English|عربي
صفحه اصلي|اروپا - آمريكا|آفريقا - عربي|آسيا - اقيانوسيه|اخبار سازمان|پيوندها|آشنایی با سازمان
جمعه ٢٧ مرداد ١٣٩٦
اخبار > روس‌ها وهابيت را به عنوان نماينده اسلام قبول ندارند


  چاپ        ارسال به دوست

نماينده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبري:

روس‌ها وهابيت را به عنوان نماينده اسلام قبول ندارند

محسن اسماعيلي، عضو حقوق‌دان شوراي نگهبان قانون اساسي، گفت: روس‌ها وهابيت را به عنوان نماينده اسلام قبول ندارند.

روزنامه شرق- جواد شمس- دهمين دور گفت وگوهاي ديني ايران و روسيه در قالب دو دين اسلام شيعي و مسيحيت ارتدکس، چندي پيش در مسکو برگزار شد. گفت وگويي که اهميت آن به ابعاد مختلف روابط همه جانبه دو کشور تعميم داده مي‌شود و بزرگان حوزه انديشه کشور ايران، انجام و تداوم آن را از ابزار گسترش عمق استراتژي ايران اسلامي در منطقه مي دانند. در اين دور از گفت وگوها، محسن اسماعيلي، عضو حقوق دان شوراي نگهبان قانون اساسي و نماينده مردم تهران در مجلس خبرگان رهبري، حضور داشت. با او به عنوان يکي از ارائه دهندگان مقاله در اين نشست ديني درباره گفت وگوهاي ديني ايران و روسيه سخن گفتيم.
    
  شمادر گفت وگوي ديني اسلام و مسيحيت ارتدکس بين ايران و روسيه حاضربوديد. آيا ارتباط خوبي بين شرکت کنندگان برقرار بود؟
  آنچه براي من جالب بود و اتفاقا ديدم که ديگر دوستان هم نسبت به اين نکته حساس هستند، برخورد بسيار خوب و بسيار دوستانه اي بود که مسئولان کليساي ارتدکس با ما داشتند. هيچ سوءظني از طرف آنها وجود نداشت و ارتباطات کاملاصميمي و دوستانه بود و براي شنيدن و فهم آنچه از اسلام مورد نيازشان بود، آمادگي داشتند و مشتاق بودند. با پرس وجويي که در آنجا از دوستان همراه و کسان ديگري که در در روسيه داراي تجربه بودند، داشتم، دانستم که اين اشتياق براي شنيدن حرف نو از اسلام، تنها مختص ميزبانان همايش نبود و در عموم مردم و دانشمندان و نخبگان آن کشور، نوعي علاقه و کشش نسبت به معارف اسلامي وجود دارد.
    
دليل اين علاقه چيست؟
همان طور که مي دانيد مردم روسيه حدود ٧٠ سال در محاصره مارکسيسم بودند و به دين در آن دوره تهاجم شد؛ پس نمي توانستند نسبت به تعليم و تعلم علوم ديني تلاشي داشته باشند. حوزه هاي علميه، مدارس ديني و مساجد تعطيل بود و به همين دليل، هم مسلمانان و هم مسيحيان روسيه از نظر دانش ديني سطح پاييني دارند. به اين دليل بود که اشتياق آنها به فراگيري علوم و مباحث ديني خيلي مشهود است و اين اشتياق را نسبت به ايران و فرهنگ تشيع هم ابراز مي کردند. علت ديگر تلاش براي فهم درست از دين اسلام اين است که دنياي امروز و به ويژه روسيه - به دليل چچن و امثال آن - خود را درگير مسئله تروريسم مي داند. تروريسم امروز يک معضل بين المللي است. حوادثي هم که در چچن اتفاق افتاده، اين هراس از تروريسم را در آنها دوچندان کرده است. البته نکته جالب اين است که آنها به صراحت مي گفتند که وهابيت به عنوان مولد تروريسم، ربطي به اسلام ندارد و اين دين ذاتا با تروريسم مخالف است و تاکيد مي کردند که از دل فرهنگ تشيع، موضوعي به نام تروريست ايجاد نمي شود؛ چون تشيع، فرهنگ تعقل و فرهنگ مدارا و دوستي است و يقينا تروريسم مولود اسلام و به ويژه تشيع نيست. خوب، فرهنگ تشيع از ايران صادر مي شود و به همين دليل اشتياق آنها براي ارتباط با ما دوچندان است. براساس اين در آن چند روزي که همايش برگزار شد، سوالات بسيار خوبي مطرح شد و از پاسخ هاي ارائه شده هم اظهار رضايت مي کردند. به هرحال ٢٠ سال طول کشيدن اين گفت وگوها، نشان دهنده اين است که آنها براي ادامه دادن آن مشتاق هستند.
    
البته مي دانيم که اين ارتباط فرهنگي جديد ايران و روسيه حاصل تلاش هاي قبلي بسياري است و هم در روسيه و هم در ايران علاقه اي براي شناخت از هم ايجاد کرده است.
درست است؛ اما به ياد داشته باشيد که آگاهي جوامع علمي و فرهنگي روسيه به دليل همان فضاي بسته کمونيستي، از اين روابط و تلاش ها بسيار کم بود. مثلاسيستم کمونيستي نگذاشته بود آنها از نامه امام (ره) به گورباچف و پيش بيني ايشان راجع به برچيده شدن کمونيسم، اطلاع پيدا کنند. تا زمان فروپاشي شوروي و حتي تا سال هاي اخير، اطلاع چنداني از اين نامه نداشتند. خوشبختانه رايزني فرهنگي ايران در مسکو اين نامه را به صورت خيلي مناسبي ترجمه و منتشر کرد و دانشمندان روسيه تازه فهميده بودند که امام (ره) چه پيش بيني درستي داشتند. به مسئولان خود هم اعتراض داشتند که چرا همان موقع اين نامه را منتشر نکرده بودند. جالب است که در بندي از آن نامه، امام (ره) آنها را دعوت کرده بودند تا به قم سفر کنند و با افکار اسلامي و شيعي، فلسفي و عرفاني به ويژه محي الدين عربي آشنا شوند.
    
فضاي موجود بر گفت وگوي ديني بين دو کشور را چگونه ارزيابي مي کنيد؟
  براساس مشاهداتم عنوان مي کنم که هم گرايي هاي سياسي اخير که بين سياست هاي خارجي ايران و روسيه وجود دارد، به ويژه در بخش مربوط به مبارزه با داعش و تروريسم در سوريه، باعث شده که هم گرايي فکري و عقيدتي دو کشور هم زمينه بهتري پيدا کند.
    
مي‌توان نتيجه گرفت فضا براي ايران مهياست تا بتواند اسلام اصيل و نه آن اسلام غيرسياسي و اسلامي را که خشونت را ترويج مي کند معرفي و تبيين کند.
مجموعه شرايط حاکم بر روسيه فرصت بي نظيري را براي ما به وجود آورده است. اگر سخن من به گوش مسئولان مي رسد، مي خواهم بگويم قدر اين فرصت را بدانند؛ چون اين فرصت خيلي طولاني نيست. عطشي که روس ها براي آشنايي با معارف اسلامي دارند، نمي گذارد که خيلي معطل بمانند. اگر ما نتوانيم اين عطش را اشباع صادقانه کنيم، ممکن است به سمت ديگران روي بياورند؛ مانند وهابيت که بتوانند به عنوان نماينده اسلام، در آن کشور سخن بگويد يا حتي اسلام غيرسياسي و سکولار که نماينده راستين اسلام نيستند؛ پس نبايد اين فرصت را از دست بدهيم. استفاده از اين فرصت، هم منافع عقيدتي ما و هم منافع ملي را تامين خواهد کرد، چون روسيه يک همسايه استراتژيک براي ما در هميشه تاريخ بوده است. اگر بتوانيم با آنها رابطه فکري برقرار کنيم و مسلمانان آنجا با قرائت ايراني از اسلام آشنا شوند و مسيحيان با علماي اسلام و مردم مسلمان ايران ارتباط برقرار کنند، سبب نزديکي ملت ها خواهد شد که طبيعتا نزديکي دولت ها را در پي خواهد داشت و اين براي منافع ملي ما بسيار مفيد است.
    
براي رسيدن به اين نقطه مطلوب از چه مسيري بايد آغاز کرد؟
بايد سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي و ساير نهادهايي که در اين زمينه فعال هستند، از نظر مالي و از نظر منابع نيروي انساني و هر آنچه دراين باره لازم است، تقويت شوند. ايران در روسيه نهادهاي مختلفي دارد که در حال فعاليت هستند و همه شان هم زحمت مي کشند و به لطف خدا، موفق هم هستند، اما بايد بدانيم با توجه به محدوديت منابع مالي کشور، نبايد انرژي ما در موازي کاري ها هدر برود و با يک تقسيم کار مناسب، از هدررفت منابع محدود خود جلوگيري کنيم.
    
يعني تغيير در رويکرد و فعاليت ها؟
در روسيه اين سوال در ذهنم ايجاد شد برخي از کتاب هايي که به وسيله رايزني فرهنگي و ديگر نهادهاي ايراني به خوبي ترجمه و منتشر شده اند؛ آيا براي فرهنگ روس ها و رفع نياز آنها کاربردي دارند يا نه؟ معلوم نيست فلان کتابي که فلان نويسنده بزرگوار آن را نوشته و در ايران بسياربسيار موثر و مفيد واقع شده است، اگر عينا ترجمه شود در روسيه هم همان تاثير را داشته باشد. براي نمونه اگر بخواهيم کتابي مانند «مسئله حجاب» از شهيد مطهري را ترجمه و در روسيه منتشر کنيم، به نظر مي رسد ترجمه دقيقا مطابق با متن شايد پاسخ گو نباشد و بايد با ادبيات و فرهنگ امروز روسيه، اين کتاب بازبيني و بازنويسي و متناسب با فرهنگ آنان ترجمه و منتشر شود. يعني ترجمه کاملامنطبق بر متن، معلوم نيست که در خارج از کشور همان تاثير داخل کشور را داشته باشد. ديده شده پيش از اين برخي از کتاب هاي حديثي را عينا ترجمه و منتشر کرده اند. اين متون حديثي شامل روايات صحيح و روايات ضعيف است و دراين صورت به مصلحت نيست که عينا ترجمه شود و نيازمند اين است در ابتدا پالايش و سپس متناسب با فرهنگ آنجا ترجمه شود.
    
اگر بخواهيد محصول نهايي گفت وگوهاي ديني و آنچه را مورد انتظار جمهوري اسلامي است،جمع بندي کنيد، به چه نکته هايي اشاره مي کنيد؟
نظام سياسي مي تواند از گفت وگوهاي ديني منافع آني طلب کند. به اين گفت وگوها هميشه بايد به صورت استراتژي درازمدت نگاه شود. نه ما مي خواهيم مسيحيان ارتدکس را مسلمان کنيم و نه آنها مي توانند ما را به دين خود دربياورند. ما مي خواهيم به يک زبان مشترک برسيم. در قرآن هم هست که در ميان اهل کتاب، مسيحيان نزديک ترين افراد به مسلمانان هستند؛ «اقربهم موده» هستند. در همان آيه شريفه دو دليل آمده است؛ يک اينکه دانشمندان مسيحي از گذشته هاي دور نسبت به علماي ساير اديان، در برابر پذيرش حق، يک آزادمنشي بيشتري داشتند و مقاومت نمي کردند و چون ازدنياگذشته و راهب هستند، زمينه براي آنها فراهم تر است. اين را در عمل هم مي توان ديد؛ پس فرصتي استثنايي است و بايد از آن براي منافع درازمدت خود استفاده کنيم. شايد اين منافع امروز خود را نشان ندهد، چون گفت وگوهاي عقيدتي و کلامي طبيعتش اين است که زودبازده نباشند. حتي در گفت وگوي ديني با مسيحيت ارتدکس روسيه، اين ٢٠ سال زماني که صرف شده هم، مدت طولاني محسوب نمي شود؛ با اين توضيح که هر دو سال يک بار برگزار شده است. بااين حال، در گفت وگوهاي ديني، نبايد براي منافع سياسي سرمايه گذاري کنيم و بايد به آن به چشم يک سرمايه گذاري عقيدتي و فرهنگي نگاه کرد.
    
جامعه دانشگاهي و طرف گفت وگوي شما در روسيه، چه انتظاري از ايران دارند؟ سخني دراين باره عنوان شد؟
بله، از ما انتظار داشتند هم نقش فعال تري ايفا کنيم و هم اينکه بيشتر با روسيه رفت وآمد داشته باشيم. مي گفتند دو سال فرصت خيلي طولاني براي انجام اين گفت وگوهاست و بر افزايش اين ديدارها اصرار داشتند و اينکه اصرار داشتند بتوانند به منابعي دسترسي داشته باشند که به زبان روسي، اسلام و فرهنگ ايران را آشنا کند. البته در حاشيه اين گفت وگو ترجمه روسي کتابي به اسم «همزيستي اديان در ايران» رونمايي شد که باعث خوشحالي طرف روسي ما در اين نشست بود.

انتهاي پيام/


٠٩:٠٩ - 1395/10/06    /    شماره : ٦٦٨٢٠٨    /    تعداد نمایش : ١١٥٣



خروج




 

گزارش تصويري
  • برگزاري نشست مجمع جهاني خادمان فرهنگ رضوي در مشهد مقدس
    نشست مجمع جهاني خادمان فرهنگ رضوي 11 مرداد و در جريان پانزدهمين جشنواره بين‌المللي امام رضا (ع) در دانشگاه فردوسي مشهد برگزار شد.

  • نشست  مسئولان دانشگاه‌هاي لبنان با معاون بين‌الملل سازمان فرهنگ
    نشست گروه 16 نفره از مسئولان، رؤساي دانشكده‌ها، شخصیت‌های علمی و اساتید دانشگاه‌‌هاي لبنان با عباس خامه‌يار، معاون بين‌الملل سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، شامگاه دوشنبه 23 مرداد در محل اين سازمان، برگزار شد.

  • چهارمين نشست «قند پارسي»
    چهارمين نشست «قند پارسي»، اول مردادماه با شركت 145 تن از اساتيد و دانشجويان زبان فارسي از 44 كشور جهان در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی برگزار شد

  • برگزاري سه نشست قند پارسي در سازمان فرهنگ
    سه نشست قند پارسي در سال‌هاي (1393-1395) با حضور اساتيد و دانشجويان شركت‌كننده از كشورهاي مختلف جهان در دوره‌هاي دانش‌افزايي زبان و ادبيات فارسي در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي برگزار شد.

  • افتتاح نمايشگاه عكس «آذربايجان امروز» در تهران
    نمايشگاه عكس «آذربايجان امروز» 13 تيرماه، با حضور ابوالفضل قارایف، وزير فرهنگ و گردشگري آذربايجان به همت سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي در فرهنگستان هنر، افتتاح شد.