منو اصلی
مقدمه
مقدمه
دوران دوم (از206 ق به بعد): سال 206 ق سال استقلال ايران است. اين سالها و سالهاي پس از آن اوج شكوفايي فرهنگي و دوران حكومت خردگرايي معتزله در بغداد است. اين دوران تا آخر خلافت معتصم (218- 227ق/842م) ادامه يافت و از آن پس دوران خردگرايي و خردستيزي و بازگشت به قهقرا و رجعت به ظاهرگرايي آغاز شدو زمينه را براي توبة اشعري از عقل و عقل‌گرايي در 300ق/913م فراهم آورد، اما در ايران، حكايت به گونه‌اي ديگر بود. به دنبال دو قرن به ظاهر خاموشي سياسي و به واقع پويايي و تحرك و شكوفايي فرهنگي، ايران مستقل چهره مي‌نمود و عصر زرين فرهنگ را براي رشد زبان و ادب و فرهنگ ايران اسلامي فراهم مي‌ساخت. نقش سياسي ، فرهنگي و مذهبي آل بويه(ه م) نيز نقشي مهم و سازنده است كه نبايد از آن غفلت كرد. فرهنگ و تمدن ايران اسلامي پس از استقلال ، عصر نوزايي و دوران طلايي را پشت سر گذاشت (سده‌هاي 3 و 4ق/ 9و10م) و به اوج كمال رسيد (سده‌هاي 5و 6ق/11و 12م) و آنگاه در اوج بالندگي ، زمينه‌هاي فترت وارد شد. بنابراين ، مي‌توان سير انديشه‌هاي كلامي در ايران را به دو دوره تقسيم كرد و هر دوره را در بخشي جداگانه مورد بحث قرار داد
دادبه ، اصغر . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامي . زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 10، ص 614 * منبع :