English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
سه شنبه ٠٥ ارديبهشت ١٣٩٦
هنرمند ايراني مقيم ايتاليا: مي‌خواهم دنيا ايران را مهد «نقاشي‌ موزيكال» بداند
هنرمند ايراني مقيم ايتاليا: مي‌خواهم دنيا ايران را مهد «نقاشي‌ موزيكال» بداند تاریخ ثبت : 1395/06/24
طبقه بندي : ,,
عنوان : هنرمند ايراني مقيم ايتاليا: مي‌خواهم دنيا ايران را مهد «نقاشي‌ موزيكال» بداند
مصاحبه شونده : <#f:3884/>
مصاحبه كننده : جواد شمس
محل مصاحبه : <#f:3886/>
منبع : <#f:3887/>
تاريخ مصاحبه : <#f:3888/>
متن :

پژمان تدين، هنرمند جوان كشورمان كه چند سالي است در ايتاليا زندگي، تحصيل و فعاليت هنري مي‌كند، دست به تلفيق دو هنر نقاشي و موسيقي زده است. اقدامي كه در تاريخ هنر براي نخستين بار عملي شده است و سيم‌ها و تارهاي تعبيه شده در تابلوهاي نقاشي، امكان نواختن قطعه‌اي موسيقايي را فراهم مي‌كند. تدين كه دنياي هنر از او به عنوان نخستين هنرمند در اين حوزه هنري ياد خواهد كرد، نخستين نمايشگاه رسمي خود در اين هنر را با ارايه و نمايش بيش از 30 تابلو و با همكاري سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و رايزني فرهنگي كشورمان در ايتاليا، در تهران برگزار مي‌كند. به اين بهانه با پژمان تدين هم‌صحبت شديم و از وي پرسش‌هايي درباره هنر جديدش و راه‌هاي جهاني شدن هنرمندان كشورمان و آثارشان پرسيديم.

از شما اطلاعات كلي در دست داريم؛ زاده اصفهان هستيد، پدربزرگ شما هنرمند بود و پيش او و اساتيد ديگر مفاهيم اوليه هنر را آموختيد. براي ادامه تحصيل به ايتاليا رفتيد و حالا در تهران نمايشگاهي را از آثار نقاشي موزيكال خود برگزار مي‌كنيد. آيا شما در نقاشي سبك ابداع كرده‌ايد؟

در نقاشي، امروزه آنقدر سبك‌هاي متفاوت كار شده كه ديگر شايد بتوان گفت كه ديگر هيچ نقاشي نمي‌تواند سبك جديدي ارايه دهد. در صد سال اخير تمام سبك‌هاي نقاشي اجرا شده و اگر كسي مدعي شود كه من سبكي در نقاشي ابداع كرده‌ام، به نظرم كمي زياده‌گويي است. كار تنها من اضافه كردن موسيقي به نقاشي است. نقاشي‌هاي من در سبك سمبوليسم و يا هنر كانسپ‌توآل رسم مي‌شوند. كاري كه من كردم اين بود كه با گذاشتن تعدادي سيم كه روي تابلوها به ارتعاش مي‌آيند، موسيقي را به فلسفه نقاشي اضافه كردم.

ما در رشته‌هاي مختلف هنر شاهد تلفيق بوده‌ايم؛ مخصوصاً در موسيقي كه موسيقي‌هاي تلفيقي در اين چند سال اخير هم رشد بسياري داشته است. با اين حال فكر مي‌كنم كه پيش از اين تلفيقي بين موسيقي و نقاشي، نشده بود. پيش از شما اين كار صورت گرفته بود؟

اين كار تنها به صورت فلسفي و تئوري شده بود. بيش از صد سال قبل، نقاشي روسي به نام واسیلی کاندینسکی، تابلوهايي مي‌كشيد و نام‌هاي آنها را از اسامي همچون سمفوني شماره 2 انتخاب مي‌كرد. نقاشي بود كه درباره موسيقي صحبت مي‌كرد. ادعايش اين بود كه وقتي نقاشي مي‌كنيم، از رنگ‌ها بايد صداي موسيقي بشنويم و اصلاً نقاشي هدفش اين نيست كه حقيقت را به ما نشان مي‌دهد. همانند اينكه وقتي موسيقي گوش مي‌دهيم و تصاويري به ذهنمان مي‌آيد، مي‌گفت كه نقاشي هم بايد موسيقي را تداعي كند. معتقد بود وقتي كه بيننده رنگ و شكل و فرم را مي‌نگرد، يك موسيقي را بشنود. ولي به صورت فيزيكي و واقعاً اينكه از تابلو نقاشي، نواي موسيقي را بشنويم، اولين كسي هستم كه در دنيا اين كار را انجام داده است. البته در حوزه‌هاي ديگري مانند مجسمه‌سازي قبلاً اين كار شده است. مجسمه‌هايي بودند كه تعدادي سيم و لوله‌هاي ارتعاشي داشتند و نواهايي از آن خارج مي‌شد. الان هم مجسمه‌هايي هستند كه وقتي باد مي‌وزد، از لوله‌هاي تهعبيه شده در آن صدايي مانند «هوووووو» خارج مي‌شود.

