English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
شنبه ٠٤ آذر ١٣٩٦
پورمرجان در گفت‌وگو با فارس:اکراه اروپایی‌ها از صحبت به زبان انگلیسی/ شباهت مردم جنوب ایتالیا به ایرانیان/۵ دانشگاه ایتالیا کرسی زبان فارسی دارد
پورمرجان در گفت‌وگو با فارس:اکراه اروپایی‌ها از صحبت به زبان انگلیسی/ شباهت مردم جنوب ایتالیا به ایرانیان/۵ دانشگاه ایتالیا کرسی زبان فارسی دارد تاریخ ثبت : 1395/07/10
طبقه بندي : ,,
عنوان : پورمرجان در گفت‌وگو با فارس:اکراه اروپایی‌ها از صحبت به زبان انگلیسی/ شباهت مردم جنوب ایتالیا به ایرانیان/۵ دانشگاه ایتالیا کرسی زبان فارسی دارد
مصاحبه شونده : قربانعلی پورمرجان رایزن پيشين فرهنگی ایران در ایتالیا
مصاحبه كننده : خبرگزاري فارس
محل مصاحبه : <#f:3886/>
منبع : <#f:3887/>
تاريخ مصاحبه : <#f:3888/>
متن :

قربانعلی پورمرجان رایزن پيشين فرهنگی ایران در ایتالیا که به تازگی دوره فعالیتش در این کشور اروپایی به پایان رسیده است سابقه تاریخی و فرهنگی و تمدنی این کشور را بسیار غنی می‌بیند اما یکی از نقاط ضعف مردم امروزش را نیز توجه و تکیه صرف بر همین گذشته به شمار می‌آورد که عامل درجا زدن آنها در گذشته شده و شاید امروز نتوان یک فیلسوف معاصر از این کشور نام برد.

وی معتقد است که مردم ایتالیا خصیصه‌های اخلاقی فراوانی در مشابهت با ایرانیان دارند از جمله آن ها می‌توان مهمان نوازی و توجه به غذاهای بومی، علاقه‌مندی به مسافرت و صرفه‌جویی را نام برد.

پورمرجان که پیش‌تر معاون اداره کل فرهنگی آفریقا و کشورهای عربی بوده است، بیان می‌دارد که ایتالیا امروز یکی از کشورهای مقروض دنیا به شمار می‌رود اما هنوز هم برندهای معروف خودروسازی، شیلات، محصولات کشاورزی را حفظ کرده است. این کشور در مقایسه با کشور باتمدنی مثل یونان، شرایط بهتری را دارد چرا که پی ریزی‌های اقتصادی قویتری را در آن شاهد هستیم.

مشروح بخش نخست این گفت‌وگو را درباره شرایط اقتصادی، فرهنگی، فکری، اجتماعی ایتالیا می‌خوانیم.

* ضمن تشکر از حضور جنابعالی در خبرگزاری فارس، قبل از ورود به بحث مایلیم اگر نکته‌ای درباره خبرگزاری ما دارید،‌ در میان بگذارید.


- فارس یکی از خبرگزاری‌های مطرح و فعال ایران است و من خودم در ایام مأموریت در ایتالیا شاید اگر دو خبرگزاری را روزانه چک می‌کردم یکی از آنها فارس بود، چرا که احساس می‌کردم این خبرگزاری چالشی است، یک‌سویه عمل نمی‌کند، هم خوبی‌ها و هم بدی‌ها را می‌بیند و چشمش باز است بنابراین وقتی چنین دیدگاهی نسبت به این خبرگزاری است به نظر می‌رسد که جا دارد به جز عربی و انگلیسی و ترکی، به سراغ زبان‌هایی مثل فرانسه، ایتالیائی، اسپانیائی و ... هم برود.

نقص وجود زبان‌های مختلف خارجی متأسفانه در همه روزنامه‌ها و خبرگزاری‌های ما دیده می‌شود. در اروپا زبان انگلیسی به این شکلی که ما تصور می‌کنیم، و در برخی کشورها رغبت برای صحبت کردن به زبان انگلیسی وجود ندارد.

به طور مثال خود ایتالیایی‌ها دوست ندارند به زبان انگلیسی صحبت کنند حتی کانال‌های انگلیسی را تماشا کنند چون به زبان بومی خودشان تعصب دارند و دوست دارند زبان بومی خودشان را که حامل فرهنگ و تمدن دیرینه آنها است اشاعه بدهند بنابراین کشورهایی مثل اسپانیا، پرتغال و حتی فرانسه (که مرز مشترک با انگلیس دارند) اکراه دارند که به زبان انگلیسی صحبت کنند.

ما متأسفانه در حوزه ایتالیا برای انتقال اخبار و مفاهیم فرهنگی دینی و اجتماعی مشکل داریم، ایتالیا یکی از کشورهایی است که خیلی مردمش هواخواه ایرانیان هستند، آنهایی که با ما همسو هستند، دلشان می‌خواهد اخبار ایران را بدانند اما در رساندن این مفاهیم و اخبار مشکل دارند.

یک خبرگزاری به نام اینفوپا در جنوب ایتالیا مشغول به فعالیت بود که البته مشتاق دریافت اطلاعات ایران بودند اما چون منابعشان تنها خبرگزاری صدا و سیما بود، ‌به خوبی نتوانست اخبار و گزارش‌ها را منتشر کنند بنابراین اخبار برای مخاطبان ایتالیایی قانع کننده نیست.

سال گذشته وب‌سایتی به نام «فانوس» توسط یک موسسه غیردولتی و جوانان علاقمند به فرهنگ ایرانی به زبان ایتالیایی راه اندازی شد و ما هم گزارش‌ها و اخبار مربوط به تحولات فرهنگی، اجتماعی و علمی ایران را ارائه به آنها می‌دادیم  اما بعد از چند ماه این وبسایت دچار مشکلات عدیده شد چرا که ما به منبعی وصل نبودیم که اطلاعات را دریافت کنیم.

بنابراین اگر در داخل کشورمان خبرگزاری یا ارگانی، کانالی ایجاد کند، واقعا مخاطب تشنه دریافت اطلاعات ایران زیاد است. مقام معظم رهبری هم به همین دلیل تأکید کردند که انگلیسی را تنها زبان بین المللی ایران ندانیم. من پیشنهاد می‌کنم که روی یکی از زبان‌های مطرح اروپا بعد از انگلیسی سرمایه گذاری کنید و به عنوان تست مخاطب می‌توانید از یک وب سایت معمولی آنرا آغاز کرده و آنگاه نتیجه آن را خواهید دید. رایزنی‌های فرهنگی کشورمان هم در رُم و یا کشورهای دیگر می‌توانند آنرا اطلاع رسانی کرده و در جامعه مورد هدف معرفی کنند.

تغذیه کردن اطلاعات وب‌سایت‌ها در یک کشور خارجی کار سختی است به نظر بنده سازمان‌های مختلف می‌توانند در این راستا کمک کنند و پیش بینی می‌کنم که اگر این اتفاق بیفتد مخاطبان سیل‌آسا خواهند بود، چرا که ایتالیا فقط خود ایتالیا نیست برخی از حوزه‌های کشورهای آمریکای لاتین؛ اسپانیا و کشورهای اطراف ایتالیا هم مخاطب خواهند بود.

* اینکه می‌گویند «فرهنگ ایتالیایی‌ها به ایرانیان نزدیک است» به چه معناست؟

-بله چنین چیزی واقعیت دارد. ایتالیا یک جامعه چند فرهنگی است و سالیان متمادی به صورت دولت‌ـ‌شهرهای پادشاهی یا دولت‌ـ‌شهرهای اسقف‌نشین اداره شده است.  نظر به این که ایتالیا از سال 1861 میلادی متحد شده و پیش از آن مجموعه پادشاهی‌های پراکنده‌ای بوده است که حتی در برهه حاضر نیز در گویش و پاره‌ای وجوه فرهنگی تفاوت‌های بنیادین دارند؛ سخن گفتن از خلق و خوی ایتالیایی به عنوان پدیداری واحد دشوار است و میان شمال تا مرکز و جنوب این کشور، تفاوت چشم گیری از این حیث به چشم می‌خورد.

 به عنوان نمونه در حالی که می‌توان خونگرمی ساکنین نواحی مرکز و جنوب ایتالیا را با برخی نواحی ایران مقایسه کرد؛ یا در این نواحی نیز برخی تعارفات مانند فرهنگ ایرانی به چشم می‌خورد؛ رفتار ساکنین شمال ایتالیا از حیث اجتماعی کمی بسته تر است و این مشابهت با ایرانیان به ایشان قابل تسری نیست.

رفتار مردم شمال تا جنوب ایتالیا هم نظیر مردم ایران کمی با هم متفاوت است و این مشابهت فرهنگی ایتالیایی ها در جنوب بیش از شمال دیده می‌شود

از این منظر، شباهت مردم مرکز و جنوب ایتالیا به ایرانیان از حیث خلق و خو بیشتر است؛ این شباهت بیشتر از حیث قانون گریزی و تقید بیشتر به سنت‌های کهن تا قوانین جدید؛ استفاده غیر اقتصادی و غیر دقیق از زبان در جریان تعارفات و کنایه‌ها و استعاره‌ها و...؛ مقاومت در مقابل نوگرایی و مظاهر آن؛ ساختار فرهنگی مذهبی - سنتی؛ خانواده گرایی؛ تقدم روابط بر ضوابط در حادترین سطح آن یعنی تشکیلات مافیا و... به چشم می‌خورد.

علی رغم این اتحاد، ایتالیا فرهنگ متشتت خود را حفظ کرد چرا که جنوب و شمال ایتالیا به لحاظ زبانی و فرهنگ عامیانه مردم با هم متفاوت هستند و این امر متأثر از همسایگی با کشورهای دیگر، وجود مهاجرین خارجی در این خطه‌ها و عوامل دیگر است.

