English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
چهارشنبه ٠٢ اسفند ١٣٩٦
روابط انسان وطبیعت از دیدگاه قرآن مجید
روابط انسان وطبیعت از دیدگاه قرآن مجید تاریخ ثبت : 1396/06/27
طبقه بندي : ,,
عنوان : روابط انسان وطبیعت از دیدگاه قرآن مجید
نويسنده : سید مصطفی محقق داماد، رييس گروه اسلام فرهنگستان علوم جمهوری اسلامی ایران،
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : <#f:1911/>
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : اين مقاله در هفتمين دور گفت‌وگوي ديني ايران و اتريش روز دوشنبه 27شهريورماه در محل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي ارائه شد. در خصوص روابط انسان با طبیعت قرآن مجید 5 اصل را مطرح می کند به شرح زیر که هرکدام تفسیر فلسفی عمیقی دارد: اصل اول: طبیعت مخلوق خداوند است ولذا نباید انسان آنرا سجده کند. اصل دوم: جهان طبیعی نشانه وآیت خدواند است که این معنا نیاز به تفسیری عمیق دارد. اصل سوم : طبیعت امانتی از ناحیه خداوند در دست کل بشریت است واختصاصی به نسل خاصی ندارد. انسانها دربهره برداری آزادی مطلق ندارند .بهره برداری بیش از حد توسط یک نسل «اسراف» یعنی تجاوز محسوب می شود. اصل چهارم: انسان مأمور به حفظ وآبادی طبیعت است. اصل پنجم : افساددر طبیعت نشانه مقابله ودشمنی با خداوند است. دراین سخن نویسنده به اجمال به تفسیر الهیاتی این پنج اصل می پردازد.
متن : <#f:1066/>
:

امروز بشر دريافته‌ است كه‌ بحران‌ محيط‌ زيست‌ را تنها با دين‌ و اعتقاد ديني‌ مي‌تواند حل‌ كند و آن‌ هم‌ اديان الهي.  براي‌ اينكه‌ اديان الهي ‌ به‌ عالم‌ هستي‌ يكسويه‌ نگاه‌ نمي‌كنند ديدگاه آنان نه‌ ديدگاه‌ مادي‌ صرف‌ و محض‌ است‌ و نه‌ ديدگاه‌ ايده‌ آليستي‌ محض‌. حال‌ آن‌ كه‌ مكاتب کاپيتاليسم‌ و سوسياليسم،‌ هر دو نگاه‌ مادي‌ و ماده‌ پرستانه‌ به‌ جهان‌ دارند. اين‌ دو مكتب‌ از لحاظ‌ نگاه‌ مادي‌ به‌ جهان‌ با يكديگر تفاوت‌ چنداني‌ ندارند. ،‌آنها طبيعت‌ را به‌ عنوان‌ پديده‌اي‌ كه‌ بشر بايد تنها از آن‌ به‌ عنوان‌ وسيله‌اي‌ براي‌ لذت‌ جويي‌ و كاميابي‌ مادي‌ خويش‌ بهره‌ ببرد، تلقي‌ مي‌كنند.

طبيعي‌ است‌ كه‌ اين‌ مكاتب‌ نه‌ تنها براي‌ طبيعت‌ قداست‌ و حرمتي‌ قائل‌ نيستند كه‌ حتي‌ آن‌ حرمت‌ و قداستي‌ را كه‌ اديان‌ در گذشته‌ و امروز براي‌ طبيعت‌ قائل‌ بوده‌اند، در شمار خرافات‌ و موهومات‌ مي‌ دانند.

پنج اصل:

از قران مجيد ‌، پنج اصل‌ را مي‌توان‌ در مورد طبيعت استخراج كرد كه هركدام قابل توجه است :

اصل اول: نخستين‌ اصل‌ اين‌ است‌ كه‌ طبيعت‌ مخلوق‌ خداوند است‌، بنابراين‌ نبايد آن‌ را سجده‌ كرد بلكه فقط ‌ براي‌ خداوند بايد سجده‌ كرد. قرآن می گوید:

«وَ مِنْ آياتِهِ اللَّيْلُ وَ النَّهارُ وَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ لا تَسْجُدُوا لِلشَّمْسِ وَ لا لِلْقَمَرِ وَ اسْجُدُوا لِلَّهِ الَّذي خَلَقَهُنَّ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ (37 فصلت)»

«و از نشانه‏هاى او شب و روز و خورشيد و ماه است، به خورشيد و ماه سجده نبريد و به خداوندى كه آنها را آفريده است سجده بريد اگر او را مى‏پرستيد.»

