منو اصلی
خراسان
 اسفراين
درباره وجه تسميه اسفراين نظرات مختلفي وجود دارد. برخي معتقدند، اين شهر را اسفنديار بنا نهاده است و لذا به نام باني آن، آن را اسفراين خوانده‌اند. بيهقي اصل اين اسم را « آسپر آئين» دانسته كه اسپر به معني پسر و آئين به معني راه و رسم است. اسفراين جزو اولين مراكز جمعيتي است كه اقوام آريايي پس از ورود به ايران در آن سكني گزيدند. اين ناحيه قسمتي از پارت قديم بود. در زمان اشكانيان نيز اسفراين از روستاهاي مهم نيشابور بود. در اواخر دوران ساسانيان و مقارن ظهور و تسلط اعراب، خراسان چهار ولايت عمده داشت كه عبارت بودند از: نيشابور، مرو، هرات و بلخ. شهرهاي عمده ديگر آن عبارت بودند از : اسفراين و جوين. اسفراين پس از تسلط اعراب و حتي در زمان حكومت آن‌ها بسيار آباد بود. در دوره‌هاي بعد از اسلام، اگر چه اسفراين بارها مورد حمله و تهاجم قرار گرفت و ويران شد، ولي به كلي از بين نرفت و دوباره بازسازي شد. در اواخر قرن هشتم هجري، بار ديگر اين شهر در حمله تيموريان ويران شد و جمع انبوهي در آن به هلاكت رسيدند.
در دوره صفويان، ازبك‌ها آباد‌ي‌ها و شهرهاي شرقي ايران و از جمله اسفراين را مورد حمله قرار دادند تا اين‌ كه در سال 997 هجري شاه عباس براي دفع شر ازبك‌ها به مشهد عزيمت كرد و از راه اسفراين وارد مشهد شد. در زمان وي با تمام تلاشي كه براي سركوب ازبك‌ها صورت گرفت، توفيق چنداني به دست نيامد و در نتيجه، تير‌ه‌روزي اسفراين كه بر اثر حمله مغول‌ها و بعدها با حمله تيموريان آغاز شده‌ بود، در دوره بعد نيز ادامه يافت. در دوره حكومت سلسله افشار، شهر قديمي اسفراين به كلي ويران شد، قنات‌ها خشكيد و مردم به محل فعلي شهر اسفراين كه « ميان‌آباد» نام داشت، كوچ كردند. شهر اسفراين با اين‌كه در طول تاريخ صدمات فراواني متحمل شده است، ليكن با تلاش و همت مردم به توسعه قابل توجهي دست يافته است و در حال حاضر، يكي از شهرهاي آباد استان خراسان به شمار مي‌آيد.
بجنورد
نام بجنورد در كتاب‌هاي قديمي « بوزنجورد» آمده است. بوزنجورد معرب كلمه بيژن‌گرد است؛ ولي به مرور با اندك تحريفي به صورت « بجنورد » تلفظ مي‌شود. « گرد » به معناي شهر و آبادي است و بجنورد به معني «شهر بيژن» است. در شمال‌غربي بجنورد كنوني تپه‌اي قديمي وجود دارد كه آثار بسيار كهني از شهر تاريخي بيژن‌گرد را در خود جاي داده است و به « بيژن‌يورت» معروف است. گفته مي‌شود كه بجنورد قديمي در محل همان تپه قرار داشته است كه اكنون « ساربان محله » ناميده مي‌شود. اقوام خراساني قديم، كرد و ترك تركيب جمعيتي اين شهرستان را تشكيل مي‌دهند. اين شهر يكي از مراكز كشاورزي و دامداري استان خراسان به شمار مي‌آيد.
بيرجند
ناحيه‌اي كه بيرجند جزء كوچكي از آن را تشكيل مي‌داد، « قهستان» ( كهستان ـ كوهستان) نام داشت و در مسير حوادث پس از ظهور اسلام، جايگاه نسبتاً مهمي داشته است. اين ناحيه از يك سو به دليل كوهستاني بودن، پناهگاه نهضت‌هايي نظير اسماعيليان بوده است، و از سوي ديگر، به سبب خشكي اقليمي و وجود بيابان‌هايي كه به آب‌وهواي شبه جزيره عربستان شباهت دارد، مورد توجه اعرابي كه از جور خلفاي عباسي و حاكمان وقت مي‌گريخته‌اند، قرار داشته است و اين گريختگان به اين منطقه پناه مي‌آورده‌اند. در اسطوره‌هاي تاريخي، بناي قهستان را به سام‌بن نريمان نسبت مي‌دهند و آن را بخشي از قلمرو فريدون، پنجمين پادشاه پيشدادي مي‌دانند . در ناحيه بيرجند آثاري از وجود زرتشتيان نيز به دست آمده است. به نظر مي‌رسد، زرتشتيان به اين نواحي مهاجرت كرده باشند. ناحيه بيرجند ، به عنوان بخشي از قهستان، در مسير حركت اعرابي بود كه عربستان را به قصد نواحي مختلف خراسان بزرگ و ماوراءالنهر پشت سر مي‌گذاشتند و لذا هنوز هم روستاهاي عرب‌نشين در جنوب بيرجند وجود دارند. با اين‌كه مناطق كوهستاني در اين ناحيه ارتفاع اندكي دارند؛ ليكن براي استقرار فرقه اسماعيليه كه به نواحي شرقي ايران پناه مي‌آوردند، مأمن مناسبي بوده است. قلاعي كه از اين دوران در بيرجند باقي مانده است، حضور طولاني فرقه اسماعيليه را در آن قرون آشكار مي‌سازد. از قرن دهم و يازدهم هجري ، يعني از دوران صفويان به بعد،‌فصل جديدي در تاريخ بيرجند گشوده شد كه موجبات رونق و آباداني آن را فراهم آورد:
- با رسميت بخشيده شدن به مذهب شيعه در دوره صفوي، قائنات كه پناهگاه شيعيان به شمار مي‌رفت، مورد توجه بيش‌تري قرار گرفت.