بر همین مبنا شمال ایتالیا یعنی شهرهای ونیز، میلان، تورینو و دیگر شهرها به این دلیل که در ارتباط با کشورهای سوییس، آلمان و اتریش هستند ناخودآگاه فرهنگ آن کشورها در این مناطق تأثیر گذاشته است چرا که اینها هم جامعه بسته هستند و نظم در حوزه فعالیت‌های اجتماعی و حتی معماری آنها بسیاری دخیل بوده و برعکس آن را کاملاً در جنوب و مرکز مشاهده می‌کنیم.

در جنوب ایتالیا جزیره مستقل سیسیل با کشورهای شمال آفریقا در ارتباط بوده است و در مرکز نیز شهر ناپل و رم است که هر چه از این سمت به طرف جنوب برویم، فرهنگ مردم خون گرم‌تر و به تعبیر خودشان فرهنگ مدیترانه‌ای است و بسیار در تشابه با فرهنگ ایرانی هستند، حتی به لحاظ زبانی هم دیالکت‌های مختلفی دارند که با شمال ایتالیا متفاوت است.

توریست‌های ایتالیایی در ایران خود را غریبه نمی‌دانند

اما در همین خطه جنوب تشابهات زیادی با ما به لحاظ مثبت و منفی است. به طور مثال ایتالیایی‌ها به لحاظ چهره‌ای شبیه ما هستند و مثل ایرانیان  خونگرم هستند  اساتید و ایران شناسانی که به ایران آمده بودند،  می‌گفتند ما احساس نمی‌کردیم که در خیابان‌های تهران یک خارجی هستیم و در یک کشور بیگانه قدم می‌زنیم و ایرانی‌ها هم با این چشم با ما برخورد نمی‌کردند یعنی آنها هم فکر نمی‌کنند یک اروپایی در کشورشان قدم می‌زند.

یکی دیگر از شباهت‌های ایتالیائی‌ها  با ما ایرانیان بحث خانواده گرا بودن در جامعه ایتالیا است، شاید خیلی تصور کنند که ایتالیایی‌ها با توجه به حضور متخصصین مد و لباس و مانکن‌ها یک جامعه غیر دینی، غیر اخلاقی و غیر خانواده گرا باشند، درحالیکه اینطور نیست جامعه ایتالیا یک جامعه بسیار سنت گرا مثل ایران است و علاقه مند شدید به خانواده و تحکیم آن هستند، تا جایی که ما در برخی کشورهای اروپایی شاهد هستیم جوان وقتی به هجده سالگی می‌رسد معمولا خانواده را ترک می‌کند و به صورت مجردی یا با دوستانش زندگی می‌کند اما در جامعه ایتالیا شرایط اینطور نیست اکثر خانواده‌های ایتالیایی تا زمانی بچه‌ها کار نکرده و مستقل نشدند یا حتی اگر ازدواج هم کرده باشند، نزد پدر و مادر خود می‌مانند.

مردم ایتالیا بسیار خانواده گرا و علاقه مند تحکیم خانواده هستند و این نکته ربطی به شمال یا جنوب ایتالیا ندارد

بنابراین حتی در شمال ایتالیا هم خانواده گرایی خیلی مهم است اما نه به اهمیتی که در مرکز و جنوب ایتالیا دیده می‌شود.

در ایتالیا خصیصه تأکید بر نیاکان و اجداد و داشته‌های فرهنگی و تمدنی گذشته خیلی مهم است البته این را ما هم داریم و تأکید بر گذشته دینی و ایرانی و ملی گرایی گذشته خود داشته و می‌بالیم که تمدن هفت هزار ساله داریم و ایتالیایی‌ها هم دقیقا به همین منوال نه به دین گذشته خود بلکه بر تمدن و نیاکان گذشته خود می‌بالند.

نکته دیگر لهجه‌های مختلفی که در ایران و ایتالیا است به طور مثال زبان عامیانه ما در تهران ممکن است با شهرستان‌ها متفاوت باشد آنجا هم همین است یعنی در رُم یک لهجه‌ای دارند که برخی اوقات اصطلاحات غیر اخلاقی هم  در آن زیاد استفاده می‌شود  درحالیکه در شمال اگر این اصطلاحات را به کار ببرید خیلی بد محسوب می‌شود و به مذاق مردم خوش نمی‌آید، یا حتی در سیسیل اصطلاحاتی است که می‌گویند جنوبی‌های ایتالیا بلوف زن‌های خیلی ماهری در دنیا هستند.

وجه اشتراک دیگر ایرانی‌ها  و ایتالیائی‌ها، بوروکراسی طولانی اداری است که در شمال و جنوب البته باز هم متفاوت است، یعنی اگر یک کار روزمره اداری در میلان و تورینو یک روز طول بکشد هرچه به سمت جنوب بروید بیشتر کارهای اداری به طول می‌انجامد.

غذای اصلی مردم ایتالیا؛ اسپاگتی و پیتزا


و بالاخره اینکه علاقه مندی به مسافرت و غذا در ایتالیا خیلی زیاد است همان طوریکه ما ایرانیان هم غذاهای متنوع در استان‌ها داشته و علاقه به سفر داریم. غذای اصلی مردم ایتالیا اسپاگتی و پیتزا است اما هر ایالت و شهری غذای مخصوص خود را دارند. مردم ایتالیا بسیار مهمان نواز هستند و دوست دارند که برای مهمانانشان غذاهای بومی خود را درست کنند و در واقع یک رسم و عادتی دارند که هر خانواده سالی حداقل دو سفر را در برنامه زندگی خود داشته باشد و معمولا هم این سفرها را می‌گذارند برای ماه‌های مرداد و شهریور، برای همین است که ماه آگوست ایام تعطیلی اروپا بالاخص در ایتالیا است البته ادارات رسماً تعطیل نیستند.

*زبان رسمی مردم ایتالیا لاتین است؟

-زبان رسمی ایتالیایی است که با حروف لاتین نوشته می‌شود. مردم تلاششان این است که با لهجه رسمی در ادارات صحبت کنند اما مکالمات استان به استان و ایالت به ایالت متفاوت بوده و مردم با لهجه‌های مختلفی صحبت می‌کنند.

*پس به لحاظ تمول مردم ایتالیا وضع مالی نسبتاً خوبی دارند؟

-ایتالیا کشور قوی و تمدن سازی در دوران قدیم بوده است این کشور روم باستان را داشته، رنسانس از آنجا شروع شده  و واقعا تاریخ ساز بوده است بنابراین در گذشته کشور متمولی بوده و حتی بعد از جنگ جهانی دوم و تا همین دو دهه گذشته جزو کشورهای ثروتمند شناخته شده و مردم ایتالیا بسیار متمول بودند.

در قرون سیزدهم، چهاردهم و پانزدهم میلادی ایتالیا به پیشرفت‌های اقتصادی فراوانی رسید که خود پایه گذار عصر رنسانس شد. ایتالیا در دوره رنسانس به ممالکی تقسیم شده بود که با یکدیگر رقابت داشته و برای اقتدار خود با ممالک خارجی پیمان دوستی و همکاری می‌بستند. در آن روزگار، ایتالیا به علت موقعیت استراتژیک خود در مدیترانه اهمیت زیادی داشت و شهرهای ایتالیا نقش واسطه بین مراکز بازرگانی شرق مدیترانه و غرب اروپا را داشتند..

در چند دهه گذشته مردم ایتالیا خصلت صرفه‌جویی و پس‌اندازگری را پیدا کردند چرا که شاهد جنگ بودند بنابراین هم تلاش می‌کنند پس انداز داشته باشند و هم در مصرف گرایی مقداری عقلانی‌تر باشند. چارچوب و فوندانسیون اقتصادی کشور قوی است چرا که از زمان حکومت موسولینی به بعد زیرساخت ریلی، جاده‌ای و اقتصادی بسیار خوبی در ایتالیا پی ریزی شد.

درست است که الان ایتالیا به لحاظ اقتصادی دومین یا سومین کشور بدهکار اروپا است و بیش از 2450 میلیارد یورو بدهی دارد اما فرقش با کشورهای دیگر بدهکار این است که ایتالیا مثل تاجر شناخته شده و قدیمی است که در صورت ورشکستگی اقتصادی ؛ تجار دیگر و کشورهای اطراف آن به کمک وی شتافته و نمی‌گذارند زمین بخورد ولی به هر صورت این بدهکاری در لایه‌های مختلف جامعه ایتالیا خود را نشان داده و زندگی مردم را بطور مستقیم تحت‌الشعاع خود قرار داده است و دولت هم در چند سال گذشته برنامه ریاضت اقتصادی را در پیش گرفته و تلاشش بر این است که با اخذ مالیات بیشتر و حذف بودجه‌های ادارات و وزارتخانه‌ها ؛ کشور را اداره کند و مانع از هم پاشیدن رشته‌های اقتصادی کشور باشد.

*یونان هم این پشتوانه تاریخی و تمدنی را دارد اما چرا با مشکلات اقتصادی این اندازه درگیر است، در صورتی که ایتالیا وضعیت بهتری دارد؟

-بهرحال ایتالیا به لحاظ جمعیتی و پی ریزی‌های اقتصادی خیلی از یونان قوی‌تر است، درست است که یونان به لحاظ علوم انسانی و فلسفه بسیار جلو بوده اما پی ریزی‌های اقتصادی ایتالیا در یونان صورت نگرفته است، شما به عینه می‌بینید که سیستم جاده‌ای، تولیدات و کارخانجات ایتالیا قابل مقایسه با یونان نیست همین الان خودروسازی ایتالیا چند برند ماشین سازی مهم و گرانقیمت دنیا را می‌زند.

علاوه بر آن  در ایتالیا مشکل توزیع ثروت هم وجود دارد اما در یونان مشکلات از اندوخته‌های اقتصادی است. پیشتر در ایتالیا حقوق‌های کلان و نجومی به برخی مسئولین و مدیران ارشد و نمایندگان مجلس ( که تعدادشان در دو مجلس سنا و ملی بیش از 900 نفر است ) داده می‌شد و دولت در برنامه ریاضت اقتصادی خود تلاش دارد این توزیع ناعادلانه ثروت را تعدیل کند هر چند با مقاومت برخی احزاب و سیاسیون هم مواجه شده است.

پی‌ریزی‌های اقتصادی ایتالیا خیلی از یونان قوی‌تر است بنابراین درست است که یونان به لحاظ فلسفه و علوم انسانی گذشته درخشان‌تری از ایتالیا دارد اما پی‌ریزی‌های اقتصادی ایتالیا را ندارد

بد نیست بدانید که در سیستم ریاضت اقتصادی ایتالیا برنامه‌های خوبی تدارک دیده شده و برخی از آثار صرفه جوئی را  هر کسی می‌تواند در سیستم دولتی و ادارات  به وضوح ببیند.

عملا پذیرائی و ریخت و پاش‌های آنچنانی که در سیستم اداری ما وجود دارد در ایتالیا منسوخ است و حتی در بالاترین سطوح مثل ملاقات دو وزیر به یک فنجان چایی یا قهوه بسنده می‌شود نه اینکه در اتاق هر مدیر چندین بسته میوه و شیرینی و ناهار و شام باشد. البته این شکل ظاهری قضیه است ولی در باطن امر اختلاس‌های متعددی در شهرداری‌ها و برخی موسسات مالی صورت می‌گیرد که هر از چندگاهی اخبار و گزارش‌های آن در روزنامه‌ها منعکس می‌شود.

*به صنعت ایتالیا اشاره کردید، غیر از بحث خودروسازی چه صنایع دیگری این کشور دارد؟

-ایتالیا شیلات و کشاورزی قوی دارد ما در شمال ایتالیا صنایع خودروسازی و صنایع مادر را داریم، البته کشاورزی هم در شمال قوی است اما در جنوب زمین‌های بسیار حاصلخیزی می‌بینیم و دامپروری و تولیدات صنایع شیمیایی هم خیلی قوی است.

از جمله مهم‌ترین صنایع این کشور می‌توان به صنایع فلزکاری، ماشین‌آلات، شیمیایی، وسائل نقلیه، مواد غذایی، منسوجات و البسه، هواپیماسازی، کشتی‌سازی، پتروشیمی، الکتریکی و جنگ‌افزار اشاره کرد. گندم، جو، سیب‌زمینی، چغندر قند، سیب، ذرت، برنج، انگور،  صید ماهی، پرورش گاو و خوک نیز مهم‌ترین محصولات کشاورزی و دامپروری کشور ایتالیا را تشکیل می‌دهند. 

به لحاظ جغرافیایی، شمال کشور ایتالیا از نقطه نظر صنعتی پیشرفته تر از جنوب این کشور است و اقتصاد جنوب علاوه بر صنایع متوسط بر کشاورزی مبتنی است. از جمله استان‌های صنعتی شمال ایتالیا می‌توان به استان‌های لومباردیا؛ پیه مونته؛ ونتو و امیلیا رومانیا اشاره کرد.

 اهم محصولات خودروسازی این کشور به محصولات فیات؛ لانچیا؛ فراری؛ مازراتی؛ ایوکو و آلفا رومئو اختصاص داشته و در صنایع مکانیک نیز، آپریلیا؛ پیاججو؛ گارللی و ایتالجت (1) صاحب نام اند؛ همچنین، در صنعت پوشاک پراد (2)؛ دولچه و گابانا؛ آرمانی؛ بنتون  و گوچی شهرت جهانی دارند. مطابق  آمارهای رسمی ایتالیا، در حالی که تنها حدود 2 درصد از تولید ناخالص داخلی ایتالیا به بخش کشاورزی وابسته است؛ 25% آن به صنایع و 73% آن به بخش خدمات راجع است.

اقتصاد ایتالیا تا حد زیادی بر تجارت خارجی و واردات و صادرات این کشور وابسته است؛ به نحوی که در سال 2008 میلادی، ایتالیا در یکی از بهترین رتبه‌های اقتصادی خود در سال‌های اخیر، ششمین کشور صادر کننده و هفتمین کشور وارد کننده کالا و خدمات در سطح جهان بوده است.

ایتالیایی‌ها یک خصیصه‌ دیگری هم دارند، آن هم بازتولید محصولات کم کیفیت و ارائه آن با کیفیت بالاتر است،  تلاش ایتالیائی‌ها برای این است که محصولاتشان را به صورت خام عرضه نکنند مثلا یک شهری در جنوب دارند که خودشان می‌گویند شهر پسته، زمین‌های زیادی در اطراف کوه آتشفشانی معروف جنوب وجود دارد که گدازه‌های آتشفشانی آنجا را برای رشد پسته حاصلخیز کرده است.

اما این پسته با کیفیت پایین بوده و قابل مقایسه با پسته‌های ما نیست اینها برای اینکه برند خود را نگه دارند پسته را به هیچ عنوان به شکل خام صادر نمی‌کنند بلکه آن را در قالب صنایع جانبی پسته به سس  «پستو» ( سسی مخصوص که در دنیا بسیار معروف است و حتی این روزها در فروشگاه‌های تهران هم آمده است)، ارائه می‌دهند.

*همانطور که گفتید تمدن ایتالیا خیلی قوی است الان جایگاه این تمدن در اروپا چقدر مهم است؟ چقدر چهره‌های مطرح اندیشمند و فیلسوف در ایتالیا وجود دارد، کتاب‌هایی که در ایتالیا  منتشر می‌شود چقدر خط و ربطی در دنیا ایجاد کرده و جریان‌سازی داشته است ؟

- ایتالیا به هر حال کشور تمدن ساز بوده، روم باستان را داشته است فیلسوفان مهمی در تاریخ آن شاهد هستیم اما یک خصیصه گذشته گرایی و تأکید بر تمدن گذشته را به صورت منفی در خود دارند و ما در حداقل دو دهه گذشته دیگر شاهد رشد فیلسوفان و اساتید مطرح ایتالیایی مثل گذشته نیستیم.

بدون شک ایتالیا به واسطه موقعیت سوق الجیشی خود نقش منطقه‌ای مهمی در منطقه مدیترانه و اتحادیه اروپا دارد. همچنین این کشور به عنوان میراث دار امپراطوری روم و دوره قدرت کلیسا؛ یا مهد نوزایی هنری در اروپا؛ به ویژه با جاذبه‌های طبیعی و تاریخی گردشگری‌اش، معنا و جایگاه فرهنگی ویژه‌ای در اروپا و حتی جهان دارد. مضافاً بر این که جایگاه صنعتی این کشور در صنایع خودروسازی؛ ساختمانی؛ شیمیایی و... را نیز نمی‌توان کتمان کرد و در صنایع کشاورزی و غذایی نیز ایتالیا چنین جایگاه ممتازی دارد؛ اما از حیث شاخصه‌های فرهنگی، ایتالیا دوره‌ای از رکود را نمایش می‌دهد.

از پیشتازی شهرهای ایتالیایی به عنوان پایتخت جریان های تأثیرگذار فرهنگی، زمان زیادی گذشته و پس از جریان آینده گرایی هیچ جریان فرهنگی تأثیر گذار بر اروپا در این کشور رخ نداده است.  پس از مرگ «امبرتو اکو» این کشور هیچ نویسنده جایگزینی در آن سطح نداشته و فاقد یک فیلسوف زنده می‌باشد، مضافاً بر این که پیشتازی هنری ایتالیا نیز به صنعت طراحی لباس و سینمای برون مرزی این کشور محدود شده است.

این امر علاوه بر حفره‌های فرهنگی نظیر تأثیرات  گذشته گرایی افراطی‌ای که ایتالیا‌یی‌ها با آن مواجه‌اند؛ به بهره وری پایین فعالیت سیاسی دولت‌های اخیر این کشور؛ بدهی ملی هنگفت ناشی از آن؛ و تغییر مناسبات سیاسی و اقتصادی جهان معاصر در قالب شکل گیری اتحادیه اروپا و پول مشترک آن و... راجع است.

در نهایت واقعیت‌ها حاکی از آن است که مهم‌ترین جریان‌های اجتماعی ایتالیا معاصر نظیر جریانی منجر به تأسیس یک وزارت خانه جدید؛ تصمیمی در پارلمان مبنی بر افزایش مشارکت سیاسی زنان و... عمدتاً در ساختار فرهنگی ایتالیا شکل نگرفته و تحت تأثیر فرهنگ ایتالیایی از کلان فرهنگ‌های تأثیرگذار بر آن؛ نظیر اروپاگرایی حاکم بر اتحادیه اروپا یا جریان‌های غالب جهانی سازی، تصمیم گیری شده و به این کشور نیز دیکته شده است. بر این مبنا، این جریان‌ها نظر به نداشتن ریشه در ساختار فرهنگی این کشور،  در غالب موارد توفیق چندانی نداشته؛  یا با شکست مواجه شده و به تحولی مثبت نینجامیده است. 

