English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
جمعه ٢٤ آذر ١٣٩٦
وحدت امت و تقریب مذاهب اسلامی؛ تاملی می بایست!
وحدت امت و تقریب مذاهب اسلامی؛ تاملی می بایست! تاریخ ثبت : 1395/05/18
طبقه بندي : ,,
عنوان : وحدت امت و تقریب مذاهب اسلامی؛ تاملی می بایست!
نويسنده : محمد حسین امیر اردوش رایزن پیشین فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان
تهيه و تدوين : <#f:1015/>
مترجم : <#f:1016/>
منبع : خبرگزاري مهر http://mehrnews.com/news/3730953
ارسالی : <#f:1017/>
كشور : <#f:1018/>
زبان اصلي : <#f:1019/>
تاريخ ورود اطلاعات : <#f:1020/>
خلاصه مقاله : <#f:1067/>
متن : <#f:1066/>
:
در ارتباط با امضای تفاهم نامه مشترک جناب آیت الله اراکی دبیر کل محترم مجمع جهانی تقریب بین مذاهب اسلامی و دکتر عبد الستار السید؛ وزیر اوقاف کشور سوریه با هدف «تحقیق اهداف امت اسلامی در وحدت و تقریب مذاهب آن و رسیدن به اهداف آن»  و اقدامات مشابهی دیگر، چون طرح تاسیس دانشگاه مذاهب اسلامی در عراق، در پی سفر چند ماه پیش جناب آیت‌الله اراکی به آن کشور، محمد حسین امیر اردوش رایزن پیشین فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در تاجیکستان و مشاور علمی معاونت پژوهشی آموزشی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در اين نوشتار به تبیین وحدت و تقریب مذاهب پرداخته و آورده است:
«از نظر دور نمی بایست داشت که جوشش و گسترش ناهمسازگری ها و یا اخماد آن در جهان اسلام، هماره ارتباطی مستقیم با میزان مشروعیت، سلامت، اعتدال، تسامح و بردباری حاکمیت ها داشته است. خصیصه هایی که در جمهوری عربی سوریه و جمهوری عراق؛ دو کشوری که سالیانی است ملتهب ترین کانون های تفرقه و ناهمسازگری اسلامی می باشد، کمابیش مفقود است. »
 
مقبول ترین و شاید وجیه ترین تعریف از وحدت و تقریب، که معمول ترین آن نیز می باشد، وحدت پیروان مذاهب اسلامی، به معنای هم زیستی هواخواهانه آنان نسبت به یکدیگر است. به دیگر تعبیر،  هم دلی، هم سازگری و  هم گرایی اسلامی. در این تعریف، پیروان مذاهب اسلامی با حفظ و تاکید بر  هویت مذهبی خود در کنار یکدیگر قرار می گیرند. و این برگردان همان تعریفی است که داعیه داران اتحاد اسلام، از «وحدت اسلامی» به معنای «اتحاد بین مذاهب» داشتند.

عبارتی ژرف، زیبا و کارساز، مشهور به « قاعده ی طلایی المنار» ؛ از علامه سید رشید رضا؛ شاگرد شناخته شیخ محمد عبده؛ از رهبران بزرگ جنبش اتحاد اسلام - که از فرط توجه و تاکید امام شهید حسن البنا؛ بنیان گذار جماعت اخوان المسلمین، به آن، به عنوان قاعده ای مبنایی، گاه به وی منسوب می گردد - را می توان شعار راهبردی وحدت و تقریب شمرد: « نتعاون فیما اتفقنا فیه (علیه) و یعذر بعضنا بعضاً فیما اختلفنا فیه » ؛ در ( بر) آنچه اتفاق داریم هم یاری می نماییم و در آنچه اختلاف داریم، یکدیگر را معذور می شماریم .

دکتر محمد غزالی این قاعده را با تبیین کثرت موارد اتفاق و قلت موارد اختلاف، می پروراند: « نتعاون فیما اتفقنا علیه و هو کثیر، ویعذر بعضنا بعضًا فیما اختلفنا فیه و هو قلیل ». در ( بر) آنچه اتفاق داریم و آن بسیار است، هم یاری می نماییم و در آنچه اختلاف داریم و آن اندک است، یکدیگر را معذور می شماریم.