- با توجه به اهتمام صفويان به امر تجارت، در اين منطقه نيز امر داد و ستد رونق يافت.
- در اين دوره با گسترش تجارت و استقرار امنيت در اين ناحيه، شكوفايي اقتصادي و اجتماعي بيرجند آغاز، و اين شهر به مرور به يك مركز حكومت ناحيه‌اي تبديل شد و به همين دليل، رونق و توسعه يافت و بناهاي جالب‌توجهي در آن پديد آمد كه برخي از آن‌ها تا كنون نيز باقي مانده‌اند.
- اين شهر در حال حاضر، يكي از شهرهاي مهم جنوب خراسان و يكي از مراكز عمده تجاري و اقتصادي است.
 مشهد
در ساتل 202 هـ . ق پس از شهادت و دفن حضرت رضا (ع)، در محلي از توابع توس به نام سناباد كه به همين مناسبت نيز آنجا را مشهد رضا ( محل شهادت) ناميدند، هسته اصلي شهر مشهد كنوني پديد آمد. سلطان محمود عزنوي بقعه‌اي بر روي مرقد بنا كرد. در قرن هفتم هجري كه شهر توس به دست مغولان ويران شد، جمعيت آن سامان رو به سوي مشهد آوردند و به تدريج بر وسعت و آباداني اين شهر افزودند. شهر مشهد كه در آغاز بقعه‌اي در آبادي سناباد نوقان بود، به تدريج توسعه يافت. ناحيه توس ابتدا مسكن اقوام غير آريايي بود. در داستان‌هاي ملي ايران، بناي اصلي شهر توس را به جمشيد و تجديد بناي آن را به توس، پهلوان و سپهسالار ايران، نسبت مي‌دهند. اين شهر در زمان ساسانيان وجود داشته است. قسمتي از شهر توس در زمان خلافت عثمان توسط اعراب فتح شد و ضميمه سرزمين‌هاي قلمرو اسلام در دوره عمر گرديد. از سال 421 هـ . ق سلاجقه به تدريج در شهرهاي مهم خراسان نفوذ كردند تا آن‌كه ملكشاه سلجوقي در سال 465 هـ . ق توس را به عنوان تيول در اختيار خواجه نظام‌الملك توسي وزير خود گذاشت. در سال 548 هـ . ق قبيله غُز، پس از غلبه بر سلطان سنجر سلجوقي، شهرهاي بزرگ خراسان از جمله توس را متصرف شد. جدائي مناطق و شهرهاي نواحي شمالي و شرقي خراسان در طي دو قرن گذشته نه تنها همبستگي قومي و فرهنگي را كاهش نداد، بلكه پس از فروپاشي اتحاد شوروي آشكار گرديد كه پيوندهاي فرهنگي مستحكمي ميان مردم خراسان بزرگ وجود دارد و علقه‌هاي فراواني مردم اين نواحي را به همديگر نزديك مي‌كند. ويرانه‌هايي كه از توس قديم در كنار توس جديد باقي مانده است، حكايت از قتل‌ و غارت‌هاي بي‌شماري دارد كه بر اين شهر گذشته است. شهر توس در زمره نخستين شهرهايي بود كه در معرض هجوم خانمان سوز مغول قرار گرفت و عرصه آن لگدمال سپاهيان تولوي پسر چنگيزخان گرديد و مانند ديگر شهرهاي خراسان به ويرانه‌اي بدل شد. اشعار شهيد بلخي گوياي وقايعي است كه بر اين شهر رفته است:
دوشم گذر افتاد به ويرانه توس
ديدم جغدي نشسته جاي طاووس!
گفتم چه خبر داري از اين ويرانه؟
گفتا خبر اين است كه افسوس، افسوس!

