منو اصلی
مکتب اصفهان
مكتب اصفهان
 ميراث كلامي- فلسفه مكتب شيراز با مركزيت يافتن اصفهان در پي ظهور صفويه و انتقال يافتن پايتخت به اين شهر منتقل شد و مكتب اصفهان پديد آمد. كربن ذيل عنوان«ميرداماد و مكتب اصفهان» نقش عمده‌اي به ميرداماد در تشكيل مكتب مستقل مي‌دهد و پيشنهاد مي‌كند.«كه شماري از انديشمنداني كه در اين دوره در ايران پا به عرصه وجود نهادند، زير عنوان مكتب اصفهان طبقه بندي شود». ابوالقاسم ميرفندسكي در اين مكتب ظهور كرد . ابراهيمي دنياني از مكتب اصفهان به «حوزه فلسفي» تعبير مي‌كند و آنرا شامل دو جريان عمده مي‌داند: جريان حكمت متعاليه و جرياني كه رجب علي تبرييزي در رأس آن بود و به گونه‌اي متفاوت با نظام حكمت متعاليه مي‌انديشيد. (1/334). چنين مي‌نمايد كه در اين دوره 4 جريان عمده فلسفي (جريان مشايي ميرداماد، جريان اشراقي ميرفندرسكي، جريان حكمت متعاليه صدرايي و جريان فكري رجب علي تبريزي)، فعاليت داشت و در كنار آن يك جريان كلامي در عين حال قابل توجه، دركار بود؛ جريانيكه مي‌تواند از آن به «مكتب كلامي اصفهان» تعبير كرد. شخصيت برجسته اين مكتب عبدالرزاق لاهيجاني (د1072ق/1662م)، و سپس پسر او ملا حسن لاهيجاني (1045-1121ق/ 1635-1709م)بود. (معصوم عليشاه ، 3/162؛ صدرايي، 11-23؛ ). عبدالرزاق شاگرد و داماد ملا صدرا بود، اما هرگز مانند شاگرد و داماد ديگر او ملا حسين فيض كاشاني 1007-1091ق/1598-1680م)، مجذوب حكمت متعاليه نشد. و حتي به نقد و رد برخي از نظريه‌هاي بنيادي اشراقي- مثلا نظريه عالم برزخ- پرداخت. وي تجريد الاعتقاد، يعني برجسته‌ترين كتاب كلامي خواجه نصير را به نام شوارق الهام شرح و تفسير كرد و آثار كلامي برجسته‌اي به زبان فارسي نوشت. فرزند او ، ملا حسن ، گرچه فيلسوف معرفي مي‌شود، اما تلاشهاي كلامي او همانند پدرش چشمگير است. ملا حسن آثار كلامي خود را به فارسي نوشت. كربن بر تلاش كلامي ملا حسن تاكيد مي‌كند و مي‌نويسد: وي داراي 12 اثر، به وبيژه در فلسفة امامت شيعي است. از روزگار صفوي با اعلام مذهب شيعه به عنوان مذهب رسمي ايران، كلام شيعي در سير انديشه‌هاي كلامي در ايران نقش عمده به عهده مي‌گيرد و زبان فارسي به عنوان زبان بخشي از آثار فقهي و كلامي حضوري چشمگير مي‌يابد.

آثاري چون سرمايه ايمان و همانندهاي آن، از همين ديدگاه و با همين هدف تاليف شد. گذشته از اين حركت كه حركتي است كلامي، بدام سبب كه دانش كلام، چونان فلسفه مشا ، اشراق و عرفان ، و دست كم گاه با حال و هوايي خاص در شكل گيري حكمت متعاليه نقشي ويژه داشته ،وتحقيقات كلامي ملاصدرا نيز در خور توجه است، سير حكمت متعالي به معني سير ضمني دانش كلام نيز هست. نه فقط در آثارحكماي مكتب شيراز- كه رنگ كلامي دارد- در آثار ملاصدرا و پيروان وي تا حكيم سبزواري و آثاري كه پس از سبزواري تا كنون پديد آمده است، مي‌توان مسائل كلامي را در هيأتي فلسفي و با نگاهي فلسفي، آشكارا مشاهده كرد وبدين سان ، نه تنها از گونه‌اي حضور و استمرار كلام ، ضمن فلسفه‌، سخن گفت كه حتي مي توان از گونه اي كلام در هيات فلسفه يا گونه اي كلام فلسفي سخن به ميان آورد. مكتب اصفهان ، مكتبي گسترده و پر رونق بود و حتي بدان گاه كه در عصر فتحعلي شاه ( 1212-1250 ق/ 1797- 1834م) زمينه هاي انتقال آن به تهران فراهم مي آمد، بنا به نوشته ملاعلي نوري (د1246ق/ 1830م)،مدرس بزرگ علوم عقلي در اين مكتب ، قريب دو هزار دانشجو در علوم عقلي به تحصيل مشغول بودند كه حدود 400 تن از آنان در مراحل عالي به تحصيل اشتغال داشتند.

دادبه ، اصغر . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامي . زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 10، ص 618 * منبع :