منو اصلی
ارمني
مسيحيان ارمني
خاستگاه مسيحيان ارمني ايران، سرزميني در شمال غرب كشور به نام ارمنستان است كه در زمان هخامنشيان يكي از ساتراپ نشين‌هاي ايران به شمار مي‌آمد و در طي سده‌هاي بعد تا هنگام ظهور اسلام، همواره محل درگيري و كشمكش ميان ارمنيان مسيحي- شده و دولت‌هاي ايران از يك سو، و دولت‌هاي ايران و روم از سوي ديگر دين بوده است. مسيحيت كه با كوششهاي قديس گرگوريوس منور در سده 3 م در آنجا پايگاهي يافته بود، در اوايل سده 4م دين رسمي اين سرزمين شد و كليساي ارمنستان 3 شوراي كليسايي عام نيقيه (325 م)، قسطنطنيه (381م) و افسوس (331م) را به رسميت شناخت .

پس از ظهور اسلام، اين سرزمين نخستين بار در 20 ق/631م مورد توجه حمله سپاهيان اسلام قرار گرفت و از آن پس به رغم شورشها و درگيريهاي گاه و بيگاه تا سده 5 ق/ 11 م تحت حكومت امويان و عباسيان قرار داشت و مردم آنجا به دولت مركزي جزيه مي‌پرداختند. بنا به قول اصطخري و مقدسي، همچنين ابن حوقل و مؤلف حدود العالم، در سده 4 ق اين منطقه بسيار پر رونق بود و انواع كالاهاي بازرگاني از آنجا به نقاط مختلف صادر مي‌شد. پس از عباسيان اين منطقه به ترتيب تحت سلطه سلجوقيان (426ق/1035 م)، خوارزمشاهيان (622ق/1225م )، مغولان(626ق/1229م)، تيموريان (802ق/ 1400م) و تركمانان قره‌قويونلو و آق قويونلو قرار گرفت. با ظهور صفويان در سده 10 ق/ 16م، ارمنستان صحنه درگيري دو دولت عثماني و صفوي گرديد و جنگهايي بر سر انضمام آن به يكي از اين دو دولت در اين منطقه روي داد.

در جنگي كه شاه عباس اول در 12ق/1603م با دولت عثماني آغاز نمود، تبريز، نخجوان، ايروان و گنجه را بازپس گرفت و به سوي ارمنستان مركزي و سپس ارزروم پيشروي كرد؛ اما در 1301 ق با شنيدن خبر هجوم سپاه بزرگ عثماني تصميم به عقب نشيني گرفت و در مسير خود شهرها و روستاها را ويران كرد و براي استفاده از مهارتها و قابليت‌هاي ارمنيان، هزاران خانوار از آنان را به ايران كوچانيد و بيشتر آنان را در اصفهان، بر كناره زاينده رود سكني داد. ارمنيان در اين منطقه محلة جلفا را ايجاد كردند و با مساعدتهاي مختلف شاه عباس به ايجاد كليساها و رونق بخشيدن به محل جديد خود همت گماشتند. وصف اين محله و رونق آن، و چگونگي زندگي ارامنه در سفرنامه‌هاي اروپايياني كه در آن هنگام در ايران بوده‌اند، آمده است.

شاه عباس امتيازات ويژه‌اي براي ارمنيان قائل شد و با پرداخت وامهاي بدون بهره، كاستن از ميزان مالياتهاي دريافتي و واگذار كردن تجارت ابريشم به آنان، زمينه‌هاي رشد اقتصادي را براي ايشان فراهم آورد. در نتيجه چنين امكاناتي، ارمنيان در صنعت و بازرگاني بسيار فعال شدند و سهم مهمي در اقتصاد آن روز ايران بر عهده گرفتند، آنان در برگزاري شعائر ديني خود آزاد بودند و با داشتن كلانتري از قوم خود- كه وظيفة جمع آوري ماليات را نيز بر عهده داشت- جامعه‌اي مستقل به حساب مي‌آمدند. ارمنيان در ورود برخي از صنايع به ايران نيز پيشگام بوده‌اند، چنانكه به گفته تاورنيه، نخستين دستگاه چاپ در ايران، توسط يعقوب ژان ارمني در 1051 ق/ 1631 م راه اندازي شد.

از سوي ديگر، گرايش شاه عباس اول به دولتهاي اروپايي و سعي در ايجاد ارتباط با آنان راه را براي ورود مبلغان مسيحي باز نمود. نخستين گروه مبلغان، اكوستينيهاي پرتغالي بودند كه در 1007ق/1598م به ايران فرستاده شدند و پس از آن گروههاي ديگري همچون كرمليها، كاتوليهاي رم، كاپوسنهاي فرانسوي و ژزوئيتها نيز در اصفهان مستقر شدند و شورع به فعاليت در ميان ارمنيان نمودند؛ اما علاقه ارمنيان به حفظ فرهنگ و دين سنتي خود باعث شد كه تبليغات اين مبلغان تاثير چنداني نداشته باشد. جانشينان شاه عباس اول ارمنيان را كمتر مورد توجه قرار دادند و از امكانات داده شده به آنها كاستند و بر بار مالياتهايشان افزودند، به طوري كه در هنگام اقامت شاردن در اصفهان (در زمان شاه سليمان)، ارمنيان ثروت و امكانات پيشين را نداشتند و محلة جلفا رونق و جمعيت سابق خود را از دست داده بود.

