English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
شنبه ٠٥ خرداد ١٣٩٧
معنویت و آرامش، ارمغان ادیان برای جهان پر تنش
معنویت و آرامش، ارمغان ادیان برای جهان پر تنش تاریخ ثبت : 1396/08/13
طبقه بندي : ,,
عنوان : معنویت و آرامش، ارمغان ادیان برای جهان پر تنش
نويسنده : <#f:1014/>
تهيه و تدوين : محمدجواد صاحبي، رييس شوراي علمي دين‌پژوهان ايران
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : اين مقاله در نخستين دور گفت‌وگوي دیني اسلام و هندوئیزم با موضوع «معنویت در اسلام و هندوئیزم» (3 تا 4 آبان‌ماه) در دهلي نو ارائه شد.
متن : <#f:1066/>
:

چکیده

جوهره معنا و مفهوم معنویت، با همه تفاوت‌هایی که در دریافت و برداشت از آن وجود دارد، نزد همه انسان‌ها مشترک می‌باشد. نگاه معنوی، بینشی است که از حصارهای ظاهری الفاظ و اشیاء و جهان مادی فراتر رفته و به عالم درون و لایه‌های ژرفتر هستی راه می‌یابد و رشحات و جلوه‌هایی از حقایق برین را به ارمغان می‌آورد.این حالت نفسانی که مراتب آن به تعداد انفس خلایق، متفاوت است گاه در پیوند با امری متعالی و یا با خالق مدبر جهان هستی پیوند می‌یابد، وتا بی‌نهایت به پیش می‌تازد.

بنابراین عالم معنوی و روحانی، مجموعه‌ای از امور قدسی، ارزشهای اخلاقی، باطنی و عرفانی است که از عوارض و محدودیت‌های جهان مادی و ظاهری به دور می‌باشد.

جهان مادی با همه تنوع و تکثّر و جاذبه‌هایش، محدود و خسته کننده و گاه مشکل‌زا و کژ تاب می‌نماید. چالش انسان با قهر طبیعت، افزون بر مشکلات جسمی، روحی، روانی و ناتوانایی‌هایش، برای او بیماری، ناداری و ترس به ارمغان می‌آورد. از این‌رو برای رهایی از این عوارض، راهی جز برون رفت از جهان ماده نمی‌یابد.

انسان به تجربه دریافته است که جهان ماده علاوه بر محدودیت‌ها و مصائبش ناپایدار است، به همین جهت پیوسته برای نیل به جهان مدام و بی‌انتها، در جستجو و کندوکاو می‌باشد. تکاپویی که با بهره‌گیری از همین ابزارهای مادی و جهان طبیعی، امکان پذیر است. پس این جهان نیز فرصت و امکانی است برای دستیابی به آن حیات جاوید که به تعبیر بزرگان اسلامی «الدنیا مزرعه الاخره».

به نظر می‌رسد که مفهوم «کارما» در آئین هندو با این جمله یاد شده بسیار قرابت و نزدیکی دارد، لذا ضرب المثل هرچه بکاری همان درو می‌کنی، آموزه‌ای است که گرچه با آزمون و خطا نیز می‌توان بدان دست پیدا کرد، اما با هدایت ادیان سهل‌الوصول تر خواهد گردید. البته این ارتباط مادیت و معنویت، دو سویه است، چنان که این جهان مادی نیز اسرارآمیز و حکایت از آن دارد که خود ناشی از آن جهان معنوی است؛ طبیعتی برخوردار از اشیاء و پدیده‌هایی که آراسته به نظم ذاتی و درونی می‌باشند، حقیقتی که شاید در آئین هندو از آن به «دارما» تعبیر می‌گردد .

پس دین اگرچه بدون معنویت، پوسته‌ای تهی از مغز است اما می‌تواند بدون آن نیز کیش نامیده شود، که مناسکی خشک و بی‌روح است. باورگونه ای همراه با جمود و ظاهر گرایی، آئینی بی‌اعتنای به عالم معقول که گاه ریشه در خرافات دارد و گاه با مادیت پیوند می‌یابد و تخدیر و تعصب و خشونت می‌آفریند و در زمان و زمین بیم و بلا می‌پراکند.