توس، به دليل موقعيت خاص و حساسش در عصر فترت و در دوره حدفاصل ايلخانان و تيموريان، بارها ميان زورمداران و حاكمان وقت دست به دست شد، تا آن‌كه در سال 791 هجري بعد از شورشي كه موفقيتي نداشت، مردم آن قتل عام، و قريب به ده‌هزار نفر كشته شدند و در پاي دروازه‌هاي شهر، بر حسب معمول آن دوره! برج‌هايي از كله كشتگان ايجاد شد. در سال 807، شاهرخ ميرزا، فرزند امير تيمور به سلطنت رسيد. در زمان وي، در شهر توس آباداني و سازندگي گسترش يافت. اهميت فوق‌العاده‌اي كه مشهد از عصر شاهرخ به بعد يافت، و توجه سلاطين تيموري، مخصوصاً بايسنقر ميرزا به مشهد و روضه مباركه، موجب كم‌رنگ شدن نام و شهر توس شد. به گونه‌اي كه از نيمه دوم قرن نهم هجري ديگر در متون و تواريخ، نامي از توس برده نمي شود و اگر گاهي سخني از آن به ميان آمده، به عنوان يكي از توابع مشهد معرفي گرديده است. چون توس بعد از قرن نهم هجري ديگر روي آباداني نديد، باقي مانده اهالي آن به مشهد كوچ كردند و حصاري كه در عهد شاهرخ‌ ميرزا در پيرامون بيتوتات حرام احداث شده بود، مأمني براي توسيان مهاجر شد تا در آنجا اقامت كنند. از توس قديم جز ويرانه، چيزي بر جاي نمانده است و توسِ جديد نيز به دليل قرار گرفتن آرامگاه فردوسي، شاعر پارسي گوي ايران زمين در آن، از اهميت و اعتباري خاص برخوردار است. به هر حال، تاريخ مشهد كنوني با تاريخ شهر توسِ قديمي پيوند ناگسستني دارد و تحولات قرون متأخر آن در پرتو بارگاه مشهدالرضا بارِ تاريخي و ديني دو چندان يافته، و اينك اين شهر را به يكي از قطب‌هاي زيارتگاهي شيعيان جهان بدل ساخته است. مشهد كنوني، شهري بزرگ، آباد و صاحب نام در ميان شهرهاي بزرگ ايران و بلاد اسلامي است.
قوچان
شهر قوچان را با شهر باستاني اشك يا ارسكه يكي دانسته‌اند. اين شهر در قرون وسطي به نام خبوشان و خوجان معروف بود. جغرافيانويسان اسلامي آن را استوا ناميده‌اند. اين شهر در زمان هلاكو خان تجديد بنا شد و نوه هلاكوخان ، ارغون‌خان بر وسعت آن افزود. در زمان غازان خان يك معبد بودايي در اين شهر بنا گرديد. شاه عباس اول براي جلوگيري از تاخت‌وتاز ازبكان و تركمن‌ها به نواحي شرقي ايران، اكراد سلحشور را به اين منطقه كوچ داد؛ از آن جمله ايل زعفرانلو، كه در اين منطقه ساكن شدند. در سال 1160 هـ .ق نادر در يكي از تپه‌هاي نزديك شهر كه بعدها به تپه نادر مشهور شد، در سراپرده خود كشته شد. در طول تاريخ، اين شهر چندين بار به علت زلزله ويران شده است؛ اما دوباره ساخته شده و رونق دوباره يافته است. آثار به جا مانده در اين شهر، عمدتاً به قرن ششم هجري تعلق دارند.
 طبس
شهر طبس در ميان كوير قرار گرفته است. در گذشته، اكثر راه‌هاي كويري به اين شهر منتهي مي‌شدند و به همين مناسبت، اين شهر به نام دروازه خراسان نيز معروف شده بود. اين شهر در زمان خلافت عثمان توسط اعراب مسلمان فتح گرديد. در نيمه دوم قرن پنجم هجري، طبس به تصرف پيروان مذهب اسماعيليه درآمد. در زمان حكومت سلجوقيان، سلطان سنجر به قلاع اسماعيليه حمله كرد و در نتيجه اين يورش، در اين شهر خرابي بسيار به بار آمد. بعد از چندين بار حمله به فرقه اسماعيليه، عاقبت سلطان سنجر از درِ صلح با اسماعيليان درآمد؛ با اين شرط كه آن‌ها از بنا كردن قلاع خودداري كنند. در دوره شاه عباس اول، اين شهر به تصرف عبدالمؤمن خان ازبك درآمد و ازبكان آنجا را ويران ساختند. آثار به جا مانده در اين شهر، عمدتاً به قرون پنجم و نهم هجري تعلق دارند. طبس امروزي به رغم ويراني‌هاي تاريخي و بلاياي طبيعي ـ زلزله و سيل – از رونق و زيبايي ويژه‌اي برخوردار است.
 سرخس
از وجه تسميه سرخس اطلاع كافي در دست نيست؛ قدمت آن به زمان ساسانيان مي‌رسد، و مانند ساير نواحي خراسان، در طول تاريخ، صدمات فراوان ديده است. در سال 617 هجري قمري و در حمله مغول به ايران، سرخس به عنوان سنگر اول، مورد غارت و ويراني قرار گرفت. از آن زمان به بعد، خراسان هرازگاهي توسط اقوامي مورد تاخت و تاز واقع مي‌شد، و تا اواخر دوره قاجاريه بيش‌تر به صورت ملوك‌الطوايفي اداره مي‌گرديد . ناحيه سرخس از جمله نواحي مورد تصرف تركمانان نيز بوده است. بايد اذعان داشت كه شهر سرخس روزگاري از كانون‌هاي علم و دانش بود و به واسطه مدارس و كتابخانه‌هاي متعدد شهرت فراواني كسب كرده بود. اكنون از آن‌همه شكوه و عظمت جز آثاري پراكنده و شهري كوچك، چيزي باقي نمانده است. در سال‌هاي اخير، اين شهر مورد توجه قرار گرفته، و در نظر است به بارانداز تجاري مهمي تبديل شود.
