منو اصلی
اوستاي متأخر
اوستاي متأخر
اوستاي متأخر تقريباً تمامي كتاب مقدس زردشتيان را شامل مي‌شود و بازنماي دين زردشتي متأخر و به طور كلي نمايندة تفكر مذهبي ايران پيش از اسلام است . در اين بخش از اوستا ، اگرچه دشواريهاي زباني كمتري وجود دارد ،با اشكلات بسياري در درك و فهم متن روبه‌رو مي‌شويم كه از تلفيق عقايد پيش از زردشت با گفته‌هاي او و اخذ عناصري از آيينهاي مختلف به سبب گسترش دين زردشتي در نواحي مختلف ايران ناشي مي‌شود . دربارة تاريخ تأليف و تدوين اين متن نمي‌توان قاطعانه سخن گفت . احتمال دارد كه يشتهاي كهن ، قديم‌ترين بخش اوستاي متأخر ، به قرن 8 يا 9 ق‌م تعلق داشته باشد (بويس ، ((تاريخ ...1)), 19 ) .

اوستاي متأخر ، اين بخشها را در بر مي‌گيرد كه از آن ميان فقط ارزش ادبي يشتها با گاهان در خور سنجش است :

الف ـ يسنها : يسنها از 72 ((ها)) (فصل) تشكيل شده است . گاهان و يسنهاي هفت فصل در ميان يسنها قرار دارند ؛ از اين‌رو ، اين بخش در برگيرندة 48 ((ها)) است . واژة يسن به معناي ((پرستش و نيايش)) است و به طور كلي مطالب يسنها شامل ذكر ايزداني است كه براي شركت در مراسم يسنا خوانده مي‌شوند و نثارهايي كه به آنان تقديم مي‌شود .

ب ـ ويسپرد : ويسپرد به معناي «همة ردان (= سروران)» از 24 كرده (= بخش) تشكيل شده ، و مطالب آن اغلب از يسنها اقتباس و مكمل آنهاست .

ج ـ خرده اوستا : اين مجموعه كه اوستاي كوچك نيز ناميده مي‌شود ، در بردارندة دعاهاي كوتاه مخصوص افراد عادي زردشتي در برابر دعاي خاص روحانيان است . نيايش ، سي روزه و آفرينگان كه دعاهاي مواقع مختلف شبانه‌روز ، ماه و مراسم مختلف است ، از مهم‌ترين بخشهاي خرده اوستاست .

د ـ ونديداد : اين كتاب در حقيقت رساله‌اي عمليه است كه به صورت سؤال و جواب (اهوره مزدا به پرسشهاي زردشت پاسخ مي‌دهد) در 22 فرگرد (بخش) تدوين شده ، و به معناي ((قانون دوري از ديو)) (صورت قديم‌تر اين واژه ((ويديوداد)) است . پرسشهاي ونديداد در باب قوانين تطهير و كفارة گناهان است . چند داستان اسطوره‌اي نظير داستان جم (فرگرد دوم) و بخش جغرافيايي مشروحي دربارة سرزمينهاي مختلف (فرگرد نخست) از ديگر بخشهاي ونديداد است . گرشويچ ونديداد را به عنوان مرجع اطلاعاتي از واقعيتهاي زندگي باستاني شرق ايران ، و مهم‌ترين بخش اوستا مي‌داند.

ه‍ ـ يشتها : اين بخش از اوستاي متأخر شامل 21 يشت و هر يشت به چند ((كرده))تقسيم مي‌شود . يشت به معناي »پرستش و نيايش «و از نظر لغوي هم‌ريشه با واژة كهن يسن و واژه‌هاي » جشن «و » ايزد«در فارسي نو است . يشتها سرودهايي در ستايش ايزدان است . هر يشت بزرگ (يشتهاي 5،8،10،13،17 و19) معمولاً شامل وصف ، مدح ، ستايش و به ياري خواندن ايزدي است كه آن يشت بدو اختصاص دارد و در جاي جاي آن اسطوره‌ها و حوادث تاريخي به صورت ضمني و بسيار فشرده و مبهم ياد مي‌شود .

