منو اصلی
مقدمه

مقدمه

‌ماني در 216 م در شمال بابل به دنيا آمد و دين مانوي در نخستين نيمة سدة 3 م در بين النهرين شكل گرفت.

در امپراتوري وسيع اشكاني اين ناحيه به سبب موقعيت خاص جغرافيايي ، مركز عمدة داد و ستدهاي اقتصادي و فرهنگي آن روزگاران بود و رواج مذاهب گنوسي و مكاتب فلسفي گوناگون و اديان چون مسيحيت ، يهوديت ، زردشتي ، زرواني و ‌آراء هلنيستي در اين منطقه، محل مناسبي را براي برخورد آراء و عقايد فراهم آورده بود. در چنين محيطي ، ماني به عنوان پيام آور آييني نو ظهور كرد و به تبليغ ديني پرداخت كه اصول فكري و جهان بيني آن ظاهراً از تلفيق تعالي و آموزه‌هاي كيشهاي رايج در منطقه پديد آمده بود. البته تأثير آراء مزديسنا در تكوين اين دين ايراني بيش از همه به چشم مي ‌خورد و به ويژه همساني اصول بنيادي و اخلاق مانوي با دين زردشتي به وضوح مشهود است؛ از جمله اعتقاد به ثنويت ،‌3 زمان، گزينش راه غلبة نور بر ظلمت ، نجات ورهايي اخروي.

ماني دربارة چگونگي مبعوث شدن خود مي‌گويد كه ابتدا در سن 12 سالگي از سوي خداوند وحي بر او نازل شد و فرشته‌اي كه به زبان نبطي »توم «به معني همزاد‌،‌و به فارسي ميانه » نرجمبگ« خوانده مي‌شود،‌فرمان الهي را به او رساند؛ بار ديگر نيز در سن 24 سالگي توم بر او ظاهر شد و او را به تبليغ دين فرمان داد. بدين ترتيب، ‌ماني با دريافت اين فرمان در دوران حكومت اردشير ساساني دعوت ديني خود را آغاز كرد و براي تبليغ كيش خود راهي شمال غرب هندوستان شد و چون شاپور ، پسر اردشير به پادشاهي رسيد، به پايتخت ايران آمد و اجازة تبليغ آيين خود در سراسر ايران زمين را از شاپور گرفت. وي در آغاز كتاب شاپورگان كه براي شاور تأليف كرده بود، ‌مي‌نويسد: اصول عقايد و اعمال ديني در هر زمان به وسيلة يكي از پيامبران بر مردم آشكار و ابلاغ مي‌شود. زماني به وسيلة‌ بودا در هند، زماني ديگرتوسط زردشت در ايران، زماني هم به واسطه عيسي در مغرب انتشار يافته است و اكنون اين شريعت بر من كه ماني هستم، در سرزمين بابل نازل شده است. ماني خود را »فارقيط » و خاتم پيامبران معرفي كرد. وي براي انتشار و اشاعة‌مانويت در جهان مبلغان و هيأتهايي را به نقاط مختلف جهان گسيل داشت و در زماني كوتاه پيرواني بسيار به دست آورد. بدين ترتيب، مانويت به صورت ديني جهاني در آمد، چنانكه از سدة 4 تا 12 م در غرب تا فرانسه و در شرق تا چين پيش رفت و در ميان ايرانيان ، روميان ، چينيان و ساكنان شمال افريق رواج يافت. رواج آيين مانوي باعث برانگيخته شدن موج عداوت و معارضة اصحاب اديان ديگر به ويژه مسلمانان ،‌مسيحيان و زردشتيان گرديد و فرمانهاي تعقيب و تكفير مانويان در غرب و شرق صادر شد.

در ايران تبليغ دين مانوي در زمان هرمز پسر شاپور نيز مجاز بود. ولي در زمان بهرام ،‌ماني دستگير شد و به قتل رسيد و پيروان او قلع و قمع شدند. آزار و تعقيب مانويان موجب مهاجرت آنان چين و رواج گسترش بيش از بيش اين دين ايراني در سرزمين چين و آسياي ميانه شد، چنانكه در قرن 2 ق/8م مذهب رسمي دولت اويغور ، دين مانوي بود. بيروني گويد كه پيروان ماني به طور پراكنده در شهرهاي اسلامي هستند ،‌فرقه‌اي از مانويان مشهور به » صائبين« در سمرقند زندگي مي‌كنند و بيرون از قلمرو اسلام،‌بيشتر مردمان تركستان شرقي و اهالي چين و تبت و بعضي از مردم هند بر كيش مانيند. اين گزارش بيروني را كشفياتي كه در اوايل سدة‌14 ق/20م در ناحية‌ تورفان واقع در تركستان چين به عمل آمد و ضمن آن نوشته هاي بسيار از مانويان به دست آمد، تأييد مي‌كند. متون مانوي كه از تورفان كشف شده، در شناخت اين دين حائز اهميت بسيار است. مطالب موجود دراين نوشته ها درستي اغلب مطالبي را كه غالبا اً‌از سوي نويسندگان مسيحي و مورخان اسلامي به ويژه ابن نديم و بيروني گزارش شده بود،‌ تأييد مي‌كند.

 

باقري ، مهري . ” مدخل ايران “ . دايره المعارف بزرگ اسلامي . زيرنظر كاظم موسوي بجنوردي . تهران : مركز دايره المعارف بزرگ اسلامي ، 1367- ، جلد 10، ص 585 * منبع :