 خواف
خواف يكي از شهرهاي استان خراسان است كه تا چند سال پيش از بخش‌هاي شهرستان تربت حيدريه محسوب مي‌شد. تاريخ اين شهر با تاريخ تربت حيدريه درهم آميخته است. از آثار باستاني شهر خواف مي‌توان از مسجد مزار « مولانا زين‌الدين» نام برد، كه متعلق به 848 هـ . ق است.
 فريمان
اين شهر كه تا چند سال پيش، از بخش‌هاي شهرستان مشهد بود، در سال 1310 هـ . ش با شيوه‌هاي جديد شهرسازي، طراحي و ساخته شده است.
 چناران
شهر چناران ، تا چند سال پيش ، از بخش‌هاي شهرستان مشهد محسوب مي‌شد. تاريخ اين شهر به تاريخ مشهد پيوند خورده است و براي پي‌بردن به تاريخ آن، بايد به مطالعه تاريخي شهر مشهد پرداخت.
 شيروان
درباره تاريخ قبل از اسلام اين شهر و مردم آن ، به طور دقيق و واضح، در كتب تاريخي ذكري به ميان نيامده است. اما با توجه به قبور زرتشتي و آثار و ابنيه تاريخي موجود در نقاط مختلف شهرستان و وجود آبادي‌هاي نسا، تفتازان و آستاونه كه با حدود و موقعيت شيروان فعلي تطبيق مي‌كنند، همچنين با تحقيق و كاوش در آثار باقي‌ مانده در روستاها و آباد‌ي‌هاي قديمي، مي‌توان گفت اين منطقه قبل از اسلام مسكوني بوده و داراي قدمت طولاني است. مردم شيروان در سال 31 هجري ـ در زمان خلافت عثمان ـ به اسلام روي آوردند. در دوران طاهريان ، صفاريان و سامانيان، با اين‌كه ذكري از نام شيروان نيامده است، ليكن از بعضي قراين پيداست كه اين شهر به صورت قصبه‌اي پابرجا بوده است. قبور گورستان قديمي شيروان با تاريخ حكومت اين سلسله‌ها مطابقت دارد. سلطان محمود غزنوي در لشگركشي خود هندوستان، به يك شبانه‌روز در حدفاصل ورگ ـ رزمغان توقف كرده بود، و اين محل هنوز هم در ميان مردم شيروان به تخت سلطان محمد معروف است.
از نظر تاريخي، رونق شهر شيروان با دوره فرمانروايي خوارزمشاهيان مربوط است. بقعه امام‌زاده سلطان محمدرضا (ع) در شيروان از بناهاي اين دوره است. در حملات گوركانيان، اين منطقه آسيب فراوان ديد و كشتار فراواني در آن صورت گرفت. در دوران صفويان، مهم‌ترين واقعه‌اي كه در اين شهر روي داد، كوچاندن چهل هزار خانوار عشاير كُرد به اين منطقه بود كه براي مقابله با حملات ازبك‌ها، توسط شاه عباس انجام يافت. اين شهر در دوران حكومت قاجار يكي از مناطق مهم درگيري‌هاي حكام محلي بود. شهر شيروان در سال 1308 بر اثر زلزله به كلي ويران شد و پس از دو سال، بار ديگر با اسلوب جديد شهر‌سازي تجديد بنا گرديد.
 قاينات
ماركوپولو در سفرنامه خود از اين شهر به نام « تونوكاين» نام برده است كه اين نام از نام دو شهر بزرگ آن ايالت – قهستان – كه « تون» و « قاين» باشد، گرفته شده است. هم چنين در سال 444 هـ . ق ناصرخسرو قبادياني از اين شهر ديدن كرده و از استحكامات شهر و مسجد جمعه آن ياد كرده است. ايالت قهستان، هم زمان با ورود اعراب به ايران، پناهگاه زرتشتياني بود كه به آن پناه آورده بودند. اين ايالت در دوره سلجوقيان نيز مكاني مناسب براي پيروان مذهب اسماعيليه شد و اسماعيليان قلاع مستحكمي براي دفاع از خود در آنجا بنا كردند. خوارزمشاهيان به كرات به پيروان اسماعيليه حمله مي‌كردند، تا اين كه در زمان يورش هلاكوخان، اسماعيليه از او شكست خوردند و قهستان نيز در اين حملات ويران گشت. حمدالله مستوفي، در قرن هشتم هجري از مركزيت قاين نسبت به آبادي‌هاي ديگر قهستان، و هم‌چنين از فراواني زعفران و ميوه آن گزارش داده است. يكي از مهم‌ترين آثار تاريخي قاين، مسجد جامع است كه از بناهاي قرن هشتم هجري مي‌باشد.