پس در دنیایی که علم و عقل مادی ، مکانیک و صنعت مدرن را رقم زده است، به جهت فرار از معنویت، در کنار ره‌آوردهای بزرگی چون: قدرت، سرعت و ثروت، بحران‌های اخلاقی، روانی و زیست محیطی دامنگیر بشر شده است، از این‌رو برای رهایی از پیامدهای ناگوار آن راهی جز پناه بردن به معنویت نیست. لذا یافتن مفهومی مشترک برای معنویت میان همه آئین‌ها می‌تواند انسان‌ها را هر روز به آرامش و امنیت نزدیک‌تر سازد.

بحران های جهان صنعتی

جهان صنعتی مدرن جهانی مکانیکی ، مادی و بی روح است ، انسان نیز در این چرخه صنعت ، در جریان تولید دست و پا می زند ، تا در این فرایند سرعت و قدرت و ثروتی که ارمغان دنیای متجدد است سهمی داشته باشد .نخبگانی که از آغاز ، سنگ بنای این تمدن را با اختراعات و اکتشافات خود بنیان نهاده ، گمانه رفاه و آسایش و آرامش بشر را در ذهن می پروراندند. اما رشد و توسعه این جهان صنعتی در کنار مزایا و ره آورد های مادّی  ، مشکلات و مصیبت هایی را نیز بجای گذاشت ، بگونه ای که  بحران های عظیمی را دامنگیر جوامع انسانی ساخت.[1] بحران معنوی ، بحران روانی ، بحران محیط زیست وبحران ناامنی، چهار بحران بزرگی است که زندگی فردی و اجتماعی امروز را درگیر ، و آرامش و آسایش آدمیان مختل ساخت. نگاه انسان مادی صنعتی ، نگاهی منفعت طلبانه  است و به همین جهت ، جهان مدرن به خاطر قداست زدایی از طبیعت ، هیچ حرمتی را برای آن قایل  نیست ، از اینرو جنگل و دریا و دشت ، عرصه تاخت و تاز و هوسرانی های بشر خودکامه و خودخواه  شده است. برای همین نه تنها که طبیعت را بی روح و بی جان ساخته است بلکه بهره خود و نوع انسان را از ظواهر و آراستگی های آن کم کرده است. این اکتشافات گسترده در اعماق کره خاکی ، اختراعات روز افزون و توسعه جهان صنعتی ومیکانیکی سبب ایجاد گاز های گلخانه ای شده و لایه ازون را روز به روز ضعیف تر و در معرض نابودی قرار داده است. بالا رفتن حرارت زمین ، آتش گرفتن جنگل ها ، کم شدن پوشش گیاهی ، گرم شدن آب ها ، کاهش  آب های تحت الارضی ، فاجعه ی مرگ آبزیان و نهنگ ها ، پیدایش بیماری های صعب العلاج جسمی و روحی شمه ای از بلیّه است که در نتیجه تجاوز به طبیعت ، عاید انسان گردیده است.

در واقع انسان به دست خود قهر طبیعت را دامن گیر خویش ساخته است.

اما همه این مصایب ناشی از مشکلات درونی و یا به عبارت بهتر بحران مصنوعی بشر است که روز به روز گسترده تر و سخت تر می گردد بگونه ای که اکنون حیات کل زمین را تهدید می کند ، ولی در عین حال هنوز هم از این که ببیند علل واقعی مشکل در کجاست امتناع می ورزند. وی به جای این که نگاه خویش را به تقدس زدایی تدریجی از طبیعت که در مغرب زمین صورت گرفته ، معطوف سازد و به ویژه خرد گرایی (راسیو نالیسم) و انسان گرایی (اومانیسم) رنسانس که زمینه ایجاد انقلاب علمی را به وجود آورد و علمی را خلق کرد که بر طبیعت ، سلطه قهریه پیدا کند و بر آن حاکم شود و آن را مجبور سازد تا نه به خاطر شکوه و مجد الهی و بلکه برای فراهم آوردن زمینه قدرت و ثروت مادی بشر ،  اسرار درونی خویش برملا کند.[2]

بنیان گذاران تمدن جدید اگر در انقلاب علمی کرامت  زدایی از انسان کردند و شان او را تا به اندازه سایر جانداران تنزّل دادند ، در انقلاب صنعتی ، منزلت او را در اندازه یک مهره به عنوان جزیی از صنعت تقلیل دادند.