نامهاي 21 يشت اوستا اينهاست : 1. هرمزد (= اورمزد) يشت ، 2. هفت‌تن (= امشاسپندان) يشت ، 3. ارديبهشت يشت ، 4. خرداد يشت ، 5. آردوي سور (= آبان ، آناهيد) يشت ، 6. خورشيد يشت ، 7. ماه يشت ، 8. تير يشت ، 9. گوش يشت ، 10. مهر يشت ، 11. سروش يشت ، 12. رشن يشت ، 13. فروردين يشت ، 14. بهرام يشت ، 15. ويو (=رام) يشت ، 16. دين (=چيستا) يشت ، 17. اشي (= ارد) يشت ، 18. اشتاد يشت ، 19. خره (= كيان ، زامياد) يشت ، 20. هم يشت ، 21. ونند يشت . همة يشتها از نظر قدمت يكسان نيستند ، براي نمونه يشتهاي 1 تا 4 نسبتاً متأخرترند . نام بعضي از يشتها با مضمون آن مطابقت ندارد ، مثلاً »زامياد (مشتق از زم به معناي زمين) يشت «دربارة فرة كياني است .

برتري يشتها بر ديگر بخشهاي اوستا به سبب پويايي و شاعرانه بودن آن است كه با ويژگي اخلاقي و آييني ديگر بخشهاي اوستا همخواني ندارد . ايزدان در يشتها از مهارتها و ويژگيهاي حماسي و جذابي برخوردارند و با زباني شاعرانه وصف شده‌اند . براي نمونه مهريشت در 35 كرده ، اثري برجسته و بديع از نظر توانايي وصف و صور خيال و تشبيهات شاعرانه در ادبيات متقدم هند و اروپايي است . كاربرد دو مجموعة متفارت از اسامي و افعال براي موجودات اورمزدي و اهريمني و قرينه‌سازي در نقل روايات اساطيري و حماسي مانند نبرد تيشتر با ديو »اپوش «در يشت 8 از ديگر ويژگيهاي يشتهاست . آنچه مي‌توان گفت ، اينكه بخشي از همة يشتها موزون است .

برخي از ايران‌شناسان وزن آن را هجايي ، و گروهي ديگر ضربي (بر اساس تكيه) مي‌دانند.

و ـ هيربدستان و نيرنگستان : هيربدستان حاوي مطالبي در باب وظايف و تكاليف هيربدان و تحصيلات و مطالعات هيربدي است، و در نيرنگستان قوانين مربوط به آيينهاي ديني ، تهية نثار ، قرباني و دعاهاي مخصوص آنها به تفصيل آمده است.

ز ـ هادخت نسك : 3 قطعه از اين متن اوستايي بر جاي مانده كه در آنها از سرنوشت روان پس از مرگ و از اهميت دعاي اشم و هو سخن به ميان آمده است.

ح ـ اوگمديچا : اين متن شامل 29 جملة اوستايي با موضوع اصلي»مرگ« است . احتمالاً اوگمديچا به معناي »بر زبان مي‌آوريم ، بيان مي‌داريم » ما آفرين يا دعايي بوده است كه پس از آفرينگان به ياد شخص درگذشته مي‌خوانده‌اند.

ط ـ ويثانسك : ويثانسك به معناي »نسك دانش« ، شامل قطعات كوچك اوستايي است كه در زمانهاي پسين تأليف و تدوين شده است.

ي ـآخرين پيغامبر زرتشت.

يا ـ وشتاسپ (= گشتاسپ) يشت.

دو بند اخير كه در بعضي از نسخه‌هاي خرده اوستا آمده‌اند و نيز شماري لغات و جملات اوستايي موجود در فرهنگ اويم ، شايست نشايست ، پرسشنيها و غيره ، آخرين بخش از اوستاي متأخرند .

زرشناس ، زهره . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامي . زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 10، ص 559 ـ 558 * منبع :