 سبزوار
شهر سبزوار با بسياري از داستان‌هاي پهلواني ايران باستان ارتباط دارد. چنان‌كه مدت‌ها ، ميدان مركزي شهر به ميدان ديو سفيد معروف بود. در دوره‌هاي اسلامي، ولايت‌ بيهق داراي دو شهر سبزوار و خسروگرد بود. شهر سبزوار در حمله مغول به كلي ويران شد؛ ليكن به تدريج آباد گرديد. حوادث تاريخي بي‌شماري در اين شهر اتفاق افتاده است. از جمله در سال 737 هـ . ق اين شهر پناهگاه و پايتخت سلسله سربداران شد. شهر سبزوار به «دارالمؤمنين» نيز معروف بوده است. هنوز زخم ناشي از حمله مغولان به مردم اين شهر التيام نيافته بود كه در زمان شاه عباس، بار ديگر ، سبزوار زير سم ستوران ازبك‌ها ويران گشت و مردم آن قتل‌عام شدند. پس از اين واقعه، اين شهر كم‌كم رو به آباداني گذاشت. دوره صفويان براي اين شهر، شروع مرمت و بازسازي تاريخ گذشته بود. اين شهر طي دهه‌هاي اخير رونقي دوباره يافته، و همچنان در حال توسعه و نوسازي است.
 تربت حيدريه
تربت حيدريه در گذشته « زاوه» نام داشت. در قرن هفتم هجري، شيخ حيدر، عارف معروف در آنجا زندگي مي‌كرد. تغيير نام اين شهر، از زاوه به تربت حيدريه. به احتمال زياد به زندگي و آرامگاه اين عارف بزرگ مربوط است. آثار تاريخي به جا مانده در اين شهر به دوران ساسانيان و قرن هفتم هجري تعلق دارند.
 فردوس
فردوس، در متن‌هاي تاريخي، با نام سابق خود « تون » معروف است. بناي شهر و وجه تسميه آن هنوز به درستي معلوم نيست. اين شهر از قبل از اسلام وجود داشته است. فردوس ، شهري آباد و در حال توسعه است.
 نيشابور
نام نيشابور را در زبان فارسي به صورت نيشابور، و در زبان عربي نيسابور تلفظ مي‌كنند و به قول حمزه اصفهاني نام اصلي آن شهر، نيك‌شاپور است. اين شهر در سال 31 هجري و در زمان خلافت عثمان فتح شد و در دوره اسلامي، يكي از چهار شهر بزرگ خراسان بوده است. وسعت و عظمت اين شهر در حدي بوده است كه آن را « ام‌البلاد» مي‌خوانده‌اند. در اوايل دوره اسلامي، وسعت و عظمت اين شهر به حدي بود كه شهرتي جهاني يافت. به همين سبب نيز بر روي سكه‌هايي كه در دوران خلفاي اموي و عباسي ضرب مي‌شد، نام اين شهر نيز ديده مي‌شود. نيشابور در زمان غزنويان و سلجوقيان از شهرهاي مهم و معتبر خراسان محسوب مي‌شد. در قرن ششم هجري كه غزنويان به دست سلجوقيان از بين رفتند، اين شهر نيز ويران شد. ليكن اهالي اين شهر به تدريج در رونق و آباداني دوباره آن كوشيدند. اين آباداني ديري نپاييد و اين شهر در سال 618هـ . ق و در حمله مغول توسط « تغاجارنويان » داماد چنگيز به كلي ويران شد. در اواخر حكومت ايلخانان مغول، نيشابور ضميمه متصرفات سلسله سربداران گرديد. در سال 782هـ .ق به علت اطاعت خواجه علي مريد از تيمور، شهر از آسيب مصون ماند. اين شهر چندين بار به علت زلزله ويران شده و سپس بازسازي شده است. اين شهر كه يكي از مراكز تمدن و هنر ايران و خراسان است و شاعران و انديشمندان بسياري را در خود پرورانده است، در مسير جاده ابريشم قرار داشته و اكتشافات باستان‌شناختي قابل توجهي در آن صورت گرفته است. نيشابور هم اكنون شهري بزرگ و آباد است و آثار ديدني بسياري دارد.