سیر از طبیعت به ماورای طبیعت

جهان طبیعت از یک هارمونی و هماهنگی و نظم طبیعی برخوردار است. این جنگل و دریا و دشت و دمن دارای رمز و راز و پیوندی معنوی با وجودی متعالی است که خالق جهان هستی است؛ پس همه چیز دارای معناست، هیچ چیز بیهوده نیست، هرچه هست جلوه ای از آن وجود واجب ازلی و ابدی است که مظهر جلال و جمال اوست، از این رو شاعر عارف عامی باباطاهر همدانی سروده است:

 به دریا بنگرم دریا تو بینم          به صحرا بنگرم صحرا تو بینم 

به هر جابنگرم کوه و در و دشت    نشان از روی زیبای تو بینم

چه وجودی این طبیعت زیبا و رنگارنگ را ایجاد کرده است و به او نظم حیرت انگیز بخشیده است؟ رابطه آن وجود با طبیعت موجود چیست؟

رابطه او با انسان به عنوان جزیی از طبیعت چگونه است؟ رابطه او با انسان به عنوان اشرف مخلوقات چگونه است؟ آیا انسان می تواند ارتباطی معنوی و همیشگی با خالق خویش برقرار کند؟

فطرت خداجوی انسان، همواره در طلب یک وجود و امر متعالی در تکاپوی دایم است. این جوشش درونی که به مصداق فرموده ی "فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتِی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْهَا"[3]به انسان بینشی می بخشد که از حصارهای ظاهری الفاظ، اشیا، و دنیای مادی فراتر رفته و به عالم باطن و لایه های ژرف تر جهان هستی راه می یابد، رشحات و جلوه هایی از حقایق برین را به ارمغان می آورد. این حالت نفسانی که مراتب آن به تعداد انفس خلایق متفاوت است در پیوند با خالق مدبر جهان هستی و یا امری متعالی پیوند می یابد و تا بی نهایت به پیش می رود.

لذا انسانی که از اصل خویش دور مانده، برای پیوستن به منشا و مبدا خود، تشنه و بی تاب و حیرت زده است. او در جهان مادی با همه ی تنوع و تکثر و جاذبه هایش احساس محدودیت و خستگی می کند و هر چند در جهان ماده و طبیعت می کاود، اشباع نمی گردد تا آنکه به ستوه می آید و برای یافتن گمشده ی خود به هر دری می- -کوبد شاید که گشایشی حاصل شود و روزنه ای بیابد. انسان به تجربه دریافته است که جهان ماده افزون بر محدودیت ها و مصایبش سخت ناپایدار است، از اینرو برای نیل به جهان جاوید و بی انتها در کندوکاو می باشد، تکاپویی که با بهره گیری از همین جسم و توش و توان مادی و طبیعی امکان پذیر است، وسایل و امکاناتی که حیات ظاهری و جسم مادی او را حفظ و در اختیار حیات معنوی قرار می دهد، به همین جهت فرموده اند "الدنیا مزرعه الآخره" شاید مفهوم "کارما" در آیین هندو با حدیث یادشده قرابت آشکاری داشته باشد، لذا ضرب المثل هر چه بکاری همان درو می کنی ،آموزه ای است که گرچه با آزمون و خطا می توان بدان دست یافت، اما با هدایت ادیان و راهنمایی اولیا و صالحان سریع تر می شود بدان واصل شد.

البته این ارتباط مادیت و معنویت دو سویه است، چنانکه این جهان مادی نیز اسرار آمیز و حکایت از آن دارد که خود ناشی از آن جهان معنوی است، طبیعتی برخوردار از اشیا و پدیده هایی که آراسته به نظم ذاتی و درونی می باشند، حقیقتی که به نظر می رسد در آیین هندو از آن به "دارما" تعبیر می گردد.