درست و خردمندانه و هم صلاح این است که مسلمانان از بستر بیماری «تاریخ زدگی مذهبی»، برخیزند و از مقصریابی و متهم شمردن یکدیگر که نوع حاد آن تکفیر هم دیگر است، و بر خلاف آموزه های اصیل اسلامی در زمانه ی ما  رواجی کم سابقه یافته، دست شویند، به داوری وقایع تاریخی، بیرون از ظرف تاریخی آن،  نپردازند و به حکم قرانی «و لا تزر وازره وزر اخری»، جرم و تقصیر  فلان و بهمان را به حساب این و آن مذهب ننویسند.

بی تردید داعیه داران اتحاد اسلام، از پیامبران «وحدت اسلامی» به معنای «اتحاد بین مذاهب» بودند، ولیکن نه تنها به هیچ روی داعیه «وحدت مذاهب» به معنای تک مذهبی نمودن اسلام را نداشتند، بلکه تلاش می نمودند که در آن برهه زمانی، برخلاف بسیاری وحدت طلبان اسلامی پیشین و پسین، از درافتادن به مباحث اختلافی بپرهیزند و از کنار اختلافات مذهبی عبور نمایند.

نمی بایست فقط از منظر مصلحت و نظرگاه ابزاری به وحدت و تقریب نگریسته شود و می بایست برای وحدت و تقریب ماهیتی معنوی قائل بود، که خاستگاه آن پیش و بیش از هر منبعی، کتاب، سنت و عقل است (اگرچه مصلحت در این میان نه نفی می گردد و نه نادیده گرفته می شود،  بلکه در زمره مستندات وحدت و تقریب شمار نیز می گردد). سیاست گذاری ها و برنامه ریزی ها و تکاپوهای فرهنگی - مذهبی می بایست برخوردار از صمیمیت، صداقت و ملتزم به لزوم استفاده از ساز و کار های اخلاقی باشد. وحدت و تقریب نه فقط شعار، که شعوری است که بایستی در میان مسلمانان فراگیر شده و بالطبع لوازم آن نیز در نظر گرفته شود و هزینه ی آن نیز پرداخت گردد. رعایت ملزومات و التزام به پرداخت  هزینه های وحدت مسلمانان و تقریب پیروان  مذاهب اسلامی، محکی است محکم از برای سنجش عیار خلوص داعیه داران وحدت و تقریب، و شاغولی است دقیق برای تمییز کجی ها و راستی ها در این دعوت. دعوتی که از دل برنمی خیزد، لاجرم بر دل نیز نمی نشیند. ایجاد هم دلی، هم سازگری و هم گرایی مسلمانان در گرو خلوص در دعوت است. بارزترین نماد تحقق بیرونی این خلوص، در اعاده و احقاق تمامی حقوق مسلمانان نسبت به یکدیگر صورت می بندد.

تردیدی در تعارض آشکار میان سیاست «تبشیری» یا به اصطلاحی دیگر  «تبصیری» در حوزه  فعالیت های مذهبی، با وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی نمی توان داشت. بی تردید از مهم ترین عوامل به بارِ مطلوب ننشستن تکاپوهای همسازگری اسلامی و تضعیف وحدت مسلمانان و تقریب مذاهب اسلامی، همانا این آسیب مخرب، یعنی سیاست تبشیری یا به اصطلاح تبصیری در تکاپوهای فرهنگی و بالاخص تبلیغات مذهبی است. آسیبی که متاسفانه بخش عظیمی از فعالیت های فرهنگی و مذهبی، در سراسر جهان، به آن دچار گردیده است.

نادیده انگاری تعارض آشکار میان سیاست تبشیری یا به اصطلاح تبصیری و وحدت و تقریب، یا از بی کفایتی و بی دانشی است و یا تجاهل و تغافلی است که سر در بی اعتقادی به وحدت و تقریب دارد.

دعوی وحدت و تبشیر مذهب، توامان نمی توان نمود. مگر آنکه بپذیریم تقریب مذاهب اسلامی با تخریب مذاهب اسلامی قابل جمع می باشد. و این گزاره پذیرفتنی نیست.

