منو اصلی
اخبار > «حاج حیدر ذبیحی» اشک جوانان اوگاندایی را درآورد


  چاپ        ارسال به دوست

«حاج حیدر ذبیحی» اشک جوانان اوگاندایی را درآورد

این بار شخصیت حاج حیدر ذبیحی، رزمنده خط مقدم دوران جنگ و حافظ سرمایه‌ها و دستاوردهای خون شهیدان انقلاب، به دل آنها نشسته بود.

به گزارش اداره‌كل روابط عمومي و اطلاع‌رساني سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، علی بختیاری، رایزن فرهنگی كشورمان در اوگاندا يادداشتي را با موضوع برگزاري جشنواره فيلم ايران در اوگاندا به رشته تحرير درآورده كه متن آن در ادامه منتشر مي‌شود:

در عرصه هنر نقش زبان، جزيی است از یک کل، کلی که وظیفه‌اش بیان هنرمندانه احساسات و انتقال پیام است. گاه نیاز به استفاده از هیچ واژه‌ای نیست. چه بسا واژه‌ها از بیان آنچه در دل می‌گذرد ناتوانند. این جا جایی است که هنر سخن می‌گوید، دل می‌گوید و دل می‌شنود. به خروش می‌آورد، به تحصین وا مي‌دارد، همدلی می‌آورد، می‌خنداند و می‌گریاند.

امسال همچون سال‌های گذشته جشنواره فیلم ایران در اوگاندا برگزار شد، ولی این بار نه برای عموم که در محل مدرسه فیلم دانشگاه کامپالا و تنها برای فیلمسازان و فعالان این حوزه.

پس از بررسی و مشورت با مدرسه فیلم دانشگاه کامپالا، سه فیلم سینمایی و تعدادی فیلم کوتاه صد ثانیه‌ای، برای نمایش در طی دو روز انتخاب شدند. فیلم‌های «کفشهایم کو؟» و «یک حبه قند» برای روز اول و «بادیگارد» به همراه نشست بررسی فیلم‌های پخش شده، پاسخ به سؤالات شرکت‌کنندگان و اهدای جوایز بهترین برداشت از فیلم‌های پخش شده، برای روز دوم در نظر گرفته شد.

برخی از شرکت‌کنندگان سال گذشته فیلم‌های «کفشهایم کو؟» و «بادیگارد» را دیده بودند، ولی دوباره مایل بودند آنها را ببینند و درخواست داشتند این فیلم‌ها در مراکز مختلف و در شهرهای مختلف به نمایش درآیند. گویا این فیلم‌ها با مخاطب اوگاندایی رابطه برقرار کرده بودند و به زبان آنها سخن می‌گفتند.

زیباترین قسمت این رویداد، در زمان نمایش «بادیگارد» اتفاق افتاد. فیلم‌ها با زیرنویس انگلیسی پخش شد، ولی بینندگان گویا خود را آنچنان در صحنه حاضر می‌دیدند و با فیلم همراه شده بودند که با هر فراز و نشیب آن نفس می‌زدند، ساکت می‌شدند، می‌خندیدند و گاه فریاد می‌زدند.

اینها همه خود دستی در فیلمسازی دارند و با زبان آن آشنایند؛ اما این بار شخصیت حاج حیدر ذبیحی، رزمنده خط مقدم دوران جنگ و حافظ سرمایه‌ها و دستاوردهای خون شهیدان انقلاب، به دل آنها نشسته بود.

با بسته شدن دفتر «بادیگارد» با امضای خون رنگ حاج حیدر ذبیحی، در دفاع از ارزش‌ها و آرمان‌های یک نظام مقدس، مجری برنامه جلو آمد؛ در حالی که سعی داشت طبیعی جلوه دهد و خود را کنترل کند، اما برایش دشوار بود. زبان به سخن گشود: من نتونستم جلو اشکام رو بگیرم. ببخشید که حالم خوب نیست! این فیلم اشک من رو درآورد. خیلی سعی کردم نتونستم کنترل کند! این فیلم عجیب بود. نمی‌دونم چرا اینجوری شد ... . این‌ها سخنانی بود كه بر زبان یک جوان اوگاندایی جاری شد. خیزش احساساتی پاک در همراهی و همدلی با یکی از حاج حیدرهایی که آگاهانه و شجاعانه، در راه اعتلای انسانیت، ذبیح بودن را بر ذلیل بودن ترجیح دادند.