پیوستگی همه ی اجزا جهان هستی که انسان هم جزیی از اوست نشان از وحدت جهان متکثری دارد که جز به مدد تجربه عرفانی درک آن امکان پذیر نیست. مفاهیم "ادویته =advaita " در مکاتب هندویی و "وحدت وجود" در مکاتب عرفان اسلامی با ملاحظه ی تفاوت اندکی که در برخی جزییات آن ها دیده می شود، به نظر می رسد نشان از وجود قرابت دو دیدگاه در دریافت معرفت حقیقی از وجودی نامتناهی و نامحدود می باشد.[4]

سفر به عالم معنا

تجلیات درونی معنویت با مراقبه،مکاشفه، محاسبه و سیر و سلوک به دست می آید و زمینه ساز وارستگی و قدسی شدن انسان را فراهم می آورد. 

معنویت، کاویدن درون است از قالبها و چارچوب هایی که غرایز و نیاز های مادی بر ذهن تحمیل می کند. فرا رفتن از ماده و به کنه وجود دست یافتن؛  بی تردید این خلوص باطن و تکامل روحی در روابط اجتماعی نیز تاثیرگذار است.

انسانی که در جستجوی جان جهان است تا بدان وصل شود و در او فنا گردد به امور کوچک و ظاهری نمی اندیشد و برای آن به ستیز و تجاوز نمی پردازد. او می کوشد با آن وجود متعال یکی شود و با آفریده های جهان هستی در این سیر هماهنگ گردد.

رسالت همه ی ادیان برقراری چنین رابطه ی معنوی و برخوداری از پیامدهای مبارک آن است. اگر دین چنین هدفی را تعقیب نکند در حقیقت از رسالت واقعی خویش باز مانده است. دین بدون معنویت، پوسته ای تهی از مغز است. مناسکی خشک و بی روح، ایمانی همراه با جمود و ظاهرگرایی، آیینی بی اعتنای به عالم معقول که گاه ریشه در خرافات دارد و گاه با مادیت پیوند می یابد و تخدیر و تعصب و خشونت می آفریند و در زمین و زمان بیم و بلا می پراکند.

این همه کارهای ناروا، از خشم و خشونت و کشتار وانتحار که به نام دین در جهان رخ داده و می دهد نتیجه ی تنسک و ظاهرگرایی و بی اعتنایی به متن و روح و رسالت ادیان است. رفتارهای کالون در اروپا ، نسل کشی منتسب به بوداییان متعصب در میانمار، جنایات داعش در عراق و سوریه، وکشورهای دیگر جهان، گرچه همه با نام دین صورت گرفته بی تردید هیچ تناسبی با جوهره و پیام ادیان ندارد. چنانکه نوشته اند در آیین هندو پیام "بهگودگی تا" به سالک این است: تو که در این غمخانه ناپایدار به دنیا آمده ای مرا پرستش کن! دل از مهر من بیاکن ! عقیده در من بند! مرا تقدیس کن! مرا سجده کن! و مرا کمال مطلوب خود بدان تا به من برسی! (بهگودگی تا، 9: 34-29).[5]

انتظار از سالک، عشق بی قید و شرط و فارق از خود ،و ایمان نسبت به یک خدا برای رسیدن به نجات، از هر راه دیگری برتر است، هدف غایی این راه همین عشق است.

انتظار می رود سالک این راه، خدای خویش را نه از سر ترس و نه به خاطر پاداش، بلکه فقط از روی عشق بپرستد.[6] ستایش و نیایش آن وجود متعال، زنده و جاودانه، راه رسیدن به کمال معنوی است، از اینرو در قرآن فرموده است: " وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنْسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ".

