در سال 1132 هـ . ق از راه سيستان به كرمان تاخت و پس از استيلا بر آن از طريق يزد راهي اصفهان شد. پس از دفع اشرف افغان توسط نادر و خلع شاه طهماسب دوم از سلطنت ، كرمان مانند ساير مناطق ايران به تصرف نادر مؤسس سلسله افشاريه درآمد . بعد از كشته شدن نادر، كرمان دستخوش هرج و مرج گرديد و به وسيله افغان‌ها و بلوچ‌ها تاراج شد. كريم خان زند مؤسس سلسله زنديه ( 1163 ـ 1193 هـ .ق ) بعد از سركوبي مخالفين خود ، خدا مراد خان زند را با سپاهي به كرمان فرستاد. اين سردار بدون هيچ گونه مانعي كرمان را تصرف كرد. بعد از انقراض سلسله زنديه بوسيله آغامحمد خان قاجار ، روزهاي تاريك و تيره روزي كرمانيان آغاز شد. آغامحمد خان همين كه از حركت لطفعلي خان زند به كرمان و انتخاب آنجا به پايتختي مطلع شد، با شتاب رهسپار كرمان گرديد و نزديك چهار ماه آنجا را در محاصره گرفت و در نهايت كرمان را به تصرف خود درآورد. آغامحمد خان پس از استيلا بر شهر ، فرمان قتل عام اهالي بي‌گناه را صادر كرد و سپاهيان قاجار از هيچ جنابت و ددمنشي در حق اهالي بي‌گناه كرمان فروگذاري نكردند. روايت است كه به دستور آغامحمد خان بيش از 20 هزار نفر از نعمت بينايي محروم شدند و از سرهاي عده‌اي از ساكنين بي‌گناه كله مناره‌ها بر پا گرديد. بعد از مرگ آغامحمدخان در دوره سلطنت فتحعلي شاه ، شهر جديد كرمان در شهر غربي شهر قديم بنا شد. شهر امروزي كرمان به بركت توسعه صنعتي ، كشاورزي و فرهنگي يكي از آبادترين شهرهاي ايران به حساب مي‌آيد.
 بم
بم در قديم يكي از پنج كوره ايالت فارس بود. ابن حوقل مؤلف كتاب صوره‌الارض در قرن چهارم هجري از بم به نام‌ شهري كه از جيرفت بزرگ‌تر و هوايش از آن سالم‌تر و داراي نخلستان‌هاي زياد بود، ياد كرده است، نويسنده مذكور از سه مسجد بم به نام‌هاي مسجد خوارج و مسجد هزاران و مسجد قلعه نام برده و به تفصيل از پارچه‌هاي مرغوب و زيبايي كه در آنجا بافته مي‌شد ، ذكر كرده است . بنا به گفته مقدسي در كتاب احسن التقاسيم ، باروي شهر بم چهار دروازه به نام‌هاي نرماشير ، كوسكان ، آسبيكان و كورجين داشته است. طبق گفته وي بيشتر بازارهاي بم در خارج شهر و تعدادي هم در داخل شهر قرار داشته است. بم در مسير جاده‌هايي كه جنوب شرقي ايران را با سيستان ، افغانستان و بلوچستان مرتبط مي‌كند قرار داد. به همين جهت اين شهر از دوره ساسانيان اهميت نظامي و بازرگاني زيادي داشته است. اين شهر در سال 1131 هـ .ق به تصرف محمود افغان درآمد، ولي به علت شورشي كه در قندهار روي داد آنجا را رها كرده عازم قندهار شد ولي بار ديگر در سال 1134 هـ . ق بر بم استيلا يافت و اين وضع تا سال 1143 كه نادر اشرف افغان را شكست داد ادامه داشت. در همين شهر بود كه لطفعلي خان زند در سال 1209 هـ .ق توسط عمال آغامحمد خان قاجار دستگير شد. خان قاجار به يادگار اين موفقيت كله مناره‌اي از سرهاي 600 تن از مخالفين خود در بم برافراشت. شهر و قلعه باستاني بم يكي از يادگارهاي شگفت معماري فلات مركزي ايران است كه در جاي خود به تفصيل مورد اشاره قرار خواهد گرفت. بم امروزي ، شهري در حال توسعه و رشد است.
