منو اصلی
پزشکي و داروشناسي

پزشكي و دارو شناسي

آنچه دربارة اين دانشها نزد ايرانيان پيش از اسلام مي‌دانيم. منحصر است بر 3 دسته كه نخست اشاراتي كه در كتب ديني ايرانيان مانند يشتها و يسنا و ديگر منابع مربوط به ايران باستان آمده؛ دوم آثار ايراني كه در عصر ترجمه به عربي ترجمه شده، و نام و نشان آنها در مآخذ عصر اسلامي موجود است؛ سوم اطلاعات نسبتا مبسوطي درباره‌ي فعاليت جندي شاپوريان در دوره اسلامي در دست است ونشان مي‌دهد كه جندي شاپورمهم‌ترين عامل انتقال سنت پزشكي ايراني پيش از اسلام به بغداد و بنياد طب عصر اسلامي است. به علاوه رواج بسياري از اصطلاحات فارسي در شاخه‌هاي مختلف پزشكي به ويژه داروشناسي و چشم پزشكي نيز نشان از سابقه ديرينه‌ي ايرانيان در اين فنون دارد. چنانكه در آثار گياه داروشناساني چون غافقي و ابن بيطار و ابن حمادوش وابن جزار كه در غرب اسلامي مي‌زيستند، اصطلاحات ايراني بسيار بيش از يوناني و گاه حتي بيش از عربي است. رواج واژه فارسي بيمارستان و برخي عناوين كارگزاران بيمارستان در سراسر جهان اسلام نيز حاكي از نقش و تأثير سنت ايراني بر پزشكي عصر اسلامي است.

نخستين آثار مستقل پزشكي در اسلام، به دست دانشمندان جندي شاپور نوشته شد. از آن ميان مي‌توان به قراباذين شاپور بن سهل، دغل العين ابن ماسويه اهوازي و العشر مقالات في العين از حنين بن اسحاق اشاره كرد. جرجيس بن جبرائيل (د پس از 152ق) رئيس جندي شاپور اولين پزشك پرآوازه اين مركز علمي است كه به بغداد آمد و راه را براي ورود ديگر جندي شاپوريان به مركز خلافت گشود. جبرائيل بن بختيشوع برجسته‌ترين فرد اين خاندان است كه در اوج شكوفايي نهضت ترجمه مي‌زيست و آثار مهمي را خود ترجمه كرد، يا مترجمان برجسته‌اي را بدان كار گمارد. عيسي بن صهار بخت (چهار بخت) جندي شاپوري در همين عصر كتاب قوي الادويه المفرده را نوشت و ماسويه اهوازي از بزرگ‌ترين دارو سازان جندي شاپور در اين دوره در بغداد سخت فعال بود. فرزند او يوحنا از پرآوازه‌ترين پزشكان جندي شاپور، و نويسنده و مترجمي برجسته بود. كتاب دغل العين او كهن‌ترين اثر چشم پزشكي عصر اسلامي به شمار مي‌رود و روزگار درازي متن درسي دانشجويان بوده است. تحقيقات او درباره انحراف و بيماريهاي چشم و نيز جنين شناسي حائز اهميت است.

حنين بن اسحاق چيره دست‌ترين مترجم آثار پزشكي هم از پروردگان مكتب جندي شاپور است. كتاب عشر مقالات في العين او هم از مهم‌ترين آثار طبي در نوع خود است. فرزند او اسحاق بن حنين هم از پزشكان نامدار عصر بود. در سده 3ق علي بن ربن طبري كتاب فردوس الحكمه را نگاشت كه علاوه بر پزشكي ، شامل مطالب مهمي درباره تاريخ طبيعي ، آثار علوي و جز آن است.كتاب قراباذين شاپور بن سهل جندي شاپوري شامل 22 مقاله مدتها در نوع خود بي نظير بود و تأثير بزرگي بر آثار بعدي بر جاي نهاد. احمد ابن طيب سرخسي (ه م) با آنكه پزشكي چيره دست بود، ولي از آثار او اطلاعي نداريم.