اوج این دلدادگی را در سخنان امام علی علیه اسلام می توان یافت. آن جا که فرموده است " الهي ما عَبَدتُكَ خَوفاً من نارِك و لا طَمَعاً في جَنَّتِك بَل وَجَدتُكَ أهلاً للعبادة فَعَبَدتُك= خدایا تو را نه به خاطر ترس از آتش جهنمت و نه به طمع بهشتت هرگز عبادت نکردم، بلکه تو را پرستش کردم چون تو را شایسته ی عبادت یافتم".[7]

عبادت یک تکلیف خشک و بی روح نیست، یک فعالیت برای بدست آوردن پاداش هم نمی باشد، بلکه عشقی است که از درون عاشق می جوشد و او را به کرنش و ستایش وا می دارد. لذا امام علی علیه السلام می فرماید " إِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَغْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ التُّجَّارِ،و َإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ رَهْبَةً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْعَبِيدِ، وَإِنَّ قَوْماً عَبَدُوا اللهَ شُكْرا(حبا)ً فَتِلْكَ عِبَادَةُ الْأَحْرَارِ= گروهی از مردم خدای را عبادت می کنند به طمع پاداش، این عبادت بازرگانان است. گروهی برای ترس از عذاب، او را عبادت می کنند؛ این عبادت بردگان است. و گروهی خدا را می پرستند برای اینکه او را دوست دارند ( یا او را سزاوار ستایش و پرستش می دانند) این عبادت آزادگان است.[8]

از پیامبر اکرم(ص) نقل شده است: " أَفْضَلُ النَّاسِ مَنْ عَشِقَ الْعِبَادَةَ = برترین مردم کسی است که عاشق عبادت باشد"

و باز فرموده است:" طوبی لِمَنْ عَشِقَ الْعِبادَةَ = خوشا به حال کسی که به عبادت عشق بورزد"

عبادت راهی است برای سیر و سفری معنوی، در جهت ایصال به محبوب و معشوق، لذا حکمای اسلامی برای سیر به سوی آن وجود متعالی مطلق، ابدی و سرمدی، چهار سفر را مطرح ساختند:

سفر من الخلق الی الحق

سفر بالحق فی الحق

سفر من الحق الی الخلق با الحق

سفر فی الخلق با الحق

در سفر نخست، کلیه ی حجاب های ظلمانی و نورانی ای که میان شخص سالک و حقیقت ازلی و ابدی او کشیده شده است برداشته می شود.

در سفر دوم، سالک از موقف ذات آغاز کرده و به سوی کمالات، یکی پس از دیگری، منزل به منزل پیش می رود تا جایی که همه ی کمالات را مشاهده می کند و ذات و صفات و افعالش در ذات و صفات و افعال حق فانی می گردد، جز حق نمی شنود و نمیبیند.

در سفر سوم که از حق به سوی خلق سریان می یابد سالک مراتب افعالی حق را سیر می کند. در خاتمه ی این سفر سالک به مشاهده ی جمال حق پرداخته و ذات او در حق فانی می گردد. در این سیر و سلوک، حالت محو زایل گشته و صحو کامل برای او حاصل می شود. در همین سفر است که عوالم جبروت، ملکوت و ناسوت را طی کرده و آنچه در این عوالم است اعم از اعیان و لوازم آن را شهود می کند.[9]

برخی از علمای  مسلمان که از تجربه های عرفانی نیز برخوردار بوده اند، لازمه ی این سیر و سفر معنوی به سوی حق متعال را انجام برنامه های عملی دانسته و چنین رهنمود داده اند که:

چون غایت و هدف اصلی در سیر و سلوک، رسیدن به مقامات قرب الهی است، لازم است شخص سالک به همه ی عوامل و نواهی حضرت حق توجه کامل نماید.

پس تطهیر ظاهر خویش به آنچه که او به آن امر فرموده، گام نخست در سیر وسلوک است و بدون آن ، سیر به مرحله پسین امکان پذیر نیست، این مقام را تجلیه گویند.

هنگامی که کارها و افعال سالک به آداب شرع هماهنگ شد نوبت نفس و روان است تا طبق دستورات حضرت حق تطهیر صورت پذیرد و درون از رذایل و آلودگی های اخلاقی زایل گردد که این مقام را تخلیه نامیدند. پس طی این دو مرحله، سالک که تهی از بدی هاست می کوشد تا ظرف وجودی خویش را سرشار از خوبی ها سازد. حال سالک شایستگی زیارت حضرت حق و لقای الهی را یافته است، زیرا که موانع ملاقات را از پیش رو برداشته و در جهاد با نفس توفیق یافته و لایق دیدار حضرت رب گردیده است.