با وجود اينكه تئوري اين نقاشي موزيكال ارايه شده بود، چرا نقاش‌ها آن را عملي نكرده بودند؟

بيشتر نقاشي‌ها روي بوم كشيده مي‌شود و جنس بوم هم از پارچه است و نمي‌توان با پارچه اين تجربه را كسب كرد و نقاش‌ها هم هيچ‌وقت اين كار را نكرده‌اند كه آن را با راه‌حلي ساده برطرف كردم. من قبلاً در ايران كه بودم، ساز مي‌ساختم. سه‌تار و سنتور مي‌ساختم. با استفاده از اين تجربه، تابلوها را روي چوب‌هاي خيلي نازك درست كردم و روي آن نقاشي‌هايم را كشيدم كه خيلي شبيه به نقاشي‌هاي كشيده شده روي بوم‌هاي پارچه‌اي هستند. وقتي كسي به اين تابلو نزديك مي‌شود، سيم‌هاي ظريفي را مي‌بيند و حتي مي‌تواند با دست آنها را به ارتعاش دربياورد و صداي موسيقايي را بشنود كه ارتباط با مفهوم اثر نقاشي دارد.

مانند اين تابلو كه در مقابل ماست. تصاوير اين اثر درباره داوير موسيقايي است كه در ايران قديم، تمام تئوري‌هاي دستگاه‌هاي موسيقي ما در اين دايره‌ها با حروفي مانند ابجد نوشته مي‌شدند. من همان را روي تابلو كشيده‌ام. روي دواير بالايي آن، درباره يك دستگاه موسيقي صحبت شده كه من آن دستگاه موسيقي را در سيم‌هاي زير كوك كرده‌ام و مي‌توان با اين سيم‌ها، اين دستگاه موسيقي را نواخت.

پس با اين سيم‌هاي شما مي‌توان يك قطعه موسيقايي را نواخت؟

دقيقاً، ولي به صورت خيلي ساده. البته هدف من اين نبود كه يك ساز موسيقي ابداع كنم. براي من نقاشي مهم است و به همين دليل اين آثار خيلي ظريف به بخش موسيقايي وارد مي‌شوند. برخي از تابلوها 8 و برخي ديگر هم 5 سيم دارد. با اين حال مي‌توان برخي از قطعات را به صورت ساده اما مناسب با اين سيم‌ها اجرا كرد.

شما بعد از چند سالي كه اين تابلوها را خلق مي‌كنيد، آثارتان را اولين بار در ايران نمايش مي‌دهيد. تا حالا در ايران مشابه اين كار انجام شده است؟

خوشبختانه نه. تا الان كه نبوده؛ ولي بعد از اين فكر مي‌كنم كه از آن استقبال شود و شاهد كارهاي مشابه باشيم.

در خارج از كشور در چه كشورهايي اين هنر خود را معرفي كرده‌ايد؟

فقط در ايتاليا و آنهم به صورت محدود اين كار انجام شده است.

ايده اين كار از چه زماني با شما بود و از چه سالي آن را اجرا كرده‌ايد؟

از حدود 10 سال قبل ايده اين كار را در ذهنم پروراندم؛ ولي از 3 سال پيش آن را به مرحله عمل آوردم و به صورت رسمي آن را با برگزاري نمايشگاهي در ايتاليا معرفي كردم. در اين مدت هم با حدود 8 نمايشگاه خيلي معروف در ايتاليا براي معرفي اين هنر همكاري كرده‌ام.

استقبال چطور بود؟

خيلي خوب و عالي بود. به زودي هم قرار است با يكي از نمايشگاه‌هاي خيلي معروف رم، همكاري كنم و نمايشگاهي در آن داير كنيم. قرار است در اين نمايشگاه به عنوان نخستين كسي كه تلفيق نقاشي و موسيقي را ابداع كرده است، معرفي شوم.