اصل دوم: اصل‌ دوم‌ كه‌ بسيارمهم‌ است،‌ اين‌ است‌ كه‌ جهان‌ آيه‌ و نشانه‌ است‌؛

سَنُريهِمْ‏ آياتِنا فِي الْآفاق‏(فصلت/53

ما آیات خودرا درجهان نشان می دهیم .

آيه‌ و نشانه‌ بودن‌ جهان‌ را به‌ دو گونه‌ مي‌توان‌ تفسير كرد. تفسير اول‌، تفسير كلامي‌ است‌ و همة‌ متكلمان‌ هم‌ در بارة‌ آن‌ حرف‌ زده‌اند؛ به‌ اين‌ معنا كه‌ شما از نشانه،‌ از اثر پي‌ به‌ مؤثر ببريد، يا از معلول‌ به‌ علت‌ پي‌ ببريد. مثلاً رد پاي‌ كسي‌ را روي‌ زمين‌ مي‌بينيد در مي‌يابيد كه‌ از اينجا‌ كسي‌ عبور كرده است.

در اين تفسير جهان آیه خداوند یعنی نشانه وجود خداست . بين‌ آيه‌ و صاحب‌ آن‌، جدايي‌ و تمايز است‌، ايه چيزي است وصاحب ايه چيز ديگر ولي ايه دلالت بروجود صاحب آيه ميكند .

تفسير ديكر تفسير عرفاني است . درعرفان‌ اسلامي‌ آيه‌ ‌ كه‌ جهان‌ هستي‌ است‌، صفات‌ حق‌ تعالي‌ است‌ ونه تنها نشانه او.

به‌ عبارت‌ ديگر، همة‌ جهان‌ اسماء و صفات‌ حق‌ تعالي‌ است‌ و خداوند از اسماء و صفاتش‌ جدا نيست‌، همان‌ گونه‌ كه‌ خورشيد از صفاتش‌ كه‌ نور و گرمي‌ و حرارت‌ و درخشندگي‌ است،‌ جدا نيست‌. حق‌ تعالي‌ نيز يعني‌ موجودات‌ عالم،‌ نمايانندة‌ حق اند و نه‌ چيزي‌ جدا از حقيقت‌.آنچه‌ را كه‌ ما ببينيم‌ از يك‌ نگاه‌ موجودا ت هستند  و جداي‌ از حق‌ و از نگاه‌ ديگر، هستي‌ و خداوند است‌. همان‌ گونه‌ كه‌ انسان‌ از انديشه‌هايش‌ جدا نيست‌ و به‌ يك‌ معنا انسان‌ همان‌ انديشه‌هاي‌ اوست‌ و به‌ يك‌ معنا انسان‌ چيزي‌ است‌ و انديشه‌ هايش‌ چيز ديگر، رابطه‌ آيه‌ و نشانه‌ يا اسماء و صفات‌ با حق‌ تعالي‌ نيز همين‌ گونه‌ است.‌

اكنون‌ ملاحظه‌ می کنید كه‌ بر پايه‌ اين‌ اصل‌ يعنی آيه‌ بودن‌ جهان‌‌، طبيعت‌ و جهان‌ قداست مي يابد .چون گوئی خداوند خودرا در اینه جهان نشان میدهد.

اصل سوّم:  اصل‌ سوم‌ اینکه بشر مامور به حفظ وابادانی زمین است . نكته بسيار عجيب‌ و جالبي‌ است‌ مي‌فرمايد:  هو الذي‌ انشأكم‌ من‌ الارض‌ واستعمر كم فيها(هود/61)

او شما را از زمين پديدار كرد و شما را در آن به آبادانى گمارد

به موجب اين ايه قرآن‌ خداوند آباداني‌ و عمران‌ زمين‌ را به‌ بشر واگذار كرده،‌ يعني‌ گفته‌ است اين‌ زمين‌، مستعد آباداني‌ و بهره‌ برداري‌ است‌ توای بشر بايد آن‌ را آباد كني‌.