پنجاه سال پیش برخی جریانات خاص فکری را در ایتالیا شاهد بودیم که این جریانات حتی در حوزه آمریکا و اروپا هم تأثیرگذار بود مثل همان جریان فکری آینده گرایی در حوزه هنری و مکاتب مختلف هنری قبل و بعد رنسانس شاهد بودیم. هنرمندان مطرح حوزه نقاشی، تجسمی، معماری و... ایتالیا در دنیا مطرح بودند همین مکتب هنری ونیز، فلورانس و رم خیلی شاخص هستند اما الان دیگر اینها جریان ساز نیستند با اینکه افکاری دارند اما نتوانستند آن را جریان سازی کرده و خارج از ایتالیا ببرند، بالاخص در حوزه فلسفه.

در چند سال گذشته هم با عنایت به بحث اعمال برنامه ریاضت اقتصادی  در ایتالیا ؛ دولت مجبور شد بودجه بسیاری از مراکز از جمله حوزه فرهنگی و آکادمیک و کتابخانه ملی ایتالیا را حذف کند. کتابخانه ملی ایتالیا در سال 2013 بودجه ای برای خرید کتاب نداشته است و سایر موسسات فرهنگی و علمی هم تقریبا مشابه آن بوده و بودجه بسیار کمی داشته‌اند و بهرحال همه اینها حوزه علوم انسانی را به عقب می‌راند. یا مثلا انجمن فلسفه ناپل در دهه گذشته در دنیا مطرح بود اما اکنون در حال بسته شدن است و اساتید کمی آنجا رفت و آمد می‌کنند.

*نظام آموزشی به چه صورت است آیا مثل ایران  کنکور و تحصیل رایگان دانشگاهی دارند یا با توجه به ریاضت اقتصادی اینها هم ملغی شده است؟

در مقایسه با رشد ساختارهای آموزشی در کشورهای پیشرو اروپایی، سیستم آموزشی ایتالیا در قرون 18 و 19 م. رشد چندانی نداشته است؛ اما با استقرار نظام جمهوری ایتالیای متحد در سال 1860 م. این ساختار سیاسی - اجتماعی نو بنیاد، نهادهای آموزشی متناسب با خود را نیز بنیاد نهاد؛ به نحوی که با تدوین قوانین مشروط سال 1895 م.، موج جدید احیاء ساختارهای آموزشی در این کشور آغاز شد و بر مبنای آن، نظام آموزشی جامعی که برای دوره‌های مقدماتی تا دانشگاهی تعریف شده بود، در ایتالیای متحد اعمال شد.

بی تردید، یکی از الگوهای غالب در فضای آموزشی ایتالیای پایان قرن 19 م. و نیمه نخست قرن 20 م. نظریات ماریا مونته سوری(1952-1870 م.) در فلسفه تعلیم تربیت بوده است. با روی کار آمدن حکومت فاشیستی موسولینی در ایتالیا،  روند فرمایشی شدن مفاد آموزشی و نظارت بر آن در ایتالیا آغاز شد. موج نخست حکومتی شدن آموزش در ایتالیا از سال 1923 م. به مدیریت جووانی جنتیله(1944-1875 م.)؛ فیلسوف ایتالیایی و وزیر آموزش وقت، آغاز شد و با تدوین منشور فاشیستی آموزش در سال 1939 م. به اوج خود رسید.

روندی که با فروپاشی حکومت فاشیستی در سال 1944 م. متوقف شد و ماهیتی غیر دینی و مردم سالار و تا حد امکان غیر فرمایشی-حکومتی به خود گرفت تا در نهایت، از سال 1947 م. با وضع قوانینی در خصوص ارتقاء و گسترش سطوح آموزش رسمی و به کار گیری توان مندی‌های آموزش غیر رسمی از طریق رسانه‌های ارتباط جمعی، فصل تازه ای در تاریخ آموزش و پرورش کشور ایتالیا آغاز شد.

امروزه مطابق قانون اساسی جمهوری ایتالیا،  حق تحصیل یکی از حقوق اولیه شهروندان این کشور محسوب می‌شود که مقاطع مقدماتی آن رایگان و هشت سال نخست این مقاطع مقدماتی(ابتدایی و متوسطه)، الزامی است. این الزام از یک سو متوجه دولت از حیث فراهم سازی امکانات تحصیل رایگان و از سوی دیگر متوجه والدین از حیث تعهد به پیگیری و اجرای این امر است.

از دشواری‌های والدین دانش‌آموزان مقاطع آموزشی در کشور ایتالیا، می‌توان به قیمت بالای کتب درسی اشاره کرد که آنها را بر آن می‌دارد که کتب مستعمل را خریداری کرده یا با کتب درسی فرزندان خود در سنوات گذشته مبادله کنند؛ همچنین حجم بالای این کتب و برنامه ریزی درسی به نحوی که دانش آموزان را ملزم به حمل روزانه تعداد زیادی کتاب اند، از معضلات دیگر داتش آموزان ابتدایی در کشور ایتالیا است.

مقطع بعدی تحصیلی در کشور ایتالیا، مقطع دبیرستان است که اصطلاحاً مقطع تحصیلی پیشرفته  خوانده می‌شود. تحصیل در این مقطع الزام قانونی ندارد؛ اما در صورت ادامه تحصیل؛ علاوه بر مدارس خصوصی، مدارس دولتی نیز امکان تحصیلات رایگان در این مقطع را فراهم می‌سازند.

کلیه متقاضیان ایتالیایی دارای گواهی پایان تحصیلات دبیرستان یا مقتضیان غیر ایتالیایی دارای مدرک تحصیلی معادل آن، می‌توانند پس از موفقیت در آزمون ورودی رشته تحصیلی مورد نظرشان، تحصیلات عالی خود را در دانشگاه های ایتالیا ادامه دهند. این آزمون ورودی، آزمونی غیر متمرکز بوده که توسط دانشکده‌ها برگزار می‌شود.

ممکن است در خصوص برخی رشته‌های کم متقاضی‌تر در برخی سنوات تحصیلی با آزاد اعلام کردن آن‌ها، آزمون ورودی‌شان نیز حذف شود. این آزمون حسب رشته مورد نظر به صورت کتبی؛ شفاهی؛ کتبی-شفاهی و یا حتی آزمون‌های عملی(رشته‌های هنر و...) برگزار شده و در خصوص دانشجویان خارجی، سنجش میزانی از آشنایی با زبان ایتالیایی در رشته‌های تحصیلی ایتالیایی زبان را نیز در بر می‌گیرد.

حسب رشته تحصیلی_مگر در موارد خاص_ طول دوره تحصیل می‌تواند 2؛ 3؛ 5؛ یا 7 سال باشد که دوره‌های 3 ساله آن تقریباً معادل کارشناسی؛ دوره‌های 2 ساله آن معادل کارشناسی ارشد و دیگر دوره‌های تحصیلات تکمیلی پس از کارشناسی؛ دوره‌های 5 ساله کارشناسی ارشد پیوسته؛ دوره‌های 3 یا 5 سال دکترای تحقیقات و دوره های 7 ساله دکترای پیوسته باشد.

در آغاز هر دوره تکمیلی غیر پیوسته، آزمون ورودی یا ارائه یک طرح تحقیق و شرکت در مصاحبه در خصوص آن ضرورت دارد که دانشجویان خارجی متقاضی شرکت در دوره های ایتالیایی زبان، باید علاوه بر آن در آزمون ورودی زبان ایتالیایی نیز شرکت کنند.

علاوه بر تفاوت فاحش شهریه‌های دانشگاهی میان دوره‌های انگلیسی زبان یا دانشگاه‌های خصوصی و دولتی، در دانشگاه‌های دولتی نیز میزان این شهریه متغیر بوده و بر اساس وضعیت اقتصادی اعلام شده دانشجو یا خانواده وی که بر مبنای متغیرهای درآمد سالیانه؛ شرایط محل سکونت؛ تعداد افراد خانواده یا تحت تکفل و... محاسبه می‌شود.

در خصوص دانشجویان کشورهای عضو اتحادیه اروپا، ساختارهای مساعدتی و مبادله دانشجوی متفاوتی نظیر طرح اراسموس نیز وجود دارد. این مساعدت‌ها در خصوص دانشجویان نخبه و طرح‌های تحقیقاتی دوره دکتری بسیار بیشتر بوده و هزینه‌هایی نظیر خرید کتاب و سفرهای تحقیقاتی را نیز در بر می‌گیرد.

انتقادات به نظام آموزشی ایتالیا

علی رغم پیشرو بودن نظام آموزشی ایتالیا در مقایسه با بسیاری از کشورهای جهان؛ تحقیقات گویای مشکلات بنیادین در این نظام است. بخشی از این مشکلات محصول کمبودها؛ به ویژه در منابع مالی است که تا حد زیادی به بحران اقتصادی اخیر این کشور راجع است؛ اما علاوه بر آن، سیاست‌گذاری‌های نادرست و برنامه ریزی‌های بین المللی؛ ملی و منطقه‌ای ناهماهنگ که عدم بودجه بندی صحیح منابع مالی و انسانی در مناطق شمالی و جنوبی ایتالیا از مهم‌ترین مصادیق آن است را نیز باید به این معضل افزود؛ مضافاً بر این که پاره‌ای ناهنجاری‌های اجتماعی-فرهنگی-اخلاقی نظیر بارونیسم در فضاهای آموزشی ایتالیا نیز به تشدید مشکلات آموزشی این کشور دامن زده است.

علاوه بر این، مانند بسیاری از دیگر جریان های فرهنگی-اجتماعی-سیاسی- اقتصادی و...  در ایتالیای معاصر که منشأ درونی نداشته و صرفاً بر مبنای همراهی اجتناب ناپذیر با یک جریان بین المللی در ایتالیا نمود یافته است؛ استقلال نهادهای آموزشی در اروپا که انقلاب فرهنگی پایان دهه هفتاد میلادی در کشور فرانسه نقطه اوجی در آن بوده است؛ در ایتالیا به واسطه غیر بومی بودن منشأ فرهنگی آن،  بیشتر به شکل نوعی عدم هماهنگی و مجال خودکامگی های درون دانشگاهی و راه مفر از نظارت در مواردی نظیر بارونیسم نمود یافته است.

