منو اصلی
مقدمه

مقدمه

در ميان سالهاي 639 تا 643 ميلادي ، ايرانيان اسلام آوردند و مرزها و دروازه‌ها را به روي مسلمانان گشودند ؛ از اين پس ، بر اساس اين تفكر نو ، علم ، هنر و انديشة ايرانيان جهشي دوباره يافت و در ساية آن ، هنر و فرهنگ و تمدني حاصل آمد كه عظمت آن چشم هر بيننده و خواننده را خيره مي‌كند .

موسيقي ايران زمين از اين قاعده بر كنار نبود و به رغم آنچه تا كنون بارها شنيده و خوانده‌ايم موسيقي ـ چون ساير هنرها ـ در پي آمد اين تفكر نو تحريم نشد ، بلكه تنها آن بخش از موسيقي كه هميشه مورد تحريم بوده و هست ، از سوي فقهاء و حكماء نهي شد . در پي آمد اين انديشة ديني نوين ، هنر موسيقي در بخش عمل رياضي مورد بررسي و تحقيق قرار گرفت و بخش نظري و عملي آن گسترش يافت و سازها نيز تكامل يافتند . در همين دوره است كه موسيقيدانان بزرگي چون « منصور زلزل رازي » فواصل مطبوع جديدي تدوين كردند كه به سرعت در تمام گسترة سرزمينهاي اسلامي رواج پيدا كرد . از اين پس موسيقي بر نظام مقامي استوار شد كه متشكل بود از 133 دور ملايم « خفيُّ التّنافُر » كه در آن ميان ، 12 دور مشهور و خود شامل شش آوازه و 24 شعبه بوده است . اين تدوين موسيقايي بي‌شك نيازمند حركتي دو بُعدي يعني علمي و نظري بود .

موسيقيدانان بزرگي چون « منصور زَلزَلِ رازي » ، « ابراهيم موصلي » و نيز فرزندش « اسحاق موصلي » كه از قدرت نوازندگي بالايي برخوردار بودند ( قرن سوم هـ . ق) در اين دوره ظهور كردند .

تأليف آثار علمي دربارة موسيقي چون كتاب الموسيقي الكبير اثر ابونصر فارابي ، بخش موسيقي الشّفا از ابن سينا ، الكافي في الموسيقي از ابن زيلة اصفهاني ، الأدوار و رسالة شرفّيه از صفي الدين ارمَوي ، دره التاج از قطب الدين شيرازي ، جامع الألحان و مقاصد الألحان از عبدالقادر ابن غيبيِ مَراغي در تمام قرون اسلامي رواج داشت .

طبيعي است كه اين آثار با ارزش در زمينة موسيقي ، طيف بسيار گسترده‌اي از كتب و رسالات را از قرن سوم هـ . ق تا امروز در بر مي‌گيرد و اين خود دليل بسيار روشني بر تداوم اصول موسيقي ايران زمين است . البته نام بردن از همة آنها خود به تنهايي نيازمند مقالة جامعي در باب رسالات كهن موسيقي ايراني است .

كتال الأدوار اثر صفي الدين ارموي ، موسيقيدان بزرگ كه در آن نظام پرده‌بندي بسيار دقيق هفده فاصله در اكتاو ، ارائه شده ، تا كنون مورد استفادة موسيقيدانان در دنياي مسلمان قرار داشت . بايد ياد آور شد كه هنوز بقاياي موسيقي آن دوره ( = موسيقي مقامي ) را مي‌توان در موسيقي نواحي مختلف ايران به خوبي مشاهده كرد ، كه دست پرتوان و سينة امانتدار « بخشي»ها و « شاير»ها و « عاشق» هاي اين سرزمين ، حافظ و ناقل آن بوده است .

اين دايره از قول حكماء در بيان دوازده مقام و بيست و چهار شعبه و چهل و هشت گوشه و شش آواز و بيست و چهار بحر اصول است .

{ نقل از رسالة موسيقي بهجت الرّوح ، عبدالمؤمن بن صفي الدين ، تهران ، 1346 ، ص 93

 

دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 8 ، ص 396ـ395 * منبع :