 جيرفت
مورخين و جهانگردان عقيده دارند كه شهر جيرفت در اثر سيل بنيان كني نابود گرديده. خرابه‌هاي شهر قديمي جيرفت در يك كيلومتري جيرفت فعلي ( سبزواران ) قرار دارد. خرابه‌هاي شهر قديم را به عهد دقيانوس نسبت داده‌اند و از اين خرابه‌ها سكه‌ها و آثار عتيقه بسيار به دست آمده است. جيرفت از دو كلمه « جير» به معني پست و پايين و « افت » به معني افتاده تشكيل شده است. به طور كلي جيرفت ، به معناي « جلگه پست آبرفتي » است . اين سرزمين ديرپاي كهن به علت درختان سر به فلك كشيده و انواع محصولات گرمسيري و سردسيري به « هند كوچك» معروف شده است. نام جيرفت در سال 35 هـ.ق براي اولين بار به مناسبت تصرف آن توسط مجاشع بن مسعود در تاريخ ثبت شده است و از آن به بعد نيز مكرر از آن شهر نام برده شده است. ابن حوقل در قرن چهارم هجري از جيرفت به نام شهري بزرگ كه سه فرسخ طول آن بوده و يكي از مراكز مهم خراسان و سيستان محسوب مي‌شده و محصولات نواحي گرمسيري و سردسيري در آن به عمل مي‌آمده ياد كرده است . بنا به گفته مقدسي جيرفت از استخر بزرگتر بوده و خانه‌هاي آن را از خشت با پايه‌هاي سنگي بنا كرده بودند. به استناد گفته ياقوت حموي ، جيرفت « جرودس» نام داشته است. جيرفت قبل از حمله مغول يكي از شهرهاي آباد و ثروتمند جهان اسلام بود . شاهراهي كه از خليج فارس و بندر هرمز عبور مي‌كرد و راهي كه از هندوستان و از طريق جالق امتداد مي‌يافت در جيرفت به هم متصل مي‌شد . كالاهاي تجارتي كه از هندوستان به ايران صادر مي‌شد از جيرفت به ساير شهرهاي ايران توزيع مي‌گرديد . ماركوپولو تاجر و سياح ونيزي از اين شهر به نام « كاماداي » ياد كرده است. ظاهراً در زمان عبور وي اين شهر به كلي ويران شده بود.
رفسنجان
رفسنجان اسامي مختلف دارد كه بيشتر در ارتباط با ذخاير زيرزميني آن نامگذاري شده است. مانند رفسنگان يا رفسنگ به معناي مس است كه معرب آن رفسنجان است. اين شهر قديمي ديرينه دارد و باغ‌هاي پسته آن مشهور است يكي از شخصيت‌هاي معروف تاريخ معاصر ايران به نام آيت‌اله اكبر هاشمي رفسنجاني در اين شهر تولد يافته و اين شهر از اين جهت نيز اشتهار جهاني يافته است.
 سيرجان
نام اين شهر سيرگان بوده است و بناي آن را به بهمن پادشاه اشكاني نسبت مي‌دهند ، عرب آن را سيرجان مي‌نامد. در قرون وسطي ايالت كرمان داراي دو كرسي بود: سيرجان و بردسير . جغرافيا نويسان اسلامي سيرجان را به صورت « السيرجان» ضبط كرده‌اند . خرابه‌هايي كه در ساليان اخير در محل قلعه سنگ در شرق سعيدآباد بر سر راه بافت كشف شده به احتمال زياد همان محل سيرجان قديم است . پس از استيلاي مسلمانان بر ايران ، كرمان همچنان مركز ايالت بود و اين موقعيت را تا اواسط قرن چهارم هجري كه جنوب ايران به تصرف آل بويه درآمد حفظ كرده بود. در زمان اين سلسله كرسي ايالت كرمان از سيرجان بردسير منتقل شد ، به همين علت سيرجان اهميت و اعتبار خود را از دست داد . بنا به گفته مقدسي ، سيرجان در زمان آل‌بويه از شيراز بزرگ‌تر بوده است و دومين شهر ايالت كرمان محسوب مي‌شده و 45 مسجد كوچك و بزرگ داشته است. بعد از حلمه مغول ، سيرجان به تصرف سلاطين آل مظفر درآمد و بعد از انقراض اين سلسله توسط امير تيمور ، والي سيرجان گودرز نامي بود كه همچنان به نام آل مظفر در آنجا حكومت مي‌كرد . تيموريان بعد از دو سال محاصره شهر را به تصرف درآوردند و آن را به ويرانه‌اي مبدل ساختند.
سيرجان امروزي رو به آبادي و توسعه تجاري و صنعتي است و بارانداز معروف و پررونقي دارد. شهر سيرجان به دليل موقعيت خاص جغرافيايي و استقرارش بر سر راه‌هاي ارتباطي كرمان، يزد، بندرعباس، شيراز و نيز وجود زمين‌هاي كشاورزي حاصلخيز و منابع بسيار غني معدني، از دير باز تاكنون پذيراي مهاجرين مختلف بوده است كه در رشد و توسعه آن مؤثر بوده‌اند .
شهر بابك
شهر بابك از شهرهاي قديمي ايران است و بناي آن را به بابك پدر اردشير بابكان نسبت مي‌دهند. اردشير بابكان مؤسس سلسله سلاطين ساساني بوده و شهر فعلي بابك در آن زمان از توابع كرمان محسوب مي‌شده است. جغرافي‌دانان مانند اصطخري و مقدسي و ديگران از آن نام برده ولي درباره آن توضيح بيشتري نداده‌اند. حمدالله مستوفي نيز در كتاب نزهه‌القلوب آن را از توابع كرمان دانسته است. در كل مي‌توان گفت كه پيشينه تاريخي شهر بابك با جغرافياي تاريخي كرمان در هم آميخته است.
