English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
پنج شنبه ٢٤ آبان ١٣٩٧
بنیان ها و نهادهای آموزش دین در جامعه ایران
بنیان ها و نهادهای آموزش دین در جامعه ایران تاریخ ثبت : 1396/07/03
طبقه بندي : ,,
عنوان : بنیان ها و نهادهای آموزش دین در جامعه ایران
نويسنده : یونس نوربخش، جامعه شناس، رئیس پردیس البرز دانشگاه تهران
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : اين مقاله در هفتمين دور گفت‌وگوي ديني ايران و اتريش روز سه شنبه 28 شهريورماه در محل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ارائه شد.
متن : <#f:1066/>
:

اگر چه دنیای امروز یعنی دنیای مدرن به عصر سکولار شناخته می شود اما در واقع این حقیقت چندانی ندارد یا لااقل می بایست معنی دقیق تری از آن ارایه شود. و شاید دنیای سکولار بیشتر در اروپا و غرب معنی دارد تا در شرق. در شرق اسلامی و کنفسیوسی و بودایی، دین همچنان در جای جای زندگی مردم در شکل های مختلف جریان دارد و حتی عنصر هویتی محسوب می شود. آموزش دین نیز همچنان در جوامع یک موضوع مهم تلقی می شود. مذهب چگ.نه باید آموزش داده شود؟ هدف از آموزش مذهب چیست؟ آیا تنها پاسخ به اصل آزادی دینی است ک هر فرد حق دارد دین خود را یاد بگیرد؟ یا هدف یک اصل اجتماعی است و آن آموزش همزیستی و مدارا در دنیای متکثر امروزی و آشنا شدن با ادیان دیگر به منظوراحترام به آنها است؟ و یا اینکه هدف تحکیم پایه های عقیدتی و تقویت هویت دینی سنتی هر فرد است؟

آموزش دین در جوامع مختلف متناسب با نظام های سیاسی و اجتماعی آن دچار تغییرات شده است.

 مثلا در گذشته در مدارس قدیمی ایران همه علوم تدریس می شد و این مکتب خانه ها با محیط های روستایی و مدارس قدیمی مذهبی که وظیفه تربیت عالمان دینی را داشتند، همخوانی داشت. مکتب خانه ها در ارتباط با مدارس دینی و نهاد روحانیت بودند. روش های این مدارس بدور از نظام های بروکراتیک استاندارد سازی امروزین بود و در آنها به توانایی ها و آزادی ها بیشتر توجه می شد. آموزش ها ریشه در فرهنگ و زندگی روزانه مردم داشتند. آموزش در مکتب خانه ها که عموما بر پایه آموزه های دینی و آموزش قرآن و کتاب های ادبیات و شعرو مبتنی بر دین بودند، آموزش آزادانه بود و تقویم اجباری سالانه وجود نداشت. کلاس بندی و برنامه ریزی ثابت ندارند و هر نو آموزی بر حسب زمانی که شروع کرده و استعدادی که در فراگیری داشته، متنی را در دست دارد و به مرحله ای از درس با توجه به توان خود رسیده است و بدین گونه هر نو آموزی در عین حال که در جمع است خود استقلال دارد. از نظر دکتر شریعتی جامعه شناس و مخالف رژیم سابق ایران  در کتاب « مکتب تعلیم و تربیت« سنت های آموزشی دیرینه ایران و حوزه تمدنی اسلامی را الگویی مناسب و مبتنی بر آزادی و فرهنگ ایرانی می داند و آن را بر الگوی آموزشی رایج در غرب که یک الگوی وارداتی است ترجیح می دهد.

از نظر او نظام آموزشی های دنیا بر پای درکی فلسفی از جایگاه انسان در جامعه بنا شده اند و شیوه های آموزشی در حقیقت ابزاری هستند که نظام آموزشی برای رسیدن به این هدف های عالی بر می گزیند. از نظر او دو گرایش فلسفی اساسی سوسیالیستی و لیبرالستی پایه های آموزشی رایج دنیا هستند که در یکی، جامعه اصالت دارد و انسان قربانی می شود و آزادی های او اسیر ایدئولوژی مسلط و حاکم می شود و در جامعه لیبرال فردیت و لذت گرایی محور قرار می گیرد و انسان تک ساحتی و در بند تکنولوژی همچون کالایی در بازار مبادله می شود. او نظام تربیت و آموزش صحیح را در گرو فلسفه فرامادی و یک جهان بینی خدایی می داند. از نظر او نتیجه این نوع آموزش های مادی انسان سرگشته و تنهاست. او از آن به بحران فراگیر نظام های آموزشی غربی یاد می کند. او آموزش بر اساس فلسفه اسلامی را بعنوان الگوی جایگزین مطرح می کند که در آن حقیقت، آگاهی، انسان صالح و کسب تسلط انسان بر خود اهداف اصلی هستند. او این دو نظام را در برابر هم قرار می دهد و دوگانه ای متمایز می شمارد. اولویت در نظام لیبرالی رفتار اجتماعی و رویکرد پراگماتیستی با هدف آسایس و سعادت است ولی در نظام آموزش اسلامی کمال، زیبایی، الگوی آن است. بنابر این نظام های آموزشی و به ویژه آموزش دین با مسئله قدرت و جامعه ارتباط دارد و نظام آموزشی در شمار نهادهایی است که از دیدگاه کارکردی وظیفه حفظ و بازتولید نظم موجود را هم بر عهده دارد. همه بحث بر سر میزان و نوع آزادی و اختیار انسان است.