 درگز
محمدآباد مركز درگز است و به احتمالي، با شهر نساي سابق يكي است. اين شهر بين نسا و سرخس، و در دشت خاوران جاي داشت و مركز آن مهنه يا ميهنه ناميده مي‌شد. ابوسعيدابوالخير، عارف مشهور در اين قريه به دنيا آمده است. درگز، به علت مجاورت با مرز ايران و جمهوري تركمنستان از اهميت سياسي و نظامي خاصي برخوردار است. بيش‌تر آثار تاريخي اين شهر به دوره افشاريه تعلق دارند؛ از جمله قلعه مستحكم كلات نادري كه در نزديكي نوار مرزي قرار دارد. شهر كلات در اواخر قرن هشتم هجري كه امير تيمور آن را محاصره كرد، به ويرانه‌اي بدل شد؛ اما دوباره به فرمان اميرتيمور تجديد بنا يافت. نادر شاه از موقعيت كلات استفاده كرد و از اين زمان به بعد، اين شهر به « كلات نادري» مشهور شد. نادرشاه قصد داشت قلعه‌اي غير قابل تسخير بسازد تا گنجينه‌هايي را كه از هندوستان به غارت مي‌برد، در اين قلعه محافظت نمايد. بعد از نادر شاه، كلات تا سال 1303 هـ .ق مقر خاني محلي بود كه ظاهراً از دولت ايارن تبعيت مي‌كرد و تا زمان تجديد سرحدات روس و ايران، جزو قلمرو خان مذكور محسوب مي‌شد. درگز امروزي شهري متوسط و آباد است و در شمال استان خراسان واقع شده است.
 تربت جام
اين شهر به مناسبت مدفن شيخ جام، يكي از عرفاي قرن پنجم هجري، به تربت جام شهرت يافته است. جامي شاعر معروف ايران نيز به اين شهر منسوب است. مهم‌ترين بخش اين شهر به نام باخرز بوده كه ناحيه‌اي تاريخي، و بين هرات و نيشابور است. به عقيده ياقوت حموي اصل واژه باخرز در زبان پهلوي بادهرزه است؛ زيرا در آن محل باد فراوان مي‌وزد. آثار تاريخي به جا مانده در اين شهر به قرون هشتم و نهم هجري تعلق دارند.
 گناباد
اين شهر يكي از شهرهاي قديمي ايران است كه بناي آن را به پادشاهان هخامنشي نسبت مي‌دهند. ابن‌حُوقَل از اين شهر به نام « نيابذ» و مَقْدَسي « نيابد» نام برده است. اين شهر در اوايل حكومت صفويان محل نزاع صفويان با ازبك‌ها بوده است. گناباد در اوايل قرن سيزدهم توسط ايل شيباني كه مخالف سلسله قاجاريه بودند، تصرف شد. آثار به جا مانده در اين شهر متعلق به قرن هفتم هجري‌اند. آثار ديگري كه در اين شهر ديده مي‌شوند، به نوعي با اساطير ايراني درآميخته‌اند.
 كاشمر
نام اصلي اين شهر ترشيز است و جغرافيانويسان اسلامي به صورت طرتيت، و بعدها، ترتيش و ترشيس نگاشته‌اند. در گذشته، اين شهر جزو ولايتي بود به نام بوشت و يا يوشت كه غير از ترشيز، شهر معروف ديگر آن، كندر بوده است. در سال 520 هـ . ق اين شهر توسط سلطان سنجر سلجوقي محاصره و غارت شد و پس از اين تاريخ، يكي از مراكز مهم فرقه اسماعيليه گرديد . پس از آن كه فرقه اسماعيليه توسط هلاكوخان از بين رفت، اين شهر دوباره رونق يافت؛ ليكن در قرن هشتم هجري، بار ديگر اين شهر توسط امير تيمور گوركاني ويران شد. آثار به جا مانده در اين شهر متعلق به قرون هفتم و هشتم هجري است. سروِ افسانه‌ايِ كاشمر در اين شهر قرار دارد.
نام و نشاني اماكن و ديدني‌هاي مهم استان
شهرستان مشهد
درياچه بزنگان – كيلومتر 130 جاده مشهد، سرخس
چشمه گراب – كيلومتر 49 جاده مشهد، نيشابور
تفرجگاه كوه‌سنگي – دامنه كوه‌هاي جنوبي مشهد
تفرجگاه اخلومد- 84 كيلومتري جنوب غرب مشهد
پارك وكيل آباد- جاده مشهد به طرقبه
پارك ملت – وكيل آباد مشهد
تفرجگاه طرقبه – دامنه كوه‌هاي بينالود
تفرجگاه بند گلستان – 4 كيلومتري طرقبه
تفرجگاه شانديز- 38 كيلومتري جنوب غرب مشهد
تفرجگاه جاغرق – 21 كيلومتري جنوب غرب مشهد
تفرجگاه زشك – 50 كيلومتري غرب مشهد
تفرجگاه نغندر – 11 كيلومتري طرقبه
تفرجگاه چشمه گيلاس – 50 كيلومتري شمال غرب مشهد