نمايشگاهي از اين آثار در خارج از ايتاليا هم برگزار كرده‌ايد؟

تا كنون نه؛ ولي مذاكرات مقدماتي با چند گالري بزرگ در فرانسه، كانادا و آمريكا انجام داده‌ايم تا در اين كشورها هم نمايشگاه‌هايي را برگزار كنيم.

پس هنوز برگزار نشده‌اند؟

راستش را بخواهيد، نمايشگاه‌هايي تنظيم شده بودند؛ ولي من آنها را عقب انداختم، زيرا مي‌خواستم حتماً از ايران اين كار را آغاز كنم تا ايران به عنوان مهد تولد اين هنر، معرفي شود. نمي‌خواستم هنرمندي باشم كه از ايتاليا اين كار را آغاز كرده است.

به هر حال شما در ايتاليا چند نمايشگاه برگزار كرده‌ايد؟

اين نمايشگاه‌ها با همكاري بخش‌هاي خصوصي و به صورت محدود بوده و نه نمايشگاه‌هايي كه از طرف دولت ايتاليا برگزار شده باشد. به من از يك ارگان دولتي ايتاليا پيشنهاد برگزاري نمايشگاهي را ارايه دادند و حتي تاريخ آن را هم اعلام كردند كه مخالفت كردم و گفتم بعد از نمايشگاه ايران و چاپ و انتشار كاتالوگ اين هنر، با برگزاري نمايشگاهشان موافقت خواهم كرد.

دعوت به برگزاري نمايشگاه در كشورهاي ديگر، بازخورد برگزاري نمايشگاه‌ها در ايتالياست؟

بله، بعد از اينكه تصاوير اين نمايشگاه‌ها را در سايت شخصي من و يا گارلري‌ها ديده‌اند، از من دعوت به برگزاري نمايشگاه كرده‌اند كه آنها را بعد از نمايشگاه تهران، اجابت خواهم كرد.

با نگاهي كه به اين آثار، متوجه مي‌شويم كه در بيشتر آنها يك روح شرقي و ايراني نهفته است. درست متوجه شده‌ام؟

اين كارها در چند سبك توليد مي‌شوند. يكسري از آنها به صورت مينيمال و بسيار ساده هستند. در اين تابلوها رابطه ادبيات، رنگ و موسيقي ايران استفاده شده‌اند. رنگ‌هاي همه نقاشي‌ها همه از رنگ‌هاي به كار رفته در كاشيكاري‌هاي مساجد و بناهاي اصفهان است. درست است، نقاشي‌ها اغلب روح شرقي دارند.

شما در ايتاليا كه مهد رنسانس است، اصرار بر استفاده از قالب هنر ايراني ـ اسلامي داريد، علت آن چيست؟

در هنر اسلامي، از رياضيات و نجوم، بهره بسيار شده است. من سال‌ها در اروپا زندگي كرده‌ام. آنها دم از رنسانس مي‌زنند اما خودشان هم معتقدند كه اگر هنر اسلامي در شهرهاي مهم آن مانند ايران و بغداد نبود، اروپاييان هنر يوناني را نمي‌شناختند، چون مسلمان‌ها هنر و كتاب‌هاي يوناني را ترجمه كردند و اروپاييان از آن بهره بردند. به همين دليل براي من مهم است كه تمام اين سابقه هنر ايراني را در آثارم نشان دهم. تمام دست‌نوشته‌ها (كه از نسخه‌هاي اصيل قديمي ايران تهيه شده‌اند) را در آثارم آورده‌ام. در يكي از تابلوها نقاشي كليسايي قرون وسطايي را در كنار دو اثر از نقاشي ايرانيان در همان دوره را آورده‌ام تا نشان دهنده غناي هنر ايراني باشد. اين را هم بگويم كه موسيقي اروپا در قرون وسطي، با الهام از موسيقي شرقي و ايراني تغيير و با حضور مسلمانان در اروپاي جنوبي، موسيقي كليسايي و سازهاي آنها تفاوت پيدا كرد و به رشد رسيد. اين تابلوها درباره تمام اين مسايل بحث مي‌كند.

اين ايده كه از معرفي هنر خود را از ايران شروع كنيد و بعد به تمام دنيا گسترش دهيد، مال خود شماست؟

بله، اين ايده شخص خودم بود و آرزويم بود كه اين كار از ايران شروع شود.

كجا مطرح كرديد؟

در حقيقت براي اولين بار موزه موسيقي تهران اين موضوع را مطرح كرد. تماس گرفتند و خبر دادند كه كار من را ديده‌اند و ابراز علاقه كردند كه اين نمايشگاه در موزه موسيقي برگزار شود. من با رايزني فرهنگي ايران در ايتاليا اين موضوع را مطرح كردم كه آنها هم استقبال كردند و گفتند كه حاضرند من را معرفي كنند كه اين نمايشگاه حالت رسمي پيدا كند كه اين اتفاق هم افتاد. بعد هم با هماهنگي اداره‌كل فرهنگي ايرانيان خارج از كشور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، به اين مقطع رسيد.

سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، رايزني‌هاي فرهنگي ايران و اداره‌كل فرهنگي ايرانيان خارج از كشور اين سازمان، چقدر مي‌توانند در معرفي آثار شما مؤثر باشند؟

بگذاريد درباره حقيقتي صحبت كنم. شايد 99 درصد هنرمندان ايراني كه خارج از كشور زندگي مي‌كنند، از اين مسأله گله مي‌كنند كه چرا مسئولين كشورمان، كمكي به ما براي شناساندن هنرمان نمي‌كنند. من خودم هيچ وقت اين گله را نداشتم، با تمام مشكلاتي در مملكت است؛ اما از خداي من است كه به جاي يك ارگان دولتي ايتاليايي، يك سازمان ايراني براي من نمايشگاه برگزار كند. اين افتخار من است. در اين صورت به شكلي رسمي‌تر از من و هنر من در كشورهاي مختلف استقبال مي‌شود و بازخوردهاي آن قطعاً بهتر خواهد بود.

در بحث مالي و درآمدي هنرمند هم تأثير مي‌گذارد؟

در اين بحث نياز به وجود هماهنگي بين سازما‌ن‌هاي ايراني و سازمان‌هاي منطقه‌اي در كشورها دارد. هنرمند نياز به درآمد دارد و نمايشگاهي موفق است كه آثار ارايه شده در آن به فروش برسند. برگزاري اين نمايشگاه‌ها به هنرمند از نظر معنوي كمك مي‌كند؛ ولي بايد مقداري هم از نظر مالي كمك به هنرمند كند زيرا منبع درآمد هنرمند فروش آثارش است. وقتي نمايشگاهي در كشوري خارجي برگزار مي‌كنم كه برگزاركننده آنها سازمان‌هاي بومي هستند، آنها مي‌دانند كه چه كسي را دعوت كنند تا تابلوها به فروش برود. مثالي مي‌زنم؛ رايزني‌هاي فرهنگي ايران، كنسرت‌هاي موسيقي را در كشورهاي مختلف و با دعوت از گروه‌هاي ايراني برگزار مي‌كنند، اما چون كار را خودشان انجام مي‌دهند، بهتر است كه با نهادهاي بومي نيز همكاري بيشتري صورت دهند تا مخاطبان بيشتري جذب اين گونه كنسرت‌ها شوند.

اگر بخواهيم مثلاً نمايشگاه نقاشي در كشور ديگري برگزار كنيم، اين مهم است كه كشور ما و رايزني فرهنگي ما در آن كشور با فعالان بومي آن منطقه ارتباط برقرار كند و اوست كه مي‌تواند كه افراد زيادي را به آن نمايشگاه بياورد. اين همكاري حتماً بايد باشد. دوست دارم كه سازمان فرهنگ از طريق رايزني‌هاي فرهنگي ايران در كشورهاي مختلف با موزه‌ها و گالري‌ها در خصوص برگزاري نمايشگاه آثار هنرمندان ايراني در كشورهاي مختلف ارتباط بگيرند و آنها را دعوت كنند و به نوعي اين سازمان بهترين راه معرفي جهاني هنرمندان ايراني است.

پس شروع همكاري شما با اين سازمان به نظر رضايتبخش است؟

بله، اما دوست دارم كه سازمان فرهنگ، به عنوان نهادي ايراني و دولتي، من را به عنوان هنرمند ايراني معرفي كند. اين رسمي‌تر و تأثيرگذارتر است. وقتي ارگاني دولتي از ايران من را دعوت كند، خيلي بهتر خواهد بود و نتايج كار خيلي بهتر خواهد شد. در اين صورت هنر ايران هم معرفي مي‌شود. البته اينها را تنها براي خودم نمي‌گويم و درباره تمام هنرمندان مي‌گويم. وقتي هنرمندي خودش دست به كار مي‌شود و با ارگان‌هاي دولتي كشورهاي مختلف رابطه ايجاد مي‌كنند، نتايج حاصل در خيلي از ابعاد راضي‌كننده نيست.