در اینجا ضرورت دارد که بر تفاوت ماهوی میان فعالیت های تبشیری یا تبصیری مذهبی و فعالیت های «تبیینی» مذهبی تاکید گردد.   

این دو نوع از فعالیت مذهبی؛  «تبشیری » یا « تبصیریم  و  « تبیینی» ، به ظاهر به یکدیگر شبیه می مانند. لیکن انگیزه ها و انگیخته هایی کاملا متمایز از یکدیگر دارند. اثر تبشیری به دنبال اثبات حقانیت، فضیلت، تفوق و انحصار هدایت و نجات، در مذهبی و اثبات خلاف این همه، در دیگر مذاهب است. این دست آثار به دنبال «مستبصر» و «مهتدی» است. و بدیهی است آثاری از این دست، آتش اختلافات مذهبی را شعله ور می‌سازد و تاثیراتی ویرانگر در حوزه ی وحدت و تقریب بر جای می گذارد.

لیکن اثر تبیینی درصدد معرفی و شناساندن درست و زدودن شبهات از مذهبی است، بی آنکه دعوی برتری و حقانیت مذهبی و اثبات بطلان دیگر مذاهب داشته باشد.

 آثار تبیینی شبهه زدا، چنانچه عالمانه، محققانه و منصفانه باشد، به طور طبیعی دارای مزاجی تقریبی می گردد و در خدمت وحدت اسلامی درمی آید. زیرا که بیشتر شبهات در مذاهب از کج فهمی ها، سوء تعبیرها، خرج جهل و تعصب و هم چنین کذب و افتراء  از سوی مذهب گرایان متعصب و یا تفرقه اندازان بی اخلاق بومی و بیگانه پدید آمده است. شبهه زدایی درست، زمینه  وحدت و تقریب اصولی را فراهم می نماید.

روشن است که پیرو یا پیروان هریک از مذاهب اسلامی، مذهب خود را بر حق می شمارد. لیکن چنانچه حقانیت یک مذهب نزد پیروان آن، به مفهوم مالکیت انحصاری تمامی حقیقت، یا به دیگر تعبیر، اسلام حقیقی، تلقی گردد - که اغلب می گردد - ، ترجمان آن باطل انگاشتن دیگر مذاهب اسلامی است.

به قطع نظر از میزان درستی یا نادرستی این گزاره و مباحث معرفت شناختی مربوط، بدیهی است که با چنین باوری نمی توان در حوزه‌ تقریب و وحدت ره به جایی برد. وحدت و تقریب میان حق و باطل شدنی نیست. پیروان هیچ مذهبی، حاضر به قرار گرفتن در کنار پیروان مذهبی که ادعای مالکیت انحصاری تمامی حقیقت و حقانیت و به دیگر تعبیر؛ ابطال مذهب ایشان را دارد، نمی‌باشند. لیکن با این وجود شاهد می باشیم که این امر بدیهی، از سوی پاره ای داعیه داران وحدت و تقریب نادیده انگاشته می گردد. برخی از این پاره داعیه داران، از اساس به وحدت و تقریب جز از نظرگاه مصلحت نمی نگرند، فلهذا دعوی هم‌داستانی با گمراهان و نزدیکی با باطل را، بی هیچ پروا جایز می شمارند. و گاه حتی در سر این توهم می پرورانند، که ای بسی این ابزار مصلحت جویانه، خیری فرعی، یعنی استبصار هم دینان ناهم کیش را نیز دربر داشته باشد.

اینان در این دعوت نه صادقند و نه صمیمی. اتهام تبدیل مذهب در پوشش وحدت و تقریب از سوی مذهب گرایان، مستند به  تکاپوهای غیر اخلاقی هم اینان است، در راستای آن خیر فرعی. 