در هنگام حملة افغانها به اصفهان در اواخر سلطنت شاه سلطان حسين، محلة جلفا و ديگر محلات ارمني‌نشين اصفهان همچون گسك، ايروان، تبريز، دشتي، قاراگل و گچر، از نخستين محله‌هايي بودند كه در معرض قتل و غارت قرار گرفتند و اهالي جلفا- كه در حكومت وقت آنان را بدون هيچ دفاعي رها كرده بود-مجبور به پرداخت مبلغ هنگفتي به افغانها شدند.

نادر شاه افشار چون به قدرت رسيد، بخشهاي قراباغ، گنجه، بردع و ايروان را آزاد كرد و ارمنيان آن مناطق را مورد ملاطفت قرار داد و آبراهام، جائليق ارامنه را در اردوي خود در نزديكي كليساي اچميادزين به جضور پذيرفت. وي سپس به دعوت جاثليق در مراسم ديني آنان در اين كليسا شركت كرد و هدايايي به كليسا بخشيد. وي در طول دوران سلطنتش با اتباع مسيحي كشور با مداراي بسيار رفتار كرد و حضور مبلغان مسيحي را در شهرهاي مختلف آزاد گذاشت، در نتيجه فعاليتهاي اين مبلغان عده‌اي از ارامنه به آيين كاتوليك گرويدند، و در آن هنگام در جلفاي اصفهان 3 كليساي كاتوليك تأسيس شده بود. نادر همچنين گروهي از علماي مسيحي (ارمني ارتدكس و كاتوليك)، يهودي و مسلمان را گرد آورد تا عهد عتيق و عهد جديد را به فارسي ترجمه كنند. بخش بزرگي از سپاه نادر را سربازان ارمني تشكيل مي‌دادند.

ارمنيان مناطق مركزي ايران كه پس از حمله افغانها و در سالهاي بعد از آن به سبب سخت گيريهاي افشاريان و درگيريهاي زند و قاجار از اصفهان و شيراز گريخته، و به عراق و مناطق ديگر رفته بودند، پس از قدرت يافتن كريمخان و برقراري نظم و آرامش، و همچنين در پي دعوت از آنان و اعطاي كامل برخي روستاها براي اقامت مجدد ايشان، دوباره به اصفهان و شيراز بازگشتند و فعاليتهاي صنعتي و كشاورزي و اقتصادي خود را از سر گرفتند.

در روزگار قاجاريه كه نابسانيهاي گوناگون دامنگير ايران شده بود، جمعيت ارامنة جلفا نيز كاهش يافت و بسياري از مردمان آن در جست و جوي كار و موقعيتهاي اقتصادي به كشورهاي هندوستان و گلستان مهاجرت كردند. با اينهمه،هنوز هم ارمنيان ساكن آذربايجان ، گيلان، اصفهان و شيرازسهم مهمي درفعاليتهاي صنعتي و روابط بازرگاني و اقتصادي ميان ايران و اروپا داشتند. همچنين در اين دوران صدتن از ارامنه مشاغل مهمي را در اركان دولتي احراز كرده بودند. چهرخان معتمدالدوله حكمراني گيلان، فارس، كرمانشاه و اصفهان داشت و از مقامات ايراني در مذاكرات تركمان‌چاي بود. برادرزادگان او ميرزا رستم خان، آغالرخان و سليمان خان نيز مناصب مي‌داشتند: اما معروف‌ترين شخصيت ارامنه، ميرزا ملكم خان سياسيتمدار، نويسنده و متفكر معروف بود.

ارامنة ايران در نهضت مشروطه نيز فعال بودند. واحدهاي داوطلب فدائيان ارمني كه در ماوراء قفقاز و بخش غربي ارمنستان – كه در آن هنگام تحت اشغال عثماني بود- به نهضت پيوسته بودند، به ياري مشروطه خواهان آمدند و واحدهاي مسلح ارمني تحت فرماندهي آرشاك گافافيان در كنار مجاهدان آذربايجاني به رهبري ستارخان، در دفاع از تبريز شركت داشتند. اپرائيم (پيرم) خان داويتيان كه فرماندهي گروهي از فدائيان ارمني را بر عهده داشت، پس از نبرد موفقيت آميز در رشت، همراه سپهدار تنكابني و سردار اسعد بختياري پيروزمندانه وارد تهران شد و به مقام فرماندهي كل نيروهاي نظامي رسيد و در جنگ با ضد انقلابيون در همدان كشته شد.

بنابر قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران، ارامنه همچون يهوديان و زرتشتيان و آسوريان از حقوق شهروندي خاص و آزادي اجراي مراسم ديني برخوردارند و در احوال شخصيه بر طبق آيين خود عمل مي‌كنند. در مجلس شوراي اسلامي ارامنة جنوب و شمال هر يك داراي يك نماينده‌اند (اصل 64).

 

لاجوردي ، فاطمه . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامي . زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 10، ص 602 ـ 600 * منبع :