تفرجگاه سد كارده – كيلومتر 40 جاده كلات
تفرجگاه ميامي – 50 كيلومتري جاده مشهد، سرخس
غار مغان – جنوب غرب مشهد
غار كارده – شمال غرب مشهد
غار زري – 9 كيلومتري جنوب غرب مشهد
غار هندل آباد – 45 كيلومتري شهر مشهد
غار مزدوران – 2 كيلومتري شرق روستاي مزدوران مشهد
كاخ خورشيد – كوه‌سنگي مشهد
ميل اخنجان – 22 كيلومتري شمال مشهد
قلعه رباط شرف – بين مشهد و سرخش
ويرانه‌هاي شهر قديمي توس – حومه مشهد
مجموعه آثار تاريخي كلات نادري – 180 كيلومتري شمال مشهد
آرامگاه فردوسي – توس
آرامگاه شيخ طبرسي – مشهد
آرامگاه خواجه اباصلت – جاده مشهد، فريمان
آرامگاه نادر- مشهد
آرامگاه امام محمد غزالي – توس، مشهد
آرامگاه خواجه مراد راوي – 12 كيلومتري جنوب غرب مشهد
گنبد خشتي – مشهد
مصلاي مشهد – شرق مشهد
مدرسه نواب- مشهد
مدرسه ميرزا جعفر – مشهد
مدرسه سليمان‌خان – مشهد
مدرسه غياثيه ( خارگرد) – روستاي خارگرد مشهد
حمام‌شاه – مشهد
مقبره پير پالان دوز – مشهد
مسجد گوهرشاد - مشهد
مسجد امام ( شاه سابق) – مشهد
مجموعه حرم‌ امام‌رضا(ع) – مشهد
گنبد هارونيه – توس
مقبره و مناره غزنوي – 27 كيلومتري شهر مشهد
بقعه خواجه ربيع- 4 كيلومتري شمال مشهد
گنبد سبز – مشهد
بقعه حرعاملي – جنوب شرق صحن آستان قدس رضوي
امام‌زاده محمد – خيابان طبرسي مشهد
امام‌زاده يحيي – 90 كيلومتري مشهد
شهرستان اسفراين
درختان تنومند قديمي – اسفراين
منطقه حفاظت شده ساري گل – شمال شرق اسفراين
قلعه كهنه حسن‌آباد – شمال شرق اسفراين
قلعه قيصر – حومه اسفراين، روستاي بيد
قلعه صعولك – ارتفاعات آلاداغ در غرب اسفراين
غار نوشيروان – روستاي نوشيروان
غار عبادتگاه – روستاي گوريان
شهر قديمي بلقيس – 3 كيلومتري اسفراين
فقت‌دژ ( زادگاه انوشيروان) – شمال‌شرق اسفراين
تپه باستاني سارمان – غرب اسفراين
آرامگاه شيخ علي اسفرايني – اسفراين
امام‌زاده احمدرضا – 40 كيلومتري غرب اسفراين
امام‌زاده عبدالله كوران- 30 كيلومتري غرب اسفراين
امام‌زاده شاه‌زاده زيد – غرب اسفراين
بقعه سيد محمد رشيد الدين – 32 كيلومتري شمال‌شرق اسفراين
امام‌زاده شاه‌زاده جعفر – روستاي كوشكي اسفراين
شهرستان كاشمر
غار آتشگاه – خليل آباد كاشمر
غار سير – بردسكن كاشمر
برج علي آباد – 42 كيلومتري كاشمر
مناره فيروزآباد – فيروزآباد كاشمر
قلعه آتشگاه – 12 كيلومتري شمال‌غرب كاشمر
آرامگاه شهيد مدرس – كاشمر
امام‌زاده سيد حمزه – شمال كاشمر
امام‌زاده سيد مرتضي – 5 كيلومتري كاشمر
شهرستان نيشابور
چشمه گرماب طاقانكوه – 44 كيلومتري نيشابور، سبزوار
چشمه شاهان گرماب – شمال غرب نيشابور
چشم خم تركان – قدمگاه نيشابور
آتشكده نيشابور – نيشابور
آرامگاه نظام الملك‌بكروي – نيشابور
آرامگاه عمر خيام – نيشابور
آرامگاه شيخ عطار – نيشابور
آرامگاه فضل‌بن‌شاذان – حومه نيشابور
مقبره كمال‌الملك – نيشابور
امام‌زاده محمد محروق – نيشابور
بقعه قدمگاه – 25 كيلومتري نيشابور
شهرستان شيروان
ييلاق زوارن- 28 كيلومتري جنوب غرب شيروان
ييلاق اوغاز – 45 كيلومتري شمال شرق شيروان
ييلاق گلبل نامانلو – 70 كيلومتري شمال شرق شيروان
منطقه حفاظت شده گلول – 70 كيلومتري شهر شيروان
غار پوستين دوز – 6 كيلومتري شمال شرق روستاي لوجلي
غار كافر قلعه – 5 كيلومتري جنوب غرب روستاي گليان
آرامگاه تيموري – 6 كيلومتري شيروان
امام‌زاده حمزه رضا – 6 كيلومتري شيروان
بقعه شيخ رشيد‌الدين محمد – 24 كيلومتري جنوب غرب شيروان
شهرستان سبزوار
مناره خسروگرد – 10 كيلومتري غرب سبزوار
آرامگاه شاه طهماسب ( گنبد سبز ) – سبزوار
آرامگاه حاج ملاهادي سبزواري - سبزوار