 توجیه گروهی دیگر که در دعوت وحدت و تقریب صادق و صمیمی می باشند ولیکن فقط مذهب خود را بر حق می شمارند و مدعی مالکیت انحصاری تمامی حقیقت و حقانیت می باشند، قاصر و نه مقصر شمردن پیروان مذاهبی است که یک سره فاقد حقانیت و بر باطل می انگارندشان و با این وجود درصدد وحدت با ایشان و تقریب میان مذاهبشان هستند. سلامت انگیزه‌ی این گروه، مانع از معیوب گردیدن انگیخته‌ی شان نمی‌گردد. زیرا که دیر یا زود مبانی اندیشه ای ایشان مکشوف می شود و درست یا به غلط، متهم به ناراستی و نادرستی می‌گردند.

مقصر یا قاصر، هیچ کدام قالبی نیست که مخاطب وحدت و تقریب، تمایل به جای گرفتن در آن و دیده شدن از آن منظر داشته باشد. پیرو هیچ مذهبی تن به دعوتی این چنین از وحدت و تقریب نمی دهد. دعوتی که به تفاهم طبیب با  بیمار و یا بینا با کور و یا بالغ و راشد با قاصر و جاهل می ماند.

لیکن می توان به حقانیت مذهبی باور داشت، بی آنکه ترجمان آن ابطال سایر مذاهب باشد، مشروط بر آنکه لازمه‌ی این باور، ادعای انحصار مالکیت تمامی حقیقت و حقانیت  نباشد و دیگر مذاهب را نیز در متاع حقیقت شریک شمرد و به پیروان ایشان نیز اجازه‌ی نشستن بر سر سفره‌ حقیقت و سهم بردن از حقانیت داد. پذیرفت که پاره‌ای از حقایق، شاید تک چهره نبوده و چهره هایی جدای از چهره‌ی مقبول و مالوف ما نیز می توانند داشته باشند، که مقبول و مالوف چشم دوختگان به آنان می باشد.

حضرت امام خمینی (ره)؛ تاثیر گذارترین رجل نهضت بیداری اسلامی دوران معاصرکه هماره پیش و پس از پیروزی  انقلاب اسلامی، بر وحدت اسلامی و اتحاد میان پیروان مذاهب اسلامی پای می‌فشرد، در همان اوان پیروزی انقلاب اسلامی ایران چنین ندا داد:

« یکی جزوه می‏‌دهد لعن می‌‏کند یک کسی را؛ یکی جزوه می‌‏دهد تعریف می‏کند از کسی! هر دویش خلاف است. هر دویش امروز غلط است. دست بردارید از نادانی! شما را تحریک نکنند آنهایی که با اسلام دشمنند. خیانت به اسلام نکنید! این تفرقه امروز خیانت به اسلام است، با هر اسمی که باشد. امروز سر ولایت امیرالمومنین اختلاف کردن خیانت به اسلام است. امروز این حرف ها را طرح نکنید» (حضرت امام روح الله خمینی،  سخنرانی در جمع گروه ی از مردم به تاریخ 14/4/1358 ،  درجستجوی راه از کلام امام، دفتر پانزدهم - جهان اسلام، نهضت های آزادیبخش، تهران: امیرکبیر، 1362). 

جانشین ایشان، حضرت آیت آلله خامنه‌ای؛ رهبر معظم انقلاب اسلامی نیز  که پیش و پس از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، هماره در شمار بزرگ منادیان وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی بوده است، سه دهه پس از سخنان یاد شده از بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، چنین ندا داد:

« وقتی اختلاف پیدا شد، وقتی تفرقه پیدا شد، وقتی نسبت به هم سوءظن وجود داشت، وقتی یکدیگر را خائن دانستیم، طبیعی است که با هم همکاری نخواهیم کرد. همکاری هم اگر بکنیم، با هم صمیمی نخواهیم بود. این همان چیزی است که آن دشمن دنبال اوست.(آیت الله) ، سید علی خامنه‌ای (مقام معظم رهبری)،  بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی  در دیدار روحانیون و طلاب تشیع و تسنن کردستان (۱۳۸۸/۰۲/۲۳ - ۱۴:۲۸)، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری:

http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=5264)

و ندا داد:

«... من اعلام کردم، باز هم تأکید می کنم: خط قرمز از نظر نظام اسلامی و از نظر ما، عبارت است از اهانت به مقدسات یکدیگر. آن کسانی که نادانسته، از روی غفلت، گاهی از روی تعصب‌های کور و بیجا، چه سنی و چه شیعه، به مقدسات یکدیگر توهین میکنند، نمی فهمند چه می‌کنند. بهترین وسیله برای دشمن همین‌ها هستند؛ بهترین ابزار در دست دشمن همین ها هستند؛ این خط قرمز است»( همان ، بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی در دیدار مردم سقز ، (۱۳۸۸/۰۲/۲۹ - ۱۴:۰۰)، پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری :

http://www.leader.ir/langs/fa/index.php?p=bayanat&id=5428)

فتوای تاریخی حضرت آیت الله العظمی خامنه‌ای در سال 1341ه.ق / 1389 ه.ش ، مبنی بر تحریم اهانت به نمادهای اهل سنت این "خط قرمز" را به صورتی شفاف و  مصداقی تبیین نمود: «اهانت به نمادهای برادران اهل سنت از جمله اتهام‌زنی به همسر پیامبر اسلام عایشه حرام است. این موضوع شامل زنان همه پیامبران و به ویژه سید الانبیاء پیامبر اعظم، حضرت محمد(ص)، می شود».( این فتوا در پاسخ به استفتای جمعی از علما و فرهیختگان شیعه‌ی منطقه احساء در عربستان سعودی صادر شد. رجوع شود به پایگاه اطلاع رسانی مجمع جهانی تقریب مذاهب اسلامی؛ فتوای مقام معظم رهبری :

http://www.taqrib.info/persian/index.php?option=com_content&view=article&id=560:1389-07-11-09-04-23&catid=40:fatvayetaghribi&Itemid=389)

لیکن شاهد بوده ایم که با وجود اهتمام و هشدارهای هوشیار باش این دو فرهیخته‌ی مجاهد و مصلح و این دو عالمِ ِ حاکم و تکاپوهای فراوان دیگر عالمان و مجاهدین و مصلحین و فرهیخته‌گان جهان اسلام و جمله بیدار ‌دردمندان اسلام و مسلمانان، از تمامی مذاهب اسلامی، وحدت و تقریب که می بایست در زمانه‌ی ما  که عصر تجدید خیزش و بیداری اسلامی است، بیش از هر زمانی دیگر، حیات و نشاط و طراوت و بروز می یافت، در مصاف با رقیب دیرینش، تفرقه و جدایی، جز گاه به گاهی چند، بیشتر زخم برداشت و آسیب دید و میدان داد ؛ گاه در پاره ای احیان، بیش از هر دوره ای از پیش.

این وضعیت رقت بار شاید از این روست که هیچ گاه وحدت و تقریب، تا بدین حد توامان طرح و رها نگردیده است. و نیز بیش از آن، قطعا از این روست که هیچ گاه وحدت اسلامی و تقریب مذاهب اسلامی که لازمه‌ی نهضت بیداری اسلامی است، تا بدین حد به چشم دشمنان اسلام و مسلمین، مهیب و خطر آفرین نیامده بود. و از همین رو هیچ گاه این چنین آسیب پذیر نگشته و هدف توطئه‌های دشمنان اسلام و مسلمین  قرار نگرفته است.

پنهان نیست که متکاثران قدرت و ثروت و شهرت و باور، در جهان اسلام که بیداری و وحدت اسلامی را مغایر منافع یا عقاید خود می‌دانند و همچنین   متعصبین و مذهب گرایان افراطی و جاهلان مسلمان ، که فاقد ظرفیت و ظرافت برای درک و پذیرش همسازگری اسلامی‌اند، چون همیشه دعوت داعیان وحدت اسلامی  را برنتافته و مجریان و سیاهی لشگر این توطئه‌ها گردیده اند.

در این میانه ساده و نزدیک اندیشانی نیز بودند که برهه‌های نزدیکی ها میان پیروان مذاهب اسلامی، آنان را به توهم تبصیر و هدایت و یک پارچه‌گی مذاهب اسلامی انداخته و عزم جزم  کرده بودند که اختلافات هزار و چهار صد ساله را با چند جزوه و کتاب و در چند مجلس برای همیشه حل نمایند. این گروه نیز خواسته ناخواسته در شما مجریان و سیاهی لشگران این توطئه‌ها در آمدند.

 از همین روست که  بازار «غلو» باز گرم شد و دکان «نصب»  دگر بار باز شد. چاه ویل تفرقه جوشید و صندوق لعنت گشوده گردید.

در این میان نکته‌ای مهم را نمی بایست از نظر دور داشت، و آن اینکه تا پیش از دوران معاصر، نقش بیگانگان در سرآوردن مسلمانان ( حاکم و محکوم، امام و ماموم، عالم و جاهل، مقصر و قاصر ) از دریای وحدت یا برهوت تفرقه، به نسبت این دوران محدود بود. زیرا که این بیگانگان، یا ذمیانی موذی و جدیدالاسلام هایی منافق بودند که به تحریف و توطئه و اغوا در حوزه‌ی معارف و اندیشه به کار بودند، و یا قدرت هایی مقهور و بیمناک که در حوزه‌ی سیاست دسیسه می چیدند و تفرقه می انداختند. لیکن با فرادست گردیدن قدرت های بیگانه و دراز دستی آنان در جهان اسلام، بی گمان نقش بیگانگان در به آب یا سراب رسیدن مسلمانان ، تاثیری بیش از پیش یافت و در زمانه‌ی ما، گستاخانه و بی پروا.

فرقه ی سیاسی - مذهبی «وهابیت ملکی» یا «سلفی نفتی» که از پس فروپاشی آخرین سلسله‌ی خلافت اسلامی، که در این فروپاشی نقشی جدی در حد و قواره‌ی آن هنگام خود، به کارگردانی قدرت‌های سلطه جوی غربی ایفا نموده بود و در غیاب حاکمیت‌های اسلامی در جهان اسلام آن روزگار و اضمحلال یا ضعف نهادهای دینی اهل سنت چون  « شیخ الاسلامی» و «مشیخیت اسلامی» در عثمانی و «الازهر» در مصر و  «زیتونیه» در تونس، با برخورداری از امتیاز مالکیت بر حرمین شریفین و داعیه داری اصلاحات مذهبی و تکیه زدن بر چاه‌های نفت، زر و زور و تزویر را جمع داشت، پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، باری دیگر پرچم تفرقه را برافراشت و  مهم ترین مقر ستادی ناهم سازگری اسلامی را شکل داد.

هدف از جعل دو اصطلاح «وهابیت ملکی» یا « سلفی نفتی» و اصطلاحاتی از این دست، لحاظ تفکیک‌هایی ناگزیر در مفاهیم است که عدم رعایت آن، تعاریف مفاهیم را معیوب می‌سازد.  «وهابیت» بروز جدید و معوج و یا شعبه‌ای تازه و شاذ از مشربی موسوم به سلفی‌گری است. وهابیت برابر با سلفیه نیست. همان‌گونه که مثلاٌ  طریقت «قادریه» برابر با تصوف یا  مذهب حنفی برابر با اهل سنت یا مذهب اسماعیلیه برابر با تشیع نیست. اگر چه وهابیت، سلفی است، همان‌گونه که قادریه، تصوف و حنفیه، اهل سنت و یا اسماعیلیه، تشیع است. در دوران معاصر نیز سلفی‌هایی بسیاری بوده و می باشند که وهابی نبوده، بلکه با این گروه مخالف بوده‌اند. مترادف شمردن سلفیت با وهابیت از غلط های مصطلح و مستعمل و البته خوش‌آیند وهابیت است.

می توان گفت که مکتب سلفی، مکتب جدیدی نیست. جریانی است که رفته رفته از قرن دوم در جهان اسلام شکل می‌گیرد و دنباله‌ی افراطی « مدرسه‌ی حدیث» به شمار می‌آید. بزرگترین پرچمدار این مکتب در آغاز « امام احمد ابن حنبل» بود. و امام بی رقیب این جریان «احمد بن تیمیه» است.  «محمد ابن عبدالوهاب» سربازی‌ ماجراجو و فرصت طلب در این میانه‌ شمار می رود که سده‌ها پس از این دو امام،  سر برآورد و  در درگیری‌های منطقه‌ای و بین المللی، بخت به او روی نمود و غائله‌ی وهابیت را پیش آورد. اما چرا جریان سلفی با وجود آینکه علمای متعددی از اهل سنت را در طول تاریخ در خود جای داده،  هیچ گاه تا قرن بیستم به جنبشی مطرح در جهان اهل سنت تبدیل نمی شود؟. از مهم ترین دلایل انزوای طولانی مدت دیدگاه سلفیه در جهان اسلام، خلافت عثمانی بود که  شالوده‌ای صوفیانه  با تارو پودهایی شیعی داشت. مذهب فقهی عثمانیان حنفی و مشرب ایشان تشیع عاطفی بود و با جریان سلفی گری میانه‌ای نداشتند.

 البته از نظر دور نمی بایست داشت که ناهم سازگری، محدود به یک جریان و یک مذهب و یک کشور نمی گردد و کما بیش در جای جای جهان اسلام، مقرهای ستادی ناهم سازگری فعال شده است.

از دیگر سو ازرقی گری های  بخش‌هایی از «سلفی جهادی» ،  مشهور به  «سلفی تکفیری» و پیامدهای ناگزیر این خشونت های خونین،  فضای جهان اسلام را تیره و تار ساخت.

می‌توان گفت مجموع این تکاپوهای شیطانی توطئه «یاس آفرینی» است و هدفی جز سرخوردگی مسلمانان از تلاش های احیا گرانه‌ در جهان اسلام را دنبال نمی کند. دشمنان اسلام و مسلمین  می‌خواهند امت اسلامی را قانع نمایند که جنبش اتحاد اسلامی  یا همانا نهضت بیداری اسلامی، جاده‌ای بن بست است. تمکین به نظام استکبار به از  تحمل هزینه‌های لا یطاق مادی و معنوی است و اطاعت از  کدخدای دهکده‌ جهانی، به از دربه دری بیابانی است و به دیگر تعبیر خواب به از بیداری است.

لیکن معالم طریق یا نشانه‌های راه، علی الرغم تمامی هیاهوها و گرد و خاک ‌های ناهمسازگرایی، مدعای ایشان را تکذیب می نماید. امت اسلامی که باور دارد « الطرق کلها مسدوده الا طریق محمد (ص)» بربیعت خود با پیامبر اسلام استوار است.

: <#f:3905/>
تعداد نمایش : 2523 <<بازگشت

 

گزارش تصويري
  • همايشي «طلوع حقيقت»
    به مناسبت سالگرد صدور نامه رهبر معظم انقلاب به جوانان کشورهای غربی، همايشي با عنوان «طلوع حقيقت» صبح امروز (12 آذرماه) در مؤسسه فرهنگي سوره تهران، برگزار شد.

  • افتتاحيه هفته فرهنگي الجزاير در مشهد مقدس
    مراسم افتتاحيه هفته فرهنگی الجزایر، 10 آذرماه در غرفه تخصصی رویداد مشهد 2017 نمایشگاه ناشران جهان اسلام در مشهد مقدس برگزار شد.

  • آيين افتتاحيه «گفت‌وگوی فرهنگی ایران و لهستان»
    آيين افتتاحيه «گفت‌وگوی فرهنگی ایران و لهستان» با عنوان «در جستجوی خانه دوم»، صبح امروز (سه‌شنبه ۳۰ آبان‌ماه) در تالار فردوسی دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران، افتتاح شد.

  • راهپیمایی شیعیان غنايي در اربعین حسینی
    گروهي از شيعيان غنايي با برگزاري راهپيمايي در روز اربعين حسيني به عزاداري سيد و سالار شهيدان حضرت اباعبدالله الحسين (ع) و ياران باوفايش پرداختند.

  • سی‌وششمین نمایشگاه بین المللی کتاب استانبول
    سی‌وششمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب استانبول، 13 آبان‌ماه با شركت وابستگی فرهنگی ايران، مجمع جهانی اهل بیت (ع) و مؤسسه نمایشگاه‌های فرهنگی وزارت ارشاد، گشايش يافت.