برخی از متفکران مسلمان، سیر و سلوک الی الله و رسیدن به کمال معنوی را در مراعات امور ذیل دانسته اند:

1-       ترک عادات و رسوم و تعارفات: ترک تعلقات، رفع آداب و عادات غلط اجتماعی

2-        عزم: ایستادن در برابر مشکلات ، صبر و توکل و مقاومت در سختی ها و عبور از موانع و ناهمواری ها.

3-       رفق و مدارا: انتخاب عبادات مناسب توان جسمانی ، اوقات مختلف، بطوری که موجب اکراه نفس نگردد.

4-       وفا: پایبندی به عهدی که با خدا می بندد، بویژه در هنگام پشیمانی از عمل سوئی که در اثر جهالت انجام داده است.

5-        ثبات و دوام: سالک لازم است عملی را که مطابق استعداد اوست انتخاب نماید تا بتواند در آن مسیر ثبات خویش را حفظ نماید.

6-       مراقبه:  حراست از مسیر و جلوگیری از انحراف به سمت گناه و تخطی از وظیفه خود ، در جمیع احوال باید از اعمال خویش مراقبت نماید.

7-       محاسبه: در طول شبانه روز وقتی را معین نموده تا کارهای خود را بررسی نماید چنان که در روایات زیادی از پیشوایان ما وارد شده است: که هر که از اهل محاسبه نباشد از ما نیست.

8-       مواخذه: سالک پس از مشاهده خیانت نفس، باید در مقام تادیب آن برآید و از تکرار آن مانع شود.

9-       مسارعت: در آن چه عزم آن کرده شتاب کند وباید از هوش خود در این باب حداکثر استفاده را بنماید.

10-ارادت: ارادت خود را به صاحب شریعت چنان خالص کند که هیچ غشی در آن نباشد

11- آداب و ادب: ادب به معنای توجه کردن به حریم خویش و تجاوز نکردن از آن است، بطوریکه سخن و کاری خلاف عبودیت از او سر نزند.

12      - نیت: اعمال انسان را با نیت محک می زنند، از این رو خطورات، قلبی و نیات باطنی شرط اعمال حسنه است. برای کمال، حسن فعلی کفایت نمی کند بلکه حسن فاعلی لازم است.

13-   صمت: سکوت همراه با معنا که با سکوت محض متفاوت است، را مراعات کند. از امام رضا(ع) وارد شده است که فرمود: صمت دری از درهای علم و حکمت است (الصَّمْتُ بابٌ مِنْ أبْوابِ الحِکْمَةِ، إنَّ الصَّمْتَ یَکّسِبُ المَحَبَّةَ،‌ إنَّهُ دَلیلٌ عَلی کُلِّ خَیْرٍ)[10]

علامه طباطبایی می افزاید: جوع و کم خوری، خلوت، سهر، دوام طهارت و رد و نفی خواطر از  دیگر طریقه هایی است که برای سالک در مسیر نیل به کمال لازم و ضروری است.[11]

همسازگری اسلام و هندوییسم در سلوک معنوی

این شیوه های خودسازی و سیر و سلوک عرفانی برای نایل شدن به مقام انسان کامل که متصف به صفات و فضایل رحمانی و عاری از رذایل نفسانی و شیطانی است، گویا در اسلام و هندوییسم همسانی های فراوانی دارد، از همین روست که راداکریشنان ، اسلام را یک دین معنوی و اجتماعی توصیف می کند که شباهت های زیادی با آیین هندویی دارد. او می گوید: مذهب تشیع بیشتر از تسنن به هندویی نزدیک است، خواجه ها (روحانیان آن ها) می گویند حضرت علی ظهور دهمین "ویشنو" است. تصوف شبیه است به "ادوایته ویدانته= Advaita Vedanta" که به ذات مطلق دویی ناپذیر معتقد است و جهان را مظهر خدا می داند که نور الانوار است.[12] البته او این همسازگری میان اسلام و هندوییسم را مستند به نظر و عمل اکبرشاه، فرزندش جهانگیر و دارشکوه فرزند ارشد جهانگیر شاه می کند.

داراشکوه مولف کتابی است که در آنجا اثبات می کند که اختلاف بین هندو و مسلمان فقط در زبان و عبارت است.[13]

حتی اگر ما این مقدار از همسانی را نپذیریم، اما هرگز نمی توانیم منکر وجود نوعی تشابه و همسازگری میان آن دو شویم.

چهار محور مشترک شهود، وحدت ، فناء و بقاء که در مکاتب عرفانی اسلام و هندوییسم دیده می شود، زمینه تفاهم و تعامل را در رویکرد به معنویت فراهم می سازد.

حقیقت در عرفان هندوییسم، همانند مکاتب عرفانی: تجربه وحدت هستی و شهود یگانگی مطلق وجود است که آتمن از طریق مراقبه و مکاشفه درونی به دست می آورد. وحدت آتمن با برهما جوهر اساسی عرفان هندویی است و همسانی محض آتمن با برهمن، این عرفان را کاملا انسان گرا می سازد. بر اساس دریافت ما آتمن، روح انسانی است که به اصل خویش یعنی برهما باز گشته و در حقیقت خود فانی شده است.[14]

استنتاج

در پایان توجه، همه ی مخاطبان را به استنتاج های ذیل جلب می کنم:

جهان معاصر در گیر و دار های مشکلات ناشی از غلبه مادیت و صنعت به سر می برد. تصرف بیش از اندازه بشر در طبیعت، بحران محیط زیست را دامن گستر کرده است، این معضل به جهت قداست زدایی از طبیعت و برهم خوردن نظم و هارمونی طبیعی و صدمه زدن به حکمت بالغه ی الهی به وجود آمده است. در واقع همیشه این رخداد اندوهبار ، ریشه در بحران اخلاقی دارد، اصالت دادن به منفعت طلبی مادی گرایانه، این حق را برای نظام سرمایه داری ایجاد کرده است که همه چیز را از دریچه سودا گری و منفعت شخصی بنگرد.

انسان نیز مقهور این صنعت و  به عنوان جزیی از آن، در خدمت تولید ثروت برای ارباب قدرت درآمده است. این بحران اخلاقی نیز نشان از بحران بزرگ تری دارد که مقام انسان را نه در حد یک جانور بلکه تا حد یک پیچ و مهره صنعت تنزل داده است. به نظر می رسد که راه نجات و چاره ی این بحران ها و مشکلات، در گرو ایجاد رویکردی جدید به دین و معنویت باشد. البته تنها ادیان معنویت گرا می توانند در این برهه، نقش راهنما و هدایت گر را برای انسان امروز بر عهده داشته باشند وگرنه از مذاهب ظاهرگرا جز جمود و تعصب و خشم و خشونت بر نمی خیزد، مصائبی که در بخش بسیاری از کره ی خاکی در جریان است.

ترویج عرفان های ریشه دار و آموزش سیر و سلوک معنوی، طی کردن مراحل محاسبه، مراقبه، ذکر و عبادت جهت رسیدن به وارستگی، آرامش، شادی، طراوت روحی، رهانیدن ذهن از افکار بیهوده، توجه دادن مردمان به طبیعت، پیوند میان طبیعت، مادیت و معنویت، گسترش فرهنگ مهر ومحبت و عطوفت، امید  افقی روشن را پیش روی نسل آینده می گشاید.

 

 

 

 

منابع

1.       قرآن کریم.

2.      انسان و طبیعت، سید حسین نصر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1379ش.

3.     بحران دنیای متجدد، رنه گنون، ترجمه سید ضیاءالدین دهشیری، انتشارات دانشگاه تهران، 1349ش.

4.      ادیان و مکتب های فلسفی هند، ج 1، داریوش شایگان، انتشارات امیرکبیر، تهران،1394ش.

5.     درسنامه ادیان شرقی، علی موحدیان عطار و محمد علی رستمیان،انجمن ادیان ومذاهب، قم

6.      بحارالانوار، محمدباقرمجلسی،انتشارات اسلامیه تهران 1395ق.

7.     نهج البلاغه ،خطبه های امام علی ،تالیف سیدرضی بنیاد نهج البلاغه قم.

8.      ارشاد القلوب،حسن بن ابی الحسن دیلمی،انتشارات رضی،قم،1412 ق، ج1.

9.      رساله ی لب اللباب، سید محمد حسین حسینی تهرانی، نشر علامه طباطبایی، مشهد،1426 ق.

10.   ادیان شرق و فکر غرب، رادکریشنان، انتشارات مختار، تهران،1357 ش.

11.   تجربه های عرفانی در ادیان، حمیدرضا مظاهر سیف، بوستان کتاب، قم، 1388 ش.

12.  الحکمت المتعالیه، صدرالدین محمد شیرازی، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، تهران 1382ش.

 


1-برای آگاهی بیشتر ، ر. ک: بحران دنیای متجدد، رنه گنون، ترجمه سید ضیاءالدین دهشیری، انتشارات دانشگاه تهران 1349ش.

1-ر.ک: انسان و طبیعت، سید حسین نصر، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، تهران، 1379ش، ص دوازده از مقدمه نصر بر ترجمه فارسی.

2-  قرآن، سوره روم، آیه 30.

1- ر.ک: ادیان و مکتب های فلسفی هند، ج 1، داریوش شایگان، انتشارات امیرکبیر، تهران،1394ش.

1- درسنامه ادیان شرقی، علی موحدیان عطار و محمد علی رستمیان، ص 62.

2- همان، ص 63.

3- بحارالانوار، ج41، ص14.

1- نهج البلاغه ، ص 510،حکمت 237.

1-ر.ک: الحکمت المتعالیه، صدرالدین محمد شیرازی، بنیاد حکمت اسلامی صدرا، تهران 1382ش.

1- ارشاد القلوب،حسن بن ابی الحسن دیلمی،انتشارات رضی،قم،1412 ق، ج1، ص 102

2- ر.ک: رساله ی لب اللباب، سید محمد حسین حسینی تهرانی، نشر علامه طباطبایی، مشهد،1426 ق، ص103.

3- ر.ک: ادیان شرق و فکر غرب، رادکریشنان، انتشارات مختار، تهران،1357 ش، ص66.

4- ر.ک: همان، ص 366 و 367

1- ر.ک:تجربه های عرفانی در ادیان، حمیدرضا مظاهر سیف، بوستان کتاب، قم، 1388 ش، ص110.

 

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 2158 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • رونمايي از كتاب «خليج فارس»
    كتاب مصور «خليج فارس» (9 ارديبهشت‌ماه) با حضور علي‌اكبر ولايتي، مشاور امور بين‌الملل مقام معظم رهبري (مدظله العالي) و ابوذر ابراهيمي‌تركمان، رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در مركز همايش‌هاي بين‌المللي صدا و سيما رونمایی شد.

  • سفر رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی به یونان
    ابوذر ابراهیمی‌ترکمان در جريان سفر به یونان ضمن شرکت در دور هفتم گفت‌وگوهای اسلام و مسیحیت ارتدوکس و دیدار با عالمان و اندیشمندان این کشور، از مراکز علمی و فرهنگی بازدید کرد.

  • زيارت رييس جمهور از آرامگاه محمد ابن زید در مرو
    حسن روحاني، رييس جمهور كشورمان و هيات همراه در جريان سفر به تركمنستان صبح امروز (8 فروردين ماه) با حضور در شهر تاريخي مرو آرامگاه حاج یوسف همدانی در اين شهر را زيارت كرد.

  • زيارت رييس جمهور از آرامگاه صحابه حضرت رسول ( ص )
    حسن روحاني، رييس جمهور كشورمان و هيات همراه در جريان سفر به تركمنستان صبح امروز (8 فروردين ماه) با حضور در شهر تاريخي مرو آرامگاه صحابه حضرت رسول ( ص ) در اين شهر را زيارت كرد.

  • سفر رييس جمهور به شهر تاريخي مرو/ زيارت قدمگاه امام هشتم (ع)
    حسن روحاني، رييس جمهور كشورمان و هيات همراه در جريان سفر به تركمنستان صبح امروز (8 فروردين ماه) با حضور در شهر تاريخي مرو قدمگاه امام هشتم (ع) در اين شهر را زيارت كرد.