محمد بن زكرياي رازي بزرگ‌ترين پزشك باليني سراسر قرون وسطي، باالحاوي كه دائره المعارف بزرگ پزشكي است، به روزگاري دراز در پهنه‌ي طب بلامنازع، ومورد مراجعه و استناد بود. رساله الجدري و الحصبه (آبله و سرخك) او كهن‌ترين توصيف آبله، و شاهكاري در علم پزشكي به شمار مي‌رود. وي در برخي آثار ديگرش نيز نوآوريهاي جالب توجه داشته است.

برجسته‌ترين پيرو مكتب رازي ، اخويني بخاري است كه كتاب هدايه المتعلمين وي كهن‌ترين كتاب فارسي در پزشكي به شمار مي‌رود. اين كتاب به سبب داشتن شمار بسياري از اصطلاحات فارسي، حائز اهميت است. پزشك نامدار بعدي ابوماهر موسي مولف امراض العين ،و ابن سيار شيرازي چشم پزشك برجسته قرن 4ق است كه 3 پزشك پر آوازه ايراني، ابوالحسن طبري، اين مندويه اصفهاني و علي بن عباس مجوسي اهوازي هر سه از شاگردان او بودند. ابوالحسن طبري مؤلف المعالجات البقراطيه، بنابر تحقيقات فريدمان براي نخستين بار و بسي زودتر از ابن زهر انگل عامل بيماري جرب را شناسايي كرد. ابن مندويه كه در بيمارستان اصفهان مشغول به كار بود، به دعوت عضدالدوله به بيمارستان عضدي رفت اهوازي كناش مشهور كامل الصناعه يا كتاب الملكي را در اواخر سده 4ق نگاشت. اين كتاب به لحاظ توازني كه ميان بخش نظري و عملي آن موجود بود، نه تنها در ميان پزشكان دوره‌ي اسلامي، بلكه از راه دو روايت لاتيني، در غرب نيز رواجي كم نظير يافت و حتي قسطنطين افريقي آن را دروغ به خود نسبت داد و اصطفان انطاكي (ه م) اين انتحال را برملا كرد.

در سده‌هاي 4 و5 ق بايد از ابن سينا ياد كرد كه يكي از بزرگ‌ترين پزشكان همه اعصار به شمار مي‌رود. دائره المعارف بزرگ طبي او، القانون في الطب نه فقط در دنياي اسلام، كه در اروپاي لاتيني نيز تا 6 سده به عنوان عالي‌ترين منبع پزشكي باقي ماند. اين اثر حاوي شماري ملاحظات بديع است، ولي مقبوليتش درنزد مردم به سبب نظم منطقي در عرضه‌ي مطالب است . اين كتاب، الحاوي رازي، كامل الصناعه اهوازي و حتي آثار جالينوس را تحت الشعاع قرار داد. تميز ذات الجنب و التهاب ميان سينه، خاصيت سرايت پذيري سل، انتشار بيماريها به وسيله آب و خاك، توصيف دقيق عوارض پوستي، بيماريها و انحرافات جنسي ، بيماريهاي عصبي، بسياري موضوعات رواني و آسيب شناسي، ولو اينكه به طور كامل توصيف نشده، ولي با دقت مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است. در بخش ادويه مفرده اين كتاب 760 دارو مورد توجه قرار گرفته، و روشهاي داروشناسي به اختصار بيان شده است. درباره مآخذ القانون ابن سينا به ندرت تحقيق شده است. اما ترديدي نيست كه ابن سينا بخش قابل توجهي از كتاب پنجم القانون را كلمه به كلمه از الكناش الصغير ابن سرابيون نقل كرده، ولي به ندرت از او نام آورده است. به نظر مي‌رسد كه اسماعيل جرجاني (د531ق) پزشك برجسته و پارسي نويس ايراني، با آنكه نخستين كسي است كه بدين مطلب پي برده، ولي بدان تصريح نكرده است؛ زيرا در موارد متعدد به مواضع مشابه اين هر دو كتاب ارجاع داده است.

در قرن 5 ق كتاب الابنيه عن حقايق الادويه ابومنصور موفق هروي كه درباره داروهاي مفرد نوشته شده، حاوي خلاصه‌اي كلي و ارزشمند از داروشناسي نظري است و ارزش ضمني قابل توجهي از لحاظ اطلاعات شيميايي نيز دارد. الابنيه برخلاف تصور بسياري از محققان، كهن‌ترين متن فارسي پزشكي نيست. شواهد بسياري در دست است كه نشان مي‌دهد وي در مواضع متعددي، از القانون ابن سينا بهره برده، ولي حتي يك بار از آن ياد نكرده است. همچنين دعوي وي درباره كامل بودن اين كتاب، و تسلطش بر گياهان هندي كاملا بي اساس است.

ابوريحان بيروني، اگرچه پزشك نبود، اما كتاب ارزشمند الصدينه را درباره داروهاي ساده نگاشت. اين كتاب مانند ديگر آثار بيروني، علاوه بر ارزش ذاتي خود، به لحاظ ياد كرد آراء دانشمندان متعدد، از نظر تاريخ علم نيز مهم است. بيروني در اين كتاب بيش از آن كه به خواص و ويژگيهاي هر دارو توجه داشته باشد، به جنبه واژه شناسي و نامهاي مختلف هر دارو در زبانهاي مختلف توجه داشته است. ابوروح محمدبن منصور جرجاني ، مشهور به زرين دست در 480ق/1088م به دستور ملكشاه، رساله مهمي به فارسي به نام نورالعيون در چشم پزشكي تأليف كرد. در اين كتاب افزون برآنكه خود حاوي مطالب بديع و بي سابقه بسياري است، از كتاب العشر مقالات حنين بن اسحاق نيز استفاده بسيار شده، تا آنجا كه برخي وي را شارح كتاب حنين دانسته‌اند. اسماعيل جرجاني، مشهورترين پزشك ايراني از سده 6 ق بدين سو به شمار مي‌رود. آثار پرارزش او به فارسي همچون، ذخيره خوارزمشاهي و الاغراض الطبيه و خفي علائي مدتها متن درسي پزشكي به شمار مي‌رفت.

برخي از پزشكان قابل ذكر در دوره‌هاي بعدي از اين قرارند: نجيب الدين سمرقندي مؤلف الاسباب و العلامات. قطب الدين محمود شيرازي شاگرد نامدار خواجه نصيرالدين كه از 10 سال در بيمارستان مظفري شيراز به طبابت مشغول بود. نجم الدين محمود بن الياس شيرازي (د720ق) مؤلف الحاوي في علم التداوي مشهور به حاوي صغير . ابن كتبي نويسنده كتاب فارسي مالايسع الطبيب جهله. حاج زين العطار شيرازي، نويسنده كتاب فارسي اختيارات بديعي درباره‌ي داروهاي ساده و مركب كه گويا پس از مرگ او فرزندش يادداشتهايي با نام «ابن مؤلف» بدين كتاب افزود. مطالب خرافي يادداشتهاي اين شخص به مراتب بيش از خرافات اصل كتاب است. برهان الدين نفيس بن عوض كرماني كه در شرح خود بر الاسباب والعلامات در (828ق) نكاتي بسيار ارزشمند ، به ويژه درباره چشم پزشكي بر آن افزود. چغميني رياضي دان، مؤلف كتاب بسيار مشهور و رايج قانونچه كه تلخصي است بسيار فشرده از قانون ابن سينا ، محمد بن يوسف هروري مؤلف بحرالجواهر ، و يوسف بن محمد مؤلف مؤلف طب يوسفي (تأليف :917ق در هرات). آخرين پزشكان و دارو شناسان قابل ذكر كه گاه ابداعاتي نيز داشته‌اند، عبارتند از: بهاءالدوله حسيني نوربخش، مؤلف كتاب خلاصه التجارب، در عصر صفوي؛ محمد مؤمن تنكابني مؤلف تحفه حكيم مؤمن يا تحفه المؤمنين( به سبب مشاركت فرزندش در تأليف)؛ و عقيلي خراساني مؤلف مخزن الادويه كه اين دو اثر اخير هنوز هم ميان گياه داروشناسان سنتي و كساني كه به طب كهن علاقمندند ، رايج و مورد مراجعه است.

 

دايره المعارف بزرگ اسلامي. زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 8 ، ص 396ـ395 * منبع :