شریعتی نظام اموزشی اسلامی را در محدوده یک کشور و ملی قابل تعریف نمی بیند و بر امت اسلامی و همه جوامع اسلامی تاکید دارد. تجربه مشابهی را الان اتحادیه اروپا در خود تجربه می کند نظام اموزشی در خدمت یک واحد فرا ملی است و نظام آموزشی باید به همه هویت های موجود در درون مرزهای ملی یک کشور تعلق داشته باشد و در عین حال می بایست هویت اروپایی را حفظ کند. در تجربه غرب از قرن هفدهم همگی در اندیشه کاستن از اجبارها و محدودیت ها در آموزش بودند که روح و جسم کودک را در مدرسه به اسارت می گیرند. آنها به درجات مختلف خواهان آموزشی باز و یادگیری اندیشه انتقادی و افزایش روش های مشارکتی بودند. شریعتی نیز بر ابعاد اومانیستی و آزادانه نظام های آموزشی سنتی ایران و نظام های اسلامی توجه دارد اما در نهایت او از یک نظام آموزشی آرمانی فضیلت محور دفاع می کند و باید به این سوال پاسخ دهد که در این نظام اگر جوانی با این ارزشها مخالفت کرد و یا رفتارها و عقاید دیگری را، از خود بروز داد با او چگونه برخود می کنند؟ یا باید برخورد شود؟ برای تربیت انسان صالح باید بر اساس کدام معیار و عقیده راستین آنها را سنجید؟

امروزه نظام های آموزشی مهم ترین رسالت خود را در در حد انتقال و بازتولید ساده و یکسویه دانستی ها و نظام ارزشی مورد حمایت فرهنگی رسمی تقلیل نمی دهند. آنها کارخانه هایی برای تولید آدم هایی بر اساس قالب های فرهنگی و ارزشی از پیش تعیین شده نیستند. مدرسه محلی برای تربیت همزیستی با تفاوت ها، احترام متقابل و فکر است. در این راستا افرادی نظیر ماسلو[2]، فرگسون[3] و لئونارد[4] که خارج از چهارچوب ادیان بزرگ از تلفیق معنویت و آموزش در مدرسه جانبداری می کنند اما هیچیک تمایلی به مدارس مذهبی ندارند و بدنبال تربیت انسان های آرمانی نیستند .  امروزه به منظور جلو گیری از هر گونه تحمیل عقیده دینی با توجه تاریخ جنگ ها و نزاع های مذهبی اروپا، حضور در کلاس های آموزش مذهبی در غرب آزاد و اختیاری است. و کارنامه ای نیز برای آن صادر نمی شود و ارزشیابی ان بصورت دیگری صورت می گیرد تا زمینه دین گریزی فراهم نشود. والدین در تربیت دینی  نوجوانان و جوانان در مدارس جایگاه چندانی ندارند. اما انها در آموزش جنسی در مدارس نقش بیشتری دارند و بیشتر  طرف مشورت قرار می گیرند. کلاس های آموزش جنسی که معمولا در کلاس های بیولوژی این آموزش ها صورت می گیرد، اجباری است و همه باید در این کلاس ها شرکت کنند. برابری جنسیتی و احترام به جنس مقابل از اهداف اولیه مدارس مختلط است بطوری که امروزه کمتر مدرسه تفکیک شده یافت می شود. مسئولین معتقدند از این طریق آنها چیزهای زیادی از جنس مخالف یاد می گیرند و در نتیجه اموری نظیر آزار جنس مخالف کاهش پیدا می کند. اما این سوال باقی است که چرا آموزش جنسی اجباری است اما آموزش های مناسب اخلاقی و تربیت معنوی و الهی بصورت عام جزء برنامه های اختیاری است؟ آیا نمی خواهندعقیده ای تحمیل شود یا کارکرد اجتماعی ندارد؟