عبادت‌ انسان‌ از نظر قرآن‌ اين‌ است‌ كه‌ در زمين‌ آباداني‌ ايجاد كند، براي‌ اينکه‌ به‌ حياة‌ طيبه‌ و رزق‌ طيب‌ برسد.

آباد کردن دارای دو مفهوم سلبی وایحابی است . سلبی آن عبارت است منع فساد درزمین . حسب تعلیمات قرآن بشردرهمان اغاز افرینش خداوند از او عهد گرفته که در زمین فساد نکند .

لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ بَعْدَ إِصْلاحِها ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنينَ (85/اعراف)

و در زمين پس از سامان يافتن آن تباهى نورزيد، اين براى شما اگر مؤمن باشيد بهتر است.

علاوه برترک فساد درزمین ،بشر موظف به ابادانی است . بهره برداری بی رویه از طبیعت فساددر زمین است .

اصل چهارم: اینکه طبيعت متعلّق به کل بشريت است. قرآن‌، وحدت‌ كامل‌ بشريت‌ را در نظر مي‌گيرد و مي‌گويد: اين‌ طبيعت‌ به‌ همة‌ بشريت‌ تعلق‌ دارد. اين‌ اصل‌ را مي‌توانيم‌ به‌ عنوان‌ اصل‌ «مشترك‌ بودن‌ طبيعت‌ در ميان‌ همة‌ بشريت»،‌ در نظر بگيريم‌. كل‌ بشر، نه‌ فقط بشر امروزي‌ و كنوني، بلکه‌ همة‌ نسلهاي‌ بشري‌ كه‌ در گذشته‌ بوده‌اند و در آينده‌ خواهند بود. نسل‌ بشر از صفت‌ بخشندگي‌ خداوند و رحمانيت‌ واسعة‌ او داراي‌ حق‌ مي‌شوند و در نتيجه‌، در بهره‌ مندي‌ از مواهب‌ طبيعي‌ همه آنها با هم‌ شريك اند از اين‌ مطلب‌ نتيجه‌ گرفته‌ مي‌شود كه‌ ما حق‌ نداريم‌ بيش‌ از نياز خود از مواهب‌ طبيعت‌ برداشت‌ كنيم‌ و آن‌ را از بين‌ ببريم‌.

در آباد كردن،‌ هر چه‌ مي‌توانيم‌ بايد انجام‌ دهيم‌. زيرا خداوند از ما خواسته‌ است‌ كه‌ زمين‌ را آباد كنيم‌ و استعدادهاي‌ نهفتة‌ آن‌ را به‌ كار گيريم‌. امّا وقتي‌ آباد كرديم‌،به‌ اندازة‌ نيازمان‌ می توانیم بهره بگیریم ، چون‌ همة‌ اين‌ استعدادها و مواهب‌ از آن‌ ما نيست‌، متعلق‌ به‌ كل‌ بشريت‌ است‌. اگر حتي‌ يك‌ لقمه‌ بيش‌ از نيازمان‌ برداشتيم،‌ به‌ حق‌ همة‌ بشريت‌ تجاوز كرده‌ايم،‌ بنابراين،‌ از نظر قرآن‌، زمين‌ و طبيعت‌ ملك‌ مشاع‌ است‌ بين‌ همة‌ ابناي‌ بشر.

