منو اصلی
خانواده ايراني

خانوادة ايراني

از آغاز ظهور ايرانيان در تاريخ ، خانواده‌ به عنوان اصلي‌ترين هسته و نهاد اجتماعي همواره صورتي منسجم ، معتبر و مقدس داشته است . از اين رو خانوادة ايراني در واقع كانون موجوديت و احراز هويت به شمار مي‌آيد .

بايد اذعان كرد كه ساختار خانواده در ايران ، به طور كلي ، پدر سالار باقي مانده است ، اما اين ساخت پدر سالار در دوران كنوني ، اصول و هرم خاصي پيدا كرده است : 1. ساخت تمركز قدرت ميان پدر و مادر ؛ 2. تمركز قدرت در پدر همراه با روابط گرم و عاطفي ؛ 3. تمركز قدرت در پدر همراه با انضباط شديد و روابط سرد . با اين وجود ، ساخت پدر سالار همچنان بيانگر نقش ويژة پدر در شكلدهي به نگرشهاي كودكان و ديگر اعضاي خانواده است .

خانوادة ايراني بر پاية شرايع اسلامي و سنتهاي ايراني استوار است و اين خانواده همان گونه كه پيشتر بدان اشاره شد ، مبتني بر پدر تباري ، پدر مكاني و اولويت جنس مذكر است . فرزندان ، نام و نشان از پدر مي‌برند و مقررات ازدواج و طلاق و ارث و نگهداري از فرزندان بر اساس فقه اسلامي استوار است . مهم‌ترين انواع خانواده در محيط شهري ايران خانوادة زن و شوهري است . در خانواده‌هاي روستايي ، هنوز تحول قابل توجهي ديده نمي‌شود و بيشتر اين خانواده‌ها ، هر چند از لحاظ آماري و مكاني به شكل خانوادة زن و شوهري هستند ، ولي در عمل به منزلة اجزائي از شبكة خويشاوندي مسحوب مي‌شوند . در روستا شكل مالكيت زمين و نظام بهره‌برداري ، در طبقه بندي خانواده‌ها عوامل اصلي به شمار مي‌آيند .

ازدواج : از نظر مذهبي ، ازدواج ، چه در دين قديم ايرانيان و چه در دين اسلام ، فريضة ديني محسوب مي‌شود و دوام و بقاي اجتماع بسته به آن است و عملي شايان تحسين و مقدس براي رستگاري روح محسوب مي‌شود . دربارة نقش اساسي ازدواج ، عقيده بر اين است كه با ازدواج دو خانواده و دو طايفه ، كه هيچ گونه رابطة خويشي ندارند ، به يكديگر مربوط مي‌شوند . در اين ميان ، وجون زن بيش از مرد اهميت دارد : در واقع ، اين زن است كه پيوند ميان دو خانواده يا دو دودمان و يا دو طايفه را بر عهده دارد . به همين سبب است كه گفته‌اند : زن پيوند اجتماع است و طايفه‌ها را در جامعة واحدي گرد هم مي‌آورد . بنابراين ، چنين اعتقادي وجود دارد كه پسران و دختران ايلياتي در اولين فرصت مناسب ازدواج مي‌كنند و كمتر دختر و پسري است كه از تشكيل خانواده سرباز زند .

در عشاير بوير احمد ، اگر دختر و پسر مجردي موفق به ازدواج نشوند ، آنها را « بُنوار » يا «قَسِر» مي‌نامند و منزلت اجتماعي آنان تنزل خواهد كرد . همچنين ، به دختري كه به هر دليلي ازدواج نكرده است ، اصطلاحاً « دله » مي‌گويند .

شيربها و مهريه : شيربها ، كه ايلات و عشاير ترك زبان ايراني به آن « باشلق » يا « باشليق » مي‌گويند ، عبارت است از قدري پول نقد و يا هر چيري كه به عنوان يك رسم ، از سوي خانوادة داماد پيش از اجراي مراسم خطبة عقد به پدر عروس پرداخت مي‌شود و ميزان آن بسته به توافق خانوادة عروس و داماد است . هدف از آن :

1. در درجة اول كمك به فراهم شدن بخشي از لوازم زندگي زوج جديد در پوشش جهيزية عروس است .

2. به منزلة اداي احترام خانوادة داماد به شخصيت و منزلت عروس است .

3. پاداش خدمتي است كه والدين دختر در بزرگ كردن و تربيت و پرورش او انجام داده‌اند .

4. نوعي سپاس و قدرداني از مادر عروس است .

مهر يا كابين نيز ، در ايران دستور و قاعده‌اي است شرعي و قانوني كه عبارت است از مبلغي پول بيشتر ( طلا يا نقره ) يا هر چيز ديگر كه به هنگام اجراي خطبة عقد نكاح به عنان هديه از سوي داماد به عروس پيشكش مي‌شود و يا داماد مي‌پذيرد كه به گردن او باشد و هر گاه « زوجه » مطالبه كند ، بپردازد . ميزان مهر به شخصيت و منزلت خانواده‌ها ، سن و وجاهت و زيبايي دختر بستگي دارد .

جهيزيه : طبق رسم جاري در ايران ، چه در شهرهاي بزرگ و چه در روستاها و ميان عشاير ، خانوادة دختر متناسب با طبقة اجتماعي و امكانات مالي خويش ، وسايل ضروري زندگي را به هنگام ازدواج به دخترشان اهدا مي‌كند . از جملة اين وسايل ضروري مي‌توان به فرش و قالي دستباف ايراني اشاره كرد .

طلاق : جامعة ايراني طلاق را عملي ناپسند و مذموم مي‌شمارد و ارتكاب بدان را ننگ و عار مي‌داند . با اينهمه احتمال وقوع آن را نبايد ناديده گرفت . بنابراين ، بنا به دلايل خاص ، امكان طلاق وجود دارد، اما ميزان و دلايل آن در گروههاي قومي روستايي و عشايري و خانواده‌هاي شهري ، كاملاً متفاوت است . به طور كلي مي‌توان اذعان داشت كه زوجين و خانواده‌هاي ايراني غالباً كانوني گرم و روابط خانوادگي مستحكم و عاطفي دارند .

نامجو ، عباس . سيماي فرهنگي ايران . تهران : عيلام ، 1378 . ص 180 ـ 178 * منبع :