همانطوری که گفته شد دین در جوامع مختلف کارکرد و جایگاه متفاوتی دارد لذا اهداف آموزشی آن نیزبا اصول و بنیان ها و سیوه های مختلفی دنبال می شود. برنامه‌هاي آموزشي مدارس ابتدايي تركيه بر پنج امر استوار شده است: درك درست از دين، سهيم بودن دين در ارتباطات جهاني، آشنايي با تعلميات و اخلاق اسلامي، گسترش نگرش ديني و فرهنگي دانش­آموزان در شناخت ديگر اديان، شكيبايي و رفتار درست در مقابل پيروان اديان ديگر و تامين آموزش سالم مذهبي با هدف پذيرش ارزش­هاي اخلاقي، انساني و فرهنگي كه با اضافه كردن 26 هدف كلي و 35 تا 40 هدف خاص براي هر كلاس (چهارم تا هشتم) ادامه مي‌يابد. اهداف خاص تقريبا با زيرفصل‌هاي كتاب‌هاي آموزشي منطبق مي‌باشند. اهداف كلي دربرگيرنده، عدم مخالفت اسلام با علم، آشنايي و شكيبايي عقايد متفاوت ديني، و اهداف خاص عبارتند از: آشنايي با زندگي و خاندان پيامبر اكرم، عشق خداوند به كودكان، عشق به خانواده، اهميت اسلام به پاكيزگي و حفظ قرآن. 

در گزارش سال 2004 اتحادية اروپا  دربارة تركيه، به دولت تركيه توصيه مي‌شود كه ويژگي اجباري درس ديني برداشته و اختياري شود و سپس محتواي آن نيز مورد تجديدنظر قرار گيرد. در همين گزارش آورده شده است كه واژگان تحقيرآميز عليه اقليت‌هاي يوناني و ارمني بايد از اين كتاب ها حذف شوند. وزارت علوم در پاسخ خود به اين گزارش اشاره مي‌كند كه برنامه‌هاي آموزشي دروس و كتب ديني مدارس تغيير خواهند كرد، اما حذف اجباري بودن درس ديني را مردود دانست.

برنامه‌هاي آموزشي درس ديني در تركيه پس از 23 سال، جايگزين كتاب‌هاي قديمي گرديدند كه از 29 مارس 1982 تدريس مي‌شدند. در 1986 و 1992 دگرگوني‌هاي اساسي صورت گرفتند كه به موجب آن در كتاب‌ها به مذاهب ديگر نيز اشاراتي صورت گرفته است. در اين كتاب‌ها اشاره ويژه‌اي به حضور دانش آموزان اقليت يوناني، ارمني و يهودي در مدارس تركيه و ضرورت شناخت اقليت‌ها از اكثريت و هم­چنين به گسترش نگرش دانش­آموزان در احترام به ديگر اديان و فرهنگ­ها اشاره مي‌شود. به دانش آموزان ديگر مذاهب بخش‌هاي مربوط به نماز، روزه و قرائت قرآن آموزش داده نمي‌شود. از مارس 2005 اين بخش‌ها از برنامه‌هاي درسي به كلي حذف شدند.

آموزش تعالیم مذهبی در کشور ایتالیا، برای نیل به سه هدف  عمده ی:

  • یادگیری نظری تعالیم مذهبی
  • کاربست عملی این تعالیم در زندگی شخصی
  • کمک به حسن معاشرت اجتماعی ، دنبال می شود

در انگلستان مدارس مجاز هستند كه هر دينی را که مایلند تدریس کنند، از جمله اسلام، مسيحيت، يهوديت و ... برای هر دینی نیز  امتحانات نهایی  GCSE ویژه‌ی آن دین از سوی اداره‌ی امتحانات برگزار می‌شود. تا به حال کتاب‌های علوم اسلامی[5] GCSE  که الزاما میبایست در کلاس‌های علوم اسلامی تدریس شوند فقط بر اساس مذهب اهل سنت بود ولی از این بعد همه‌ی دانش آموزانی که ماده‌ی علوم اسلامی را انتخاب می‌کنند با مذهب شیعه در کنار تسنن آشنا می‌شوند.

قوانین جدید انگلستان اهمیت این موضوع را دو چندان می‌کند چرا که از سال جاری کلیه‌ی مدارس ملزم شده‌اند که به یک دین اکتفا نکنند و دو دین مختلف را آموزش دهند. بسیاری از مدارس مسیحی و یهودی، دین اسلام را به عنوان دین دوم برای تدریس انتخاب کردند و این یعنی آشنا شدن همه‌ی این دانش آموزان با مذهب تشیع.

از دیرباز از مدارس فرانسه خواسته شده است تا تدریس مذاهب را در برنامه های خود بگنجانند. با این حال این مساله در شرایط امروزی فرانسه ای که با گسترش روز افزون اشکال گوناگون اسلام و تبلیغ مسیحیت رو به رو است ، کلیساهای مسیحیان هر روز خالی تر می شود و هرکس دین مخصوص به خود را دارد بسیار سخت به نظر می رسد.

مدارس چه چیزی را باید آموزش دهند؟ مشخصا آموزگاران تمایلی به آموزش اصول دینی نداشته و بیشتر روی جنبه ی لاییک تاریخ ادیان تاکید می کنند. اما چه اتفاقی خواهد افتاد اگر دانش آموزی مومن و معتقد یا دانش آموزی که در حال ایمان آوردن به دین خاصی است ، با سرسختی معلم خود را با سوال های خود بمباران کند یا  در مورد اصول یکی از این دین ها سوال بپرسد ؟ به عنوان مثال مساله ی حجاب در اسلام را مطرح کند؟ چگونه می توان " دین " مساله ای به این کستردگی را در مدرسه تدریس کرد آن هم با توجه به این که به جز سه دین اصلی فرانسه یعنی مسیحیت، اسلام و یهودیت دین های فرعی مثل بودایی ، هندو و    . . . هم در این کشور رواج پیدا کرده اند و دامنه ی اختلاف عقیده و مذهب در آن هرروز پررنگ تر می شود. " آموزش" در فرانسه اخلاقی و مدنی بوده و همراه با پس اندیشه ای " لاییک" است. تدریس تاریخ مذاهب قبل از هرچیز به نوعی آموزش تفاوتها و تنوع ها است .

آموزش دین در ایران نیز تحولات زیادی را پشت سر نهاده است. امروزه حداقل چهار مرجع اصلی آ آموزش دین در جامعه ایرانی وجود دارد. روحانیت و مدارس دینی، رسانه ها ؛ خانواده و نهاد رسمی آموزش و پرورش. این چهار نهاد اجتماعی اگر چه سعی می کنند همسو با دین رسمی کشور فعالیت نمایند ولی امروزه ناسازگاری آشکاری بین شیوه و نوع آموزش دینی در شبکه های اجتماعی و رسانه ها و خانواده ها با نهادهای رسمی دیده می شود. اما آموزش دین در همه مقاطع درسی حتی دانشگاه ساعات زیادی را به خود اختصاص می دهد و از دروس انتخابی نیست و همه باید در این کلاس ها شرکت نمایند و نمره آنها درکارنامه آنها درج می شود.

در ایران برخلاف اروپا علاوه بر نهاد رسمی آموزش کشور، خانواده همچنان نهاد مهمی در تعلیم و تربیت دینی محسوب می شود.

نحوه تعامل والدین با فرزندان میتواند بر رفتار فرزندان و شکل گیری شخصیت آنان تأثیر گذار باشد، با چنین پیش فرضی میتوان گفت نظام تربیتی خانواده برگرایش دینی فرزندان نیز نقش تعیین کنندهای خواهد داشت. در تحقیقی که در خصوص انواع نظام های تربیتی خانواده ایرانی و رابطه آن با آموزش دین انجام شده است نتایج جالبی بدست آمده است. این تحقیق  با نمونه 384 نفر در بین دانش آموزان متوسطه مدارس دولتی تهران انجام گرفت.