اصل‌ پنجم‌: پنجمين‌ اصل‌ قرآني‌ عبارت‌ است‌ از ممنوعيت‌ نابود ساختن‌ گياهان‌ و جانوران‌. در سورة‌ بقره،‌آيه‌اي‌ است‌ كه‌ در بارة‌ اخلاق قدرتمندان  بيان‌ شده‌ است. مي‌گويد، كساني‌ هستند كه‌ وقتي‌  به قدرت‌ مي‌رسند، كاري‌ جز فساد و نابودي‌ انجام‌ نمي‌دهند، حرث‌ و نسل‌ درخت‌ و موجود زنده،‌ همه‌ چيز را از بين‌ مي‌برند  و اذا تولّي‌ سعي‌ في‌ الارض‌ ليفسد فيها و يهلك‌ الحرث‌ و النسل‌ والله‌ لايحب‌ الفساد (بقره205).نتیجه قدرتمند شدن اوچیزی‌  جز اين‌ نيست‌ كه‌ در زمين‌ فساد كند و حرث‌ و نسل‌ را به‌ هلاكت‌ برساند. امّا انسانهای ‌ ديگری هم‌ وجود دارند. كه‌ وقتي‌ به‌ قدرت می رسند، خود را قرباني‌ بشريت‌ مي‌كنند، خود را فداي‌ آنهائی مي‌كنند كه‌ مدیریت‌ آنها را بر عهده‌ دارند  و من‌ الناس‌ من‌ يشري‌ نفسه‌ أبتغاء مرضات‌ الله‌ والله‌ رئوف‌ بالعباد بقره/207)

نتیجه گیری

با توجه به اصول ذکر شده می توانیم چنین نتیجه بگیریم که از نظر تعلیمات قرآن بشر در رابطه با طبیعت آزادی مطلق ندارد . رابطه اش با طبیعت از یکسو حق است واز سوی دیگر تکلیف . حق دارد که از طبیعت بهره مند شودولی متقابلا مکلف است که در حفظ آن بکوشد واز هرگونه فساد وخرابی آنرا محافظت ونگاهبانی نماید . ونیز مکلف است که آنرا آباد کند . فساد در زمین از نظر قرآن معنای وسیعی دارد وقلمرو آن هم شامل جنبه مادی است وهم شامل ابعاد معنوی . تمام زشتی های اخلاقی را قرآن داخل در فساد در زمین قرارداده است .جنگها ، خونریزی ها ستم گری ها بی عدالتی ها همه داخل در فساد در ارض است . متقابلا صلح ودوستی وارج نهادن به کرامت انسانی ابادی زمین است .قرآن مجید انسانهای کامل را که انان را بندگان رحمن نامیده چنین توصیف می کند :

وعبادالرحمن الذین یمشون علی الارض هونا واذا خاطبهم الجاهلون قالوا سلاما (فرقان/63

بندگان (خاص خداوند) رحمان، كسانى هستند كه با آرامش و بى‏تكبّر بر زمين راه مى‏روند؛ و هنگامى كه جاهلان آنها را مخاطب سازند (و سخنان نابخردانه گويند)، به آنها سلام مى‏گويند (و با بى‏اعتنايى و بزرگوارى مى‏گذرند)؛ (63)

 والسلام.

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 1315 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • اختتاميه روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان
    روزهاي فرهنگي جمهوري اسلامي ايران، 20 بهمن‌ماه در سالن تئاتر درام موسیقی ملی تئاتر «مختومقلی» در عشق‎آباد به کار خود پایان داد.

  • افتتاح روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان
    روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان عصر ديروز (18 بهمن ماه) با حضور هنرمنداني از جمهوري اسلامي ايرن و تركمنستان در عشق‌آباد افتتاح شد.

  • افتتاح روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان
    روزهاي فرهنگي ايران در تركمنستان عصر امروز (18 بهمن ماه) با حضور وزير فرهنگ تركمنستان و رييس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در عشق‌آباد افتتاح شد.

  • همايش «قدس، پايتخت صلح اديان»
    همايش «قدس، پايتخت صلح اديان»، صبح امروز (11 بهمن‌ماه) با حضور ابوذر ابراهيمي‌تركمان و شخصيت‌ها، مقامات علمي و ديني كشورمان در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد.

  • همايش «قدس، پايتخت صلح اديان»
    همايش «قدس، پايتخت صلح اديان»، صبح امروز (11 بهمن‌ماه) با حضور ابوذر ابراهيمي‌تركمان و شخصيت‌ها، مقامات علمي و ديني كشورمان در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد.