English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|آشنایی با سازمان
جمعه ٢٤ مرداد ١٣٩٩


  چاپ        ارسال به دوست

نگاهی به کتاب «اطلس والی سونگو» (اولیای نه گانه)/ 14

گذری بر تبلیغ شیخ سیتی جنار در مالاکای اندونزی

شیخ سیتی جنار به عنوان یکی چهره‌های ولی سونگو شناخته شده است که اندیشه‌های بحث برانگیز در دوره خود داشت. وی به عنوان مروج دکترین وحدت بنده با خدا یا وحدت الوجود معروف شده است.

به گزارش روابط عمومی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، در این گزارش که رایزنی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اندونزی ترجمه و ارسال کرده است، آمده است؛ شیخ سیتی جنار (Syaikh Siti Jenar) فرزند شیخ صالح، یک روحانی از مالاکا است. وی به عنوان یکی چهره‌های ولی سونگو شناخته شده است که اندیشه‌های بحث برانگیز در دوره خود داشت. وی به عنوان مروج دکترین وحدت بنده با خدا یا وحدت الوجود (Manunggaling Kawula Gusti) معروف شده است. شیخ سیتی جنار، بنیانگذار ایده جامعه جدید بود که مفهوم فئودالی بنده، برده را با باز کردن مسکن‌های جدید معروف به لِمَه آبانگ (Lemah Abang یعنی زمین قرمز) به مساوات طلبانه تغییر داد. ظهور جامعه مساوات طلب در دهکده‌های لمه آبانگ که به شیخ سیتی جنار یا شیخ لمه آبانگ، بعدها به گروه آبانگان تبدیل شده است.

شیخ سیتی جنار

بر خلاف آرامگاه‌های سایر اولیای نه گانه (ولی سونگو) که ساختمان همراه با داستان آن روشن است، آرامگاه دقیق شیخ سیتی جِنار نمی‌تواند معین شود. مردم چیربون نظرات مختلفی در مورد آرامگاه شیخ سیتی جِنار مشهور به شیخ لِماه آبانگ (Lemah Abang)  دارند. برخی، آرامگاه این ولی بحث برانگیز را در گورستان کِملاتِن در چیربون می‌دانند و دیگری بر این باورند که مقبره شیخ لِماه آبانگ در تپه آمپاران جاتی، در نزدیکی مقبره شیخ داتوک کهفی واقع شده است.

ساکنان شهر جِپارا (Jepara) بر این باورند که مقبره شیخ لِماه آبانگ معروف به شیخ سیتی جِنار در روستایی به نام لِماه آبانگ در شهر جِپارا واقع شده است. در حالی که مردم منطقه مانتینگن (Mantingan) و بعد از توبان، بر این باورند که مقبره شیخ لِماه آبانگ در منطقه خودشان واقع شده است. در همین حال، بر اساس منابع قصه گویی پیروان طریقت اکملیه که به شیخ سیتی جِنار نسبت داده شد، آرامگاه این شخصیت مفقود اعلام شده است؛ چراکه به پیروان خود وصیت کرده بود که علامتی به قبر نگذارند تا به زیارتگاه تبدیل نگردد. اگر چه هیچ آرامگاهی به صورت دقیق به عنوان آرامگاه شیخ لِماه آبانگ یا شیخ سیتی جِنار تشخیص داده نشده است، اما مردم مقبره‌هایی که در مکان‌های مختلف موجودند را زیارتگاه خود قرار داده‌اند.

اصل نسب شیخ سیتی جِنار

همانند داستان زندگی که با حکایت‌های بحث برانگیز مملو است، اصل و نسب این شخصیت به نام شیخ داتوک عبدالجلیل مشهور به شیخ لِماه آبانگ، شیخ جبارانتاس (Jabarantas)  شیخ سیتی بریت (Sitibrit)، شاهزاده کاجِنار و شیخ سیتی جِنار، نسبتاً بحث برانگیز و عجیب و غریب تلقی می‌شود.

به گزارش کرونیکل دِماک و وقایع سرزمین جاوه، شیخ لِماه آبانگ از یک کرم بود که به یک مرد پس از شنیدن کلمات اسرارآمیز سنن بونانگ به سنن کالیجاگا بر روی یک قایق در وسط دریا تبدیل شد. به نظر رینکس (D.A. Rinkes) در "The Nine Saint of Java" (نه سنت از جاوه)، (1996)، با استناد به یک نسخه خطی متعلق به رادن انگابِهی سورادیپورا (Raden Ngabehi Sueradipoera)، شیخ لِماه آبانگ در واقع عبدالجلیل، پسر سنن گونونگ جاتی بود.

به گفته تاریخنگاری ولی سانا، شیخ لِماه آبانگ در واقع یک جادوگر به نام سان علی انصار بود که به شاگردی سنن گیری پذیرش نشد، ولی برای به دست آوردن علوم اسرار آمیز از سنن گیری تلاش می‌کرد. در همین حال، بنا به داستان سرایی که حقیقت آن مورد باور پیروان طریقت اکملیه است، شیخ لِماه آبانگ یا شیخ سیتی جِنار، پسر ملکه چیربون بود که این وظیفه را داشت که دین مبین اسلام را در سراسر سرزمین جاوه از منطقه بانتن در غرب تا بانیووانگی (Banyuwangi) در شرق با باز کردن مناطق روستایی به نامگذاری لِماه آبانگ، گسترش دهد.

در اسکریپ «Wangsakertan» (وانگساکِرتا چیربون) تحت عنوان نِگارا کِرتابومی سارگا 3، بند 76 آمده است که شخصیتی به نام شیخ لِماه آبانگ در مالاکا با نام عبدالجلیل متولد شد. او پسر شیخ داتوک صالح بود. دیگر نسخه وانگساکِرتا تحت عنوان میراث پادشاه های سرزمین نوسانتارا، جلد 5: 2-2  ذکر کرده است که شجره نامه شیخ لِماه آبانگ که شیخ داتوک عبدالجلیل نام شخصی داشت، به حضرت محمد (ص) از فاطمه و علی بن ابی طالب، از حسین، از علی زین العابدین، از جعفر صادق تا مولانا عبدالمالک که در بهاراتا ناگاری زندگی می‌کرد، رسید.

مولانا عبدالمالک از بهاراتا ناگاری پدر الامیر عبدالله خان الدین، پدر الامیر احمد شاه جلال الدین معروف به شیخ قدیر کیلانی بود. الامیر احمد شاه جلال الدین یا شیخ قدیر کیلانی پدر مولانا عیسی ملقب به شیخ داتوک عیسی بود که در مالاکا ناگاری زندگی می‌کرد. شیخ داتوک عیسی، به نقلی، پسری به نام شیخ داتوک احمد و شیخ داتوک صالح داشت. شیخ داتوک احمد دارای پسر به نام شیخ داتوک بیان و شیخ داتوک کهفی بود. در همین حال، شیخ داتوک صالح پسری به نام شیخ داتوک عبدالجلیل داشت که بعدها به نام لِماه آبانگ یا شیخ سیتی جِنار شناخته شد.

بنابراین، شیخ داتوک عبدالجلیل ملقب به شیخ لِماه آبانگ، پسر عموی شیخ داتوک کهف، مدیر حوزه گیری آمپاران جاتی و معلم شاهزاده چاکرابُوانا ملقب به سری مانگانا، حاکم چیربون، بود.

تحصیل و فعالیت‌های علمی شیخ سیتی جِنار

نسخه نِگارا کِرتابومی، بیت سوم، بند 77 ذکر کرده است که زمانی که عبدالجلیل به سن بلوغ رسید، به ایران (فارسی) جهت تحصیل رفت و در بغداد به مدت 17 سال زندگی می‌کرد. او نزد یک آخوند شیعه منتظر (شیعه امامی) شاگردی می کرد تا بر انواع مختلفی از علوم دینی تسلط پیدا نمود. بنا به داستان سرایی میان پیروان طریقت اکملیه، آن معلم شیعه منتظر، عبدالملک البغدادی نام داشت و بعدها به پدر زن شیخ لِماه آبانگ تبدیل شد. البته، در طول تحصیل در بغداد، عبدالجلیل بیشتر به تصوف (عرفان) علاقه مند شد که تسلط بسیار عمیق بر آن علم پیدا کرد و حتی، به دلیل علاقه خود به عرفان، به شاگردی شیخ احمد با گرایش طریقت اکملیه که سلسله آن به ابوبکر الصدیق رسید، رفت. سلسله طریقت اکملیه به دست آمده داتوک شیخ عبدالجلیل از شیخ احمد بغدادی به شرح زیر است:

1)       حضرت محمد (ص)

2)       ابوبکر الصدیق

3)       سلمان الفارسی

4)       امام حسین بن علی بن ابی طالب

5)       امام علی زین العابدین المرتضی

6)       امام محمد الباقر

7)       امام جعفر صادق

8)       شیخ ابو یزید البسطامی

9)       شیخ ابو سعید احمد خرّاز

10)     شیخ ابو حسین نوری

11)     شیخ ابو علی رودباری

12)     شیخ ابو عبدالله محمد بن خفیف

13)     شیخ ابوالحسن خرقانی

14)     شیخ ابوالعلی الفرمذی

15)     شیخ ابویعقوب یوسف همدانی

16)     سید علی همدانی

17)     شیخ نجَم الدین الخوارزمی

18)     شیخ ردیئ الدین علی لالا

19)     شیخ علاء الدوله سمنانی

20)     شیخ خواجه اسحاق کُتّلانی

21)     سید محمد نور بخشی

22)     درویش محمد

23)     شیخ احمد بغدادی

24)     شیخ عبدالجلیل الجاوی (شیخ لِماه آبانگ یا شیخ سیتی جِنار)

علاوه بر پیروی از طریقت اکملیه، شیخ لِماه آبانگ نیز تابع طریقت شطاریه بود که از داتوک شیخ کهف، پسر عمو و معلم روحانی خود، گرفت. سلسله طریقت شطاریه که شیخ داتوک عبدالجلیل آن را از شیخ داتوک کهفی دریافت کرد، به شرح زیر است:

1.       حضرت محمد (ص)

2.       امام علی بن ابی طالب

3.       امام حسین بن علی الشهید

4.       امام علی زین العابدین

5.       امام محمد باقر

6.       امام جعفر صادق

7.       ابو یزید تیفور بن عیسی بن آدم البسطامی

8.       شیخ محمد مغرب

9.       شیخ عربی العاشقی

10.     قطب مولانا رومی الطوسی

11.     قطب ابی الحسن علی بن ابی جعفر الخرقانی

12.     شیخ هود قلی مروان نهار

13.     شیخ محمد عاشق

14.     شیخ محمد عارف

15.     شیخ عبدالله الشطار

16.     شیخ هدایت الله سرامات

17.     شیخ الحاج الحضوری

18.     الامیر عبدالله خان الدین

19.     الامیر احمد شاه جلال الدین

20.     شیخ جمال الدین گجراتی

21.     شیخ داتوک عیسی توو مالاکا

22.     شیخ داتوک احمد

23.     شیخ داتوک کهفی

24.     شیخ عبدالجلیل الجاوی

تلاش و مبارزه برای تسلط و به دست گرفتن رشته های مختلف علمی در بغداد که مرکز تمدن آن زمان بود، نظرات شیخ داتوک عبدالجلیل را متفاوت با نظرات مشهور ساخت. علم تصوف (عرفان) که بر روی پدیده دانش شهودی با منبع قلب استوار است، توسط شیخ داتوک عبدالجلیل طوری با علم فلسفه و منطق فرموله شده بود که آموزه آن به تعالیم غیر رایج در توسعه دانش تصوف (که علم شهودی است) اسرار آمیز و محرمانه منتهی گردید و بلافاصله به یک علم عام و قابل بحث فلسفی تبدیل گشته است، چرا که شیخ داتوک عبدالجلیل بر این باور بود که دانش معرفت (عرفان) که فوق منطقی است، لزوماً با روش اشاری، عرفانی و غیر قابل توجیه عقلی مطرح نمی شود. بر عکس، دانش عرفانی باید با توضیحات منطقی قابل قبول عقل ارائه گردد.

تعالیم طریقت اکملیه که در گذشته مورد پیروی و عمل شخصیت های صوفی (عارفی) مانند حسین بن منصور الحلّاج و ابن عربی بود، به نظر می رسد، به شدت تعالیم شیخ داتوک عبدالجلیل را تحت تأثیر قرار داده است. همانند دیدگاه الحلّاج در مورد "حلول"، شیخ داتوک عبدالجلیل این مطلب را می آموخت که خلقت عالم تنها به این دلیل است که خدا می خواست خود را خارج از خود بشناسند، همانطور که در حدیث قدسی زیر آمده است: "کُنْتُ کَنْزاً مَخْفِیّاً فَاَحْبَبْتُ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الْخَلْقَ لاُِعْرَف" (گنجی پنهان بودم، دوست داشتم که شناخته شوم، پس خلق را آفریدم تا مرا بشناسند.)

شیخ داتوک عبدالجلیل معتقد بود که از آنجا که همه وجود ذات خداست، لذا زمانی که خدا جهان را آفرید، با غیر ذات خود خلق نکرد، بلکه با ذات خود (تجلی و فیض) ایجاد نمود که از طریق خلق، خود ر