آرامگاه پير استير – 15 كيلومتري سبزوار
آرامگاه پيرمراد – سبزوار
آرامگاه مولانا حسين كاشفي – سبزوار
مدرسه فصيحيه – سبزوار
مدرسه كهنه – سبزوار
مدرسه فخريه – سبزوار
مدرسه شريعتمدار – سبزوار
مسجد جامع چشم – دهستان چشم
مسجد جامع فريومد- فريومدسبزوار
مسجد پامنار – سبزوار
امام‌زاده شعيب – سبزوار
مقبره ابن ابي‌طيب – سبزوار
بقعه بيلدار باشي – روستاي فسنفر سبزوار
بقعه سيد ناصر بن محمد – روستاي چشم از توابع بخش داورزن سبزوار
اما‌م‌زاده بي‌بي‌ عليه خاتون – روستاي باشتين در 40 كيلومتري غرب سبزوار
امام‌زاده سيد علي‌اكبر – بخش داورزن سبزوار
امام‌زاده سلطان حسين – روستاي آزادوار سبزوار
امام‌زاده سيد حسين – روستاي آزاد منجير، 100 كيلومتري شرق سبزوار
امام‌زاده سيد حسين و سيد اسماعيل – روستاي بهمن‌آباد سبزوار
امام‌زاده هفت معصوم – سبزوار، جوين
امام‌زاده يحيي – خيابان اسرا و بيهق سبزوار
شهرستان تايباد
برج يا مناره كرات – روستاي كرات
آرامگاه خواجه عبدالله – 55 كيلومتري شهرستان تايباد
آرامگاه شاه‌زاده قاسم – تايباد
آرامگاه مولانا زين‌الدين ابوبكر – تايباد
مسجد غاثيه شاهرخ – تايباد
مسجد مولانا – تايباد
شهرستان بجنورد
منطقه حفاظت شده سالوگ – بجنورد
چشمه بش قارداش – 8 كيلومتري جنوب بجنورد
چشمه باباامان – 11 كيلومتري شرق بجنورد
غار كنه گرم – روستاي جسن‌زو، 50 كيلومتري غرب بجنورد
غار گنج‌كوه – روستاي جندي شهرستان بجنورد
غار سيد صادق – بجنورد
غار بيدگ – بجنورد
مقبره باباتوكل – شمال شرق بجنورد
آيينه خانه مفخم – شهر بجنورد
امام‌زاده سلطان سيد عباس – جنوب شهر بجنورد
شهرستان تربت حيدريه
آتشكده بازه هور – رباط سفيد تربت حيدريه
مزار قطب‌الدين حيدر – تربت حيدريه
مقبره شيخ حيدر – تربت حيدريه
آرامگاه شيخ ابوالقاسم – 3 كيلومتري جنوب شرق تربت حيدريه
بقعه شاه سنجان – دهكده سنگان، 25 كيلومتري تربت حيدريه
شهرستان طبس
مناره كبير گلشن – دهكده گلشن
ارگ طبس – طبس
آرامگاه سپهسالار – روستاي چهارده طبس
مسجد جامع – طبس
امام‌زاده حسين – طبس
بقعه شيخ ابونصر ايراوه‌اي – 110 كيلومتري شمال طبس
امام‌زاده طبس – 3 كيلومتري شمال غرب طبس
شهرستان گناباد
غار فاس – گناباد، قائن
آتشكده گناباد – روستاي گيسور
آرامگاه جغتين گيسور – گناباد
مسجد جامع – گناباد
امام‌زاده سلطان محمد عابد – گناباد
بقعه سلطاني – بيدخت گناباد
امام‌زاده احمد ( زار بيمرغ) – روستاي بيمرغ در 25 كيلومتري گناباد
شهرستان قاين
غار خدنگ – قاين
بقعه بوذر جمهر – 6 كيلومتري قاين
آرامگاه شيخ ابوالمفاخر – قاين
مسجد جامع – قاين
شهرستان قوچان
چشمه گرماب قوچان – 5 كيلومتري شمال شيروان به قوچان
غار آبله – حدفاصل قوچان، مشهد
غار برده رستم – حدفاصل قوچان، مشهد
شهرستان سرخس
غار بزنگان – جنوب غرب بزنگان سرخس
غار مزدارند – شمال شرق مزدارند
مقبره لقمان بابا – 3 كيلومتري سرخس
شهرستان خواف
مسجد گنبد – سنگان
مسجد ملك زوزن – دشت زوزن
شهرستان تربت جام
آرامگاه ميرغياث الدين – 17 كيلومتري جنوب غرب تربت جام
آرامگاه خواجه عزيزالله – يك كيلومتري جنوب شرق مجموعه شيخ جام
آرامگاه شاه قاسم انوار – 24 كيلومتري غرب تربت جام
مجموعه تربت شيخ جام – خانقاه شيخ الاسلام تربت جام
شهرستان بيرجند
غار چنشت – جنوب شرق بيرجند
امام‌زاده زيدبن موسي‌ - روستاي آفريز بيرجند
شهرستان چناران
برج تاريخي رادكان – رادكان
شهرستان درگز
مسجد نادري ( كبود گنبد) – 138 كيلومتري سرخس
زنده دل ، حسن . مجموعه راهنماي جامع ايرانگردي : استان خراسان ، تهران : نشر ايرانگردان – جهانگردان ، 1379 . ص34-47 ،197-205. * منبع :