خانواده از قدیم تا عصر حاضر به لحاظ ساختاری و کارکردی اعتبار داشته و همچنان این اعتبار را حفظ کرده است، افراد در این نهاد ضمن حفظ و تداوم نسل وظیفه تربیت فرزندان و مراقبت و حمایت از بزرگسالان و حفظ میراث فرهنگی و دینی را به عهده دارند. از همه مهمتر اینکه اجتماعی کردن نسل آینده جزء بدیهی ترین و اساسی ترین وظایف خانواده است. عوامل مختلفی در تربیت فرزندان دخیل میباشند، به عنوان مثال نحوه رفتارو برخورد پدر و مادر با فرزندان در نخستین سالهای زندگی تاثیرزیادی بر نهادینه کردن الگوهای فرهنگی از جمله شکل دین داری دارد.  ماکروزه[6] و مک کابی[7] معتقدند خانواده، فرهنگ و مذهب نقش مهمی در احراز هویت نوجوانان ایفا می کنند. بامیریند( 1973)[8] معتقد است که شیوه های فرزند پروری از دو بعد تشکیل شده است. 1- درخواست کنندگی والدین ( کنترل) و پاسخ دهندگی والدین (پذیرش) او از ترکیب این دو عنصر سه شیوه فرزند پروری یعنی الگوی خانواده استبدادی[9] (انضباط بالا، استقلال کم فرزند)، خانواده آزاد[10](سهل گیری، عدم کنترل) و خانواده اقتدار منطقی (کنترل و حمایت عاطفی بالا و استقلال فرزند بالا) به وجود آورد. ما الگوی دیگری از خانواده رااضافه کردیم با عنوان خانواده معتقد و عامل و پایبند به مذهب. نتایج نشان داد خانواده های با اقتدار منطقی و خانواده های معتقد و عامل به دین بیشترین تاثیر را بر گرایش دینی فرزند دارند و دو نوع دیگر خانواده کمترین تاثیر را دارند. در مدل خانواده مذهبی که بصورت فرمالیستی دیندار نیست و واقعا خانواده دیندار هستند فرزندان از طریق تقلید و یادگیری بسیار سریع تر به دین گرایش پیدا می کنند. و در خانواده منطقی اقتدارگرا منطق کلامی و گفت و گو نیز به روشهای آموزش اضافه می شود. بنابر این در جوامع اسلامی خانواده همچنان نقش منفی یا مثبت مهمی در دینداری فرزندان می تواند داشته باشد. اگرچه با جهانی شدن با توجه به تنوع مراجع فکری از قدرت تاثیر آنها کاسته شده است.

امروزه مرجع دیگری نیز به مراجع آموزش دینی اضافه شده است و آن رسانه ها و شبکه های اجتماعی هستند که در آنها در کانال های خاص بحث های دینی رد و بدل می شود. من از آن به دین رسانه ای و دیجیتالی نام می برم. اگرچه داعش و گروههای افراطی در سطح جهان نیز از این روش استفاده می کنند اما بستر کلی رسانه ها مبتنی بر مدرنیته و تکثر و گفت و گو است.در غرب رسانه ها بخش کمی از وقت شان را صرف آموزش دین می کنند بلکه بیشتر به تمسخر آن می پردازند اما تلویزیونهای خصوصی وابسته به فرقه ها و مذاهب افزایش یافته است و در جهت دفاع از عقاید خود و حمایت از هوادارانشان تلاش می کنند.اینها تبدیل به رقبایی در برابر نهاد رسمی آموزش و حتی خانواده شدند.

حال با این مباحث به نظر می رسد تغییر در نظام های آموزش دین با چالش های چند بعدی مواجه است. چالشی  که هم کشورهای غربی با آن مواجه هستند و هم کشورهای اسلامی و ضروری است کنفرانس های بین المللی تخصصی در این زمینه به این بحث بپردازند.

 


 

[2] Maslow

[3] Fergusen

[4] Leonard

[5] General Certificate of Secondary Education

[6] Macros. J

[7] Maccabe. M

[8] Baumırınd

[9] Authorıtatıve famıly

[10] Permıssıve

 

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 4482 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • اختتاميه چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین
    مراسم اختتاميه چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین اول آبان‌ماه با حضور شخصیت‌های فرهنگی، دینی و جمعی از سفرا و نمایندگان فرهنگی ایران و دانشجویان خارجی در حسینیه الزهرا (س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد.

  • هفته فرهنگی ایران در روسیه
    هفته فرهنگي جمهوری اسلامي ايران در فدراسيون روسيه شامگاه دوشنبه (12 شهریورماه) با حضور و سخنرانی ابوذر ابراهیمی‌ترکمان، رییس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی افتتاح شد.

  • تجلیل از برگزیدگان چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین
    برگزیدگان چهارمين دوره جایزه جهانی اربعین در سه بخش فیلم، عکس و سفرنامه همراه با رونمایی از فراخوان پنجمين دور اين جايزه در حسینیه الزهرا (س) سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی تجلیل شدند.

  • دیدار ابراهيمي‌تركمان با رييس جمهور باشقيرستان
    ابوذر ابراهيمی‌تركمان، رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي (14 شهریورماه) با رستم حميدوف، رييس جمهور باشقيرستان، ديدار كرد.

  • نمایشگاه صنایع دستی ایران در مسکو
    در چارچوب هفته فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در فدراسیون روسیه، نمایشگاه صنایع دستی ایران با عنوان «ایران اسرارآمیز؛ گشتی در باغ خیال» (12 شهریورماه) در مسکو گشایش یافت.