نام و نشاني‌ مكان‌هاي تاريخي و ديدني‌هاي مهم استان
شهرستان كرمان
چشمه راين – 33 كيلومتري شمال غربي كرمان
چشمه قلعه عسگر – سلطان آباد كرمان
چشمه معدني ته خاتون – شرق كرمان
چشمه غرغره – 40 كيلومتري راين
چشمه ابارق ـ جنوب شرق كرمان
چشمه بوجان – جنوب غربي كرمان
چشمه رضا آباد – شمال كرمان
چشمه پاچنار – 67 كيلومتري شمال كرمان
چشمه بيشه – 24 كيلومتري شرق كرمان
چشمه اختيار آباد – شمال شرقي كرمان
چشمه حوض‌نو – بخش جوشان كرمان
چشمه بغرا – بخش بوشان كرمان
چشمه حوض آباد – 35 كيلومتري جنوب شرقي كرمان مقبره‌شاه نعمت الدولي...
ييلاقات ماهان – 30 كيلومتري جنوب كرمان
ييلاقات جوپار – 110 كيلومتري كرمان
ييلاقات راين – 30 كيلومتري شرق كرمان
آب‌ انبار عليمردان خان – مجموعه گنجعلي خان كرمان
حمام گنجعلي خان – كرمان
چاپخانه سنتي وكيل – كرمان
حمام ابراهيم‌خان – مجموعه گنجعلي خان
كاروان‌سراي چهار سوق – سمت چپ بازار
كاروان‌سراي وكيل – بازار وكيل
كاروان‌سراي ميرزا علينقي – بازار كرمان
كاروان‌سراي لحاف دوزها – روبروي كاروان‌سراي هندوها
كاروان‌سراي حاج مهدي – بازار هنود
كاروان‌سراي هندوها – كرمان
كاروان‌سراي حاج آقاي علي – شرق ميدان گنجعلي خان
مدرسه گنجعلي خان – بازار كرمان
مدرسه حياتي – شهر كرمان
مدرسه ابراهيم‌خان – جنوب شرقي كرمان
مقبره خواجه اتابك – بخش جوپار
مقبره شاهزاده حسين جوپار – شهر كرمان
بقعه پير بابا مسافر – 60 كيلومتري شرق كرمان
بازار ميدان ارگ – شهر كرمان
بازار اصلي كرمان – ميدان ارگ
بازار گنجعلي خان – ضلع شمالي ميدان گنجعلي خان
بازار و مجموعه وكيل – انتهاي بازار اختياري
بازار مظفري – انتهاي بازار وكيل
بازار عطاري – بازار وكيل
گنبد جبليه – شرق كرمان
گنبد سبز – شهر كرمان
گنبد مشتاقيه – فلكه مشتاقيه
محله قديمي دروازه وكيل – نزديكي مسجد جامع
محله قديمي دروازه ناصري – در شرق محله شهر
محله قديمي دروازه گبري – شهر كرمان
باغ شاهزاده ماهان – 6 كيلومتري ماهان
چهار سوق گنجعلي خان – راسته بازار
يخدان مؤيدي – شهر كرمان
مسجد جامع ـ شهر كرمان
مسجد چهل ستون – خ شريعتي
موزه ضرابخانه – ضلع شمالي ميدان گنجعلي خان
موزه مردم شناسي – حمام گنجعلي خان
شهرستان جيرفت
ييلاقات دلفارد – 30 كيلومتري جاده جيرفت ، ساردوئيه
ييلاقات درب بهشت ـ بخش ساردوئيه
ييلاقات اسفندقه ـ 72 كيلومتري جيرفت و بازفت
قلعه سموران – 60 كيلومتري شرق شهر جيرفت
مقبره امير حيدر – اسفندقه جيرفت
شهرستان زرند
چشمه آب معدني باب تنگل- شمال شرقي زرند
ييلاقات كوه بنان – 80 كيلومتري زرند
شهرستان سيرجان
چشمه آب معدني – جنوب شرقي سيرجان
باغ سنگي – 40 كيلومتري سيرجان
آرامگاه ميرزبير – سعادت آباد سيرجان
شهرستان بم
ييلاقات ده بكري – جاده بم ، كرمان
ييلاقات مسكون – جاده بم ، جيرفت
ارگ تاريخي – شمال شرقي بم
شهرستان بردسير
بقعه پير برحق ( جارسوز ) – شهر بردسير
برج نگار – نزديك بردسير
شهرستان رفسنجان
چشمه حسين آباد- 36 كيلومتري جنوب غربي رفسنجان
چشمه قاسم آباد – 6 كيلومتري شرق رفسنجان
چشمه آبادآوران – 58 كيلومتري شمال شرق رفسنجان
امام‌زاده شاه سليمان – رفسنجان
مسجد صباحي – رفسنجان
شهرستان بافت
ييلاقات رابر – 24 كيلومتري بافت
شهرستان شهر بابك
ناحيه تاريخي ميمند – روستاي ميمند
ناحيه تاريخي انار – روستاي انار
زنده دل ، حسن . مجموعه راهنماي جامع ايرانگردي : استان كرمان ، تهران : نشر ايرانگردان – جهانگردان ، 1379 . ص 28-36، 119-122. * منبع :