صرف نظر از آن چه جامعه دانشگاهی ایتالیا در خصوص خود می‌پندارد  و می‌نمایاند و  فراسوی تقسیم بندی سنتی دانشگاه های این کشور به سه گروه ممتاز؛ خوب و متوسط، در میانگین مجموعه ارزیابی های معتبر متفاوت بین المللی در این خصوص، کم تر  دانشگاه ایتالیایی در میان 100 دانشگاه برتر جهان جای دارد  که در موارد استثناء نیز، بیش از مؤلفه‌هایی نظیر نوآوری، تألیفات و انتشارات، برگزاری همایش یا تصدی نقش های تأثیر گذار علمی توسط اساتید و فارغ التحصیلان این دانشگاه‌ها، رتبه‌بندی‌ها مرهون امتیاز ناشی از تاریخچه یا امکانات سخت افزاری از پیش موجود بوده است.

در دانشگاه‌های دولتی نه تنها سیستم رایگان است بلکه برای دانشجویانی که رتبه‌های خوبی بیاورند شهریه‌ها و بورسیه‌های خوبی هم داده می‌شود، البته این بورسیه‌ها عمدتاً برای شهروندان خارجی است که از کشورهای مختلف می‌آیند اینها عمدتاً بورس بگیر بودند هرچند که در یک سال گذشته وضعیت اقتصادی سیستم آموزش عالی یک مقدار مشکل پیدا کرده و تلاش می‌کنند که بورسیه‌ها را کم کنند اما با این حال بیش از هشتاد درصد دانشجویان خارجی از این بورس استفاده می‌کنند.

سیستم بورس دهی هم سیاست خود دولت ایتالیا است و هم بودجه‌های کلانی را از اتحادیه اروپا دریافت می‌کنند که عمدتا از دانشجویانی که از کشورهای جهان سوم به آنجا می‌روند، تعلق می‌گیرد. دانشگاه رم که بزرگترین دانشگاه در ایتالیا محسوب می‌شود به عنوان یک دانشگاه معتبر و ممتاز مدارکش در ایران هم مورد قبول است. قدیمی‌ترین دانشگاه اروپا، دانشگاه بلونیا را در بلونیا داریم که بیش از 900 سال قدمت دارد و آنرا با جندی شاپور ایران  مقایسه می‌کنند.

ادامه دارد...

* درباره بورسیه دانشجویی در ایتالیا بفرمایید. این بورس برای این است که بودجه‌ای از اتحادیه اروپا دریافت شود، یا از آن سو تعهدی هم برای دانشجویان بعد از تحصیل ایجاد می‌کند؟

- چنین بورسی هیچ الزامی برای دانشجو ایجاد نمی‌کند، یعنی بورس را نمی‌دهند که دانشجو را در آنجا نگه دارند، بلکه بورس می‌دهند به دو دلیل یکی اینکه دانشگاه‌ها و دوم فرهنگ خود را به دنیا معرفی کنند و این جزو سیاست‌های قدیمی ایتالیا بوده که سیستم آموزشی را رایگان ارائه می‌دهد و در واقع تلاش می‌کند از کشورهایی که دانشجو می‌گیرد بورس بدهد، البته این افراد هم گلچین می‌شوند.

مدارس آموزش ایتالیایی در خارج از کشور که در خود ایران هم هست یک سال دوره آموزش ایتالیایی برگزار می‌کنند  و دانشجو را از این کانال جذب می‌کنند اینطورهم نیست که همه نخبگان از این کانال رد بشوند ولی اگر دولت ایتالیا بخواهد از دانشجویان خارجی نگه داری کند، قطعاً نخبگان آنها را انتخاب می‌کند.

*یعنی خود سفارت ایتالیا در ایران کلاس‌های آموزش زبان برگزار می‌کند؟

- خارج از مجموعه سفارت چنین اتفاقی می‌افتد در برخی کشورها به نام مراکز دانته کلاس‌هایش معروف است اما در ایران به نام مدرسه آموزش زبان ایتالیایی زیر نظر سفارت کار می‌کنند، در واقع مرکزی در فرمانیه است که جداگانه چنین کلاس‌هایی برگزار می‌کنند این کلاس‌ها هم منبع درآمدزایی خوبی برای سفارت و مجموعه آنها هست و هم دانشجویان متعددی را جذب می‌کنند و سالانه سهمیه‌ای را دراختیارشان می‌گذارد.

*عدد مشخصی وجود دارد که چه تعداد دانشجوی ایرانی در ایتالیا تحصیل می‌کنند؟

- در مورد تعداد دانشجویان  ایرانی در ایتالیا عدد دقیقی قابل ارائه نیست  ولی اکنون حدوداً بین 4 تا 5 هزار دانشجوی ایرانی هست که آنجا تحصیل می‌کنند در خصوص تعداد کل ایرانی‌ها هم باید گفت که ایتالیا میزبان حدود سی هزار نفر ایرانی است که براساس آمار رسمی دولت ایتالیا که در روی وب سایت ISTAT موجود است 16800 نفر را در سال 2015 اعلام کردند ولی با توجه به فاکتورهای مختلفی که موجود است نشان می‌دهد بین 25 تا 30 هزار ایرانی در ایتالیا زندگی می کنند.

بین 4 تا 5 هزار دانشجوی ایرانی در ایتالیا تحصیل و حدود سی هزار نفر ایرانی نیز در این کشور زندگی می‌کنند.

*یعنی ایرانیان هم غیر قانونی به ایتالیا می‌آیند؟

 - تعداد ایرانیان غیر قانونی در ایتالیا کم است، برای اینکه تعدادی از ایرانیان هم مثل بقیه کشورها غیر قانونی یا در قالب سیستم مهاجرت که در سه سال گذشته رایج شده، آمدند و برخی هم از کشورهای مختلف به ایتالیا آمده‌اند، اما ایتالیا نسبت به کشورهای دیگر سهل الورودتر است و کسانی که به صورت غیرقانونی وارد می‌شوند؛ بعد از مدتی به کشورهای دیگر می‌روند هرچند با مشکلات عدیده‌ای روبه رو می‌شوند.

*وضعیت کار در ایتالیا به چه صورت است؟

-قطعاً ایتالیا با معضل جدی بیکاری به خاطر مشکل اقتصادی روبه رو است و روزانه صدها شرکت بسته شده و صدها نفر در این کشور بیکار می‌شوند و در واقع دولت فشاری که با ریاضت اقتصادی به مردم خود از طریق اخذ مالیات‌های مستقیم و غیر مستقیم وارد می‌کند ، تعداد بیکاری به هزاران نفر می‌رسد لذا در آماری که ارائه می‌شود بیش از 22 درصد بیکاری را در این کشور شاهد هستیم و در برخی اقشار بیش از 40 درصد بیکاری دارند و با این همه بیکاری دولت ایتالیا به راحتی نمی‌تواند از دانشجویان یا فارغ التحصیلان خارجی استفاده کند این مشکل و معضل در سیستم آموزشی ایتالیا هم خودش را نشان داده است.

در برخی دانشگاه‌ها دپارتمان‌های زبان‌های خارجی در هم ادغام می‌شوند یا در نهایت یک دانشکده می‌زنند تا اساتید و پرسنل اینها را کم کنند و حتی اساتیدی که بازنشست می‌شوند تعداد کمی از بین آنها جایگزین می‌شود و در نهایت تلاش دولت در کوچک سازی ارگان‌ها حتی در سیستم دانشگاهی و آموزشی است و در نهایت این کار باعث شد که برخی کرسی‌های زبان فارسی در دانشگاههای ایتالیا دچار مشکل نیروی انسانی شوند.

پنج دانشگاه ایتالیا کرسی زبان فارسی دارد که هدف ما نیز تقویت این کرسی‌ها در دانشگاه‌های ایتالیا بوده است

در 5 دانشگاه ایتالیا؛ کرسی زبان فارسی وجود دارد که از زمان قبل از انقلاب اسلامی دائر بودند و بعد از انقلاب هم یکی از سیاست‌های رایزنی فرهنگی تقویت کرسی‌های زبان فارسی در دانشگاه‌ها را انجام می‌دهد.

ما هم در 4 سال گذشته مواجه با این سیستم محدود سازی کرسی‌ها شدیم چرا که دانشگاه‌ها اعلام کردند اگر کرسی‌های زبان‌های فارسی سوددهی اقتصادی نداشته باشند ما مجبوریم اینها را یا برچینیم یا ادغام در دیگر کرسی‌ها کنیم.

مثلا در حوزه زبان عربی برخی کشورها کمک کردند و در دانشگاه‌هایی که زبان عربی تدریس می‌شد اینها را تقویت کردند کشورهایی مثل مصر و کویت پیش قدم در تقویت کرسی‌های زبان عربی شدند. در حوزه زبان چینی در سال 2012 تعداد دانشجویان زبان چینی شاید به 20 نفر هم نمی‌رسید اما در سال 2016 بیش از 400 نفر دانشجو در ساپینزا دارند و دولت چین برای تقویت این کرسی مساعدت مالی می‌کند.

لذا ما هم مواجه با این مشکل جدی برای کرسی‌های زبان فارسی شدیم و هم و غم ما این بود که این کرسی‌ها جمع و ادغام نشوند و بلکه توسعه هم پیدا کنند تا حدودی موفق شدیم اما خیلی کار داریم.

*از ایران کمک مالی نداشتیم؟

- در 5 دانشگاهی که کرسی زبان فارسی داریم و با بودجه عمومی دانشگاه‌ها اداره می‌شود رایزنی فرهنگی در تغذیه فکری، کتاب، محتوا و محموله‌های فرهنگی کمک می‌کند.

دوره‌های آموزش زبان فارسی در خود رایزنی فرهنگی هم از قدیم الایام دائر بوده و با استفاده از اساتید مجرب؛ در طول سال دو ترم برگزار می‌شود و خوشبختانه کیفیت این کلاس‌ها خیلی خوب است حتی این کرسی‌ها در دانشگاههای ایتالیا هم به رسمیت شناخته می‌شوند و دانشجویانی که از اینجا فارغ التحصیل می‌شوند در دانشگاه هم از آنها استفاده می‌کنند و هزینه برگزاری این دوره‌ها با رایزنی فرهنگی است.

ما در دانشگاه پالرمو در سیسیل سال گذشته سه دوره موقت برگزار کردیم امسال هم قرار شد کرسی دائمی در دانشگاه برای نخستین بار دائر کنیم، استاد این کرسی را هم تقبل کردیم که یک سال بفرستیم و بعد هزینه‌ها را خود دانشگاه بدهد. در دانشگاه تورینو هم به توافق رسیدیم که کرسی زبان فارسی دائر شود و ما هم در تأمین استاد مربوطه دانشگاه را یاری کنیم.

اما واقعیت این است که ما هر چه قدر در حوزه زبان فارسی سرمایه گذاری کنیم جا  دارد و این می‌طلبد که بنیاد سعدی که وظیفه ترویج و گسترش زبان فارسی در خارج از کشور را بر عهده دارد بیش از گذشته به ایتالیا توجه کند چرا که اشتیاق مردم ایتالیا برای فراگیری زبان فارسی و شناخت فرهنگ ایران

ماهرچه در حوزه زبان فارسی سرمایه‌گذاری کنیم بازهم کم است  غیرقابل توصیف است و قابل مقایسه با دیگر کشورهای همجوار هم نیست.

رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در طول سال نزدیک بیش از بیست نفر را به دوره‌های دانش افزایی زبان فارسی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی اعزام می‌کند و معمولا اینها را از بین 50 ـ 60 نفر گلچین می‌کند که این تعداد هزینه‌های بلیط را هم خودشان می‌دهند و ما فقط اسکان و آموزش را تقبل می‌کنیم ولی باز هم ظرفیت پذیرش ایتالیائیها بسیار بالا است و امیدوارم تعداد بیشتری از آنها بتوانند در این دوره‌های دانش افزائی شرکت کنند و شاید بهترین روش برگزاری این دوره‌ها در قالب همکاری‌های دانشگاهی بین دو کشور باشد که خوشبختانه در دو سال گذشته این روند سیر صعودی داشته است.

* ان‌شاءالله. برای ادامه بحث لطفا درباره وضعیت مذهب در خود ایتالیا و واتیکان توضیحاتی ارائه دهید؟

-کشور ایتالیا با توجه به مساحتش که نصف ایران است دارای بیست ایالت است و 5 ایالت هم خودمختار و نیمه مختار دارد. جمعیت این کشور براساس آخرین سرشماری 2014، 60 میلیون و 808 هزار نفر بوده که البته پراکندگی این جمعیت در ایالت‌های مختلف متفاوت است ولی در لاتسیو و برخی ایالات شمالی تراکم زیاد و در برخی که صنعتی نیست تراکم کمتر است از این جمعیت 5.8 درصد هیچ دینی ندارند، 94.2 جامعه دیندار محسوب می‌شوند.

از این تعداد جمعیت خداباور 91.6 درصد مسیحیت و 2.6 درصد سایر ادیان (یهود ـ‌اسلام ـ‌ خرده ادیان) هستند. از این سایر ادیان 1.9 درصد مسلمانان هستند بنابراین بعد از مسیحیت، اسلام بزرگترین جامعه دینی ایتالیا را دارد اگر نسبت کل ایتالیا را بگیریم شاید 1.3 تا 1.6 درصد را مسلمانان تشکیل بدهند.

از جمعیت خداباور ایتالیا، 91.6 درصد مسیحیت و 2.6درصد سایر ادیان هستند که ازاین سایر ادیان، 1.9 درصد را مسلمانان تشکیل می‌دهند

همانطور که گفتم ایتالیا مهد تمدن غربی و مسیحیت بوده است پس از روم باستان همه حکومت‌های تشکیل شده صبغه دینی داشته‌اند.

پاپ در جامعه قدیم ایتالیا هم پادشاه و هم رهبر دینی بوده است و لذا به هر کدام از شهرهای مهم ایتالیا قدم بگذارید کلیساهای بسیار بزرگ و باشکوهی می‌بینید که هیمنه مادی این کلیسا همه توریست‌ها را به خود جلب می‌کند و این نشئت گرفته از این قضیه است که در جامعه قدیم ایتالیا پاپ هم رهبر و هم پادشاه دولت ـ شهرها بوده است این روند تا 1861 م. ادامه داشت که جامعه متحد ایتالیا به وجود آمد و کم کم قدرت پاپ کمتر شد تا جایی که طی یک قرارداد با دولت ایتالیا پاپ و جامعه واتیکانی محصور در محل واتیکان امروزی شد که 44 هکتار بیشتر نیست.

اوایل از سوی واتیکان و پاپ وقت مقاومت زیادی صورت می‌گرفت که اینقدر محدودیت نداشته باشند اما در عالم سیاست و تقسیم قدرت بین ایتالیا و واتیکان به این نتیجه رسیدند که براساس قرارداد آنها در محل واتیکان و محدوده آن قرار بگیرند.

بیشترین و مهمترین ساختمان‌ها در شهرهای مهم ایتالیا کلیساها هستند خود شهر رم را شهر هزار کلیسا می‌نامند شما اگر در هر کوچه و خیابانی قدم بزنید چند کلیسا در آن وجود دارد و چون به تدریج جامعه غیر دینی ایتالیا هم بزرگتر می‌شود کلیساها یکی پس از دیگری هم اندازه‌شان کوچکتر و در برخی شهرها حتی این کلیساها و مجموعه‌های متعلق به آن را واگذار به مجموعه‌های دیگر می‌کنند، حتی ما شاهد بودیم در یکی از شهرها مسلمانان کلیسا را خریده و مراسم عبادی خود را در آن انجام می‌دهند، اما در کل جامعه ایتالیا یک جامعه مسیحی و دینی است هرچند که به تدریج شدت آن کاسته می‌شود.

حضور واتیکان و پاپ در ایتالیا صبغه دینی جامعه ایتالیا را تقویت می‌کند اگرچه کشور مستقل و صاحب یک رأی در سازمان ملل است و پاپ به عنوان رییس جمهور واتیکان است و برای خود هیئت دولت و تشکیلات جداگانه‌ای از ایتالیا دارد اما آقای پاپ خود را محصور در واتیکان نمی‌پندارد، واتیکان قدرت جهانی برای خود دارد و هدایت جامعه 1.2 میلیارد نفری مسیحیت در دنیا را دارد. در دنیای کاتولیک حوزه واتیکانی حوزه جهانی محسوب می‌شود حتی در داخل خاک ایتالیا.

حضور واتیکان و پاپ در ایتالیا صبغه دینی جامعه ایتالیا را تقویت می‌کند

پس به رغم اینکه جامعه واتیکان کوچک است و 800 نفر بیشتر اتباع واتیکانی نیستند و مجموعه پرسنل اداری و حتی سیاسی واتیکان در دنیا به سه هزار نفر نمی‌رسد، شما تصور کنید که یک مجموعه منسجم سه هزار نفری مدیریت جامعه 1.2 میلیاردی دنیا را با یک نظم خاصی اداره می‌کند که ما این نظم واتیکانی را در جامعه ایتالیا نمی‌بینیم و این نظم هم نشئت گرفته از تجربه دینی و حکومتی کلیسایی بوده است.

واتیکان بیش از 250 هزار واحد آموزشی را در دنیا مدیریت می‌کند جامعه‌ای که دانشگاه‌های متعدد پزشکی و غیر پزشکی حتی در دل ایتالیا دارد مثل دانشگاه لاتران در قلب رم، سالزیانا در رم و قلب مقدس در میلان را اینها مدیریت می‌کنند و به تربیت نیروی انسانی مورد نیاز خود نه تنها در ایتالیا بلکه کل دنیا انجام می‌دهند.

در نهایت اینکه حضور واتیکان و پاپ در ایتالیا رنگ دینی را در این کشور تشدید می‌کند و تلاش خودشان نیز براین است که مسیحیان بیشتری را روزهای یکشنبه به کلیساها بکشانند البته این هم در دوره‌های مختلف متفاوت است سیاست‌هایی که واتیکان در سال‌های اخیر اعمال کرده و می‌کند در جهت بازیابی هویت و شخصیتی که به تدریج درحال کمرنگ شدن در ایتالیا و جامعه بین الملل بود، سیاست های اخیر این است که جذبه و هویت گذشته خود را احیاء کنند.

برهمین اساس پاپ جدید، آقای فرانچسکینی یکی از شخصیت‌های کاریزماتیک در دنیای کاتولیک و مسیحیت است که وی با این شخصیت وارد عرصه شد و سیاست‌های خود انتقادی را در پیش گرفت و برخلاف پاپ قبلی که هم به لحاظ تشریفاتی خیلی بیشتر بود و هم به لحاظ شخصیت کاریزماتیک بودن با آقای فرانچسکینی قابل مقایسه نبود.

درهر حال وی سیاست‌های جدیدی اعمال کرد از جمله اینکه کل تشریفات را از ملاقات‌ها و رفت و آمدهای خود برچید، حتی در ظاهر خود؛ این امر را رعایت کرد و تجملاتی که در وجود پاپ قدیم بود حذف کرد. رفت و آمدها و سرکشی‌هایی که حتی در داخل جامعه ایتالیا و سایر کشور های دنیا هم بود تأکید داشت و الان هم می‌بینیم که در حوزه آفریقا و آسیا و آمریکا مسافرت می‌کند.

*کارهای پوپولیستی هم انجام می‌دهد مثلاً یک ماه پیش گفته بودند که با 21 آواره سوری ناهار میل کرده، درست است؟

-البته من این کار را پوپولیستی نام نمی‌گذارم شخصیت پاپ یک شخصیت کاریزماتیک است و قطعا به عنوان کسی که میخواهد دنیای مسیحیت را تبلیغ کند و این شخصیت افتاده و مردمی جزو سیاست‌های او است.

در طول سال یکی از رسوم پاپی این است که در یکی از اعیاد ابتدای سال پاپ به زندان رفته و پای چند نفر از زندانیان را می‌شوید وقتی او به عنوان پاپ منتخب شدند و به زندانی رفتند تا این رسم پاپی را به جای آورند پای یک مسلمان زندانی را هم شست یعنی خواست اعلام کند که برای من مسلمان و مسیحی مهم نیست و هر دو بندگان خدایند.

*ویژگی‌های پاپ جدید واتیکان چیست؟

پاپ جدید اعتقاد شدید به دیالوگ دارد. گفت وگوهای اسلام و مسیحیت در دوران او رو به تزاید گذاشته است  نه از این باب که پروتکل تشریفاتی انجام دهد بلکه او به واقع معتقد به گفت وگو با همه ادیان داشته است.

وی نسبت به ایران هم مواضع بسیار خوبی دارد و از تشیع به عنوان یک مذهب و مکتبی که معقول و منطقی با قضایا برخورد می‌کند در کل واتیکان یاد می‌شود و یکی از قدیمی‌ترین دیالوگ‌هایی که واتیکان دارد دیالوگ مسیحیت با اسلام (تشیع) است که از 21 سال پیش شروع کرده و متولی این کار هم در داخل کشور مرکز بین المللی گفت وگوی ادیان در داخل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی است که هر دو سال یک بار یک دوره در رم (واتیکان) و یک دوره در تهران برگزار می‌شود و علمای اسلام و مسیحیت در یک موضوع مشخص به گفتگو می‌پردازند.

یکی از قدیمی‌ترین دیالوگ‌هایی که واتیکان دارد دیالوگ مسیحیت با اسلام (تشیع) است که از 21 سال پیش شروع کرده است

آقای کاردینال توران رئیس شورای پاپی واتیکان در ملاقاتی می گفت که یکی از قدیمی‌ترین گفت وگوهایی که ما توانستیم داشته باشیم با ایران و علمای شیعی است و برهمین اساس اعتقاد دارند که علمای شیعی خیلی منطقی تر به مباحث وارد می‌شوند و این گفت وگوها می تواند ادامه یابد و خوشبختانه این گفت وگوها بدون هیچ مشکل دراین سالها ادامه پیدا کرده است.

درهر حال حضور شخصیت کاریزماتیک پاپ در رأس مسیحیت کاتولیک؛ ایتالیا را متمایز از سایر کشورها کرده است من نمی‌خواهم بگویم که این کشور یک کشور مذهبی  است و خلاف دین وجود ندارد بلکه نظرم این است که حضور پاپ و رهبری مسیحیت در دل شهر رم تا حدود زیادی جامعه ایتالیا را توانسته است سنت گرا و نسبت به دین و آیین مسیحیت پایبندتر نگه دارد.

*البته برخی اوقات یک پارادوکس‌هایی هم می‌بینیم مثلا بحث عذرخواهی پاپ از همجنس گراها و چراغ سبز کلیسا به همجنس گراها است و این فشار از جای دیگری بوده است نه اینکه واقعا اعتقاد  پاپ باشد.

ببینید دنیای مسیحیت دنیای جزم اندیشی در گذشته بوده و هست ولی این تمدن امروزی است که مسیحیت و دنیای مسیحی را به سمت تمایلات غیر جزمی سوق داده است.

بنابراین واتیکان و پاپ امروزه بین چند راهی قرار گرفته‌اند. از یک سو واتیکان  مواجه با این است که در دنیای مسیحیت نمی‌توانند در مقابل ازدواج کشیشان حرفی بزنند ، همین که بگوید کشیش می‌تواند ازدواج کند انتقادات شدیدی از سوی همه از جمله علمای مسیحی و کاردینال‌ها روبه رو می‌شود و از یک سو باور باطنی پاپ نفی هم جنس گرایی است ولی پاپ اگر بخواهد در دنیای سیاسی امروز خود را نگه دارد و جامعه مسیحی را از ضربات مهلک که در جامعه سیاسی ایتالیا و غیر ایتالیا وجود دارد؛ باید بتواند تعادلی را ایجاد کند.

پاپ اگر بخواهد در دنیای سیاسی امروز خود را نگه دارد و جامعه مسیحی را از ضربات مهلک که در جامعه سیاسی ایتالیا و غیر ایتالیا وجود دارد؛ باید بتواند تعادلی را ایجاد کند.

و لذا در این چند سال گذشته مشاهده می‌کنیم که یکی به نعل و یکی به میخ می‌زند یعنی از یک سو می‌گوید که همجنس گرایی در جامعه مسیحیت جایی ندارد و از سوی دیگر تحت فشار گروه‌های فشار و دولتمردان کشور و حتی گروه‌های همجنس گرا که لابی‌های متعدد در عرصه بین المللی دارند؛ مجبور می‌شود که جامعه همجنس گرا را هم به عنوان انسان و بشر صاحب حقوقی معرفی کند و با این سیاست بازی می‌خواهد هم جامعه مسیحی را نگه دارد و هم حقوقی را به یک سری افراد دگرباش جنسی و همجنس باز قائل بشود.

من اعتقاد دارم که آقای پاپ اگر این کار را نکند جامعه مسیحی دچار تزلزل می‌شود چون امروز در اروپا و غرب اینطور نیست که هر چیزی پاپ مطرح کند جامعه از آن پذیرایی کند.به نحوی جامعه مسیحیت باید خود را نزدیک به جامعه‌ای بکند که در آن زندگی می‌کند، بر همین اساس است که آقای پاپ فرانچسکو چندین بار از برخی فسادهای جنسی که در داخل کلیساهای کاتولیک نه تنها در واتیکان بلکه در جاهای دیگر اتفاق افتاده است انتقاد کرده  است درحالیکه در گذشته چنین اتفاقاتی مشاهده نمی شد.

 خودانتقادی یکی از خصائص پاپ جدید است. وی خود از جامعه کلیسایی  انتقاد می‌کند درحالیکه چنین چیزی در گذشته رواج نداشته و کسی جرات نمی‌کرده که چنین کاری کند. یعنی به نوعی در گذشته به عصمتی در وجود پاپ قائل بودند و به خودشان در دنیای مسیحیت اجازه نمی‌دادند که از پاپ به عنوان نماینده مسیح یا خدا انتقادی بکنند و حرف او را حرف آخر می‌دانستند و مرز و میزان کفر و ایمان  را حرف او می‌دانستند.

اما در چندسال گذشته توانسته با این خود انتقادی به فسادها اعتراف و انتقاد کند و حتی برنامه اصلاحات ارائه داده است. در این دو سال گذشته کل سیستم بانکی در واتیکان را متحول کرده و چند تن از روسای بانک های مفسد اقتصادی را عزل کرده و اصلاحات را شروع کرده‌اند.

صدور این دستورات مبنی بر اصلاحات در سیستم بانکی، خود انتقادی و دیگر برنامه‌ها وجه نمادین مسیحیت را در دنیا حفظ کرده است. یکی از کارهای دیگر سیستم مدیریتی پاپ فرانچسکو که درحال انجام است، صدور بیانیه‌های جسورانه‌ای است که از او ما می‌بینیم. تقسیم بندی قدیمی که بین سیاست مداران ایتالیا و واتیکان بوده این بود که واتیکان در حوزه سیاسی ورود نکند مدت‌های مدیدی پاپ و واتیکان این امررا رعایت می‌کرد ولی در دوره جدید می‌بینیم که برخی وقایع تلخ تاریخ در فلسطین،‌عراق و دیگر مکان‌ها رخ می‌دهد و وی موضع گیری و انتقاد می‌کند و از کشورهایی که در این جنایات نقش داشتند انتقاد می‌کند.

بنابر این اگر پاپ فرانچسکو را مقایسه با گذشته کنیم می‌بینیم هم در حوزه سیاسی و هم فرهنگی و دینی نسبت به پاپ‌های گذشته فعالتر است.

*به عنوان آخرین سوال، در ایتالیا جشنواره‌های متعددی برگزار می‌شود رایزنی فرهنگی ایران در خط دهی به این جشنواره‌ها و معرفی آثار ایرانیان چه نقشی ایفا می‌کند؟

-ایتالیا بالاخص در حوزه هنرهای تجسمی و فیلم و سینما مهد هنر بوده است  ده‌ها جشنواره مهم از شمال تا جنوب ایتالیا سالانه برگزار می‌شود، برخی از اینها در دنیا هم مطرح هستند. به طور مثال دوسالانه ونیز (یک سال معماری و یک سال فیلم و هنرهای تجسمی) است.

واقعیت این است که این جشنواره‌های بین‌المللی کاملا مستقل عمل می‌کنند یعنی هم تلاش دبیرخانه جشنواره‌ها براین است که مستقل باشند و هم خود شرکت کنندگان تلاششان براین بوده که مستقل و بدون دخالت دولت‌ها در این جشنواره‌ها حضور یابند.

رایزنی فرهنگی ایران هم در طول سال‌های گذشته تلاشش بر این بوده که به عنوان یک پل ارتباطی مؤسسات داخلی را وصل به مؤسسات ایتالیایی کند اما در حوزه فرهنگی و هنری گاهی اوقات خودمان هم ورود پیدا می‌کنیم.

اگر مقایسه‌ای بین فیلم‌هایی که در طول سه سال گذشته از ایران به آنجا آمده اند دقت کنید این تفاوت را احساس می‌کنید. رایزنی فرهنگی گاهی بطور مستقیم ورود کرده و جلو پخش برخی از فیلم‌های معاند را گرفته است  و علی رغم اینکه تأکید این جشنواره‌ها بر استقلال بوده ولی مذاکره رایزنی فرهنگی با آنها موثر بوده و گاهی هم جابجائی‌هائی را در انتخاب فیلم‌های جشنواره و یا آثار نمایشگاهی بر اساس مشورت با رایزنی فرهنگی داشته‌اند.

در خصوص بینال ونیز هم امسال یک تفاوت ماهوی و شکلی با سال‌های گذشته داشته است سال‌های پیش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی یک آپارتمانی را اجاره می‌کرد و و آثاری از هنرمندان ایرانی را برای نمایش در آنجا منتقل می نمود و گاهی هم این آثار در شان بینال نبوده است ولی در سال گذشته وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هزینه‌ای بابت این نمایشگاه انجام نداد و با ورود یک شخص خصوصی از ایران غرفه بسیار بزرگتری را اجاره کرد آثار هنرهای تجسمی متعلق به هنرمندان حوزه تمدنی ایران را از چند کشور در این غرفه جمع کرد.

هزینه این غرفه متعلق به هنرمندان ایرانی ( که بعد از ایتالیا بزرگترین غرفه شرکت کننده در بینال ونیز بود) بالغ بر 450 هزار یورو بود که کاملا توسط بخش خصوصی انجام شد. در آن زمان هر چند انتقاداتی به نحوه چیدمان آثار هنرمندان ایرانی در بینال ونیز مطرح شد ولی واقعیت این است که برخی از آثار وارد شده از هنرمندان مقیم کشورهای خارجی در غرفه مزبور عرضه نشده بود و در انبار نمایشگاه ماند ولی به هر حال در خصوص انتخاب هنرمند و آثار آنها انتقاداتی برای غرفه ایرانی وجود داشت ولی روی هم رفته تصمیم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در واگذاری این امر به بخش خصوصی بسیار کار درستی بود و امیدوارم در سال‌های آینده هم با دقت بیشتر بخش خصوصی را وارد این گود بکنیم تا به معنای اخص کلمه اقتصاد هنر را عملیاتی بکنیم و هزینه گزافی را  بر دوش دولت ننهیم.

تلاش بخش خصوصی این بوده که یک دید تمدنی و حوزه تمدنی ایران به نمایشگاه بدهد و خود را در ایران امروز محصور نکند لذا از موزه هنرهای معاصرتهران  تا هنرمندان خصوصی مقیم لندن و آمریکا و... آثارشان را برای این بیینال فرستادند و خیلی از هنرمندان هم فقط آثارشان بود و خودشان به نمایشگاه نیامدند.

در پی انتقاداتی هم که مطرح شد؛ رایزنی فرهنگی ورود پیدا کرد و با مذاکره اکثر مشکلات حل شد و در سالهای آینده قطعا با دید بازتری نسبت به مشارکت دادن آثار هنری اقدام خواهند کرد.

 ما در حوزه فیلم و سینما هم فعال بودیم قبلا خانه سینمای رم هیچ ارتباطی با رایزنی فرهنگی نداشت ولی از سه سال پیش با خانه سینمای رم ارتباط گرفتیم و اولین هفته فیلم ایران را در آنجا برگزار کردیم که حساسیت خیلی‌ها را برانگیخته بود و در کانال‌های خبری بی بی سی و غیره تحلیل‌های متفاوتی عرضه شد که چطور هفته فیلم ایران در خانه سینمای رم ( به عنوان یکی از مراکز هنری مهم در اروپا) برگزار می شود.

من یادم است چند تا از فیلم هایی که در ایران هم خیلی سروصدا کرد مثل «آیینه‌ های روبه رو» چون در داخل کشور پخش شده بود ما هم در هفته فیلم با حضور تولیدکننده و کارگردان فیلم را عرضه کردیم که مورد استقبال قرار گرفت. برخی از کشیشان و اندیشمندان ایتالیائی که در نمایش این فیلم حضور داشتند آنرا از این بابت تحسین می کردند که جامعه دینی ایران یک جامعه پویائی است و توانسته است مشکلات یک قشری از جامعه ولو اندک را به تصویر بکشد و پاسخ دینی و فرهنگی برای آن ارائه کند و این با فضای بسته ای که از ایران در غرب ساخته بودند در تضاد بود.

در خاتمه جا دارد که اضافه کنم روابط ایران و ایتالیا در دوره پس از برجام بسیار متفاوت از گذشته است. اگرچه روابط فرهنگی دو کشور هرگز قطع نشده است ولی سرعت کارها در دوره بعد از برجام بالا است و رفت و آمدهای فرهنگی و هنری هم روبه تزاید است.

سفر دو وزیر فرهنگ ایتالیا به ایران و نیز سفر وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی به ایتالیا و امضای سند اجرائی موافقتنامه فرهنگی در شهر رم در اسفند 1393 نشانگر اهمیت روابط فرهنگی بین ایران و ایتالیا بوده و ظرفیت برای گسترش روابط فرهنگی بالاخص در حوزه فیلم و سینما بسیار فراتر از وضعیت موجود است و ما باید به سمت اجرای مشترک برخی از پروژه های فرهنگی و هنری پیش رویم که خوشبختانه در سند فوق هم بدانها اشاره و تاکید شده است و سفر جناب آقای دکتر ایوبی رئیس سازمان سینمائی کشور در سال 1394 هم در همین راستا بوده است.

به هر حال ایتالیا به عنوان مهد تمدن غرب و ایران به عنوان مهد تمدن شرق می توانند با ارتقای روابط فرهنگی و مشارکت در پروژه های مهم بین المللی نقش پررنگتری را عرصه بین المللی ایفا کنند.

ایتالیا به عنوان مهد تمدن غرب و ایران به عنوان مهد تمدن شرق می توانند با ارتقای روابط فرهنگی و مشارکت در پروژه های مهم بین المللی نقش پررنگتری را عرصه بین المللی ایفا کنند.

امروزه افکار ایرانی در حوزه تمدنی؛ فکری و دینی در ایتالیا و محافل دانشگاهی آن کشور خواهان دارد و با افزایش مراودات علمی فرهنگی؛ تشنگی برای اخذ این افکار بیشتر می شود. استقبالی که از کتب ترجمه شده ادبی؛ دینی شیعی و ایرانی در ایتالیا می شود قابل ستایش است و برخی از کتب ادبی و دیوان‌های شعر فارسی در ایتالیا چندین بار تجدید چاپ شده اند و مردم عادی هم که قدری با فرهنگ و ادبیات ایرانی آشنائی پیدا کرده اند دوست دارند با یادگیری زبان فارسی از منبع اصلی این کتب بهره مند شوند و شاهد بر این مدعا این است که وقتی رایزنی فرهنگی سلسله نشست های ادبی و در معرفی فرهیختگان ادبی ایران را برگزار می‌کرد

صدها نفر در این جلسات حضور می یافتند و موسسات فرهنگی و علمی ایتالیا خواستار میزبانی چنین جلساتی می شدند. وجود بیش از 250 ایرانشناس ایتالیائی در گوشه و کنار ایتالیا ظرفیت بسیار بزرگی است که ما می توانیم از وجود آنها استفاده کنیم و فرهنگ اصیل ایرانی را برای مردم ایتالیا معرفی نمائیم. برخی از این ایران شناسان که در سایت‌های باستانشناسی ایران تخصص دارند بیش از 40 سال از عمر خود را در مطالعات ایرانی صرف کرده‌اند و عاشق و شیفته این فرهنگ شده‌اند و چندین پروژه باستان شناسی را در شهرهای ایران به اجرا رسانده‌اند و لذا جا دارد ما هم به فکر این شخصیت‌ها باشیم و در ارتباط رسمی و آکادمیک با این افراد در معرفی فرهنگ و تمدن ایرانی اسلامی بکوشیم.

انتهای پیام/ک

تعداد نمایش : 2749 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • آيين افتتاحيه «گفت‌وگوی فرهنگی ایران و لهستان»
    آيين افتتاحيه «گفت‌وگوی فرهنگی ایران و لهستان» با عنوان «در جستجوی خانه دوم»، صبح امروز (سه‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه) در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، افتتاح شد.

  • راهپیمایی شیعیان غنايي در اربعین حسینی
    گروهي از شيعيان غنايي با برگزاري راهپيمايي در روز اربعين حسيني به عزاداري سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و ياران باوفايش پرداختند.

  • سی‌وششمین نمایشگاه بین المللی کتاب استانبول
    سی‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب استانبول، 13 آبان‌ماه با شركت وابستگی فرهنگی ايران، مجمع جهانی اهل بیت (ع) و مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی وزارت ارشاد، گشايش يافت.

  • سفر ابراهيمي‌تركمان در هند
    ریيس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي براي شركت و سخنراني در گفتگوي اسلام و هندوئيزم از 3-5 آبان ماه به هند سفر كرد.

  • نخستين دور گفت‌وگوی دینی اسلام و هندوئیزم در دهلي‌نو
    نخستين دور گفت‌وگوی دینی اسلام و هندوئیزم، 3-4 آبان ماه با حضور مسئولين و شخصيت فرهنگي ايران و هند در مركز بين‌المللي دهلي‌نو برگزار شد.