شما در نمايشگاه‌هاي خود چند تابلو به نمايش مي‌گذاريد؟

بستگي به نمايشگاه دارد. مثلاً نمايشگاه روز پنجشنبه 25 شهريور در موزه موسيقي تهران را با حدود 30 تابلو داير مي‌كنم. فروش اين آثار هم بستگي به نمايشگاه و مكاني كه در آن برگزار مي‌شود دارد. گاهي 90 درصد آثار فروش مي‌روند و گاهي در نمايشگاهي در شهركي دورافتاده كه كار تبليغات هم به درستي انجام نشده، فقط يك تابلو به فروش رفته است.

با هم برخي از تابلوهايتان كه براي اين نمايشگاه آماده مي‌كنيد را تماشا كرديم؛ ولي من امضايتان را پاي كارتان نديدم.

امضا، خيلي وقت‌ها ربطي به اثر ندارد و گاهي هم اثر، تحت‌الشعاع امضا قرار مي‌گيرد. به همين دليل امضاي خود را پشت تابلو مي‌زنم.

حرف آخر؟

بعد از اين همه سال حضور در ايتاليا، ارتباطاتي با جوامع هنري اروپا دارم كه از آن مي‌توان براي معرفي هنر ايران بهره برد. به همين دليل و درباره فعاليت‌هاي هنرمنداني كه توسط سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلايم به اروپا اعزام مي‌شوند، اعلام آمادگي براي همكاري مي‌كنم.

 

* پي‌نوشت: با همكاري اداره‌كل امور فرهنگي ايرانيان خارج از كشور سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و رايزني فرهنگي كشورمان در ايتاليا، نمایشگاه «نقاشی‌های آهنگین» آثاري از پژمان تدين، هنرمند نقاش و موزيسين مقيم ايتاليا روز پنجشنبه، 25 شهريورماه جاري ساعت 18 تا 20 افتتاح مي‌شود. در حاشيه برپايي اين نمايشگاه، وركشاپ آواي نقاشي اين هنرمند نقاش و موزيسين مقيم ايتاليا، 27 شهريورماه به مدت دو روز از ساعت 10 تا 17 برگزار مي‌شود و پس از پايان اين كلاس آموزشي، به تمامي شركت‌كنندگان گواهي گذراندن اين كلاس از سوي مدرس و نگارخانه شهر، اعطا مي‌شود. همچنين، از آثار منتخب هنرجويان شركت‌كننده در اين وركشاپ، نمايشگاهي به مدت يك هفته در محل نگارخانه شهر آوا برپا مي‌شود.

نمایشگاه «نقاشی‌های آهنگین» به مدت يك هفته از ساعت 10 تا 20 در میدان تجریش، خیابان شهید دربندی (مقصود بیک سابق) خیابان موزه، نگارخانه شهرآوا موزه موسیقی، براي بازديد هنردوستان و عموم علاقمندان، داير است.

تعداد نمایش : 703 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • هنرنمايي گروه موسيقي «شبديز» بوشهر در كشورهاي اسكانديناوي
    گروه موسيقي «شبديز» بوشهر، اعزامي از سوي سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، جشن‌هاي نوروزي ايرانيان كشورهاي 4گانه اسكانديناوي (دانمارك، سوئد، فنلاند و نروژ) را لبريز از حرارت جنوب ايران كرد.

  • ديدار نوروزي ابراهيمي‌تركمان با كاركنان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي
    ديدار نوروزي ابوذر ابراهيمي‌تركمان، رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي صبح امروز، 15 فروردين‌ماه با كاركنان اين سازمان برگزار شد.

  • مراسم افتتاحيه ششمين دور گفت‌وگوي ديني ايران و كليساي ارتدكس يونان
    ششمين دور نشست ديني مركز بين‌المللي گفت‌وگوي اديان سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و كليساي ارتدوكس يونان با موضوع «عقلانيت ديني؛ راهكار مقابله با خشونت و افراط‌گرايي»، دوشنبه 2 اسفند در محل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي آغاز شد.

  • آيين افتتاحيه هفته فرهنگي ايران در تركمنستان
    آيين افتتاحيه هفته فرهنگي ايران با حضور رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، وزير فرهنگ تركمنستان و همچنین مقامات رسمی محلی و دیپلمات‌های مقیم این کشور، بعد‌ازظهر ديروز (دوشنبه 18 بهمن) در محل كاخ مقاملار مركز فرهنگي دولتي تركمنستان در عشق‌آباد برگزار شد.

  • آيين اختتاميه نخستين اجلاس گفت‌وگوهاي فرهنگي ايران و جهان عرب
    آيين اختتامیه نخستین اجلاس بین المللی گفت‌وگوهای فرهنگی ایران و جهان عرب چهارم بهمن ماه با حضور نمایندگانی از ده کشور عربی در دانشکده ادبیات دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد.