English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧
حلقه مفقوده جامعه مدرن
حلقه مفقوده جامعه مدرن تاریخ ثبت : 1396/08/07
طبقه بندي : ,,
عنوان : حلقه مفقوده جامعه مدرن
نويسنده : <#f:1014/>
تهيه و تدوين : شمس الله مریجی، رييس و عضو هیات علمی گروه علوم اجتماعی دانشگاه باقرالعلوم(علیه السلام)
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : اين مقاله در نخستين دور گفت‌وگوي دیني اسلام و هندوئیزم با موضوع «معنویت در اسلام و هندوئیزم» (3 تا 4 آبان‌ماه) در دهلي نو ارائه شد.
متن : <#f:1066/>
:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

چکیده:

جامعه مدرن و تکنولوژیک امروزین با همه پیشرفت های فزاینده اش  نتوانسته آرامش روانی مطلوب را در اختیار اعضای انسانی اش قرار دهد، به همین جهت تلاش فراوانی شده تا با ارائه نسخه های شفا بخش خود بتوانند انسانهای برخوردار از آسایش  جسم را آرامش روان ببخشند، اما به عیان دیده می شود که تا کنون در این راه توفیق چندانی نداشتند.سرّش این است که جامعه انسانی عصر حاضر درد معنویت داشته و حلقه مفقوده جوامع مدرن نبود معنویت حقیقی است و نگارنده بر این باور است که ادیان الهی می‌توانند با ارائه معنویت حقیقی، راه پویندگان حقیقت را هموار نموده و امید رسیدن به ساحل نجات را در دل خسته انسانهای برخوردار از اسباب مادی، زنده نگهداشته و محرک نیرومندی برای درنوردیدن دریای متلاطم پیش روی آنها باشد.

 نبشتار پیش رو، در صدد است، مبانی و مولفه های معنویت حقیقی ، که ریشه در معنا داشته و باطن رفتار انسانی را نمایان نموده و به نوعی با نظام اعتقادی و اهداف عمل او در ارتباط است، را از طریق منابع اصیل اسلامی بازنمایی نماید .

واژگان کلیدی: معنویت، مبانی، مولفه ها، منابع اصیل اسلامی.

 

مقدمه

جوامع انسانی به ویژه جهان مدرن، همواره در جهت رشد و توسعه تکنولوژی تلاش نموده تا بتوانند در پرتو آن، آسایش جسمی و آرامش روانی خود را تأمین نمایند، اما علیرغم توفیق نسبی در تضمین آسایش جسمی و مادی، همچنان در حسرت آرامش روانی و معنوی خود روزگار سر می کنند، چه اینکه با نگاهی سطحی و گذرا به خوبی قابل مشاهده است که برخورداری از اسباب تکنولوژیک تاکنون نتوانسته روح پرتلاطم بشر امروزی را آرام نموده و حقیقت گمشده‌اش را در اختیارش قرار دهد، در واقع معنویت حقیقی حلقه مفقوده‌ای است که جوامع مدرن انسانی از نبود آن رنج برده و تشنگان معنویت حقیقی را در پیچ و تاب چرخ دنده‌های ارگانیک جوامع مدرن و تکنولوؤیک سرگردان نموده است.و این مساله مهم، حقیقتی است که همگان بر وجود آن اذعان داشته و هر کسی نیز به نوبه خود دغدغه حل آن را داشته تلاش نموده تا با ارائه سازوکاری مناسب، گامی موثر جهت رفع این معضل جهانی بردارد.

بی تردید معنویت و معنویت گرای دارویی است که امروزه نه تنها نخبگان بلکه توده مردم نیز بر شفا بخشی آن اتفاق نظر داشته و علیرغم  نظریه‌پردازی‌های جامعه شناسان مشهوری چون ماکس وبر، که مدرنیته را گشایندۀ همه رازها (Disenchantment) می‌دانستند که معنویت را یکجا به فراموشی سپردند، و جامعه مدرن را «قفسی آهنین» ‌نامیدند که از معنا و آزادی تهی گشته است؛متفکران اجتماعی در دهه‌های اخیر به نتیجه‌ای عکس رسیده‌اند. آشیس نَندی از جمله صاحبنظرانی است که معتقد است معنویت دینی «به مثابه تنها نقطه امید برای تحول مثبت اجتماعی و نیز برای پاسداری از ارزش‌های واقعاً مهم» در حال مطرح شدن و سربر آوردن است.

 امروزه طیفی وسعی از تعریف‌ها برای واژه معنویت وجود دارد؛ از عالی‌ترین رابطه انسانی تا جستجوی یک معنای وجودی، تا بعد متعالی انسان تا «نظرات و رفتارهای شخصی که حس تعلق به یک بعد متعالی یا چیزی فراتر از خود را بیان می‌کند». برخی نویسندگان پایه‌های زیستی و ژنتیکی برای معنویت قائل شده‌اند و برخی دیگر معنویت را صرفاً به احساسی فرو کاسته‌اند که نتیجه واقع شدن در کوران حوادث و چالش‌ها بزرگ زندگی و برملا سازنده محدودیت‌های انسان است.

برخی از متفکران مادی گرا معنویت را امری ظاهری فرض و در سطح مظاهر محسوس خلاصه کرده‌اند. ایشان وقتی از معنویت سخن می‌گویند تنها چیزی که از آن فهم می‌کنند احساسات ملموسی چون امید، آرامش و نشاط است. به همین دلیل است که توصیه آنان برای دستیابی به معنویت و سلامت معنوی آن است که فرد به فعالیت‌های هنری، ورزش، تکنیک‌های تمدد اعصاب و تمرکز بپردازد. این افراد اگر هم سخنی از دین به میان می‌آورند در حد یک ابزار برای آرامش به آن می‌نگرند و گاه تصریح می‌کنند که عقاید، ارزش‌ها و مناسک دینی صرفاً از آن جهت مفیدند که در رفع مشکلات جسمی یا روانی موثرند یا از ابتلای به آنها جلوگیری می‌کنند. هر چند ممکن است خرافی یا از اصل دروغ باشند.

 مشکل چنین رویکردی آن است که از پرداختن به اصل مسئله و ریشه معنویت عاجز است. این توصیه‌ها تنها ممکن است  برخی از عوارض جانبی زندگی بی‌معنا را کاهش دهد و درد و رنج ناشی از آن را به ضمیر ناخودآگاه فرد منتقل ساخته، وی را دچار خوش بینی و نشاط موقت سازد، ولی از پاسخگویی به عطش انسانی برای معنای غایی زندگی ناتوان است. چه اینکه معانی و اهداف موهوم به هیچ وجه کمکی به انسان نمی‌کنند و توصیه پناه بردن به چنین سرپناهی سست و لرزان، بدترین پیشنهاد برای فرار از توفان سهمگین بی‌معنایی است که زندگی بشر را در معرض نابودی قرار داده است. چنین معنای موهومی تنها تا زمانی مفید از بی پایه بودن آن تأثیرش را از دست می‌دهد و احساس پوچی و حتی فریب خوردگی جای آن را می‌گیرد. بعلاوه، توصیه به استفاده از معنای بی‌معنا و خیالی، حرکتی قهقرایی و بازگشت به دوران رواج خرافات و سحر و جادو است و از مبانی عمل گرایی محض سرچشمه می‌گیرد.[1]

1) معنویت چیست؟

برای درک چیستی معنویت، باید معنای لغوی و نیز اصطلاحی و معادل‌های ان در زبان‌های دیگر را باز شناسیم. به نظر می‌رسد این واژه ابتدا در زبان‌های اروپایی و در بستر مفهومی مسیحی به شکل spirituality به کار رفته باشد. این واژه از کلمه لاتین spiritus به معنی نفس از ریشه spirare به معنی دمیدن با نفس کشیدن می‌آید. در ترجمه‌های لاتین عهد جدید spiritualis یا شخص معنوی، کسی است که زندگی‌اش تحت امر یا نفوذ روح القدس یا خداست. این واژه با معنای باطنی که به گمان مسیحیان، در پرتو الهام، در لایه زیرین معنای اصلی و لغوی کتاب مقدس یافت می‌شد، ارتباط داشت. بعدها این عقیده که در زیر هر ظاهری معنایی نهفته است به همه وقایع معنوی (قدسات به ویژه عشاء ربانی و حتی خود طبیعت به مشابه تجلی عظمت الهی) گسترش یافت.[2]

البته امروزه طیفی وسیع از تعریف‌ها برای معنویت وجود دارد. از عالی ترین رابطه انسانی تا جستجوی یک معنای وجودی، تا بعد متعالی انسان، تا نظرات و رفتارهای شخصی که حس تعلق به یک بعد متعالی یا چیزی فراتر از خود را بیان می‌کند.واژۀ «معنویت» مصدر جعلی از ریشۀ «عنی» است و لغویون  واژۀ (معنوی) را در اموری خلاصه می‌کنند که «مقابل مادی، صوری و ظاهری» است، و یا آن را ‌‌‌ معنایی که تنها به وسیلۀ دل شناخته می‌‌شود و زبان را در آن بهره‌‌‌ای نیست می‌دانند. چنان که دهخدا مقامات «معنوی» را‌‌‌‌ مراتب سیر باطنی، درجات سلوک به سوی حق و مقامات عرفانی می داند.

حقیقت این است که میان معنویت و مادیت، تناقض و تضادی وجود ندارد، بلکه آن دو لازم و ملزوم یکدیگرند. انسان، هم بعد مادی دارد و هم بعد معنوی، از این روی «معنویت» ضد «عقل» و یا «علم» نیست. بلکه معنویت هم‌نوا و هم‌آهنگ با «عقل» و «علم» است.

بخش‌‌های مختلف وجودی انسان از یکدیگر قابل تفکیک نیستند، بلکه حقیقت انسان، با توازن میان «معنویت» و «مادیت» رقم خورده است‌‌‌‌، چنان‌که خدای تعالی فرموده:«وَنَفْسٍ وَمَا سَوَّاهَا؛ فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا؛ قَدْ أَفْلَحَ مَن زَکَّاهَا؛ (سوره الشمس:۷-۱۰).و سوگند به نفس [آدمی] و آن که او را سامان بخشید، پس بدکاری و پرهیزگاری‌اش را بدان الهام کرد، رستگار شد کسی که آن را [از آلودگی]  بپیراست، و سرافکنده شد کسی که آن را آلوده ساخت».   هستی انسان از ایجاد توازن و تعادل میان نیروهای به ظاهر مخالف و متضاد شکل می‌گیرد.از این‌رو، مقولۀ معنویت را نمی‌توان در تضاد با مادّیت تحلیل نمود، بلکه هر کدام به نوبۀ خود از ضروریات و لوازم وجود آدمی در حیات زمینی است؛ چنان‌که جهان مادی مقدمه‌‌‌ای برای جهان آخرت به شمار می‌آید.[3]

واژه معنویت و مشتقات آن در منابع اصیل اسلامی (قرآن و سنت معصومین صلوات الله علیهم اجمعین) به کار نرفته است. ولی در ادبیات مسلمانان هم در زبان عربی و هم در زبان فارسی، رواج یافته است. کلمه معنویت مصدر جعلی از معنوی ساخته شده است. کلمه معنوی نیز با افزودن یای نسبت به آن از واژه معنی که خود مصدر میمی بوده و مفاد آن مقصود و مراد است مشتق گردیده است. بنابراین معنوی، منسوب به معنی و در مقابل لفظی است.[4]

 معنی امری است که در ورای الفاظ و عبارات قرار دارد و الفاظ و عبارات از آن حکایت می‎کند. از این‎رو معنا به موقعیتی اشاره دارد که دست کم شامل دو لایه باشد: یکی ظاهر که حکایت‎گر است و دیگری باطن که محکی است.به‎عنوان مثال، هنگامی که از متنی معنادار سخن می‎گوییم به متنی اشاره می‎کنیم که کلمات و عباراتش به حقایقی در جهان عینی و خارجی یا حقایق ذهنی در روان نویسنده اشاره داشته باشد. اگر مکتوبی از عهده چنین ارتباطی بر نیاید بی‎معنا تلقی خواهد شد. علت این امر آن است که هر گونه بیانی، ابزاری است برای دلالت بر حقیقتی اساسی‎تر که مدلول آن به حساب می‎آید. شبیه همین رابطه میان یک عمل و معنای آن وجود دارد. در علوم اجتماعی سخن از رفتار معنادار است و مقصود از آن عملی است که برای رسیدن به مقصود و هدفی خاص، از فاعل سر می‎زند، به گونه‎ای که اگر چنین هدفی در کار نباشد عملی بی‎معنا و احمقانه تلقی می‎شود.[5]

2ـ مبانی معنویت در قرآن

همانگونه که پیش از این اشاره شد ممکن است که واژه معنویت در منابع اصیل اسلام نباشد اما مفاهیمی که به این امر حقیقی اشاره دارند را به خوبی می توان در قرآن کریم رد یابی نمود. معنویت در قرآن دارای قلمرو وسیع و گستردۀ است که تا جایی که شامل همه احوال، اقوال و افعال و انگیزه‎ها و اندیشه‎های انسان می گردد؛ زیرا گوهر معنویت را «خداگرایی» می‎داند، لذا هر کاری که با رنگ و رایحه رحمانی و انگیزه الهی انجام گیرد داخل در معنویت است که فرمود: «إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى...» (سبأ/ 46) و «خلوص» را جوهر همه فعالیت‎های آدمی از عبادی، تجاری، سیاسی ـ اجتماعی و... قلمداد کرده است و عبادت، ذکر، تفکّر، تعلیم و تعلّم، حکومت و حکمت و سیاست و سلوک را تنها با مبنای الهی ـ توحیدی می‎پذیرد و لا غیر که فرمود: «انما یتقبّل الله من المتقین» (مائده/ 30). اگرچه پرداختن به این مباحث گسترده و مصادیق متعددی که در سراسر این مصحف شریف وجود دارد،خود به خود امری مطلوب است، اما هدف اصلی این نبشتار بررسی مبانی معنویت از منظر قرآن به عنوان یکی از منابع اصیل اسلامی است،نقش هدایت گری انسانها را بر عهده دارد.لذا در ادامه مبانی معنویت را پیگیری می کنیم:

1ـ2ـ اصالت روح:

قرآن انسان را رقیقه‎ای از حقیقة الحقائق و جلوه اسماء جمال و جلوه اسماء جمال و جلال الهی می‎داند که دارای هویت متألهانه است و شناسنامه وجودی انسان و تاریخ و جغرافیای معرفتی، انسانی، اجتماعی آدمیان در همان «اصالت روح» معنا و تفسیر می‎شود که فرمود: «فَإِذَا سَوَّيْتُهُ وَنَفَخْتُ فِيهِ مِن رُّوحِي» (حجر/ 29) و یای «من روحی» در آغازین تکوین و «فَادْخُلِي فِي عِبَادِي وَادْخُلِي جَنَّتِي» (فجر/ 29ـ30) در مسیر تکامل و غایت استکمال انسان که بر پایه‎های عقل و اراده از یک جهت و عشق و ایمان از جهت دیگر نهاده شده است تا «كَدْحًا فَمُلَاقِيهِ» (انشقاق/ 6) در فرجام و سرانجام حرکت تکامل انسان سالک الی الله صورت پذیرد و انسان معنویت‎گرا با دیانت و ادراک چنین هویت و تاریخ و جغرافیایی که قرآن برای او ترسیم و تصویر کرده است در پرتو «عقلانیت و وحیانیت» و در سایه‎سار شجرۀ طیبه شریعت و در پناه هدایت و حمایت انسان کامل مکمل «صراط مستقیم سلوک» را در پیش می‎گیرد وچنین درک و دریافتی «درد خداجویی و خداخویی» را که در عبد الله شدن و عندالله گشتن و سپس «صبغة الله» یا رنگِ خدا یافتن است به فعلیت می‎رساند.[6]

2ـ2ـ اصالت فطرت:

   انسان در قران دارای فطرت خدایی است که گرایش‎های عالیه وجودش از معرفت اندوزی، علم‎جویی، حقیقت‎گرایی، خیرخواهی، نوع‎دوستی، عدالت‎ورزی، عبودیت و پرستش‎گروی و... همه و همه ریشه در فطرت انسان دارند و فطرت ادراکی و احساسی با معرفت به نفس (خودآگاهی) و بازگشت به خویشتن خویش (وصل به اصلِ خود) شکوفا شده و بارور می‎گردد و رکن رکین و اصل اصیل معنویت قرآنی در «فطرت» تعبیه و تبیین گشته است. به همین دلیل خدای سبحان به مؤمنین طریق عملی معرفت نفس و رهروی بر پایه‎های نفس الهی و فطرت را ارائه و امر فرمود: «یا ایها الذین آمنوا علیکم انفسکم لا یضرکم من ضل اذا اهدیتم...» (مائده/ 105) و نبوت‎ها و رسالت‎ها در راستای آگاهی‎بخشی به فطرت ارجاع انسان به حقیقت وجودی خویش بوده‎اند که در جریان مبارزه حضرت ابراهیم (ع) با بت‎پرستان و نمرودپرستان بابل فرمود: «... فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ» (انبیاء/ 64) و قرآن کریم پیامبر اکرم (ص) را مذکر نام نهاد. «انما انت مذکر» (زمر/ 9) «ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ» (ص/ 2ـ1).

 گفتمان معنویت بر اصالت فطرت نهفته است و فطرت تبدیل نابردار و تغییر ناپذیر است، اگرچه مستور و مهجور می‎گردد لکن انسان‎ها در نهایت امر «روزگار وصل خویش» را تجربه خواهند کرد، به تعبیر علامه جوادی آملی: «اگرچه تغییر موضعی و برخی از عناصر مطرح در هویت انسان براساس دخالت وهم و خیال (در بخش اندیشه) و شهوت و غضب (در بخش انگیزه) از درون و وسوسه و اغوای ابلیس از بیرون، عقل به اسارت هوس درآید و حاکم اصلی حوزه هویت شخص عزل شود و وهم و شهوت با خیل و غضب به جان او منصوب شوند و مجاری ادراکی و تحریکی چنین شخصی به جای آن که به امامت عقل نظری و عقل عملی به کار خود مشغول شوند، به رهبری کاذب وهم و خیال از یک سو و امامت دروغین شهوت و غضب از سوی دیگر سعی خاسر داشته باشد.[7]

بنابراین، فطرت، اصلی بر معنویت گرایی است و انسانِ معنویت گریز، گرفتار «از خود بیگانگی» و حرکتِ از «برون» و گریز از مرکز شده است و به همین دلیل قرآن کسانی را دچار« نسیان خدا» شده اند، گرفتار «نسیان خود» کرده است؛ یعنی در حقیقت خدا فراموشی، خود منشاء خود فراموشی است.«ولا تکونوا کالذین نسوالله فانسیاهم انفسهم اولئک هم الفاسقون»(حشر/19)چنانچه ملاحظه می شود خداوند متعال در این آیه چنین انساهایی را «فاسق» نامید چه اینکه هسته هستی  و مرکز وجود خویش یعنی فطرت توحیدی فاصله گرفته و خارج شدند.

3ـ2ـ اصالت عالم غیب:

جهان به دو بخش غیب و شهادت تقسیم شده است البته نه به این معنا که دو جهان کاملاً از هم جدا و از هم گسسته اند،بلکه وجود آن ذات مراتب بوده و عوالم پیدا و پنهان در هستی که رابطۀ وجودی و علّی و معمولی دارند؛ نمونۀ آن را می توان در متن ذات انسان یعنی تن و جان، جسم و روح نیز مشاهده نمود. به تعبیر استاد شهید مطهری: «در جهان‎بینی قرآن، عالم هستی منحصر به آنچه که برای ما محسوس است نیست، بلکه محسوسات یک قشر نازکی از عالم است و قسمت عظیم‎تر در ماورای آن است، آنچه محسوس است «شهادت» و آنچه نامحسوس است «غیب» نامیده شده است.[8]

و هر گاه انسان اصالت را به غیب داده و ایمان به غیب پیدا کرد «الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ» (بقره/ 2) استعدادهای معنوی خویش را شکوفاسازی می‎نماید، بنابراین معنویت‎گرایی در غیب گروی و اعتقاد و اصالت به باطن هستی داشتن و واقعیت‎های پایدار و جاودانه را در زندگی اصیل دانستن است و ایمان به غیب به همۀ کارهای انسان هویت ماندگار شدن و اتصال به پایدارها می‎دهد تا انسان در عالم شهادت به سوی عالم غیب گام بردارد و طبیعت که محسوس و شهادت است را گهواره تکامل و تعالی خویش قرار دهد و با چشمی به شهادت و با چشمی دیگر به غیب نگاه کند و از مادیت‎گرایی به معنویت‎گرایی حرکت و هجرت نماید و ایمان به غیب و اصالت به آن دادن با براهین عقلی، نقلی و گاهی «وجدان کشفی ـ شهودی» ممکن است، لذا هر چه معرفت بیشتر و عمیق‎تر باشد معنویت انسان بیشتر و شدیدتر خواهد بود و در مقایسه، داوری و ارزیابی بین معرفت و خلق و عمل، اصالت از آن معرفت است.[9]و به تعبیر علامه طباطبایی (رض): حیات معنوی... براساس اصالت عالم معنا استوار است.[10]

4ـ2ـ اصالت شریعت:

قرآن کریم راه حصول معنویت و وصول به قرب و لقاء حضرت حقّ را همانا در «شریعت‎گرایی» معرفی کرده است. شریعت به معنای عام کلمه مجموعه عقاید، اخلاق و احکام الهی است یعنی اسلام در همه تعالیم و آموزه‎های خویش اعم از جهان‎بینی یا ایدئولوژی و شریعت به معنای خاص یعنی مجموعه بایدها و نبایدهای شرعی و فقهی که البته «معنویت قرآنی» جدا شده و بریده از عقاید، اخلاق و احکام نیست که آیۀ «ثُمَّ جَعَلْنَاكَ عَلَى شَرِيعَةٍ مِّنَ الْأَمْرِ فَاتَّبِعْهَا وَلَا تَتَّبِعْ أَهْوَاء الَّذِينَ لَا يَعْلَمُونَ» (جاثیه/ 18) با آیه «مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانتَهُوا» (حشر/ 7)، هر گاه با آیه «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ» (انفال/ 24) ترکیب شوند معنای اصالت شریعت در معنویت کاملاً روشن خواهد شد، زیرا معنویت منهای خدا، وحی، نبوت و رسالت، امامت و ولایت، هرگز معنای اصیل و کاملی نخواهد داشت و در حقیقت معنویت راستین نیست، معنویت پیش برنده  وبازدارنده نخواهد بود و علامه طباطبایی (ره) نیز «لام» در «لما یحییکم» را به معنای «الی» گرفته و نوشته‎اند: «و این تعبیر در استعمالات عرب زیاد است و آن چیزی که رسول مردم را به آن دعوت می‎کند «دین حقّ» است و دین حق همان «اسلام» است که قرآن کریم آن را به پیروی فطرت و پذیرفتن آن به علم نافع و عمل صالح تفسیر کرده است.[11]

به همین دلیل معنویت اسلامی انسان مرده را زنده می‎کند و در دل حیات طبیعی‎اش حیات طیبه به او می‎بخشد و «معنویت» حیات حیوانی‎اش را به حیات عقلانی و روحانی تبدیل می‎کند و رنگ ابدی و جاودانی به همه فعالیت‎هایش می زند تا نور ایمان به خدا و عملِ صالح او را نورانی کرده و در میان خلق با نور معنویت خدایی زندگی کرده و الگوی علمی و عملی دیگران قرار گیرد:[12] «أَوَ مَن كَانَ مَيْتًا فَأَحْيَيْنَاهُ وَجَعَلْنَا لَهُ نُورًا يَمْشِي بِهِ فِي النَّاسِ...» (انعام/ 122).

3ـ مؤلفه‎های معنویت‎گرایی در قرآن:

از جمله ابحاث بسیار مهم و حیاتی در موضوع «معنویت‎گرایی» مؤلفه‎های آن است که بر مبنای یاد شده استوار گشته است و این مؤلفه‎ها خود معیارهای سنجش و ارزیابی هر نوع معنویت‎گرایی صادق و کاذب و دینی و غیر دینی خواهند بود تا انسان بیابد که کدام معنویت کارآمد، پویا، زندگی‎ساز، سرورزا و سعادت‎آفرین و کمال‎بخش است و کدام معنویت دروغین و تخدیرکننده و ویرانگر است، زیرا در دنیا مدرن معنویت‎های گوناگونی عرضه شده است تا به نام معنویت مدرن برای انسان مدرن، معنویت سکولار و لیبرال برای انسان‎های عصر جدید خلأهای روحی و فقر معنوی و بحران‎های شخصیتی انسان معاصر را حل و فصل نمایند و به همین دلیل جنبش‎های نوپدید، معناگرایی‎های جدید، عرفان‎های مدرنیستی به راه افتاد تا بحران انسان معاصر را علاج و درمان نمایند و به همین دلیل شناخت مؤلفه‎ها و شاخص‎های معنویت‎گرایی از رهگذر آیات قرآن موافق وحی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است

1ـ3ـ عقل‎گرایی و خردورزی:

معنویت قرآنی بر عقلانیت استوار گشته تا بُن مایه‎های معنویتی را «عقل و خرد» تشکیل داده و هماره معناگرایی بر خردگرایی ابتناء یابد، زیرا اگر پشتوانه معنویت خرد نباشد در چالش‎های روزگار و تضاد واقعیات زندگی تضعیف شده و عقب‎نشینی می‎نماید، به همین دلیل است که احادیث اسلامی عقل دلیل و راهبر مؤمن دانسته و فضیلت انسان و برترین موهب بهره‎رسانی سایر قوای انسان در پناه عقل معرفی شده است و در معارف اسلامی چنین آمده است: «العقل لا ینخدع» (عقل گرفتار خدعه نمی‎شود). «علی قدر العقل یکون الدین»[13] خوف از خدا بهره عقلی است چه اینکه بهره عقلی و معرف خردمندانه ندارد و هراسی از خداوند ندارد. «انه لم یخف الله من لم یعقل عن الله».[14]یا فرمود: «ما کذب العاقل» هیچ عاقلی دروغ نگفته است ویا در روایت دیگر آمده است که: «العقل رقی الی علّیین»[15] عقل نردبان کمال و ترقی است

آری، معنویتی که پایه‎های خردوزانه نداشته و با عقلانیت در تعارض و حتی در ستیز باشد، معنویت نیست،همچنانکه عشقی که ضد عقل نشان داده شود یعنی عشق غیر معقول نیز ره‎آورد معنوی و روحانی نخواهد داشت، بلکه باید توجه داشت که «عقل» ملاک و مبنای ایمان و معنویت و معیار فضیلت و آرامش درونی است[16] و معنویت منهای عقلانیت، معنویت نیست.

2ـ3ـ اعتدال و توازن:

معنویت نیاز روح انسان و روح، محتاج تکامل و توسعۀ وجودی است تا به درجات عالیه کمال دست یابد، لکن هم نیاز روح باید همه جانبه تأمین گردد و هم روح باید در سیر تکاملی‎اش به صورت «متوازن و متعادل» پیش رود تا رشد وپیشرفت هماهنگ و مناسب یابد والا روح در برخی ابعاد قوی و در بعضی ابعاد ضعیف است. در تربیت اسلامی و پرورش قرآنی نیروهای بالقوه انسان اصل بر «اعتدال» است، تا افراط و تفریطی صورت نپذیرد و همه ابعاد و ساحت‎های معنوی انسان دیده شود، نه اجتماعیات فدای معنویات و نه معنویات فدای اجتماعیات گردد، بلکه در ابعاد معنوی جامعه‎گرایی و در جامعه‎گرایی ابعاد معنوی دیده شود، هم جسم و هم روح در تربیت معنوی انسان منظور گردد، چنانکه ، در یکی از دعاهای تعقیبات نماز صبح مفاتیح الجنان ؛ هم نور چشم و هم نور دل یا نورانیت بصر و بصیرت را مطالبه می‎کنیم «واجعل النور فی بصری و البصیرة فی دینی».

در عین حال مبارزه با شهوت‎پرستی و نفس‎پروری یک دستور دینی است تا انسان اسلام در پرتو معنویت قرآن جسم سالم و روح سالم داشته باشد که جسم سالم، وسیله کمال است نه هدف و روح انسان که دارای پنج بُعد یا استعداد است یعنی: 1ـ استعداد عقلی (علمی و حقیقت‎جویی)، 2ـ استعداد اخلاقی (وجدان اخلاقی)، 3ـ استعداد دینی، 4ـ استعداد هنری و ذوقی، 5ـ استعداد خلاقیت، آفرینندگی، ابتکار و ابداع؛ همه و همه باید در پرتو تربیت اسلامی و معنوی رشد یافته و متعادل و متوازن تعالی یابند؛ لذا علم‎جویی، عقل‎پروری، عبادت، خلوت، سحرخیزی، خلوت، توجه به همه مراتب آن که یک نیاز دائمی و حرکت انقلابی و حد ناپذیری انسان در کمال مطلق‎گرایی است، در راستای «معنویت متعادل» است.

 به تعبیر استاد شهید مطهری: «انسان اسلام انسان جامع است، ما باید همیشه علی (ع) را نمونه قرار بدهیم، همین علی که در خلوت عارفانۀ خودشان این‎چنین است ما می‎بینیم در مسئولیت‎های اجتماعی حد اعلای حساسیت را دارد و انسانی که اسلام می‎خواهد چنین است.»[17]

3ـ3ـ عبودیت‎گرایی:

روح معنویت «بندگی خدا»، خدا خو شدن و تشبه به اوصاف الهی و تخلق به اخلاق خدایی است، چه اینکه روح عبادت نیز کسب معنویت و روحانیت به تعبیر استاد شهید مطهری: «روح عبادت تذکر است، یعنی یاد خدا بودن و از غفلت از خدا خارج شدن»[18].در لسان روایات عبادت عارفانه و نماز با حضور قلب نردبان قرب است «الصلاه قربان کل تقی»،معراج  انسان و تعالی روح اوست.در حقیقت عبادت توسعه خود از خود فروتر به خود فراتر بوده و از محدویت های درونی  و برونی خارج شدن است یعنی با وصل به نامحدود، سعه وجودی و گستره وسیع یافتن است و به همین دلیل عبادت های اسلامی اعم از واجبات و مستحبات برای بزرگوار شدن، شرح صدر یافتن و معنامند گشتن در عرصه های مختلف است.

عبودیت که پیوند قلبی و جوهری انسان با خداست،از طریق شکستن دیوار غفلت انسان را به گونه‎ای پرورش می‎دهد که رابطه خود با خود و جامعه را نیز منطقی و معقول تنظیم نماید؛از این رو، در شکل و روح عبادت‎های اسلامی( اعم از نماز، دعا، حج، جهاد،امر به معروف و نهی از منکر و...) به حقوق خدا، خود، جامعه و جهان توجه تامّ شده است.

در معنویت مبتنی بر عبودیت فردگرایی، بلکه جمع‎گرایی و خدمت به خلقُ الله، البته برای رضای خدا و در مسیر و جهت عبودیت الهی موج می‎زند، درد خدا و خلق خدا در دل عبادت‎های اسلام که مظاهر معنویت هستند، تعبیه شده است، لذا در معنوی اسلامی و قرآنی هیچ کاری برای غیرخدا و دور از عبودیت و انقیاد و اخلاص نیست، انسان معنوی انسان بریده از جامعه و حقوق خانوادگی و اجتماعی نیست، انسان اهل عبودیت به تدریج می‎تواند بر همه ابعاد وجودی خویش مدیریت نماید تا از همه محدودیت‎ها و قیود رها شده و آزاده گردد و با آزادی معنوی یا آزادگی بر بیرون از وجود خویش نیز تسلط یابد.البته ربوبیت و خداوندگاری و ولایت مراحلی دارد که عبارتند از:

 الف) تسلط بر نفس و قوای نفسانی خویش یا مدیریت بر جان خود.

ب) مدیریت بر بدن به گونه‎ای که به تدریج در برخی از فعالیت‎ها از استخدام بدن بی‎نیاز گردد.

ج) تسلط بر طبیعت خارجی و نفوذ اراده بر بیرون از خویش البته باذن الله که عبودیت یگانه وسیله وصول به مقامات انسانی و طی طریق الی الله است.[19] علامه شهید مرتضی مطهری با توجه مباحث مزبور،معتقد است که انسان معنوی دارای سه اصل مهم ذیل است.1. توحید افعالی، صفاتی و ذاتی 2. هیچ کاری را برای غیر خدا انجام نمی‌دهد بلکه هماره خویش را در مَحضر و حضور خدا یافته و برای او عمل می‌نماید 3. تنها مالک، عالم و قادر مطلق خدا را می‌داند که همه چیز را بر اساس «حکمت» و «عدالت» انجام می‌دهد؛.[20]

پس روح معنویت قرآنی همانا بندگی و عبودیت الهی و یاد خداست و عبودیت مایه اصلی اشتداد معنویت و ازدیاد و فزایندگی آن است تا همه ساحت‌های عقیدتی، اخلاقی و رفتاری انسان را شامل گردد. و به تعبیر علامه شهید مرتضی مطهری: «ریشه همه آثار معنوی اخلاقی و اجتماعی که در عبادت است در یک چیز است یاد حقّ و غیر او را از یاد بردن».[21]

4ـ کارکردهای معنویت:

بی‎تردید، در روزگاری که بشر با همه وجودش درگیر سرگردانی و اضطراب‎های پیچیده و فراوان است، معنویتی که مبنی و مؤلفه‎های آن را در قرآن بازخوانی گردید، می‎تواند مرحمِ شفابخشِ انسانِ مدرن باشد. در پایان این مقال، اشاره به برخی از فوائد معنویت دینی خالی از فائده نخواهد بود،اگرچه بررسی تفصیلی این موضوع می تواند حل بسیاری از مسائل اساسی را تسهیل کند، اما این ار نیاز به دفتر مستقل دارد.برخی از کارکردهای معنویت عبارتند از:

1. سلامت جسم و جان، در برخی از روایات آمده است که تقوا و معنویت دوای بیماری روحی و شفای امراض جسمانی شماست.

2. از بین بردن ترس، در معنویت قرآنی خداوند پناه و دلگرمی مؤمن است.

3. معنویت راهی برای شناسایی اشیاء سودمند و زیان‎آور برای انسان.

4. معنابخشی به زندگی مادی و معنوی انسان و راهنمایی به زندگی با آرامش و بی‎دغدغه. زندگی را در مجموع هستی ممکن و مطبوع و طبعی برای زیستن و همتی برای گذشتن عطا می‎کند.

5. پاسخ به احساس تنهایی جسمانی و روانی انسان

6. پاسخ به پرسش‎های نهایی انسان در باب جهان.

7. پشتیبانی از اخلاق در همه حوزه ها، خواه فردی خواه اجتماعی .

8. یاری رساندن به انسان در موضوعات و مسائلی که امکان کشف آنها برایش نیست و یا در صورت امکان به سختی و دیرهنگام خواهد بود.

9. خشنودی و رضایت از زندگی و آنچه که از آن بهره مند است.

10.                      تفسیر خوش‎بینانه از مرگ و مسائل مربوط به آن و پس از آن.

11.                      نوع دوستی و همدردی و در صورت توان کمک به هم نوعان.

12.                      حمایت از جانب هم‎کیشان و آنانی در دینداری دارای اشتراک هستند.

13.                      افزایش عزت نفس حاصل از اعتقاد به اینکه انسان محبوب خدا و نیروی برتر بوده و از این جهت سر به سوی دیگران خم نمی کند.

14.                      خوشبختی و امید، که نیروی محرکه ای  قوی برای طی طریق است.

15.                      تعادل روحی، به عنوان اساسی ترین عامل تحرک و تصمیم گیری است.

16.                      رهاسازی انسان از اسارات روحی و تلّقات دنیوی و دلبستگی مادی.

17.                      تقویت امنیت روانی و روحی در برابر ناملایمات و دشواریهای مادی.

18.                      زدودن و برطرف کردن عقاید وباورهای باطل و خرافی از انسان.

صدالبته کارکردهای معنویت محدود به موارد شمارش شده نیست،از سوی دیگر برخی از این موارد با هم شباهت‎هایی دارند و بعضاً به مرز یکدیگر تجاوز می‎کنند، امّا هر کدام به جهت اهمیتی که دارند می توانند به ‎طور جداگانه مورد بررسی قرار گرفته و به تنهایی مورد تأمل قرار گیرد. همه این شباهت‎ها گواهی بر ایجاد آرامشی نشأت گرفته از دین و معنویت دارند، امّا نکته اساسی این است که هر آنچه نام دین و عرفان گرفته است اگر دربردارنده ابتدایی‎ترین مراتب معنویت باشد به همان اندازه تولید آرامش روانی می‎کند مگر اینکه این آرامش روانی بر پایه اعتقادات کاذب آن مکتب باشد.[22]

5-کلام آخر

بدون شک، هدف یا اهداف فردی و اجتماعی که فرد در زندگی برای خویشتن انتخاب می‎کند تنها در صورتی واقعی و پاینده خواهند بود که از یک سو، با موقعیت کنونی انسان در هستی سازگار باشد و از سوی دیگر به همان کمال نهایی منجر شود که انسان برای رسیدن به آن پای به عرصه وجود گذاشته است. منظورمان از معنویت، همین معناست، اینچنین معنویت است که می تواند در زندگی، آرامش، لذت و نشاط ناشی از آن را به ارمغان بیاورد.زندگی معنوی مستلزم وجود بعدی معنوی در جهان و لایه‎ای باطنی در حیات انسانی است، به گفته علامه طباطبایی؛«سیر باطنی و حیات معنوی» روی این اساس استوار است که، کمالات باطنی و مقامات معنوی انسان، یک رشته واقعیت‎های حقیقی بیرون از واقعیت طبیعت و جهان ماده است و «عالم باطن» که موطن حیات معنوی است، جهانی است بسیار اصیل‎تر و واقعیت‎دارتر و پهناورتر از جهان «ماده و حس»...مقامات معنوی واقعیت‎ها و موقعیت‎های حیاتی اصیلی برای انسان هستند و هرگز از قبیل مفاهیم تشریفی و مقامات و مناسب و عناوین وضعی و قراردادی اجتماعی نیستند. رابطه میان اعمال و افعال انسانی و میان حالات و ملکاتی که در نفس او به وجود می‎آورند، همچنین رابطه میان این حالات و ملکات، و میان مقامات و مدارج باطنی که انسان سیر می‎کند و همچنین خود این مقامات و مراحل باطنی و عالمی که این مراحل را در بردارد، همه از قبیل موجودات اصیل و واقعی و بیرون از سلطه و حکومت ماده و طبیعت می‎باشند. خلاصه حیات معنوی و معادشناسی (به هر شکل می‎خواهد باشد) براساس اصالت عالم معنی استوار است.[23]

علامه شهید مرتضی مطهری نیز، بر این باور است که انسان دارای نفسی با ابعاد مختلف است: یک بعد آن نفس حیوانی است که با نیازها و لذت‎های مادی در ارتباط است و بعد دیگر او نفس انسانی که با نیازها و لذت‎های عالی مربوط می‎شود. بنابراین بسنده کردن به بعد مادی و حیوانی و نادیده انگاشتن بعد حقیقی و عالی انسان و جهان، موجب می‎شود تا معرفت و محبت انسان به جهان مادی و دنیا موقت معطوف گردد، و در نتیجه زندگی او از معنا و معنویت تهی گردد. پوچ‎گرایی و فقدان معنویت ریشه همه آلام و رنج‎ها و سرچشمه همه کج‎روی‎های فردی و اجتماعی است. امام جعفر (ع) چه زیبا از این حقیقت تعبیر فرموده است که: «رأس کلّ خطیئة حبّ الدنیا» (سرچشمه همه خطاها، محبت دنیاست).[24]

کلام آخر اینکه تنها کسانی می توانند شهد شیرین آرامش روانی را نوش کنند که با حقیقت هستی و انسان آشناتر شود، درکی روشن‎تر و شفاف‎تر از معنای هستی و حیات انسانی به دست می‎آورد. چنین معرفتی را باید از منابعی انتظار داشت که به این حقایق دسترسی بی‎واسطه داشته، از خطا و نقص مبرا باشند.ما نیز براین باوریم که دین و آموزه‎های نابی که از منابع اصیل الهی ودینیِ بدون تحریف به دست ما رسیده است، می توانند چراغ راهی مناسب برای دریافت معنویت حقیقی بوده و بشر تشنه امروزی را سیراب کند.

دین یعنی همان دستورالعمل جامع و راهنمای کاملی که از یک‎سو هدف را نشان می‎دهد و از دیگر سو، راه رسیدن به آن را به انسان می‎آموزد و در پیچ و خم‎هایی که شناخت آنها از دسترس ابزارهای همگانی فهم (عقل، تجربه و شهود) به دور است، دستگیرِ انسان مدرن است.بنابراین، دین از طریق راهنمایی و ارائه ی نسخه شفا بخش واقعی خود که ما در این نبشار نام «معنویت» بر آن نهاده ایم، تشخیص هدف غایی واقعی در حیات انسانی و نیز تعیین اهداف متوسط که مسیر رسیدن به هدف غایی را نشان می‎دهد و تنها از راه شناخت و تبعیت از دین و نسخه شفابخشش امکان‎پذیر است و این حقیقت رابطه تنگاتنگ میان دین و معنویت را نشان می‎دهد.

 

 

 

 

 

 

 

منابع:

1.    مصباح، علی، واکاوی مفهومی معنویت و مسأله معنا، فصلنامه اخلاق پزشکی، سال 4، شماره 14، زمستان 1389.

2.    مرزبند رحمت اله، زکوی علی اصغر، شاخص‌های سلامت معنوی از منظر آموزه‌های وحیانی، فصلنامه اخلاق پزشکی سال 6، شماره 20، تابستان 1391.

3.    معنویت در اسلام در جهان مدرن. www.islahnet.com

4.    فرهنگستان علوم پزشکی، جستاری در سلامت معنوی، مجموعه مقالات،  1389.

5.    جوادی آملی عبدالله، تفسیر انسان به انسان، قم، مرکز نشر اسراء، 1384.

6.    مطهری مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، 1387.

7.    جوادی آملی عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، نشر اسراء، ج 2، 1379.

8.    طباطبایی محمدحسین، شیعه، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، 1382.

9.    طباطبایی محمدحسین، تفسیر المیزان، قم ـ دفتر انتشارات اسلامی، ج 9، 1384.

10.رودگر محمدجواد، معنویت‎گرایی در قرآن، فصلنامه علمی ـ پژوهشی علوم اسلامی سال چهارم، شماره 14، تابستان 1388.

11.آمدی عبدالواحد، شرح غررالحکم و دردالکلم، تهران انتشارات دانشگاه تهران، ج 1، ص 65 و ص 116 و ج 2 و 4.

12.مجلسی محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء الثرات العربی، ج 1.

13.کیانی محمدحسین، جایگاه آرامش در عرفان و معنویت‎گرایی جدید، کتاب نقد، ش 45.

14.مطهری مرتضی، امامت و رهبری. انتشارات صدرا.

15.ابن منظور ، لسان العرب، دار صادر بیروت،1405.

 

 

 


[1]. مصباح، علی، واکاوی مفهومی معنویت و مسأله معنا، فصلنامه اخلاق پزشکی، سال 4، شماره 14، زمستان 1389، ص 24ـ25.

[2]. مرزبند رحمت اله، زکوی علی اصغر، شاخص‌های سلامت معنوی از منظر آموزه‌های وحیانی، فصلنامه اخلاق پزشکی سال 6، شماره 20، تابستان 1391، ص 74.

[3]. ر.ک: معنویت در اسلام در جهان مدرن. www.islahnet.com

.1 لسان العرب ،ابن منظور، دار صادر بیروت ،1405 ،

[5]. فرهنگستان علوم پزشکی، جستاری در سلامت معنوی، مجموعه مقالات، ص 43، سال 1389.

[6].رودگر  محمدجواد، معنویت گرایی در قرآن ،فصلنامه علوم اسلامی ، سال چهارم شماره 14،تابستان 88

[7]. جوادی آملی عبدالله، تفسیر انسان به انسان، قم، مرکز نشر اسراء، س 1384، ص 41.

[8]. مطهری مرتضی، مجموعه آثار، تهران، انتشارات صدرا، 1387، ص 122.

[9]. جوادی آملی عبدالله، تفسیر تسنیم، قم، نشر اسراء، ج 2، ص 175، س 1379.

[10]. طباطبایی محمدحسین، شیعه، تهران، مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران، ص 237، س 1382.

[11]. طباطبایی محمدحسین، تفسیر المیزان، قم ـ دفتر انتشارات اسلامی، ج 9، ص 55، س 1384.

[12]. رودگر محمدجواد، معنویت‎گرایی در قرآن، فصلنامه علمی ـ پژوهشی علوم اسلامی سال چهارم، شماره 14، تابستان 1388.

[13]. آمدی عبدالواحد، شرح غررالحکم و دردالکلم، تهران انتشارات دانشگاه تهران، ج 1، ص 65 و ص 116 و ج 2، صفحه 420، 244 و ج 4، ص 313 و ج.

[14]. مجلسی محمدباقر، بحار الانوار، بیروت، دار احیاء الثرات العربی، ج 1، ص 139، ص 1403.

[15]. آمدی پیشین ج6 ص65 و ج1 ص350

[16]. جوادی آملی  عبدالله، ادب فنای مقربان ،قم،مرکز نشز اسراء ج2،صص 64-66 ،سال 1383

[17] مطهری مرتضی مجموعه آثار ج23 صص558-688

[18]. همان، صفحه 636.

[19] رودگر محمد، معنویت گرایی در قرآن ،پیشین

[20]. همان، ج 3، ص 307ـ294 و ج 4، ص 523ـ465.

[21]. همان، ج 16، ص 417.

[22]. کیانی محمدحسین، جایگاه آرامش در عرفان و معنویت‎گرایی جدید، کتاب نقد، ش 45، صص 211ـ212.

[23]. طباطبایی محمدحسین، معنویت تشییع، به نقل از مصباح علی، واکاوی مفهومی معنویت پیشین، ص31ـ32.

[24]. مطهری مرتضی، امامت و رهبری، به نقل از همان، ص 32.

 

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 4689 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • اختتاميه چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین
    مراسم اختتاميه چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین اول آبان‌ماه با حضور شخصیت‌های فرهنگی، دینی و جمعی از سفرا و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشجویان خارجی در حسینیه الزهرا (س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

  • هفته فرهنگی ایران در روسیه
    هفته فرهنگي جمهوری اسلامي ايران در فدراسيون روسيه شامگاه دوشنبه (12 شهریورماه) با حضور و سخنرانی ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی افتتاح شد.

  • تجلیل از برگزیدگان چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین
    برگزیدگان چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین در سه بخش فیلم، عکس و سفرنامه همراه با رونمایی از فراخوان پنجمين دور اين جايزه در حسینیه الزهرا (س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تجلیل شدند.

  • دیدار ابراهيمي‌تركمان با رييس جمهور باشقيرستان
    ابوذر ابراهيمی‌تركمان، رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي (14 شهریورماه) با رستم حميدوف، رييس جمهور باشقيرستان، ديدار كرد.

  • نمایشگاه صنایع دستی ایران در مسکو
    در چارچوب هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه، نمایشگاه صنایع دستی ایران با عنوان «ایران اسرارآمیز؛ گشتی در باغ خیال» (12 شهریورماه) در مسکو گشایش یافت.