حال دیگران نیز تفاوت چندانی با مجری برنامه نداشت. گادفری موسینگوزی، فیلمساز پرکار اوگاندایی نیز در مقابل تماشاگران قرار گرفت و گفت: فیلم‌های ایرانی عجیبند. هیچ کس فکر نمی‌کرد بدون جلوه‌های دروغین، خشونت و جاذبه‌های جنسی، یک فیلم بتواند اینقدر جذاب باشد. این یک انقلاب بزرگ در فیلمسازی است. فیلم‌های ایرانی زندگی واقعی مردم را به تصویر می‌کشند بدون هیچ اغراقی، ولی این فیلم‌ها در اوگاندا اشک ما را درمی‌آورند.

سپس از حاضران پرسید: آیا همه شما همین حال را دارید؟

تماشاگران: بله

پرسید: آیا حاضرید این فیلم را دوباره ببینید؟

تماشاگران: بله لطفاً در صورت امکان برایش برنامه‌ریزی کنید.

و پرسید: آیا این «بادیگارد» را بیشتر می‌پسندید یا «بادیگارد» هالیوود را؟ پاسخ‌های متنوعی رسید؛ یکی گفت: اگر چه فیلم‌های هالیوودی از لحاظ تکنیک‌ها و جلوه‌های سینمایی در سطح بالاتری قرار دارند، ولی نمی‌توانند این رابطه را برقرار کنند. دیگری گفت: در همه فیلم‌های هالیوود، بالیوود و نالیوود، همیشه پای دختری در میان است و معمولاً برای نجات جان دختری می‌کشند و می‌میرند؛ ولی این فیلم سخن از ارزش‌های والای یک ملت است که با نثار جان‌های بی‌شمار به دست آمده. این فیلم با آنها قابل مقایسه نیست. و دیگری گفت: این فیلم تمام معادلات ذهنی ما را به هم ریخت، ما تا حالا در الگوبرداری راه را اشتباه می‌رفته‌ایم و ... .

برنامه پایانی، نشستی بود که برای پاسخ معرفی سینمای ایران و اوگاندا، پاسخ به سؤالات و اهدای جوایز برندگان مسابقه در نظر گرفته شده بود.

رایزن فرهنگی ايران در اوگاندا، به همراه کریستیانو، ريیس مدرسه فیلم دانشگاه کامپالا و گادفری موسینگوزی، کارگردان و فیلمساز اوگاندایی در نشست یک ساعته، به این موضوع پرداختند.

 بختیاری به معرفی سینمای ایران و ویژگی‌های آن پرداخت. ريیس مدرسه فیلم دانشگاه کامپالا که یک ایتالیایی مقیم اوگانداست، با تحسین سینمای ایران گفت: من یک اروپایی هستم، اما این فیلم‌ها را می‌پسندم، این فیلم‌ها باید الگوی فیلمسازان ما باشد. سینما باید آموزنده و آگاهی‌دهنده باشد، در حالی که فیلم‌های غربی تنها سرگرم‌کننده هستند و با اهداف صرفاً تجاری تولید می‌شوند.

موسینگوزی گادفری نیز با انتقاد از ضعف صنعت فیلم در اوگاندا و عدم حمایت دولت و مردم از آن، صنعت فیلم ایران را الگویی مناسب برای فیلمسازان اوگاندایی معرفی کرد و خواستار همکاری‌های مشترک شد.

بر خلاف جشنواره‌های پیشین، تا پایان مراسم، هیچ یک از جمعیت 70 نفری سالن، جای خود را ترک نکرد، همه برای گفتن حرف داشتند. همه سؤال داشتند. ساعت 21:30 دقیقه را نشان می‌داد و در تاریکی حاکم بر کوچه و خیابا‌ن‌های اوگاندا، دغدغه بازگشت وجود داشت. دفتر جشنواره امسال هم در اوگاندا به پایان خود رسید، ولی حکایت عشق و ایثار با زبان هنرمندان متعهد ایرانی، بر جان و دل هنرمندان این گوشه از قاره سیاه نشست تا آنها را چشم به راه روایتی دیگر به انتظار نگه دارد.

انتهاي پيام/


١٧:٠٧ - 1396/12/05    /    شماره : ٦٩٩٦٧٠    /    تعداد نمایش : ٧٩٥


نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج